مذاكرات اسلام آباد

چرا حماقت های ترامپ ما را شوکه نمی‌کند؟ /  از «پساحقیقت» تا «بی‌عقلی محض» / بازار و هوش مصنوعی راه را برای دیوانگی باز کردند

 از یک لحاظ، دورۀ اول ریاست‌جمهوری ترامپ با دورۀ دوم آن تفاوتی فاحش دارد: آنچه در دورۀ اول شوکه‌کننده به نظر می‌رسید، حالا به قاعده تبدیل شده. وقتی ترامپ تازه در سال ۲۰۱۶ رئیس‌جمهور شده بود، کسی باور نمی‌کرد یک سیاست‌مدار، اینقدر راحت دروغ بگوید. در همان دوره بود که مفاهیمی مثل «پساحقیقت» رواج یافت. اما در دورۀ دوم، گویی دیگر همه‌چیز ممکن است. ترامپ امروز می‌نویسد: «بسیار بعید» است آتش‌بس با ایران را تمدید کند، فردا بیانیه می‌دهد که تا مدتی نامعلوم آتش‌بس را تمدید کرده است.

گروه اندیشه: مجله شماره ۳۷ ترجمان مطلبی با تیتر «نقد بی‌عقلی محض: راهنمایی برای فهم نسخۀ جدید ترامپ» منتشر کرده است. این مطلب با نگاهی به یادداشت ویلیام دیویس در «گاردین»، به تحلیل پدیده «بی‌عقلی محض» در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ می‌پردازد. نویسنده معتقد است آنچه در سال ۲۰۱۶ شوکه‌کننده بود، اکنون به قاعده تبدیل شده و بی‌عقلی از رفتارهای فردی به ساختارهای رسمی تصمیم‌گیری نفوذ کرده است (مانند انتصابات جنجالی در بهداشت و دفاع).

متن ترجمان دو رویکرد رایج را نقد می‌کند: اول، کسانی که با تئوری توطئه، رفتارهای ترامپ را «نقشه‌ای پیچیده» و عقلانی می‌بینند؛ و دوم، کسانی که آن را صرفاً به «روان‌شناسی فردی» او تقلیل می‌دهند. در مقابل، با ارجاع به هانا آرنت، استدلال می‌شود که این بی‌معنایی محصول زوال «عقل سلیم» در جامعه است. در نهایت، مقصر اصلی نه توتالیتاریسم، بلکه جایگزینی قضاوت انسانی با سیستم‌های غیرشخصی مانند «بازار آزاد» و «هوش مصنوعی» معرفی می‌شود که در آن‌ها حقیقت و منطق، جای خود را به الگوهای داده‌ای و تکرار داده‌اند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

 از یک لحاظ، دورۀ اول ریاست‌جمهوری ترامپ با دورۀ دوم آن تفاوتی فاحش دارد: آنچه در دورۀ اول شوکه‌کننده به نظر می‌رسید، حالا به قاعده تبدیل شده. وقتی ترامپ تازه در سال ۲۰۱۶ رئیس‌جمهور شده بود، کسی باور نمی‌کرد یک سیاست‌مدار، اینقدر راحت دروغ بگوید. در همان دوره بود که مفاهیمی مثل «پساحقیقت» رواج یافت. اما در دورۀ دوم، گویی دیگر همه‌چیز ممکن است. ترامپ امروز می‌نویسد: «بسیار بعید» است آتش‌بس با ایران را تمدید کند، فردا بیانیه می‌دهد که تا مدتی نامعلوم آتش‌بس را تمدید کرده است.

چرا حماقت های ترامپ ما را شوکه نمی‌کند؟ /  از «پساحقیقت» تا «بی‌عقلی محض» / بازار و هوش مصنوعی راه را برای دیوانگی باز کردند
ویلیام دیویس در یادداشت جدیدش در گاردین، تلاش کرده است وضعیتِ دورۀ دوم ترامپ را تحلیل کند. او می‌نویسد: در سال‌های پس از ۲۰۱۶، ترامپ حمله‌ای گسترده را علیه رسانه‌های حرفه‌ای آغاز کرد که بسیاری اوقات بااتهام‌زنی‌های واهی همراه بود. رسانه‌های حامی ترامپ نیز این روند را تقویت کردند و انتقادها و هشدارهای عقلانی نیز نتوانستند با تأثیر این حملات مقابله کنند. اما اکنون، پس از گذشت یک دهه، مسأله صرفاً تحریف حقیقت نیست؛ زیرا بسیاری معتقدند که سیاست وارد مرحله‌ای شده که در آن «بی‌عقلی محض» فرمانروایی می‌کند.

دورۀ دوم ترامپ مملو از مثال‌های «بی‌عقلی محض» در سطوح مختلف قدرت است: آوردن چهره‌ای مثل ایلان ماسک در جلسات هیئت دولت را در نظر بگیرید، تا پافشاری‌های احمقانه بر سیاستی مثل جنگ‌های تعرفه‌ای که نه‌تنها سود مشخصی نداشت، بلکه بسیار زیان‌بار بود. حتی در حوزه‌هایی مانند بهداشت عمومی، زمام امور به دست کسی سپرده شد که یکی از بدنام‌ترین مخالفان واکسیناسیون به شمار می‌رفت. این روند نشان می‌دهد که بی‌عقلی دیگر صرفاً حرفی نیست که در دهان مردم بچرخد، بلکه به ساختارهای رسمی تصمیم‌گیری در آمریکا نفوذ کرده است.

در مواجهه با این وضعیت سرسام‌آور معمولاً دو سبک توضیح ارائه می‌شود: گروهی تلاش می‌کنند چنین رفتارهای ظاهراً بی‌منطقی را در قالب نظریه‌های پیچیده توضیح دهند؛ برای مثال می‌گویند جنگ تعرفه‌ها در واقع نمایشی پیچده است برای برهم‌زدن نظم جهانی پیشین و مقابله با رقبای آمریکا. گویی پشت هر اقدام دیوانه‌وار ترامپ طرحی پنهانی وجود دارد که در نهایت آن را عقلانی جلوه می‌دهد. اما این رویکرد خطرناک است، زیرا بی‌عقلی را، به‌اشتباه، عقلانی می‌کند و به این ترتیب، به تداوم آن یاری می‌رساند.

جنونِ قدرت؛ «غریزه مرگ» گلوی امپراتوری‌ها را می‌فشارد! / کالبدشکافی روانی قدرت‌هایی که عاشقِ نابودی خود شدند! / چه زمانی چاقو دسته خودش را می برد؟
از طرف دیگر، برخی نیز همه‌چیز را به خصوصیات فردی یا روانی ترامپ و اطرافیان او تقلیل می‌دهند و سراغ شخصیت‌شناسی یا روان‌شناسی ‌می‌روند. آن‌ها می‌گویند اگر ترامپ به رقبایش برچسب‌ها واتهام‌های ناروا می‌زند، یا پشت سر هم دروغ می‌گوید، دلیلش شخصیتِ خودشیفتۀ اوست. یا اگر وزیر دفاع او، پیت هگست، تصمیمات نظامی اشتباه و پرهزینه می‌گیرد، به‌دلیل ناکامی‌های او در دوران خدمت نظامی خودش است. هر دوی این نگاه‌ها ناکافی‌اند، زیرا مسأله اصلی، یعنی «ساختارهای اجتماعی» را نادیده می‌گیرند.

بی‌عقلی را نباید صرفاً به افراد نسبت داد، مخصوصاً وقتی در ابعادی چنین عظیم خودش را نشان می‌دهد. آندره اسپایسر و متس آلوِسون در کتاب «پارادکس بی‌عقلی» آن را ویژگی‌ای از سیستم‌های اجتماعی می‌دانند که می‌تواند گاهی اوقات کارکردی باشد. اما بی‌عقلی دولت ترامپ بیشتر به حمله‌ای آگاهانه به نهادهای تولید دانش -مثل دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی- شباهت دارد. برای فهم بی‌عقلیِ امروز شاید آرنت بیشتر به کار بیاید. او در سال ۱۹۵۳ نوشت: «رشد بی‌معنایی با ازدست‌رفتن عقل سلیم همراه است».

از نظر آرنت، بی‌معنایی نوعی وضع اجتماعی است و علاج آن را هم باید از سطح اجتماعی جستجو کرد. آرنت می‌گفت توتالیتاریسم مهم‌ترین عامل گسترش بی‌معنایی است، چون توتالیتالیسم با فروپاشی ساختار سنتی جامعه، سازوکارهای رایجِ عقلانیت، یعنی همان «عقل سلیم» را از بین می‌برد و آدم را «تنها» و «منزوی» می‌کند. اما به تعبیر ویلیام دیویس، در غرب -مشخصاً در آمریکا- توتالیتاریسم هیچگاه به پیروزی نرسید. پس عقلانیت نیز به توتالیتاریسم نباخت، بلکه «جایش را به سیستم‌های غیرشخصی و فوق‌هوشمندِ جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها سپرد».

احیای جنگ وحشیانه؛ ترامپیسم قانون را احمقانه می خواند / وحشت آفرینی ترامپ جواب می دهد؟
دیویس می‌گوید مفهوم «بازار»، آنچنان که هایک و شاگردانش از نیمۀ قرن بیستم ترویجش کردند، یکی از این سیستم‌های غیرشخصی و فوق‌هوشمند بود که «کارکرد اصلی‌اش سازماندهی به دانش در جامعه بود». به عبارت دیگر، آن‌ها می‌گفتند: مهم نیست اگر تک تک افراد اشتباه کنند، در نهایت، بازار کار درست را انجام خواهد داد. اگر این اعتقاد را به زبانِ امروزی ترجمه می‌کنیم، معنی‌اش این خواهد بود که مهم نیست اگر ترامپ تصمیم‌های احمقانه می‌گیرد، چون در نهایت استلزمات بازار اشتباهات او را تصحیح خواهد کرد.

رهبران هوش‌مصنوعی سیلیکون‌ولی هم نکتۀ مشابهی را دربارۀ هوش‌مصنوعی می‌گویند: مهم نیست حرفی که می‌زنید راست باشد یا دروغ، جدی باشد یا شوخی، محترمانه باشد یا مبتذل، در نهایت الگوها و میزان تکرار و همنشینی کلمات مهم است. دیویس می‌گوید نباید تعجب کرد اگر در چنین جهانی «بی‌عقلی» به پیروزی برسد. زیرا قوۀ قضاوت فردی و شأن انسانی به‌شکلی بی‌سابقه ضعیف شده است. از نظر او، آنچه نیاز داریم نوعی «درک راستین» است که به گفتۀ آرنت، از طریق «تخیل انسانی» ممکن می‌شود.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2211504

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =

آخرین اخبار