مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۴
رفیقی که برای رفیقش نوشت؛ خداحافظ عبدالله جان

دبیر اسبق کمیته ملی المپیک ایران در رثای فقدان عبدالله موحد ابراسطوره کشتی ایران یادداشتی نوشت.

باورم نمی‌شد … اما هجوم سنگین تسلیت‌ها که رسید، حقیقت مثل موجی سرد بر جانم نشست. عبدالله موحد رفت… نه فقط یک قهرمان، که افسانه‌ای از جنس غیرت و فروتنی.

دلم فشرده شد، آن‌چنان که انگار سال‌ها خاطره یک‌باره بر سینه‌ام آوار شد. تصویر روزهای دانش‌سرای عالی تربیت بدنی، هم‌کلاسی بودن با او، از برابر چشمانم عبور کرد…

ساده، بی‌ادعا، آرام… انگار نه انگار که بر بلندای المپیک و جهان ایستاده است.

او سلطان ادب بود، آمیخته با تواضع و احترام، و همین مردم‌داری‌اش بود که او را در دل‌ها جاودانه کرد. بزرگ‌مردی بود چون سرو، راست‌قامت، استوار، برآمده از مکتب اصیل پهلوانی ایران. اندوه این فقدان، نه در واژه‌ها می‌گنجد، نه در جمله‌ها آرام می‌گیرد…

تسلیت می‌گویم به مردم شریف ایران، به جامعه ورزش و کشتی و به خانواده داغدارش؛ همسر مهربان و فرزندان عزیزش.

روح بلندش در آرامش، که او از آن دست مردانی بود که رفتن‌شان هم درسی از ایستادگی‌ست…

و چه درست گفتند؛ درخت‌ها ایستاده می‌میرند.

253 258

کد مطلب 2213477

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین