به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین «کتاب ضد روشنگری از قرن هجدهم» که به ویژه برای مخاطبان علوم سیاسی، روابط بین الملل، و تاریخ جهان مناسب است، از سوی انتشارات «اگر» به قیمت ۲۵۲ هزار تومان منتشر و روانه بازار کتاب شده است. گریم جرارد نظریه پرداز و نویسنده سیاسی کانادایی و استاد سیاست در دانشگاه کاردیف در انگلستان است.
درباره کتاب ضد روشنگری از قرن هجدهم تا امروز
گریم جرارد در کتاب ضد روشنگری از قرن هجدهم تا امروز از جریانهای مختلفی سخن گفته است که از آغاز پیدایش روشنگری تا به امروز به روشنگری توجه کردهاند و آن را آماج حملات و نقدهایی تند قرار دادهاند.
کتاب «ضد روشنگری» همچنین به ما میگوید که روشنگری از دید مخالفان و منتقدان جدی آن چه معنا و مفهوم و تعریفی داشته است. متن اصلی کتاب حاضر اولینبار در سال ۲۰۰۴ میلادی منتشر شده است. در کتاب «ضد روشنگری از قرن هجدهم تا امروز»، از جریانها و طیفهای گوناگون فکری سخن گفته شده که همگی در مخالفت جدی با روشنگری اشتراک نظر داشتهاند.
این طیفها و جریانها چنانچه در مقدمۀ «فرهاد سلیماننژاد» بر ترجمۀ فارسی کتاب اشاره شده، عبارتند از کاتولیسیسم محافظهکار، رمانتیسیسم آلمانی، نومارکسیسم، محیطزیستگرایی و پستمدرنیسم. نویسنده سعی کرده روشنگری را از دید مخالفان آن به ما بشناساند تا دریابیم مخالفان روشنگری چه برداشت و تلقیای از آن داشتهاند.
بخشی از کتاب ضد روشنگری از قرن هجدهم تا امروز
«مهمترین رخداد نمادینی که همزمان با سقوط پاریس در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد، به زیر کشیدهشدن مجسمهٔ ولتر توسط مزدوران نازی بود پس از آن نیز یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش طی یک سخنرانی اظهار کرد: ۱۷۸۹ از تاریخ ریشهکن شد. این طعنهٔ تاریخی گوبلز به سال پیروزی انقلاب کبیر فرانسه که درست یا نادرست - بهزعم نگارنده نادرست دوران سازترین دستاورد سیاسی روشنگری تا آن روز تاریخ قلمداد میشد، و آن رخداد نمادین ساقط کردن مجسمهٔ ولتر که به تعبیر کارل پوپر «جنبش روشنگری اصولاً ابتدا با نامههای او از لندن دربارهٔ انگلیسیها آغاز شد برملاکنندهٔ دشمنی بنیادین نازیسم با روشنگری است.
بااینهمه تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر زعمای مکتب مارکسیستی فرانکفورت در کتاب مشترکشان دیالکتیک، روشنگری، نازیسم آن مهلکترین بلیهٔ قرن بیستم را ثمرهٔ «روشنگری خودکامه و توتالیتر دانستند و مسئولیت فلسفی آن را تلویحاً برگردۀ کانت انداختند که قریب به هفت دهه پس از انتشار نامههای فلسفی ولتر، در مقالهٔ مشهورش در پاسخ به پرسش روشنگری چیست؟، برای اولینبار بهصورت بندی فلسفی روشنگری پرداخته بود.
میدانیم که کانت بهعنوان آخرین فیلسوف کلاسیک روشنگری ایدههای مرکزی انقلاب کبیر فرانسه را علیرغم همهٔ جنایات ژاکوبن ها ستود. از سوی دیگر میدانیم که قاطبهٔ بهاصطلاح محافظهکاران انقلابی حدفاصل دو جنگ جهانی در آلمان نظیر اسوالد، اشپینگلر، کارل اشمیت، ارنست یونگر و مارتین هایدگر که از بیخ ضد روشنگری بودند، هرچند مقطعی نرد عشقی به نازیسم باختند و حتی این آخری، به گفتهٔ کارل، یاسپرس مجذوب دستان جذاب هیتلر هم شدند، بااینحال، آدورنو و هورکهایمر مارکسیست که خود در همین مقطع زمانی در فضای انقلابی محافظهکار و ضد روشنگری آلمان زیستند و سرانجام از شر افراطیترین صورت همین محافظهکاری انقلابی ضد روشنگری یعنی، نازیسم به ایالات متحده گریختند، در این که نازیسم را نتیجهٔ روشنگری قلمداد کنند تردیدی به خود راه ندادند.
بهراستی چگونه میتوان پرشورترین مدافع خود آئینی و عقلانیت و ارادهٔ آزاد فردِ انسان را مسئول فلسفی نازیسم که از اساس خصم آن ها، بود انگاشت؟ دلیل این که حتی استقرار تشکیلات مکتب فرانکفورت در ایالات متحده که علیالقاعده باید به روشنگری منتسب شود، آدورنو و هورکهایمر را به بازنگری در این تحلیل دیالکتیکی که نازیسم ثمرهٔ عقلانیت روشنگری است وادار نکرد،چه بود؟
کلانتر این که چگونه میشود هواداران نازیسم و مخالفان چپگرای آن، علیرغم دشمنی خونینشان در فرازهای تلخی از تاریخ معاصر دستکم علیه روشنگری، در یک جبههٔ واحد صفآرایی میکنند؟ و پرسش بنیادیتر این که راز دشمنی جریانهای فلسفی متعارض و فراتر از آن متنافر از منتهیالیه راست تا منتهیالیه چپ با روشنگری در چیست؟»

۲۱۶۲۱۶




نظر شما