مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۵
خدا "بنده خدا" را برای روزهای سخت نگه داشته بود

اوایل دهه هشتاد بود که دکتر علی لاریجانی به من مدیریت دبیرستان صدا و سیما را پیشنهاد کرد (چیزی که به دلیل دخالت یکی از دوستان در حد همان گفتگوی سرپایی باقی ماند) . از قم برگشته بودم تهران و هنوز کار همشهری محله هم شروع نشده بود.

چند سال بعد مسؤولیت حوزه جوانان ستاد انتخاباتی ایشان را برعهده گرفتم در انتخابات ریاست جمهوری و چنان که افتد و دانی جمع بندی اصولگرایان شد اتفاق نظر بر دکتر احمدی نژاد.

هنوز کارمان در ستاد انتخابات اوج نگرفته بود که یک روز صبح همه را جمع کرد و با فروتنی و صداقت و نجابتی عجیب گفت که من کنار کشیده ام و از شما هم می‌خواهم برای تحقق این هدف بکوشید و از این به بعد همه باید برای تحقق این وحدت کار کنیم. این متانت و سلامت نفس و عقلانیت و فداکاری -به اعتراف دوست و دشمن- در طول همه سالهای بعد در شخصیت دکتر علی لاریجانی دیده شد.

فرزند یکی از استوانه‌های مستحکم حوزه و داماد و شاگرد علامه شهید مرتضی مطهری و خودش نخبه دانشگاهی ریاضی شریف و استاد فلسفه غرب و در عین حال از فرماندهان سالهای نخستین انقلاب بود.

بعد از رد صلاحیت عجیب او در انتخابات ریاست جمهوری برای خداحافظی جهت عزیمت به مأموریت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در الجزایر به خدمت ایشان رفتم و گفتم: هر کسی جای شما بود تحمل نمی کرد و به او بر می‌خورد و چه بسا واکنش های تندی نشان می‌داد! شما چگونه تحمل کردید و به روی خودتان نیاوردید و از کنار این موضوع تلخ و عجیب گذشتید؟ باز هم پاسخش چنان متین و عاقلانه بود که نشان از وسعت دید و سعه صدر و دوراندیشی و تاب آوری او داشت. او حتی در همین پاسخ نیز به جای دلخوری‌های سطحی مرسوم از مواجهه تمدن اسلامی با استکبار غرب و لزوم صیانت از جبهه انقلاب و عظمت ایران و حفظ وحدت و انسجام می گفت.

یکی دو بار دیگر هم که به بهانه‌هایی مثل بعضی برنامه های تلویزیونی من که حرف و حدیثی درست کرده بود یا مشکلی که در روزنامه همشهری با شورایعالی امنیت ملی -در زمان دبیری  ایشان- پیدا کرده بودیم، باز هم یادم هست چنان با متانت و حوصله برخورد کرد و پدرانه و برادرانه با من سخن گفت که هنوز فراموش نمی‌کنم. چنین شخصیتی وارسته و جامع و معقول و متین، هر جا و در هر موقعیتی که قرارگرفت برای ایران اسلامی مفید و راهگشا بود. مخصوصا از آن رو که نیازها و اقتضاءات نسل جدید را می‌فهمید و با زبان و حال و هوای آنان آشنایی داشت.

شاید به طور طبیعی از کسی که رشته‌ی  تخصصی اش فلسفه است و شخصیتی علمی و آکادمیک است یا در بالاترین سطوح مسؤولیت‌های مدیریتی کلان کشور را بر عهده دارد، انتظار نمی رود به حوزه‌ی کودک و نوجوان یا مسائل جوانان توجه ویژه داشته باشد. اما با آن نگاه وسیع و رویکرد جریان ساز دقیقا به پرورش نیروی انسانی و تربیت مدیران آینده می اندیشید و دغدغۀ  توسعه و تحول داشت. معمولا مدیران از سویی به دلیل درگیر شدن در امور جاری و اشتغالات خود و از سوی دیگر به دلیل اهتمام به پروژه های سریع الحصول و زود بازده کمتر به افق‌های دوردست نظر می‌کنند. مدیران معمولا در جستجوی کاری هستند که بتوانند خودشان هم در دوره‌ی کوتاه ریاست خود روبانش را قیچی کنند و مصاحبه‌های گزارش افتتاحش را انجام دهند. دکتر علی لاریجانی آن قدر بزرگ بود که هم نیازی به آن روبان قیچی کردن و مصاحبه تبلیغاتی نداشته باشد و هم از رشد اطرافیانش نهراسد و از بزرگ شدن همکاران خود بیم نداشته باشد.

در دوران حضور ایشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (با حضور جناب آقای علی اکبر اشعری به عنوان قائم مقام ایشان) با جمعی از طلاب جوان در دوره های مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی (باغ فردوس) شرکت کردیم و کاملا رویکرد ایشان در جهت پرورش نیروی انسانی برایمان مشهود بود. در فضایی که امثال بهرام بیضایی استادان آن دوره ها بودند حضور چند نفر از طلاب و روحانیون در آن فضا کاملا نشان دهنده ی نگاهی متفاوت و دوراندیش بود که هم مساله‌ی  سینما و هنر را جدی می بیند و هم به دخالت و حضور بدون تخصص و آموزش رضایت نمی‌دهد. در دورانی که ایشان ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده گرفت و به حق دوران اوج و تحول سازمان و توسعۀ کمی و کیفی صدا و سیما بود تجربه هایی ارزشمند و ماندگار و موفقیت هایی درخشان را رقم زد. نقطه‌هایی درخشان چون توسعه جدی فعالیت گروه‌های کودک و نوجوان و راه اندازی خانۀ  فرهنگ نیمرخ و تولید برنامۀ  نیمرخ برای نوجوانان (که بسیاری از چهره ها شاخص تلویزیون در سالهای اخیر همه در آن بستر بالیدند و چهره شدند) و تقویت مجلات سروش کودکان و سروش نوجوانان نیز در همان دوره رخ داد.

راه اندازی مرکز صبا برای تولید انیمیشن خود به تنهایی زمینه ساز تحولی بزرگ در این عرصه بود که امروز ثمرات و برکات آن در سطح جهانی آشکار شده است و توان تولید محصول و محتوا در این زمینه را از تجربۀ هنری و محدود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به قدرت عرضه و ساخت مجموعه‌های طولانی و مفصل 26 قسمتی و 52 قسمتی یا انیمیشن‌های سینمایی که قدرت رقابت با نمونه‌های موفق خارجی را دارا باشند رساند.

در روزنامۀ جام‌جم نیز که با همت و توان جناب آقای دکتر انتظامی تأسیس و راه‌اندازی شد حضور و همکاری داشتم و آنجا نیز نوع نگاه متفاوت و جامع ایشان را از نزدیک لمس می‌کردم.

در عین درک شرایط و تحمل و مدارای فراوان، قاطعانه بر اصول و مبانی خود پای می‌فشرد ولی تحقق آرمان‌ها را با ظرافت و محبت دنبال می‌کرد.

در مقطعی که یکی از برنامه‌های شبانه‌ام در سیما حاشیه‌هایی ایجاد کرده بود، به‌جای برخورد حذفی تند و انتقال دستور اداری از طریق مدیران شبکه و گروه و تهیه‌کننده شخصاً تماس تلفنی داشت و با ملایمت نصیحتی پدرانه و برادرانه کرد که اگر چنین آغاز کنی و چنان بگویی و فلان تعبیر را به کار نبری بهتر است!

در همان ماجرای روزنامۀ همشهری ابتدا دکتر رحمانی فضلی از شورای عالی امنیت ملی نامه‌ای با لحن امری و رسمی به سردبیری ابلاغ کرده بودند که وقتی با هم صحبت کردیم گفتم: همشهری بزرگ‌ترین و پرتیراژترین روزنامۀ فارسی است، ما که کارمند شما نیستیم!

لختی بعد آقای دکتر لاریجانی خودشان تماس گرفتند و با ادبیاتی فروتنانه و لحنی صمیمانه موضوع را مجدداً مطرح کردند.

به سادگی‌ نمی‌شد این فروتنی و تواضع و روحیۀ بسیجی را با آن ذکاوت و نبوغ استثنایی و فضل و دانش و نخبگی رشک‌برانگیز جمع کرد و آن نگاه کلان حاکمیتی و آینده‌نگر را با واقع‌بینی و عملگرایی جدی که نتیجه و حاصل عینی و ملموس در پی داشته باشد در یک نفر یافت.

در دوران ریاست مجلس شورای اسلامی نیز قامت بلند زعامت و اقتدار خود را بیش از گذشته به نمایش گذاشت و الگوی اعتدال و میانه‌روی در حکمرانی برای حفظ توازن گرایش‌های گوناگون سیاسی را به‌خوبی عرضه کرد.

این شخصیت‌ بی‌نظیر می‌توانست بسیار بیش از این منشأ خیرات و برکات برای انقلاب و جمهوری اسلامی باشد و ایران عزیز را از شایستگی و لیاقت و کاردانی خود بهره‌مند سازد، اما دریغ که برخی تنگ نظری‌ها و حسادت‌ها و خودکامگی‌های فرصت سوز این مجال و امکان را از کشور و مردم گرفت.

او در خون خود غلتید و با عزت و شرافت شهادت رفت، اما کسانی که در قم به او مهرها را پرت کردند و فحش‌ها دادند و تهمت‌ها زدند، یک مو از سرشان کم نشده است!

شاید خداوند انبان سنگین تجربه‌های گرانسنگ او را برای این روزهای سخت نگه داشته بود تا در سخت‌ترین روزهای تنهایی و غربت پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی کسی چون او باشد و حتی به اندازۀ چند روز شمع و چراغی در محراب جهاد این خونین شهر برافروزد و پرچم شکوه و شموخ این نظام مقدس را برافرازد.

*چاپ شده در «بنده خدا، یادنامه چهلمین روز عروج شهید لاریجانیم

کد مطلب 2213877

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین