به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، زهرا سلیمانی اقدم نوشت: اگر روزگاری قدرت را با شمار موشکها، ناوها و سربازان میسنجیدند، در عرصه عجیب کنونی، کتابی راهی بازار شد که استدلال میکند، امروز قدرت واقعی در جایی دیگری دارد رقم می خورد، در شبکههای پرداخت، تراشههای پیشرفته، مسیرهای انرژی، و مهمتر از همه، در «گلوگاههایی» که اقتصاد جهانی از آن عبور میکند.

کتاب «گلوگاه های راهبردی: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی» با عنوان اصلی «Chokepoints: American Power in the Age of Economic Warfare» روایتی است از این دگرگونی؛ از لحظهای که اقتصاد از ابزار رفاه، به ابزار جنگ بدل شد.
ادوارد فیشمن، نویسنده این اثر، مفهومی بسیار مهم را در کتاب خود با عنوان «Chokepoint» معرفی میکند که بهترین ترجمه برای ان می تواند معادل های «گلوگاه های قدرت» یا «گلوگاه های راهبردی» باشد یعنی نقطهای در اقتصاد جهانی که اگر کنترلش کنی، میتوانی دیگران را فلج کنی. مثل دلار آمریکا (سیستم مالی جهانی)، تراشههای پیشرفته (semiconductors) یا مسیرهای انرژی. تجارت در این گلوگاهها به آمریکا قدرت نامتقارن میدهند. (Springer Link)
نویسنده در مثال ایران، موضوع «تحریم بهعنوان سلاح» را مطرح می کند و توضیح می دهد که آمریکا چگونه دسترسی ایران به سیستم مالی جهانی را قطع کرد و نتیجه آن شد سقوط ارزش پول، فشار اجتماعی و افزایش نارضایتی. از این رو تحریمها نه فقط اقتصادی، بلکه تاثیرات سیاسی و اجتماعی دارند.
مثال روسیه با بحث جنگ اوکراین شروع می شود. اینکه چگونه مسدود کردن داراییهای بانک مرکزی و محدودیت فناوری و انرژی توانست تاثیری چون شوک اقتصادی شدید داشته باشد اما تطبیق تدریجی روسیه این شرایط را تا حدودی خنثی کرد.
در ادامه بحث چین باز می شود و موضوع مهم جنگ فناوری. نویسنده توضیح می دهد که محدود کردن دسترسی به تراشه و فناوری یا فشار بر شرکتهایی همچون Huawei چگونه توانست توانایی کنترل تکنولوژی را به رقابت اصلی تبدیل کند. اما در مسئله چین هدف به ثمر ننشست و این رقابت برعکس باعث توسعه بیشتر چین می شود.
فیشمن، در انتها هشدار میدهد که این قدرت دائمی نیست و کشورها به دنبال دور زدن دلار و گلوگاه های قدرت آمریکا میروند و سیستمهای جایگزین میسازند. در واقع جهان در حال شکاف است و اقتصاد جهانی به بلوکهای جدا تقسیم میشود که نتیجه آن کاهش همکاری جهانی خواهد بود.
اهمیت کتاب فیشمن و کتابی که به موقع آمد
اهمیت کتاب «گلوگاه های راهبردی» به قلم ادوارد فیشمن (Edward Fishman) فقط در موضوعش نیست، بلکه زمان انتشار آن هم نکته مهمی بود. در جهانی که تحریم، جنگ اوکراین، رقابت آمریکا و چین و بحرانهای زنجیره تأمین هر روز خبر اول هستند، این کتاب صرفاً درباره این رویدادها گزارش نمیدهد؛ بلکه منطق پنهان پشت آنها را توضیح میدهد. نویسنده نشان میدهد چگونه واشنگتن، بدون شلیک مستقیم، از دلار، بانک، فناوری و تجارت بهعنوان سلاح استفاده کرده و نظمی را ساخته که در آن فشار اقتصادی میتواند همان کاری را بکند که زمانی فقط ارتشها انجام میدادند. این ادعا که «بانکها میتوانند در برابر تانکها بایستند»، صرفاً یک استعاره درخشان نیست؛ قلب استدلال کتاب است.
اما «گلوگاه های راهبردی» فقط کتابی درباره آمریکا نیست. برای خواننده ایرانی، این کتاب اهمیت مضاعف دارد، چون ایران در آن صرفاً یک مثال فرعی نیست؛ یکی از میدانهای اصلی آزمایش این «جنگ اقتصادی» است. نویسنده نشان میدهد چگونه تحریمها از سطح مجازات سیاسی فراتر رفتند و به معماری فشار بدل شدند؛ معماریای که زندگی روزمره، تجارت، پول ملی و حتی افق تصمیمگیری سیاسی را تحت تأثیر قرار میدهد.
قدرت کتاب در این است که از گذشته تا امروز، از پریکلس تا هواوی، از ایران تا اوکراین، خطی واحد ترسیم میکند: قدرت مدرن، بیش از آنکه سرزمینی باشد، شبکهای است و هر که این شبکهها را کنترل کند، بازی را هم کنترل میکند.
شاید مهمترین دلیل برای خواندن این کتاب این باشد که به ما یادآوری میکند جنگهای آینده الزاماً با انفجار آغاز نمیشوند. ممکن است با دستوری در مورد بانک ها، محدودیت تراشه، یا قطع دسترسی به دلار شروع شوند. در این معنا، گلوگاه ها فقط درباره جهان امروز نیست؛ درباره جهانی است که دارد شکل میگیرد و به همین دلیل، بیش از یک کتاب، نقشهای است برای فهم آینده. در ادامه با اوردن عناوین فصل ها و بخش ها شالوده کتاب در محتوا شرح داده شده است.
بخش اول: ساخت گلوگاه های راهبردی
چگونه کتاب «گلوگاه های راهبردی: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی» داستان قدرت را بازنویسی میکند؟ این کتاب از همان ابتدا با یک ایده بزرگ آغاز میشود Win Without Fighting «پیروزی بدون جنگیدن». این جمله فقط عنوان مقدمه نیست؛ شالوده فکری کل کتاب است. استدلال نویسنده این است که قدرت آمریکا در قرن بیستویکم بیش از آنکه در ناو هواپیمابر یا موشک باشد، در چیزی نهفته است که او آن را «گلوگاههای راهبردی» مینامد؛ نقاطی در اقتصاد جهانی که اگر کنترل شوند، میتوانند کشورها را بدون شلیک گلوله تحت فشار بگذارند.
فصل اول با عنوان «راه قدیمی: تاریخچهای کوتاه از جنگ اقتصادی از پریکلس تا صدام» نشان میدهد که جنگ اقتصادی اختراع امروز نیست. محاصره، قطع تجارت و کنترل مسیرهای مبادله از دیرباز ابزار قدرت بودهاند. اما تفاوت امروز در پیچیدگی شبکههاست.
در فصل «زیرساخت نامرئی»، نویسنده وارد همان بخش پنهان قدرت میشود: بانکها، شبکههای پرداخت، سامانههای تسویه. چیزهایی که دیده نمیشوند اما اقتصاد جهان بر آنها ایستاده است.
فصل بعدی با عنوان «رهایی قدرت مالی»، توضیح میدهد چگونه نظام مالی از یک ابزار اقتصادی به یک ابزار ژئوپلیتیکی بدل شد.
فصل «توافق در صحرا» اشاره به معماری پترودلار دارد، و «پول ما، مشکل شما» شاید مشهورترین فرمول کتاب است: اگر جهان با دلار معامله میکند، کنترل دلار یعنی اهرم فشار.
نویسنده در فصل «چریکهای کتوشلواری»، از بوروکراتها و تکنوکراتهایی میگوید که مثل سربازان این جنگ بیصدا عمل میکنند. و سرانجام «آزمایش یک سلاح اقتصادی»، که در واقع گذار از نظریه به میدان واقعی است.
بخش دوم: ایران و بمب
اگر بخش اول معماری قدرت است، این بخش آزمایش آن است. فصل هشتم با عنوان «تکنوکرات» درباره طراحان تحریم است؛ کسانی که این ابزار را مهندسی کردند. در فصل «ایران در برابر “ببر بیدندان” میایستد»، آن تصور اولیه بازتاب مییابد که تحریمها شاید تهدیدی جدی نباشند. اما فصل «کسبوکار پرخطر»، نشان میدهد چطور تجارت با ایران به میدان ریسک بدل شد.
فصل «استوارت لوی وارد جنگ میشود»، لحظهای است که وزارت خزانهداری مانند یک ستاد جنگ عمل میکند. در دو فصل «دراز کردن دست» و «با ما یا علیه ما»، کتاب تنش میان دیپلماسی و اجبار را روایت میکند.
بعد نوبت به فصل «خروج»، میرسد؛ خروج سرمایه، شرکتها و شرکا. و فصول «آخرین سنگر»، «صد بر صفر»، «پلیس خوب، پلیس بد» و «رانش بزرگ / پیروزی قاطع»، هر کدام شرحی بر منطق فشار، مذاکره و تغییر موازنهاند. در فصل نوزدهم با عنوان «انجماد»، موضوع داراییهای مسدودشده مطرح میشود و فصل «جهان از یک جنگ دیگر پرهیز کرده»، شاید بحثبرانگیزترین ادعای کتاب است.در «جادوی سیاه»، نویسنده تقریباً با شگفتی از کارآمدی این سازوکار حرف میزند.
بخش سه: زمینربایی امپراتوری روسیه
در این بخش نشان داده می شود که با روسیه، همان ابزار دوباره آزموده میشود.
فصول «دیپلمات«، «یورومیدان»و «اول هدف بگیر، بعد شلیک کن»، نشان میدهند بحران چگونه از سیاست به تقابل رسید. فصول «گروه تماس»، «چاقوی جراحی» و «نخستین آتشبار»، بر طراحی تحریمهای هدفمند تمرکز دارند.
اما فصول «تشدید» و «اقتصاد دربوداغان»، نشان میدهند هزینهها بالاست، اما نتیجه قطعی نیست. از فصل «بازگشت از لبه پرتگاه»، تا «از روسیه با رشوه» و «اندیشه تاریک»، کتاب نشان میدهد روسیه نه صرفاً قربانی، بلکه بازیگری سازگارشونده است. «پلهبرقی طلایی» هم به مسیرهای فرار سرمایه اشاره دارد.
بخش چهار: تلاش چین برای استادی فناورانه
در اینجا میدان نبرد عوض میشود. فصل های «ادغامگرا» و «ذینفع غیرمسئول»، بحث را از خوشبینی به بدبینی میبرند. فصل «بیداری» و «بگذار صد سیاست چین شکوفا شود»، نشانه تغییر نگاه آمریکاست.
بعد پروندههای شرکتی میآیند و از فصول ۴۰ تا ۴۷ کتاب را تشکیل می دهند با عناوین:
«سرنخ: زدتیای»
«تأیید: فوجیان جینهوا»
«اولین شلیک به هواوی»
«شروعی غلط»
«درهای پشتی و خیانت»
«دومین شلیک به هواوی»
«دومینوها فرو میریزند»
«پرده آهنین»
این واژگان تصادفی نیستند؛ زبان جنگ سرد به زبان فناوری بازگشته.
بخش: تهاجم روسیه به اوکراین
این بخش، اوج کتاب است. فصول «عملگرا»، «بهترین نقشهها» و«آمریکا بازگشته»، فضای آغاز بحران را میسازند. در فصل «بانکها در برابر تانکها»، پرسش اصلی کتاب فشرده میشود: آیا پول میتواند در برابر زور بایستد؟
فصول «جعبه پاندورا»، «سیاست پولی در نوک اسلحه» و «ارز پوشالی»، نشان میدهند جنگ مالی چقدر عمیق شده. فصول «عرضه و تقاضا»، «مکعب روبیک» و «کارتل ارائهدهندگان خدمات»، ابعاد انرژی و بازار را به داستان میآورند و فصل «جنگ اقتصادی فرسایشی»، همراه با «بازار دوپارهشده»، از شکاف اقتصاد جهانی میگویند.
بخش شش: گسست اقتصاد جهانی
این بخش آینده را میکاود. فصل «حیاط کوچک، حصار بلند»، استعارهای برای مهار است. فصل «رقابت برای امنیت اقتصادی»، نشان میدهد همه بهدنبال سپر دفاعیاند. فصل «شکستن گلوگاهها»، پرسش بزرگ را طرح میکند: آیا میتوان از سلطه این شبکهها گریخت؟
فصل «راهبرد و فداکاری»، درباره هزینه این مسیر است و سرانجام فصل «سهگانه ناممکن»، جمعبندی کتاب است: شاید نتوان همزمان هژمونی، امنیت و جهانیشدن را حفظ کرد.
نویسنده در این ۶۸ فصل اذعان دارد که قدرت امروز نه فقط در سرزمین، بلکه در «زیرساخت»، «ارز»، «شبکه»، «فناوری» و «گلوگاه» زندگی میکند و شاید به همین دلیل، این کتاب بیشتر از آنکه درباره آمریکا باشد، درباره آینده جهانی است که در آن اقتصاد، خود میدان نبرد شده است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما