به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در یک مأموریت نفوذ در عمق، دو فروند جنگنده F-5 نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروفایل Terrain Masking (پوششدهی با عوارض زمین/استتار پروازی در پستیوبلندیها) در ارتفاع بسیار پست و حفظ High Subsonic Speed Envelope (محدوده سرعت زیرصوت بالا)، موفق به عبور از یک محیط پدافندی چندلایه توانستند کمپ بوهرینگ آمریکا در کویت را مورد اصابت قرار دادهاند.
به روایت فارس، ارزیابی کلی نشان میدهد که موفقیت مأموریت مبتنی بر اختلال در چرخهOODA Loop (چرخه مشاهده، جهتگیری، تصمیمگیری و اقدام) دشمن، مدیریت دقیق EMCON (کنترل انتشار امواج و سکوت الکترومغناطیسی) و طراحی بهینه مسیر نفوذ/خروج (Ingress/Egress – مسیر ورود به منطقه هدف و مسیر خروج از آن) بوده است.
طراحی مأموریت (Mission Architecture)
مسیر نفوذ (Ingress Corridor) بهاحتمال زیاد بر پایه اصولی طراحی شده است که بیشترین بقاپذیری و کمترین احتمال کشف را تضمین کند. در این چارچوب، استفاده حداکثری از عوارض زمین برای ایجاد سایه راداری در اولویت قرار دارد تا دید رادارهای دشمن محدود شود.
همچنین؛ مسیر بهگونهای انتخاب میشود که از گرههای اصلی پوشش راداری (Radar Coverage Nodes) اجتناب کرده و از زاویهای وارد شود که کمترین همپوشانی با شبکههای هشدار زودهنگام دشمن را داشته باشد.از نظر پروفایل پروازی، ارتفاع پرواز بهطور تخمینی در بازه ۲۰ تا ۵۰ متر بالاتر از سطح زمین (AGL) حفظ میشود تا احتمال کشف به حداقل برسد. سرعت نیز در محدوده ۰.۷ تا ۰.۹ ماخ تنظیم میشود که تعادل مناسبی میان کنترلپذیری، پایداری و بقاپذیری فراهم میکند.
زمانبندی (Time Over Target - TOT)
در این مأموریت، هماهنگی زمانی نقش حیاتی در موفقیت عملیات ایفا میکند. ورود به منطقه هدف باید در یک پنجره زمانی بسیار محدود انجام شود تا احتمال کشف و واکنش دشمن کاهش یابد.این زمانبندی بهگونهای تنظیم میشود که همپوشانی با چرخه اسکن رادارهای جستجو به حداقل برسد و در نتیجه، احتمال ورود سامانههای درگیری دشمن نیز کاهش پیدا کند.
کنترل انتشار (EMCON)
در این مأموریت، بهاحتمال بسیار بالا اصول سختگیرانه کنترل انتشار (EMCON) اعمال شده است. این رویکرد شامل سکوت کامل رادیویی (Radio Silence)، عدم استفاده از رادار آنبرد و بهکارگیری حداقلی سامانههای جنگ الکترونیک فعال بوده است.اجرای چنین پروفایلی موجب کاهش چشمگیر احتمال کشف توسط سامانههای اطلاعات سیگنالی (SIGINT) و تجهیزات پشتیبانی جنگ الکترونیک (ESM) دشمن میشود.
مقابله با پدافند دشمن (Air Defense Penetration)
ساختار تهدید در این سناریو مبتنی بر یک پدافند لایهای است که معمولاً شامل چهار مؤلفه اصلی میشود؛ لایه کشف دوربرد (Early Warning Radar)، لایه درگیری میانبرد (MRAD)، لایه دفاع نزدیک (SHORAD) و در نهایت پوشش هوایی (CAP). این چینش بهگونهای طراحی شده که زنجیرهای پیوسته از کشف تا درگیری را فراهم کند.با این حال، در این عملیات بهنظر میرسد زنجیره «کشف تا درگیری» در چند نقطه کلیدی دچار اختلال شده است. در مرحله کشف (Detection)، برد مؤثر رادارها بهدلیل محدودیت افق راداری (Radar Horizon Limitation) کاهش یافته و در عین حال، سیگنال هدف در پارازیت زمینی (Ground Clutter) ادغام شده است؛ امری که احتمال کشف را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.
در مرحله رهگیری (Tracking)، کشف دیرهنگام منجر به تأخیر در شکلگیری Track شده و در نتیجه، مسیر پروازی هدف بهدرستی تثبیت نشده است. این تأخیر زنجیره واکنش را بهطور کلی مختل میکند.در نهایت، در مرحله درگیری (Engagement)، زمان واکنش بهشدت فشرده شده و فرصت کافی برای دستیابی به Lock-On توسط سامانههای موشکی کاهش یافته است.این فشردگی زمانی عملاً کارایی لایههای درگیری را تحت تأثیر قرار داده و احتمال موفقیت در رهگیری را کاهش میدهد.
فاز حمله (Terminal Phase Execution)
در فاز نهایی حمله، دو سناریوی محتمل برای اجرای عملیات قابل تصور است. در سناریوی نخست، الگوی Pop-up Attack بهکار گرفته میشود؛ به این صورت که پرنده با یک صعود کوتاه، زاویه دید و شرایط مناسبتری برای رهاسازی مهمات ایجاد کرده و بلافاصله با یک شیرجه و خروج سریع، منطقه هدف را ترک میکند.
در سناریوی دوم، حمله بهصورت مستقیم در همان ارتفاع پست (Direct Low-Level Strike) انجام میشود. در این حالت، بدون تغییر قابل توجه در پروفایل پروازی، مهمات رها شده و زمان حضور در منطقه هدف به حداقل میرسد.نکته مشترک در هر دو سناریو، کوتاه بودن بسیار زیاد زمان حضور روی هدف در حد چند ثانیه و در نتیجه، حداقل شدن میزان مواجهه به سامانههای پدافند فعال است.
خروج از منطقه (Egress Under Alert Conditions)
پس از اجرای حمله، تمامی سامانههای پدافندی در وضعیت هشدار (Alert) قرار میگیرند و محیط عملیاتی بهشدت متراکم و پرخطر میشود. در چنین شرایطی، موفقیت در خروج از منطقه نشاندهنده طراحی دقیق مسیر خروج (Egress Corridor) و پیشبینی صحیح واکنش دشمن است.حفظ پروفایل پروازی Low Pass، علیرغم فشار عملیاتی و روانی بالا، نقش کلیدی در کاهش احتمال کشف و درگیری ایفا میکند. همزمان، مدیریت دقیق وضعیت انرژی (Energy State Control) برای حفظ سرعت، مانورپذیری و توان ادامه مسیر، از عوامل تعیینکننده در عبور ایمن از منطقه تهدید بهشمار میرود.
تحلیل پلتفرم؛ چرا جنگنده F-5 در عملیات علیه آمریکا مؤثر بود؟
برخلاف برداشت رایج، محدودیتهای ذاتی F-5 Tiger II در این سناریو به مزیتهای عملیاتی تبدیل شدهاند. سطح مقطع راداری (RCS) نسبتاً پایینتر در مقایسه با جنگندههای بزرگتر، در کنار چابکی بالا بهویژه در پرواز در ارتفاع پست، به این پلتفرم امکان میدهد با احتمال کشف کمتری در محیطهای متراکم پدافندی عمل کند.
از سوی دیگر، عدم وابستگی به سامانههای مبتنی بر انتشار امواج فعال، موجب شکلگیری یک پروفایل انتشار بسیار محدود (Low Emission Profile) شده که کشف آن توسط سامانههای SIGINT و ESM را دشوارتر میکند.در مجموع، این ویژگیها نشان میدهد که یک پلتفرم سادهتر، در سناریوهای نفوذ پنهان، میتواند رفتاری قابل پیشبینیتر، قابلکنترلتر و در نهایت بقاپذیرتر داشته باشد.
اگر هر کدام از جزئیات عملیات تغییر میکرد...
بررسی سناریوهای جایگزین نشان میدهد که تغییر در هر یک از پارامترهای کلیدی میتوانست بهطور مستقیم احتمال موفقیت مأموریت را کاهش دهد.افزایش ارتفاع پروازی، با گسترش خط دید راداری، منجر به افزایش احتمال کشف در بردهای بلند شده و در نتیجه، امکان درگیری پیش از رسیدن به هدف را فراهم میکرد.
کاهش سرعت نیز زمان حضور در معرض تهدید را افزایش داده و به پدافند دشمن فرصت بیشتری برای کشف، رهگیری و درگیری میداد.از سوی دیگر، استفاده از رادار آنبرد با ایجاد انتشار امواج فعال، احتمال کشف توسط سامانههای ESM را بالا برده و میتوانست باعث فعال شدن زودهنگام شبکه پدافندی شود.در مجموع، حفظ دقیق این پارامترها نقش تعیینکنندهای در جلوگیری از فعال شدن کامل زنجیره دفاعی دشمن داشته است.
عامل بقا در مأموریت صرفاً فناوری نیست
این مأموریت نشان میدهد که نفوذ موفق الزاماً وابسته به فناوریهای پنهانکار (Stealth) نیست، بلکه میتواند از طریق اختلال مؤثر در چرخه تصمیمگیری دشمن (OODA Loop) نیز حاصل شود. در این چارچوب، طراحی دقیق مأموریت (Mission Design) نقشی فراتر از خود پلتفرم ایفا کرده و به عامل تعیینکننده در موفقیت عملیات تبدیل میشود.در واقع، آنچه نتیجه نهایی را شکل میدهد، نه صرفاً برتری فناورانه، بلکه ترکیب هوشمندانهای از هندسه مأموریت، زمانبندی، پروفایل پروازی و انضباط اجرایی است.در پایان باید گفت که در یک محیط پدافندی پیچیده، این هندسه مأموریت و انضباط اجرایی است که بقا را تضمین میکند، نه صرفاً فناوری.
31216




نظر شما