مذاكرات اسلام آباد

مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

شهادت برادر عزیزم، دانشمند فرزانه و سیاستمدار برجسته، شهید والامقام دکتر علی لاریجانی، بی‌تردید اگرچه ضایعه‌ای سهمگین و جانکاه برای مردم، نظام اسلامی ایران، خاندان علم و فقاهت، و همه دوستداران عقلانیت و خدمت بود، اما در حقیقت، مزد سال‌ها مجاهدت، صداقت، پایداری و تلاش بی‌وقفه آن عزیز مجاهد را در بر داشت؛ پاداش عمری که در راه خدا، مردم، میهن، دین و عزت ایران اسلامی سپری شد.

آنان که با این بزرگ‌مرد آشنایی داشتند، فهم عمیق، تیزبینی نافذ، درایت کم‌نظیر، بلنداندیشی و نگاه آینده‌نگر او را می‌ستودند و او را برای مردم و نظام، استوانه‌ای بزرگ، تکیه‌گاهی مطمئن و پشتوانه‌ای استوار می‌شناختند. خدمت صادقانه او در ریاست مجلس شورای اسلامی و حضور اثرگذار و مسئولانه‌اش در دوره‌های متعدد شورای عالی امنیت ملی، همواره در حافظه ملی این سرزمین باقی خواهد ماند.

فقدان لاریجانی عزیز، اگرچه پس از شهادت قائد شهیدمان، داغی تازه بر دل‌های اندوهگین نشاند و همه را در سوگی مضاعف فرو برد، اما بی‌گمان عزم ما را در پیمودن راه حق، ایستادگی در برابر دشمن، و رسیدن به پیروزی نهایی، راسخ‌تر و استوارتر خواهد ساخت.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

سال‌ها، بنا به شرایط خانوادگی و ارتباط تنگاتنگم با شخصیت خدمتگزار دوران، شخصیتی که در نوع خود بی‌تردید وحید زمانه به شمار می‌آید، یعنی حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید جواد شهرستانی، داماد و نماینده تام‌الاختیار و بازوی قدرتمند مرجع عالیقدر، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی، این توفیق نصیبم گردید که با شهید دکتر علی لاریجانی ارتباطی دیرین، نزدیک، صمیمی و سرشار از اعتماد داشته باشم.

حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج سید جواد شهرستانی، شخصیتی است که خدمات او فراتر از مرزهای حوزه، جامعه، دانشگاه، شخصیت‌های حوزوی، علمی، سیاسی و اجتماعی امتداد یافته است. سعه خدمات و آینده‌بینی او نسبت به گسترش فرهنگ مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، از محدوده جغرافیایی کشور و همسایگان فراتر رفته و تقریباً همه کشورها، بلکه قاره‌ها را در برگرفته است. او گام‌به‌گام در مسیر موالیان خویش، یعنی امامان معصوم علیهم‌السلام، حرکت کرده و برای او مرز و بوم، نژاد و ملیت، مسلمان و غیرمسلمان، مفهومی محدودکننده نداشته است؛ بلکه انسان و انسانیت، همواره در مرکز نگاه، اندیشه و عمل او قرار داشته و خدمات خویش را عزتمندانه تقدیم همه انسان‌ها کرده است.

همین پیوند مبارک و دیرینه، خود عاملی مهم در ارتباط سالیان دراز من با شهید دکتر علی لاریجانی شد؛ ارتباطی که بسیار فراتر از مرز یک دوستی ساده بود. تا آنجا که برای رفع هر معضل، انتقال هر پیام، پیگیری هر امر ضروری و انجام بسیاری از وظایف، مستقیماً با این شخصیت آرام، متین، نجیب و دوست‌داشتنی ارتباطی بزرگوارانه داشتم.

این ارتباط، از مرز ایران نیز عبور کرد. بارها در سفرهای ایشان به عراق، توفیق دیدار با او حاصل شد. او پیوندهای روحی، عاطفی و اعتقادی خود را با نجف اشرف، زادگاه معنوی و تاریخی‌اش، و با کربلا و سایر اعتاب مقدسه، با شدتی مثال‌زدنی حفظ کرده بود. گویی خاک نجف، هوای کربلا و آستان‌های نورانی اهل‌بیت علیهم‌السلام در جان او ریشه داشت.

مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

ایشان فردی عالم، دوراندیش، هوشمند، متعهد و برخوردار از تجربه‌هایی متنوع در عرصه‌های گوناگون سیاسی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و مدیریتی بودند. قریب پنج دهه نقش‌آفرینی در لایه‌های مختلف نظام اسلامی، از ایشان چهره‌ای ممتاز، جامع و کم‌بدیل ساخته بود.

وی از شخصیتی ویژه، چندجانبه و ژرف برخوردار بود؛ شخصیتی که بی‌تردید نظیر او را در دوران زندگی خود، با وجود ارتباطات گسترده‌ام با طیف‌های گوناگون جامعه، چه علمی، چه سیاسی، چه اجتماعی و چه نسبی، کمتر سراغ داشته‌ام و کمتر دیده‌ام.

شهید دکتر علی لاریجانی، شخصیت برجسته و اندیشمند فرزانه‌ای بود که در دامان بیت شریف مرجعیت تربیت یافت و در سایه شجره مبارکه استاد متفکر و اسلام‌شناس عالیقدر، مرحوم آیت‌الله شهید مطهری، قدس سره الشریف، بالید. او تمام عمر بابرکت خود را مصروف اعتلای اسلام و ایران کرد و در این مسیر نورانی، همه فراز و نشیب‌ها، ناملایمات، بی‌مهری‌ها، طعنه‌ها و جفاها را با صبر، بصیرت، سکوت و نجابت تحمل نمود و هرگز از راه، هدف و آرمان‌های متعالی خویش کناره نگرفت؛ تا آنکه در نهایت، سرمایه جان مطهر خود را بر سر همین آرمان‌ها نهاد.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

کمتر پیش می‌آید که سیاستمداران برجسته یک کشور، در حوزه‌های فکری و اندیشه‌ای نیز سرآمد، یا دست‌کم قابل ذکر و اعتنا باشند. این مایه فخر ماست که لاریجانی را اهل تفکر، اندیشه، مطالعه و تأمل می‌شناختند. او سیاست را تنها فن اداره قدرت نمی‌دانست؛ بلکه آن را عرصه‌ای برای عقلانیت، تدبیر، شناخت انسان، فهم تاریخ و صیانت از مصالح بلندمدت کشور می‌دید.

شهید لاریجانی هم محیط بین‌الملل را می‌شناخت و هم منطقه را. کمتر مسئولی در جمهوری اسلامی، حتی در میان نامداران دستگاه دیپلماسی، از چنین جامعیتی برخوردار بوده است. او می‌دانست که روابط بین‌الملل، در بسیاری از بزنگاه‌ها، چیزی جز روابط اشخاص نیست؛ یعنی ارتباطات انسانی، اعتمادسازی‌های هوشمندانه و گفت‌وگوهای سنجیده، گاه مکمل و بلکه کاراتر از فعالیت‌های رسمی و مرسوم‌اند.

به تعبیر دقیق‌تر، دیپلمات‌گری نزد او نه در فرم یقه، آداب کنسولی، تشریفات خشک، یا روخوانی بی‌روح از مواضع و بیانیه‌های ارسالی از مرکز قدرت خلاصه می‌شد،بلکه توانایی در طراحی فضایی بود که در قالب‌های عمدتاً غیررسمی، مأموریت ملی خود را پیش ببرد و عملاً سرباز وطن باشد؛ نه صرفاً کارمندی که در عالی‌ترین شکل خود، یک بوروکرات منظم بنماید.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

بدیهی است در این میدان دشوار، ویژگی‌هایی چون جذابیت، تجربه‌مندی، جهان‌دیدگی، سواد، تاریخ‌دانی، اتکا به میراث تمدنی، هوش هیجانی، خوش‌محضری، صمیمیت، نزاکت، وقار و البته اعتماد به‌ نفس، بسیار به کار می‌آید. شهید لاریجانی در مذاکره چنین بود. فراوان دیپلمات‌های ارشد کشورمان را دیده‌ام که هنگام یادکرد جلساتی که همراه لاریجانی بوده‌اند، سلوک و فنون مذاکراتی او را بدیع، خاص، عزتمند، پیش‌برنده، نتیجه‌دار و درس‌آموز خوانده‌اند.

خوش‌تر آنکه این سرّ،تنها در حدیث دوستان و هم‌وطنان نیامده است؛ بلکه در روایت دیگران نیز بازتاب یافته است.هنگامی که خاطرات البرادعی، سولانا و دیگر مسئولان بلندپایه نهادهای بین‌المللی را می‌نگریم، می‌بینیم که آنان نیز اجماعاً بر صمیمیت، ذکاوت و قدرت این مذاکره‌کننده ارشد صحه گذاشته‌اند.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

در دوره نخست مدیریتش در شورای عالی امنیت ملی، در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶، با وجود فشارهای سنگین بین‌المللی، پرونده هسته‌ای با ابتکار «مدالیته» و سایر ابتکارات، در مسیر بسته شدن قرار گرفته بود؛ اما متأسفانه کارشکنی‌های رئیس‌جمهور وقت، سبب کناره‌گیری لاریجانی شد. و نقطه سر خط!

شهید دکتر علی لاریجانی برخاسته از خاندان فقاهت و مرجعیت بود. در حوزه نجف و حوزه قم، که هر یک مکتبی ریشه‌دار و مستقل‌اند، ریشه داشت. زاده نجف بود و بزرگ‌شده قم؛ فرزند مرجعی بزرگ که شاگردپروری او شهره بود. طبیعی است که چنین برخاستگی‌ای از خاندان فقاهت، علی لاریجانی را در چشم حوزه علمیه، به‌ویژه مراجع تقلید، شخصیتی مقبول، معتمد و محترم می‌ساخت.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

او پس از کناره‌گیری از شورای عالی امنیت ملی، عزم خانه ملت کرد. قاطبه دوستان مشترک اصرار داشتند که با توجه به سابقه، وزن ملی و جایگاه شناخته‌شده‌اش، از پایتخت نامزد شود؛ اما او قم را ترجیح داد. استقبال و حمایت بی‌سابقه مراجع تقلید و فضلای برجسته از او نشان داد که حق با شهید لاریجانی و یار دیرینش سردار محمد جعفری بوده است.

در دوره بعد نیز بار دیگر سیاسیون اصرار داشتند که سرلیستی تهران را عهده‌دار شود؛ اما او تغییر حوزه انتخابیه‌اش را بی‌وفایی به مراجع تقلید و مردم قم می‌دانست. این نکته‌ای بود که کمتر سیاستمداری بدان توجه داشت و دارد. در همین راستا باید عرض کنم که مراجع و حوزه علمیه قم نیز این دیدگاه، وفاداری و اقدام او را هرگز از نظر دور نداشتند.

او رکورد سه دوره ریاست مجلس را در تاریخ یکصدساله پارلمان ایران به نام خود ثبت کرد؛ آن هم در حالی که تنها رئیس مجلسی بود که حوزه انتخابیه‌اش غیر از پایتخت بود.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

در این دوازده سال، عملاً رابط مراجع تقلید با نظام سیاسی بود. مراجع اطمینان داشتند که وقتی نکته‌ای را به او گوشزد می‌کنند، حتماً به نتیجه خواهد رسید. از سوی دیگر، آنان از سیاست‌های نظام به صورت دست اول مطلع می‌شدند و اختلال ارتباطی رخ نمی‌داد. رابطه او با مرجعیت والای شیعه در نجف اشرف نیز جایگاه خاص خود را داشت. پیام تسلیت پرمهر آیت‌الله‌العظمی سیستانی در رثای لاریجانی، گواه روشنی بر این ادعاست.

اگر دقت کرده باشید، در ترور دکتر لاریجانی، تنها او، معاون، فرزند و سرتیم حفاظتش به شهادت رسیدند و هیچ شهروند عادی دیگری جان خود را از دست نداد. علت آن بود که در این چند ماه خانه‌ به‌دوشی و هر شب در جایی بیتوته کردن، تأکید کرده بود محل‌هایی که برای اقامت او در نظر می‌گیرند، به هیچ‌وجه در همسایگی شهروندان عادی نباشد؛ تا اگر قرار است تروری رخ دهد، برای مردم بی‌گناه حادثه‌ای پیش نیاید.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

خون‌آشامی دشمن بر او روشن بود؛ از این‌رو این تأکید را لازم می‌دانست. تأکیدی که نشانگر رقت قلب، عطوفت، مردم‌دوستی و مسئولیت‌شناسی او بود. عملگرایی و کار جدی، به‌ویژه در عرصه‌های نظامی، امنیتی و سیاسی، خواه‌ناخواه روح آدمی را سخت، خشن و ضخیم می‌سازد؛ و تنها تمرین مداوم معنویات است که روح را صیقل می‌دهد، جلا می‌بخشد و به فطرت اصیل بازمی‌گرداند. راز رقیق‌القلبی و مهربانی او، که بسیاری از آن خاطرات فراوان دارند، در همین نکته نهفته بود.

شهید لاریجانی ویژگی دیگری نیز داشت که کمتر بیان شده است: اخلاص.

به دلیل تربیت دینی و تهذیب مستمر نفسانی، از بسیاری از آفت‌هایی که معمولاً در میان سیاسیون رواج دارد، مبرا بود. سیاست، عالمی است که قاعده بازی‌اش کسب قدرت است و بازیگران این عرصه، خواسته یا ناخواسته، گاه پیرو ماکیاولی می‌شوند. خون جلوی چشمانشان را می‌گیرد و برای رسیدن به هدف، هر وسیله‌ای را مباح و بلکه ضروری می‌شمارند.اما او چنین نبود.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

اینکه ایثار و اخلاص او کمتر به چشم می‌آمد، ریشه در دو دلیل داشت: نخست آنکه شخصیتش به گونه‌ای نبود که خویشتن را به رخ بکشد و برای کارهایش فاکتور صادر کند؛ دوم آنکه امثال او، چوب هوششان را می‌خورند. دیگران گمان می‌کنند اینان پیچیده و چندلایه‌اند و در پس هر کرّ و فرّشان، محاسباتی مادی و منفعت‌طلبانه نهفته است؛ حال آنکه بسیاری از رفتارهای او از سر وظیفه، دیانت، عقلانیت و اخلاص بود.

به او بسیار جفا شد.

شبکه خالص‌سازان، که بسیاری از عرصه‌ها و رسانه‌ها را، به معنای عام کلمه، در اختیار داشتند، مرتباً از او چهره‌ای سیاس، فرمان‌گریز از رهبری و غیرانقلابی تصویر می‌کردند. طبیعی است افرادی که مخاطب منابر، هیئت‌ها، جلسات زنانه، نمازهای جمعه، پایگاه‌های بسیج و ارتش سایبری بودند، این برساخت را می‌پذیرفتند.

جالب اینجاست که اکثر این مخاطبان،نه سنشان قد می‌داد و نه از سواد تاریخی درستی برخوردار بودند.جریان‌شناسی را صرفاً از کانال همین تریبون‌داران،طوطی‌وار آموخته بودند. آنان شهید لاریجانی را در اردوی اصلاح‌طلبان تعریف می‌کردند و همان لعن و نفرینی را که نثار آن جریان می‌کردند، تبرئاً و بی‌رحمانه، نثار این مظلوم، یعنی لاریجانی، نیز می‌ساختند.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

اما او، همچون مرادش شهید بهشتی، از این پیاده‌نظام کدورتی به دل نمی‌گرفت؛ زیرا می‌دانست علت را باید در سلسله‌جنبانان این جریان جست‌وجو کرد. دلیل زاویه داشتن آن سرخط‌ها نیز البته روشن بود: لاریجانی به نهضت خوارج و بنیادگرایان دینی مجال نمی‌داد؛ زیرا با ظاهرگرایی دینی، قشری‌گری و تحجر مخالف بود و باور داشت که آنان، به دلیل فهم غلط از مبانی دین و ناآشنایی با روح و حاق دین، سبب دین‌گریزی و دین‌ستیزی نسل جوان، و به‌تدریج بخش قابل توجهی از جامعه، شده‌اند.

هیچ‌گاه در مجالساتم، چه در محافل خاص و چه در مطب خود، که افتخار داشتم بارها و بارها میزبان وی باشم و به انجام وظیفه بپردازم، و اغلب پیش یا پس از درمان، نشستی دوستانه نیز با او داشته باشم، حتی یک‌بار از محبت‌های دانه‌درشت‌های سیاست‌مدار، یا مهرپرتابان، یا کفش‌افکنان و امثال آنان، سخنی به گلایه نگفت.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

او معتقد بود که مشغول انجام وظیفه شرعی و اجرای دستور رهبری است و سکوت در برابر ناملایمات را درمان همه پیشامدها و رخدادها می‌شمرد.

از عبرت‌های شگفت روزگار آن بود که شهید لاریجانی، همان‌جایی که هفت سال پیش‌تر، در روز معنادار ۲۲ بهمن، او را شتم کردند و به سویش مهر و کفش افکندند، پیکرش گلباران شد. او نجابت ورزید، اخلاص نشان داد، صبر کرد، و خیرالماکرین، طراحان و آمران آن صحنه‌ها را رسوا ساخت.

عبرت روزگار چنین است.

همان‌جا که به شهید علی لاریجانی مهر و کفش پرتاب کردند، اکنون هزاران نفر برای تجلیل آمدند و با افتخار بر جنازه‌اش گل پاشیدند. گویی تاریخ، آرام و بی‌صدا، اما قاطع و بی‌امان، داوری خود را به نمایش گذاشت.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

برجسته‌ترین صفت او عقلانیت بود. اگر از کسانی که او را می‌شناختند بخواهیم صفات او را فهرست کنند، بی‌گمان «عاقلی» و «خردمندی» پربسامدترین آنهاست.

برگردیم به کتاب «عقل سرخ»؛ داستانی حماسی که از قصه کیخسرو آغاز می‌شود و نهایتاً به حکایتی عرفانی فرجام می‌یابد. رنگ سرخ در این داستان معنایی فراحسی و رمزآگین دارد. سرخی شفق، از آمیختگی نور و تاریکی شب، از امتزاج سفید و سیاه، پدید می‌آید؛ دو رنگی که به ترتیب سرچشمه وجود و مرتبت خلق را نمایندگی می‌کنند.


مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

شیخ شهید، در چارچوب مکتب تألیفی خود، هنگامی که از عقل سخن می‌گوید، عقل مصلحت‌اندیش مرسوم را مراد نمی‌کند. او در «عقل سرخ»، حزن، حسن و عشق را سه فرزند، بلکه سه پایه عقل می‌شمرد و معتقد است رسیدن به حسن و کمال، جز از طریق عشق میسر نیست.

عقلانیت لاریجانی، هر سه پایه را داشت: تحمل رنج، یعنی حزن، برای عافیت دین و ملت؛ حسن و کمالاتی که در او به پختگی، ثمردهی و وقار رسیده بود؛ و سرانجام عشق، عشقی که او را شایسته لبیک گفتن به ندای «ارجعی الی ربک» ساخت.

شهید والامقام دکتر علی لاریجانی، تمام عمر بابرکت خود را مصروف اعتلای اسلام و ایران کرد. در این مسیر نورانی، همه فراز و نشیب‌ها، ناملایمات، نامردمی‌ها، بی‌مهری‌ها، زخم زبان‌ها و جفاها را با صبر و بصیرت تحمل نمود و هرگز از راه، هدف و آرمان‌های متعالی خود کناره نگرفت. او سرانجام، سرمایه جان مطهر خویش را بر سر این آرمان‌ها نهاد و به دست اشقیای پلید زمانه، به شرف شهادت نائل آمد و در سحرگاه ماه مبارک رمضان، به لقاء الهی واصل گردید.

مرثیه‌ای بر عروج سرخِ دکتر علی لاریجانی؛ فرزانه‌ای از تبار عقل و اخلاص!

مقام عظیم شهادت، بر چنین انسان والا، سعادتمند، بزرگوار، مؤمن، خردمند، متواضع، صبور و مجاهد، مبارک و گوارا باد.

او شخصیتی بود که زمانه و قرن، همانندش را کمتر به جامعه تقدیم می‌کند؛ مردی از تبار عقلانیت، نجابت، دیانت، خدمت، صبر و وفاداری.

یاد و خدماتش گرامی باد.
نامش مانا باد.
راهش پر رهرو  باد.

وَفَدَ عَلَی رَبٍّ کَرِیمٍ



* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

کد مطلب 2210395

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین