مذاكرات اسلام آباد

اپوزیسیون شوروی؛ دل بستن به هیتلر برای رهایی میهن از استالین!

جالب این‌که مهاجران در تبعید روس به‌خوبی از نظرات نژادپرستانه نازی‌ها نسبت به روس‌ها آگاه بودند، می‌دانستند که از نظر هیتلر آن‌ها «مادون انسان» محسوب می‌شوند و قرار است سرزمین‌شان «فضای زندگی» آلمانی‌ها شود. با این حال دل به هیتلر بستند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروهی از مهاجران در تبعید روس با وجود احساسات ناسیونالیستی غلیظ، از تهاجم آلمان نازی به کشورشان استقبال کردند و آن را فرصتی برای براندازی رژیم شوروی دانستند. آن‌ها منتظر دعوت نازی‌ها بودند تا در پیش‌روی به روسیه همراه‌شان شوند؛ اما نازی‌ها در ابتدا نه‌تنها آن‌ها را پس زدند بلکه حتی برخی را هم دستگیر کردند.

اولگ بیدا که اکنون مدرس تاریخ در دانشگاه ملبورن است، پایان‌نامه دکترای خود را راجع به بخشی از اپوزیسیون در تبعید شوروی نوشته؛ رهبران و مبارزان سابق ارتش روس‌های سفید که پس از سال‌ها دوری از وطن از حمله هیتلر به کشورشان استقبال کردند. روس‌های سفید ازقضا به‌شدت ناسیونالیست بودند، اما از تهاجم نظامی به عنوان فرصتی برای براندازی رژیم شوروی حمایت کردند.

بیدا می‌گوید به رغم این‌که مهاجران روس در غرب درخصوص جنگیدن حتی در حمایت از اشغالگر خارجی مصمم بودند، اما طی بیست سالی که در تبعید زندگی کردند به هیچ طرح سیاسی روشن و واحدی برای فردای روسیه‌ای که می‌خواستند آزادش کنند، نرسیدند. به قول بیدا آن‌ها فقط گذشته و تجربه نظامی‌شان را داشتند، و فکر می‌کردند باقی قضایا در عمل حل می‌شود.

حزب نازی البته ترجیح می‌داد بر این مهاجران مسلط باشد نه این‌که با آن‌ها همکاری کند. جالب این‌که مهاجران در تبعید روس به‌خوبی از نظرات نژادپرستانه نازی‌ها نسبت به روس‌ها آگاه بودند، می‌دانستند که از نظر هیتلر آن‌ها «مادون انسان» محسوب می‌شوند و قرار است سرزمین‌شان «فضای زندگی» آلمانی‌ها شود. با این حال دل به هیتلر بستند.

وقتی نازی‌ها در آلمان قدرت گرفتند بسیاری از اعضای سازمان در تبعید «اتحادیه نظامی همگانی روس‌ها» ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیسم را تایید کردند و حتی آن را «راه‌حلی درست برای مشکل روسیه» خواندند و ابراز امیدواری کردند که بتوانند همکاری مفیدی با حزب نازی در پیش بگیرند.

بیدا می‌گوید مهاجران نظامی فقط درگیر جنگی ایدئولوژیک نبودند، بلکه مرتبا در نوستالژی گذشته سیر می‌کردند. آن‌ها به گذشته‌شان می‌نگریستند و خود را همزمان در چهار واقعیت می‌یافتند: در امپراتوری قدیمی روسیه که دوره رفاه‌شان بود، در جنگ داخلی اول علیه استقرار بلشویسم، بیست سال تبعید که دوره انتظار و آمادگی بود و جنگ آلمان علیه اتحاد جماهیر شوروی که همان واقعیت موجود بود.

این واقعیت که این نظامیان مهاجر در عمل هیچ ایدئولوژی‌ای جز نفی هر آن‌چه بلشویکی بود نداشتند، باعث شده بود با وجود بهت ناشی از مشاهده قساوت آلمانی‌ها در زمان اشغال سرزمین‌های شوروی باز هم به هیچ تجدید نظر کلی راجع به همکاری با آلمانی‌ها نرسند. چون اگر به خود اجازه می‌دادند نتیجه بگیرند که آلمانی‌ها هم شرورند، دیگر برای این سوال که «پس چه کس دیگری می‌تواند روسیه را آزاد کند؟» جوابی نداشتند.

بیدا می‌گوید از این لحاظ این همراهان روس ارتش آلمان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه کوچک‌تری تماما با آلمان‌ها همدل بودند و از هر آن‌چه به شوروی مربوط بود بیزار. گروه دوم که بزرگتر بودند، تحت تاثیر رنج‌های روستاییان مناطق اشغالی و اسیران جنگی روس قرار می‌گرفتند و سعی می‌کردند به آن‌ها کمک کنند؛ با این حال واقعیت این بود که خودشان یونیفرم قهوه‌ای ارتش آلمان را به تن داشتند و برآیند اعمال‌شان در جهت خدمت به این ارتش بود.

طبیعی به نظر می‌رسد که شهروندان شوروی به این روس‌ها بیشتر از آلمانی‌ها اعتماد کنند؛ این نکته‌ای است که در خاطرات و نامه‌های این نظامیان نیز بازتاب یافته است. اما بیدا می‌گوید که گزارش‌هایی که در طرف شوروی وجود دارد تصویر پیچیده‌تری را نشان می‌دهد که حاکی از چنین اعتمادی نیست.

روس‌های سفید همچنین گزارش می‌دهند که در بخش‌های اشغالی شوروی شاهد احیای دین بوده‌اند؛ با وجود این، آن‌ها کلا یهودیان و بلایی که به سرشان می‌آمد را نادیده می‌گرفتند. بسیاری از این نظامیان ضد بلشویک، یهودستیز هم بودند و نه فقط همدلی‌ای با یهودیان نداشتند بلکه آن‌ها را مسئول وقوع انقلاب اکتبر نیز می‌دانستند. این نظامیان نسبت به یهودکشی نازی‌ها نیز بی‌تفاوت بودند و آن را نتیجه طبیعی تسلط آلمان می‌شمردند

پس از پایان جنگ، باقی‌مانده مهاجران نظامی روس برای خودشان نقشی مستقل از مقاصد نظامی آلمان در نظر می‌گرفتند. گرچه پس از جنگ جنایات آلمان عموما محکوم شد، اما کشورهای پیروز در حال و هوای جنگ سرد نقش اعضای «اتحادیه نظامی همگانی روس‌ها» و سایر مهاجران نظامی که برای جنگ در کنار آلمانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی رفتند، هرگز مورد بررسی قرار نگرفت، زیرا آن‌ها را به هر حال ضد بلشویک شمردند.

بیست سال قبل از حمله آلمان به شوروی، اعضای آینده اتحادیه نظامی شکستی فلج‌کننده را متحمل و از کشورشان رانده شدند و همه چیز جز هویت‌شان را از دست دادند. اما همین ترومای جمعی شکست به آن‌ها کمک کرد هویت‌شان را به عنوان «روس‌های سفید» حفظ کنند و تا سال ۱۹۴۱ آن‌ها را به عنوان گروه اجتماعی کم و بیش منسجم نگه داشت.

تهاجم و اشغالگری آلمان برای مردم روسیه در عمل فاجعه‌بار بود. مهاجران روسی با پیوستن به ارتش آلمان علیه روسیه بار دیگر شکست خوردند. پس از این شکست هم داستان‌های فراوانی از رنج‌هایی که برای «آزادی روسیه» کشیده بودند داشتند که بگویند؛ اما وقتی از دنیا می‌رفتند، دیگر ملت و بازمانده‌ای نداشتند که بخواهد میراث‌شان را حفظ کند یا رنج‌شان را پاس دارد و چراغ‌شان فرو فسرد.

منبع: صفحه اینستاگرامی دانشکده؛ چکیده پژوهش‌های به‌روز دانشگاهی

۲۵۹

کد مطلب 2209470

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین