مذاكرات اسلام آباد

چهره‌ای که کتابخانه مجلس و مدرسه سپهسالار را ماندگار کرد

با درخواست علی اصغر حکمت شیرازی، وزیر معارف وقت و متولی مدرسه سپهسالار، در سال ۱۳۱۳ نوشتن فهرست تفصیلی نسخ خطی مدرسه سپهسالار شروع می‌شود. جلد اول در سال ۱۳۱۵ و جلد دوم سال ۱۳۱۸ به چاپ می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، هفتمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم محمد برکت، به زندگی و اقدامات فرهنگی ابن‌یوسف شیرازی، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

در سال‌های پرهیاهوی آغاز قرن چهاردهم قمری، در کوچه‌های آرام شیراز کودکی چشم به جهان گشود که بعدها نامش در تاریخ کتاب و فرهنگ ایران ماندگار شد؛ ضیاءالدین حدائق شیرازی، «ابن‌یوسف». او در خانه‌ای بزرگ شد که کتاب و گفت‌وگوهای علمی، بخشی از زندگی روزمره بود. پدرش، شیخ یوسف حدائق، عالمی خوش‌بیان و آزاداندیش بود؛ مردی که از دل سنت برآمده بود اما دل در گروی مدرسه‌سازی، مشروطه‌خواهی و گسترش دانش داشت. چنین فضایی، نخستین بذرهای عشق به تحقیق و نسخه‌های خطی را در جان پسر جوان کاشت.

ابن‌یوسف مسیر دانش را از حجره‌های شیراز آغاز کرد و بعدها پا به شهرهایی گذاشت که هرکدام بخشی از هویت علمی او را ساختند: اصفهان، قم، مشهد؛ اما این تهران بود که سرنوشتش را تغییر داد. ورود او به مدرسه سپهسالار، گویی دری تازه به روی او گشود. میان اتاق‌های مملو از نسخ کهنه و خوش‌خط، روزهایی را سپری کرد که بعدها «سال‌های طلایی» زندگی‌اش نام گرفت.

از تولد تا کتابشناسی

آیت‌الله ضیاءالدین حدائق شیرازی، معروف به «ابن‌یوسف»؛ در یازدهم محرم سال ۱۳۲۳ هجری قمری، در یک خانواده علمی و روحانی، در شیراز به دنیا آمد. نسب وی با چهار واسطه به شیخ یوسف بحرانی (متوفای ۱۱۸۶ هجری قمری)، صاحب کتاب گران‌قدر «الحدائق الناضره إلی أحکام العتره» می‌رسد.

پدرش، آیت‌الله حاج شیخ یوسف حدائق، از علماء و مجتهدین طراز اول شیراز بود که در دوره اول و سوم مجلس شورای ملی، نماینده مردم شیراز بود. خطابه‌های آگاهانه و با بصیرت وی در «مذاکرات مجلس» و «روزنامه مجلس» آمده است. همچنین وی نماینده انجمن ایالتی و ولایتی فارس در دور دوم بود که بخشی از سخنانش در «خلاصه مذاکرات انجمن ایالتی و ولایتی فارس» آمده است. وی عالمی شعردوست و شعرشناس بود و در انجمن‌های ادبی «سالار» و «فارس» و «دارالادب شوریده» شرکت می‌کرد. مرحوم بهروزی می‌گوید:

«مرحوم حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ یوسف حدائق از فحول علماء و مجتهدین مبرز شیراز بوده که در فنون ادب و علوم قدیمه و فقه و اصول و مخصوصاً زبان عربی تبحر کاملی داشت. آن مرحوم از آزادی‌خواهان و روشنفکران معروف صدر مشروطیت بود و بسیاری از مدارس شیراز در اثر مساعدت و همراهی آن مرحوم تأسیس یافت و در راه تعمیم فرهنگ و استقرار مشروطیت مجاهدت بسیار کرد و لذا مردم حق‌شناس شیراز در دوره اول او را به عنوان «مجتهد طراز اول» انتخاب کردند و فقید سعید در نوشتن قانون اساسی شرکت داشت. در واقعه به توپ بستن مجلس با زحمات بسیار از راه روسیه به ترکیه رفت و از آن‌جا به مکه معظمه مشرف شد. فقید سعید سال‌ها مدرس مدرسه منصوریه بود و در حسن خلق و تواضع بی‌مثل بود. مسجد جمعه (جامع عتیق) که کاملاً منهدم و مخروبه شده بود به سعی ایشان دوباره تعمیر و مرمت شد. آن مرحوم در سال ۱۳۲۲ شمسی به رحمت ایزدی پیوست و در شاهچراغ به خاک سپرده شد. در سال ۱۲۸۴ شمسی (۱۳۲۴ قمری) یکی از رؤسای مدرسه الیانس موسوم به «مسیو ونزیانی» ایتالیایی به دین اسلام مشرف شد و با مساعدت و همراهی مرحوم آیت‌الله آقای میرزا ابراهیم مجتهد محلاتی و مرحوم حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ یوسف حدائق نماینده دوره اول مجلس شورای ملی، مدرسه‌ای را به نام مدرسه اسلامیه تأسیس کرد و چند نفر از معلمین تحصیل کرده و فاضل را به آموزگاری آن انتخاب کرد. این مدرسه قریب یک سالی دائر بود.»

ابن‌یوسف پس از تحصیل مقدمات علوم در مدارس جدید و مدرسه علمیه منصوریه، به سال ۱۳۴۵ هجری قمری برای تکمیل علوم معقول و منقول به اصفهان، قم، تهران و مشهد رفت و مدت پانزده سال در تهران اقامت گزید و با گرفتن لیسانس دانشکده معقول و منقول، در مدرسه عالی سپهسالار و مدرسه خان مروی به تدریس پرداخت. او از علمای بزرگ تهران اجازه اجتهاد گرفت و سپس به عتبات عالیات رفت و از معلمان نامدار آن‌جا نیز موفق به اخذ اجازه شد.

ابن‌یوسف با صبیه «مجاهد بزرگ آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین مجاهد برازجانی که شخصیت استثنائی ایشان در جنگ جهاد علیه اجانب در بوشهر، دشتستان و تنگستان اظهر من الشمس است و حکم جهاد وی، رئیس‌علی دلواری را سرمست پیکار کرد و در رکاب او حماسه آفرید» ازدواج کرد و خداوند و به ایشان سه فرزند دختر و سه فرزند پسر به نام‌های: فاطمه، حمیده، عطیه، محمد (مشهور به برهان)، محمدحسین و یوسف عطا فرمود.

آقای محی‌الدین حدائق، برادر مرحوم ابن‌یوسف، در دوازدهمین آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (سال ۱۳۹۱) که در شیراز برگزار شد، مطالبی درباره پدر و برادرشان اظهار داشتند که آن‌چه در نوشته‌های تراجم‌نویسان نیامده این است:

«... پس از به توپ بسته شدن مجلس، مدتی در تهران فعالیت می‌کرد تا بالاخره تحت تعقیب قرار گرفت و با لباس مبدل با مهارتی که در زبان ترکی اسلامبولی داشت از چنگ مأمورین سعدالدوله وزیر داخله وقت فرار کرد و خود را به اسلامبول رسانید. خوشبختانه در همان زمان در عثمانی مشروطیت اعلام شده بود. ارفع‌الدوله سفیر ایشان و عده‌ای از مشروطه‌خواهان از ایشان استقبال کردند و شیخ یوسف با بسیاری از رجال عثمانی آشنا شد و سپس به مصر رفت و چند ماهی مهمان دانشگاه الازهر بود و سپس به لبنان و سوریه رفت و به تکمیل ادبیات عرب اقدام فرمود و سپس به‌ وسیله راه‌آهن میان دمشق و مدینه عازم حجاز شد و پس از ادای حج و زیارت حرم مطهر نبوی و بقیع به شیراز بازگشت و به وکالت دوره سوم مجلس شورای اسلامی برگزیده شد. گرچه عمر دوره سوم به‌ خاطر جنگ جهانی اول کوتاه بود، برای مرحوم شیخ خالی از فایده نبود ازجمله دوستی ایشان با مرحوم سیدحسن مدرس، ملک‌الشعرای بهار و کسانی دیگر از دانشمندان مقیم تهران. اما شادروان ضیاءالدین ابن‌یوسف، ... به امر پدر عازم تهران شد ۱۳۰۷ شمسی و مستقیماً با نامه‌ای به خدمت مرحوم سیدحسن رسید. مرحوم مدرس شادمانه او را در آغوش گرفت و حجره‌ای بزرگ و مفروش در اختیار او نهاد و کل درس خود را به آنجا منتقل کرد.

مرحوم ابن‌یوسف در مدرسه سپهسالار تهران از استادان گران‌قدری مانند مرحوم مدرس، مرحوم الهی قمشه‌ای، بدیع‌الزمان فروزانفر، مشکوه، میرزا [محمد]طاهر تنکابنی و آیت‌الله [سیدمحمدکاظم] عصار و عده‌ای دیگر از علما و حکمای معاصر دیگر [بهره برد]. و در مدت سه سال موفق به اتمام تحصیلات اولیه شد و مقام اولی را کسب کرد. از قول خود ایشان منقول است که در جلسه جشن فارغ‌التحصیلی مرحوم ابن‌یوسف سخنرانی مبسوطی می‌فرماید که مورد توجه استادان و سایر بزرگان که در جلسه بودند قرار می‌گیرد تا آن‌جا که مرحوم استاد بدیع‌الزمان فروزانفر از جای خود برمی‌خیزند و می‌فرمایند: اگر طیب الله أنفاسکم مهبطی داشته باشد دهان این جوان شیرازی است. و دیگری از استادان که نام‌شان را بنده از یاد برده‌ام می‌گوید: بأبه اقتدی عدی بالکرم / و من یشابه أبه فما ظلم ...

مسئله نام فامیلی ابن‌یوسف: در اوایل سال‌های ورود مرحوم ابن‌یوسف به تهران و اشتغال به تحصیل و کار در مدرسه عالی سپهسالار مستلزم انتخاب نام فامیلی می‌شود. مرحوم ابن‌یوسف به مرحوم مدرس مراجعه می‌کند. ایشان می‌فرمایند: تو پسر کیستی؟

می‌گوید: یوسف.

مدرس می‌فرمایند: پس تو ابن‌یوسفی.

آن مرحوم اطاعت امر می‌کند و این کلمه را برای نام فامیلی انتخاب می‌کند و در نامه‌ای این جریان را به شادروان پدرش می‌نویسد. ایشان در جواب می‌نویسند: امر، امر مدرس است و إن‌شاء‌الله مبارک است.

سال بعد که [در] سایر ولایات و ایالات مملکت، مردم موظف به انتخاب نام فامیلی شدند مرحوم شیخ یوسف کلمه «حدائق» را برای نام فامیلی انتخاب کرد.

در پشت جلد اول فهرست مدرسه عالی سپهسالار نوشته شده بود تألیف ابن‌یوسف شیرازی. چون این کتاب به دست پدر رسید کمی متغیر شد و به ایشان مرقوم داشت که ما هرچه داریم از آن مرد بزرگ داریم نه از من حقیر. مرحوم ابن‌یوسف... در پشت جلد دوم آن جبران این نقیصه را فرمود و نوشت: تألیف ضیاءالدین حدائق و کمی پایین‌تر مرقوم کرد ابن‌یوسف شیرازی و پدر را شادمان کرد. ...

آن‌چه به خاطر دارم نامه‌ایست که از یکی از کتابخانه‌های مُعظم غرب که میلیون‌ها کتاب دارد به مرحوم ابن‌یوسف نگاشته شده بود (زمستان ۱۳۳۶) و از ایشان دعوت شده بود که برای تدوین کتبی درباره کتاب‌های فارسی و عربی آن کتابخانه به آن کشور بروند. بنده و مرحوم عیسی وصال دبیر فاضل زبان‌های فرانسه و انگلیسی نامه را ترجمه کرد ولی ایشان از رفتن به آن ولایت دور دست استنکاف کردند و هرگز از استنکاف اظهار پشیمانی نفرمودند.»

چهره‌ای که کتابخانه مجلس و مدرسه سپهسالار را ماندگار کرد

حیات کتابشناسانه

ابن‌یوسف از نوجوانی با کتاب و کتابخانه آشنا بود و تا آخرین ساعات عمر هم که در بستر بیماری بود، از کتاب جدا نشد. آن‌چه به‌ صورت حرفه‌ای و به اصطلاح «حیات کتابشناسانه» می‌توان از آن نام برد، پانزده سالی است که وی در تهران اقامت داشت. ابن‌یوسف در حدود سال ۱۳۰۷ وارد تهران شد و حدود سال ۱۳۲۱ (یک سال قبل از فوت پدر) به شیراز مراجعت کرد. در سال ۱۳۴۹ هجری قمری (/ ۱۳۰۹ شمسی) ترجمه کتاب «صدرالدین شیرازی» را آغاز و در روزنامه ایران امروز به چاپ رساند. مهم‌ترین فعالیت کتابشناسانه وی با نوشتن فهرست نسخه‌های خطی مدرسه سپهسالار شروع می‌شود.

با درخواست علی‌اصغر حکمت شیرازی، وزیر معارف وقت و متولی مدرسه سپهسالار، در سال ۱۳۱۳ نوشتن فهرست تفصیلی نسخ خطی مدرسه سپهسالار شروع می‌شود. جلد اول در سال ۱۳۱۵ و جلد دوم سال ۱۳۱۸ به چاپ می‌رسد. پس از آن به درخواست مسئولین کتابخانه مجلس شورای ملی، نوشتن جلد سوم فهرست نسخه‌های خطی آن کتابخانه را شروع و در سال ۱۳۲۱ چاپ و منتشر می‌شود.

شیوه فهرست‌نگاری ابن‌یوسف مورد توجه تمام اهل کتاب و کتابشناسی قرار گرفت. درخصوص ارزش کار ابن‌یوسف، زریاب خویی بیان می‌کند: «بنده یک وقتی بین سال‌های ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ شاید هم پیش از این سال‌ها به آن مجله نگاه می‌کردم و می‌دیدم که دائماً از نداشتن آگاهی و دسترسی به کتاب‌های خطی و چاپی و کتابخانه‌های ایران شکوه می‌کنند... یکی حاج میرزا اباعبدالله زنجانی بود. این مرحوم کتاب‌های خطی را که متعلق به عمویش بود و در دسترس او قرار گرفته بود، در مجله معرفی می‌کرد. و یک وقتی هم سعید نفیسی از کتاب‌های چاپ سنگی ایران تهیه کرده بود که در همین مجله منتشر شد. اما پیش از او مرحوم ثقه‌الاسلام شهید تبریزی که با مجله‌های المقتطف و الهلال ارتباط داشت و بعضی از کتاب‌های خطی، مخصوصاً کتاب‌های ریاضی را در آن‌جا معرفی می‌کرد. من نوشته‌های او را دیدم. آشنایی دنیای اسلام با کتابخانه‌های ایران بیش از این حد بیشتر نبود. در کتاب تاریخ آداب اللغات العربیه نوشته جرجی زیدان فصلی است راجع به کتابخانه‌های عربی در دنیای آن روز. در این فصل از کتابخانه‌های استانبول، نجف و... سخن رفته، اما اصلا و ابداً از کتابخانه‌های ایران صحبت نشده است، تا این‌که فهرست مرحوم اعتصام‌الملک چاپ شد. بعد از انتشار این فهرست بود که فهمیدند در ایران کتابخانه‌ای به نام کتابخانه مجلس شورای ملی هست که چند صد کتاب خطی دارد و ... خلاصه بعد از این‌ها باید از ابن‌یوسف نام برد که فهرستی از کتاب‌های کتابخانه مدرسه سپهسالار و مجلس شورا را به چاپ رساند.»

اولین کلاس کتابداری در ایران در تابستان سال ۱۳۱۷ در تهران برگزار شد. مؤسس، مدیر و اساتید آن کلاس‌ها، همه از بزرگان اهل کتاب و کتابشناسی بودند. درس «متون کهن» که باید در ده جلسه برگزار می‌شد، برعهده ابن‌یوسف گذاشته شد.

پس از کتابشناسی

ابن‌یوسف، پس از تألیف جلد سوم فهرست مجلس در سال ۱۳۲۱ شمسی، تهران و کتابشناسی حرفه‌ای را رها و به شیراز مراجعت کرد و موجب تأسف اهل کتاب و کتابشناسی شد.

هیچ دلیل روشنی در دست نیست که چرا ابن‌یوسف، در اوج فعالیت و موفقیت در فهرست‌نویسی و کتابشناسی، تهران را ترک و به شیراز آمد. وی کتاب، مطالعه و تألیف را هیچ‌گاه رها نکرد؛ اما با مراجعت به شیراز نتوانست نوشته‌هایش، حتی جلدهای بعدی فهرست مدرسه سپهسالار را که فیش‌برداری کرده بود، به چاپ برساند. البته در سال‌های پایانی عمر و در بستر بیماری، دو کتاب از ایشان چاپ و منتشر شد.

ابن‌یوسف پس از مراجعت به شیراز، در مدرسه منصوریه مشغول به تدریس علوم دینی شد، و از آن‌جا که بیانی رسا داشت و خطیبی فصیح به شمار می‌رفت، به ارشاد خلق می‌پرداخت و اغلب اوقات را مصروف به تحقیق و تتبع می‌کرد. ابن‌یوسف تا توان داشت در جلسه‌های کانون دانش پارس و انجمن صدر شرکت می‌کرد.

مرحوم ابن‌یوسف ـ در حالی که چند سالی در بستر بیماری بود ، در جمعه سی‌ام بهمن ۱۳۶۶ هجری شمسی، پس از ۸۴ سال زندگی با نیک‌نامی جهان را بدرود گفت و در آرامگاه حضرت امامزاده ابراهیم رخ در نقاب خاک کشید.

مرحوم ایرج افشار خبر درگذشت ابن‌یوسف را در «آینده» این‌گونه گزارش کرده است:

«ابن‌یوسف شیرازی (حدائق) (شیراز ۱۳۲۳ق ـ ۱۳۶۶ش)

خبر درگذشت این دانشمند نسخه‌شناس را که از پیشروان فن فهرست‌نویسی در ایران بود، دوستی به من داد که خود به‌ طور خصوصی خبر شده و به مجلس تذکر آن مرحوم در منزل دوست فاضل آقای مهدی ماحوزی رفته بود. ماحوزی خویش نزدیک آن مرحوم است. ابن‌یوسف تحصیلات سنتی قدیم را در شیراز و سپس در اصفهان و قم و مشهد و تهران دیده بود و درجه لیسانس دانشکده معقول و منقول را هم دریافت کرد و در مدرسه‌های سپهسالار و مروی درس می‌گفت. فرزندانش نام خانوادگی برهان دارند. به آنان و دیگر بازماندگان (خاندان دشتی، آرجین، ماحوزی) تسلیت می‌گوییم. از آثار اوست: فهرست کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار دو جلد ۱۳۱۵ و ۱۳۱۸. فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی، جلد سوم، ۱۳۲۱. نهج البلاغه چیست؟ ترجمه نوشته هبه‌الدین شهرستانی ۱۳۱۶. صدرالدین شیرازی، ترجمه نوشته ابوعبدالله زنجانی که در روزنامه ایران منتشر شده است».

لازم به ذکر است که: پسر بزرگ مرحوم ابن‌یوسف، نامش محمد و مشهور به «برهان» بود و آثاری از او در ایران و آمریکا به چاپ رسیده و نامه‌ای هم به مرحوم ایرج افشار داشته که در جلد اول نامه‌های ایشان چاپ شده است. «نهج البلاغه چیست؟» ترجمه «ما هو نهج البلاغه» نیست، بلکه به تصریح ابن‌یوسف در مقدمه کتابش: «بسیاری از مطالب آن ترجمه گردیده».

مرحوم ابن‌یوسف، کتابخانه‌ای نفیس و با ارزش از کتاب‌های چاپی و خطی داشت که بخشی از آن، مجموعه کتاب‌های مرحوم والدش، حاج شیخ یوسف حدائق بود که از کشور مصر آورده بود. آن‌چه از نسخه‌های خطی پس از فوت ایشان باقی ماند و بالغ بر سیصد نسخه بود، به کتابخانه آیت‌الله العظمی نجفی مرعشی در قم منتقل شد.

عشق به کتاب موجب شده بود که ابن‌یوسف، تمام کتاب‌های موجود در کتابخانه‌اش و بخصوص نسخه‌های خطی را با دقت، از اول تا به آخر مطالعه کند و با حافظه قوی خدادادی، در جای‌جای تألیفاتش از مطالب آن‌ها بهره گیرد. برای نمونه، در کتاب «شرح آیات معنونه» که در سال‌های پایانی عمر وی نوشته شده می‌گوید: «در کتابی که در خواص آیات در کتابخانه اینجانب موجود است به‌ خاطر دارم که نگاشته شده: آیت‌الکرسی را که مشتمل بر پنجاه حرف است با ده وقف اگر تلاوت کنی فایده‌های بسیار دارد و شماره کردم تا و هو العلی العظیم پنجاه حرف و در کتب قرائت مواقف وقف‌های دهگانه آن مشخص شده است!»

...

۲۵۹

کد مطلب 2210207

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین