مذاكرات اسلام آباد

ماجرای توسل پسرم سید مجتبی به امام رضا(ع) برای آزادی من از زندان پهلوی

کودکی معصوم در حرم امام رضا (ع) چنان با سوز و گریه برای پدرش دعا می‌کند که مادربزرگش از کرده خود پشیمان می‌شود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در اینجا روایت‌هایی از زندگی شهید آیت الله سید علی خامنه‌ای، به زبان خودشان روایت می‌شود.

همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.

کودک، معصومانه رو به امام رضا(علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست.‌

یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛

اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده،

گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛

به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.

دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم!

منبع:حوزه

کد مطلب 2213558

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین