گروه اندیشه: مطلب استفانی موپا در نشریه لوموند، و ترجمه و انتشار آن در کانال ترجمان با نگاهی ریشهشناسانه به مفاهیمی همچون «حقوق بشردوستانه»، «دکترینهای نظامی» و «فلسفه قدرت»، در پی تبیینِ گذار از نظم حقوقیِ مدرن به دوران زور عریان را تحلیل کرده است. این متن به واکاوی «دستور زبان جدید جنگ» و فروپاشی توازن میان قانون و ترور میپردازد. متن حاضر با کالبدشکافی ادبیات سیاسی ترامپ، از فروپاشی نمادین «حقوق بینالملل» در برابر «منطق انتقام» پرده برمیدارد. نویسنده با استناد به آرای متخصصان راهبردی، هشدار میدهد که ما در حال بازگشت به عصر پیش از منشور سازمان ملل هستیم؛ جایی که قانون، نه یک ضرورت، بلکه «زائدهای مزاحم» تلقی میشود. این تغییر پارادایم، با عادیسازی خشونت علیه زیرساختهای غیرنظامی، نهتنها توازن قوا، بلکه «انسانیت مشترک» را در مسلخ دکترینهای جنگی امپریالیستی و سیاستِ مصونیتِ مطلق قربانی میکند. این مطلب کوتاه را در ادامه می خوانید:
****
«وقت جنگ قانون ساکت میشود». این ضربالمثلِ رومی که منسوب به سیسرون است، بعدها با یکی از قسمتهای «پیشتازان فضا» و اخیراً هم با سبک حکمرانی ترامپ در فرهنگ عامه رایج شده است.
روز یکشنبه، ۵آوریل، رئیسجمهور آمریکا به ایران اولتیماتوم داد که تنگه هرمز را باز کند. او گفت: «سهشنبه روز نیروگاه و پل خواهد بود، همه با هم». از آغاز درگیریها، آمریکا و اسرائیل در چندین نوبت، زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار دادهاند و مدعی شدهاند که اینها برای اهداف نظامی استفاده میشوند.
بامداد دو روز بعد، ترامپ لحن خود را حتی بیش از پیش تشدید کرد و در حسابِ تروثسوشال خود نوشت: «یک تمدن کاملامشب خواهد مرد». کمیته بینالمللی صلیب سرخ که مسئول نظارت بر قوانین جنگ است، بارها دربارۀ سبک ادبیات خشونتآمیز ترامپ هشدار داده است. میریانا اسپولیاریچ، رئیس این کمیته، میگوید: «هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی همراه با «ادبیات تشدیدکنندهای که محدودیتهای تحمیلشدۀ حقوق بشردوستانه بینالمللی را نادیده میگیرد، سبکی از جنگ را عادی میکند که انسانیت مشترک ما را از بین میبرد.»
توفیق حامل، تاریخنگاری که متخصص امور نظامی و راهبردی است، میگوید: «چنین نیست که ترامپ از هیچْ آمریکای بیقانون را اختراع کرده باشد. او در حال رادیکالکردن چیزی است که قدمت بسیار بیشتری دارد. آنچه او تغییر داده، شکل بیان چیزهاست. جایی که بوش، اوباما یا دیگر رؤسایجمهور آمریکا توجیهات قانونی و تبصره و الحاقیه میتراشیدند، ترامپ صریح و سرراست حرف میزند: مجازات، ارعاب، انتقام، تلافی»، او بهاینترتیب «این تصور را ایجاد میکند که توجیهات قانونی چیزهایی ثانویه یا حتی زائد هستند».
پیش از این نیز پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ، قوانین بینالمللی مربوط به جنگ را «احمقانه» خوانده بود. بوشه سولنیه، مدیر حقوقی سابق پزشکان بدون مرز، میگوید: «وقتی قانون را کنار میگذارید، ”دیگری“ را هم کنار میگذارید.
مسألهتان میشود نابودی، نه تعالی». سولنیه اضافه میکند: «از زمان جنگ جهانی دوم، نوعی توازن به وجود آمد: در یک سو، قانون قرار گرفت و در سوی دیگر، زور و ترور. این توازن در شورای امنیت سازمان ملل متحد تجسم یافته بود، جایی که پنج قدرت هستهای حضور داشتند و قانون و زور به هم پیوند خورده بودند.
اما به تعبیر توفیق حامل: «ترامپ در حال احیای دستور زبان بسیار قدیمیتری از جنگ است که از نظر حقوقی به پیش از منشور سازمان ملل بازمیگردد. این زبان در بُعد تاریخیاش ماهیتی امپرئالیستی دارد، و تا حدی میتوان آن را در نمونههای معاصری مانند دکترین ضاحیه مشاهده کرد».
در سال ۲۰۰۶، ارتش اسرائیل ضاحیه، حومه شیعهنشین بیروت، را آنچنان بمباران کرد که شمار زیادی از غیرنظامیان آسیب دیدند و استفاده نامتناسب اسرائیل از زور و هدفگیری عمدی غیرنظامیان، وسیعاً مورد انتقاد قرار گرفت.
فیلیپ لازارینی، رئیس پیشین آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی، که شاهد تخریب مقر این نهاد در بیتالمقدس توسط ارتش اسرائیل در سال ۲۰۲۶ بود و از دست رفتن «۴۰۰ همکار» خودش را در جریان جنگ غزه به چشم خودش دید، گفت: نقضهای فاحش حقوق بینالملل در درگیریها چیز جدیدی نیست. آنچه جدید است، احساس مصونیت کامل سیاستمدارانِ جنگطلب است؛ اینکه قوانین بهراحتی نادیده گرفته میشوند.
216216




نظر شما