مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۵
آیا شرکت در «جهاد» وظیفه همه مسلمانان است؟

دستور شرکت مسلمانان در جنگ با دشمن، تشویق مومنان به جهاد، جنگیدن با دشمنان داخلی و کفار و برتری دادن مجاهدان بر دیگران دلالت بر همگانی بودن جهاد می کند. در اسلام این وظیفه بر عهده تمام کسانی است که توانایی گرفتن اسلحه به دست و جهاد با دشمن را دارند، و به این دلیل در تمام دوران حکومت پیامبر (ص) گروه خاصی به عنوان نیروهای نظامی تشکیل نشد، و به هنگام بروز جنگ ها همه کسانی که توانایی حمل اسلحه داشتند سلاح برداشته، و به سوی میدان جنگ می رفتند و همین امر، سبب قدرت عظیم نظامی مسلمین شده بود.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بنابر آیات و روایات، جهاد وظیفه همگانی همه مسلمانانی است که توانایی حمل سلاح دارند. قرآن مؤمنان را به پیکار با دشمن تشویق کرده، جهاد را تجارتی پرسود خوانده که موجب نجات از عذاب و پیروزی در دنیا و آخرت است، و مجاهدان را بر غیرمجاهدان برتری داده است. در زمان پیامبر(ص) نیروی نظامی خاصی تشکیل نشد و همه توانمندان در جنگ شرکت می‌کردند.

بنابر روایت حوزه، مطلبی در همین رابطه به صورت پرسش و پاسخ تقدیم شما فرهیختگان می شود.

پرسش:

* آیا شرکت در «جهاد» وظیفه همه مسلمانان است؟

پاسخ اجمالی:

دستور شرکت مسلمانان در جنگ با دشمن، تشویق مومنان به جهاد، جنگیدن با دشمنان داخلی و کفار و برتری دادن مجاهدان بر دیگران دلالت بر همگانی بودن جهاد می کند. در اسلام این وظیفه بر عهده تمام کسانی است که توانایی گرفتن اسلحه به دست و جهاد با دشمن را دارند، و به این دلیل در تمام دوران حکومت پیامبر (ص) گروه خاصی به عنوان نیروهای نظامی تشکیل نشد، و به هنگام بروز جنگ ها همه کسانی که توانایی حمل اسلحه داشتند سلاح برداشته، و به سوی میدان جنگ می رفتند و همین امر، سبب قدرت عظیم نظامی مسلمین شده بود.

پاسخ تفصیلی:

خداوند در سوره انفال به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) دستور می دهد که مسلمانان را تشویق به پیکار با دشمن کنند و این، بعد از آیاتی است که تشویق به آماده ساختن قوا برای ترساندن دشمن و جلوگیری از جنگ می کند؛ و همچنین آیه ای که تشویق به صلح می باشد.

در حقیقت جنگ به عنوان آخرین وسیله برای جلوگیری از هجوم دشمنان تشریع شده است؛ نخست اعداد قوا و سپس دعوت به صلح از موضع قدرت نه از موضع ضعف و سرانجام فرمان پیکار صادر می کند و می فرماید: (ای پیامبر! مؤمنان را به پیکار[با دشمنان خطرناک] برانگیز)؛ «یا اَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤمِنِینَ عَلَی الْقِتَالِ». (1)

سپس به یکی از مهمترین عوامل پیروزی یعنی استقامت و پایمردی اشاره کرده و می فرماید: (هر گاه از شما بیست تن با استقامت باشند بر دویست تن غلبه می کنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران پیروز می گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند)؛ «اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِأَتَیْنِ وَ اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِأَة یَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ». (2)

نادانی و جهل آنها از یک سو سبب شده که راه منطق و خرد را نپویند؛ و جز با زبان زور نتوان با آنها سخن گفت، و از سوی دیگر سبب ضعف و ناتوانی آنها در میدان جنگ است؛ چرا که هدف و انگیزه قابل ملاحظه ای در پیکارهای خود ندارند، به همین دلیل یک نفر از مؤمنان آگاه و با استقامت می تواند بر ده تن از آنان غلبه کند، و بیست نفر بر دویست تن!

راغب در «مفردات» می گوید: «تحریض در اصل به معنی تحریک بر چیزی است از طریق زینت کردن آن و آسان نمودن راه وصول به آن شیء از طریق زایل کردن موانع». در حقیقت ایمان به خدا، و اعتقاد به یوم المعاد و پاداش عظیم مجاهدان و شهیدان راه خدا، تمام موانع را از سر راه سربازان اسلام بر می داشت، و این کار بسیار سخت و سنگین را برای آنان هموار می کرد.

این آیه افسانه موازنه قوای ظاهری و مادی را برهم می زند، و نشان می دهد یک سلسله نیروهای معنوی در اختیار مسلمانان است که می توانند با تکیه بر آنها برتری صوری سپاه دشمن را به نفع خود بر هم زنند.

خداوند در سوره صف از طریق دیگری تشویق به جهاد می کند، و آن را به تجارت پرسودی تشبیه می نماید که موجب نجات از عذاب الیم و پیروزی در دنیا و آخرت است؛ و می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا شما را به تجارتی راهنمایی کنم که از عذاب دردناک رهائی تان می بخشد؟! به خدا و پیامبر او ایمان بیاورید و در راه خدا با اموال و جان هایتان جهاد کنید؛ این برای شما از هر چیز بهتر است اگر بدانید)؛ «یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ اَدُلُّکُمْ عَلَی تِجَارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذَابٍ اَلِیمٍ * تُؤمِنُونَ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْر لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ». (3)

سپس در آیاتِ بعد، مجاهدان را به مغفرت و آمرزش و ورود در باغ های بهشتی و مساکن پاکیزه در جنّات عدن و نجات و پیروزی قریب الوقوع در دنیا نوید می دهد: «یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهَارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * وَ اُخْری تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤمِنینَ». (4)

در این آیات، سرمایه تجارت پر سود - که مایه نجات در دنیا و آخرت است ترکیبی از ایمان و جهاد شمرده شده است؛ یعنی «عقیده» و «جهاد» دو رکن اساسی آن است، جهادی که هم با جان است و هم با اموال؛ چرا که تجهیزات جنگی - که وسیله مهمّی برای پیروزی مجاهدان است - جز با بذل اموال حاصل نمی شود؛ و قابل توجّه اینکه نتیجه جهاد را تنها آمرزش الهی و استحقاق نعمت های جاودان بهشتی ذکر نمی کند؛ بلکه پیروزی نزدیک در این جهان را نیز از آثار آن می شمرد. (دقّت کنید)

تعبیر به «تجارت» اشاره به این نکته است که انسان به هر حال سرمایه هایی در اختیار دارد؛ و این دنیا به منزله تجارت خانه ای است که این سرمایه های فانی را می توان در آن به سرمایه های جاویدان و باقی تبدیل کرد و این، تنها در صورتی است که انسان با ذات پاک خدا معامله کند، ذاتی که کلید همه خیرات و سعادت ها به دست قدرت اوست، و تجارت با او آمیخته با کرامت و موهبت و انواع بخشش‌ها است.

این نکته نیز قابل توجّه است که مخاطب در این آیات مؤمنان اند و در عین حال دعوت به سوی ایمان می شوند! منظور این است که از مراحل ابتدایی و صوری ایمان، به مراحل عالی توأم با جهاد و اعمال صالح، ارتقاء یابند؛ چرا که ایمان، درخت باروری است که از نهال بسیار کوچکی شروع می شود تا زمانی که شاخه های خود را بر سراسر آسمان بگشاید؛ و انواع ثمرات و میوه های فضیلت بر آن ظاهر شود، و این نیازمند به طی مراحل تکاملی گوناگون است.

در سوره توبه همان مضمون آیه قبل در لباس زیبای دیگری عرضه شده است و صحنه معامله ای را نشان می دهد که خداوند در آن خریدار است، و مؤمنان فروشنده، و متاع مورد معامله، جان ها و اموال آنان، و بهایی که پرداخت می شود بهشت جاویدان است و اسناد این معامله بزرگ و پرسود سه کتاب بزرگ آسمانی تورات، انجیل و قرآن است، بنابراین می فرماید: «اِنَّ اللهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤمِنِینَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوراةِ وَ الاِنْجِیلِ وَ الْقُرآنِ وَ مَنْ اَوْفی بِعَهِدِهِ مِنَ اللهِ». (5)

این تجارت پرسود با ارکان چهارگانه و سپس اسناد محکمش، مهمترین تجارتی است که برای این انسان در طول عمرش ممکن است واقع شود، و به همین دلیل خداوند بلافاصله مؤمنان را به [دلیل] این معامله پرسود تبریک گفته، و می فرماید: (اکنون، به داد و ستدی که با خدا کرده اید، شادمان باشید و این رستگاری و پیروزی بزرگی است)؛ «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هِوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ». (6)

آری این انگیزه های الهی بود که روحیّه سربازان اسلام را در بالاترین سطح ممکن قرار می داد، و با وجود کمی نفرات و تجهیزات به سرعت بر دشمنان در شرق و غرب جهان پیروز می کرد.

خداوند در سوره آل عمران بار دیگر مؤمنان را مخاطب ساخته و به آنها دستور به صبر و شکیبایی و آمادگی در برابر هجوم دشمنان داده است، می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید![در برابر مشکلات و هوس ها] استقامت کنید، و در برابر دشمنان پایدار باشید و از مرزها مراقبت به عمل آورید و از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید تا رستگار شوید)؛ «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». (7)

در این آیه چهار دستور مهم به مؤمنان داده شده که ضامن سربلندی و پیروزی و عزّت آنها است:

نخست دستور به «صبر» و ایستادگی در برابر حوادث مختلف و هوی و هوس ها داده، و می فرماید: «اِصْبِرُوا» که در واقع خمیر مایه تمام پیروزی ها است.

بعد از آن دستور به «مصابره» که از باب مفاعله و به معنی صبر و استقامت در برابر صبر و استقامت دشمن است، و به تعبیر دیگر مفهومش این است که هر قدر مشکلات شدیدتر باشد، صبر و استقامت شما نیز باید بیشتر شود و هر اندازه دشمن بر استقامتش بیفزاید شما پایداری بیشتری کنید تا سرانجام آنها مغلوب گردند؛ «وَ صابِرُوا» و در سومین دستور فرمان به «مرابطه» می دهد و می فرماید: «وَ رابِطُوا» این جمله از مادّه «رباط» گرفته شده و در اصل به معنی بستن چیزی در مکانی است ـ مانند بستن اسب در محلّی ـ و کنایه از آمادگی می باشد که مصداق روشن آن آمادگی و مراقبت از مرزها است؛ زیرا سربازان در آن محل، مرکب ها و وسایل جنگی خود را نگهداری می کنند.

و به همین دلیل بعضی از مفسّران آن را تنها به معنی نگهداری اسب ها و مرکب ها در مرزها و آماده بودن در مقابل دشمن تفسیر کرده اند و حتی گفته اند که مفهوم وسیع آن شامل آماده ساختن وسایل جنگی امروز ـ اعمّ از آنچه که برای جنگ های هوایی و زمینی و دریایی لازم است ـ می شود. (8)

البتّه این بدان معنی نیست که آیه شریفه مرزهای عقیدتی و فرهنگی را شامل نمی شود، چرا که مفهوم «رابطوا» آن چنان وسیع است، که هر گونه آمادگی برای دفاع در مقابل دشمن را در بر می گیرد، لذا در بعضی از روایات اسلامی علما به مرزدارانی تشبیه شده اند که در برابر لشکر ابلیس صف کشیده و از حمله کردن آنها به افرادی که قدرت دفاع از خود را ندارند جلوگیری می کنند، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «عُلَماءُ شیعَتِنا مُرابِطُونَ فِی الثَّغْرِ الَّذِی یَلِی اِبْلِیسَ وَ عَفاریتَهُ وَ یَمْنَعُونَهُ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَی ضُعَفاءِ شیِعَتِنا وَ عَنْ اَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ اِبْلیسُ» (9)؛ (دانشمندانِ شیعیان ما مرزدارانی هستند که در برابر لشکر ابلیس صف کشیده و از هجوم آنها بر ضعفای شیعه و تسلّط بر آنان جلوگیری می کنند).

و حتّی در بعضی از روایات از امام علی (علیه السلام) نقل شده جمله «رابطوا» به انتظار نمازهای یکی پس از دیگری تفسیر شده است (10) که آن نیز در حقیقت همانند آماده باش در برابر لشکر شیطان است. (دقّت کنید)

و در چهارمین دستور، فرمان به تقوای الهی می دهد، اشاره به اینکه صبر و استقامت و مرابطه همه باید آمیخته با تقوا و پرهیزکاری و اخلاص باشد و از هر گونه تظاهر و ریاکاری دور گردد.

علاوه بر این در سوره تحریم دستور می دهد که در دو جبهه با دشمنان پیکار کنید و شدت عمل به خرج دهید، دشمنان داخلی یعنی منافقان و عوامل نفوذی آنها که در لابلای صفوف مسلمین جای گرفته و از هر فرصتی برای تضعیف حکومت اسلامی بهره می گیرند و در برابر دشمنان خارجی که به عنوان کفار به آنها اشاره شده است، می فرماید: (ای پیامبر با کافران و منافقان پیکار کن و بر آنها سخت بگیر! و جایگاه آنها دوزخ است و چه فرجام بدی دارند!)؛ «یا اَیُّهَا النَّبیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغلُظ عَلَیْهِمْ وَ مَأواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ». (11)

البته جهاد معنی وسیعی دارد که هم پیکار مسلحانه را شامل می شود، و هم مبارزات فرهنگی و اجتماعی و خشونت در سخن و افشاگری و تهدید را، بنابراین اگر در روایات می خوانیم: پیامبر هرگز با منافقان جنگ مسلحانه نکرد ـ چنانکه در حدیث امام صادق (علیه السلام) آمده است: «اِنَّ رَسُولَ اللهِ لَمْ یُقاتِلْ مُنافِقاً قَطُّ» (12) ـ منافاتی با آنچه در این آیه آمده ندارد.

اضافه بر این، آنچه در آیه آمده یک دستور کلّی است که اگر منافقان از حدود معیّنی تجاوز نکردند؛ تنها با مبارزات غیر مسلحانه با آنها برخورد می شود، ولی اگر توطئه آنها خطر جدی ایجاد کند؛ راهی جز سرکوبی از طریق جهاد مسلحانه نیست، همانگونه که در عصر امام علی (علیه السلام) کراراً اتفاق افتاد.

به تعبیر دیگر گرچه پیامبر (صلی الله علیه وآله) با منافقان مدارا می کرد و نرمش به خرج می داد ولی به گفته سید قطب در «فی ظلال القران» نرمش جایی دارد و شدت جای دیگری، و اگر هر کدام در جای خودش به کار نرود زیان بخش خواهد بود، بنابراین هیچ مانعی ندارد که در شرایط خاصی با آنها مدارا شود و در شرایط دیگری با شدت و خشونت و حتی جهاد مسلحانه برخورد شود. (13)

در سوره «نساء» نیز به مقام شامخ مجاهدان و نیروهای نظامی اسلام و فضیلت و برتری چشمگیر آنان بر دیگران اشاره کرده، می فرماید: (مؤمنانی که بدون عذر بیماری و یا ناراحتی موجه دیگر از جهاد باز نشینند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود مجاهده می کنند، یکسان نیستند؛ خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد می نمایند بر کسانی که از جهاد خودداری کرده اند، مقام برتری بخشیده و به هر کدام از این دو[به نسبت اعمال نیکشان] وعده پاداش داده، ولی مجاهدان را بر قاعدان برتری و پاداش عظیمی بخشیده است)؛ «لَایَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَ الْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلّاً وَعَدَ اللهُ الْحُسْنَی وَ فَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً». (14) به این ترتیب قرآن مجید مسلمانان را به دو گروه مجاهدان و قاعدان تقسیم می کند و قاعدان را نیز به دو بخش تقسیم می نماید افراد ناتوان و معذور و افراد توانا و غیر معذور که بر اثر سستی و کاهلی از شرکت در جهاد خودداری کرده اند، سپس درجات عظیم و فضل کبیر و مغفرت و رحمت الهی را تنها شامل حال مجاهدان می داند.

و از اینجا به خوبی روشن می شود که برخلاف آنچه که در دنیای امروز معمول است که وظیفه پیکار با دشمن را مخصوص گروه خاصی می دانند، در اسلام این وظیفه بر عهده تمام کسانی است که توانایی گرفتن اسلحه به دست و جهاد با دشمن را دارند، و به همین دلیل در تمام دوران حکومت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) گروه خاصی به عنوان نیروهای نظامی تشکیل نشد، و به هنگام بروز جنگ ها تمام کسانی که توانایی حمل اسلحه داشتند با الهام گرفتن از قرآن مجید اسلحه برداشته، و به سوی میدان جنگ حرکت می کردند و به تعبیر امروز همه در صف بسیجیان جای داشتند؛ و همین امر، سبب قدرت عظیم نظامی مسلمین بود. (15)

پی نوشت:

(1). سوره انفال، آیه 65.
(2). همان.
(3). سوره صف، آیات 10 و 11.
(4). همان، آیات 12 و 13.
(5). سوره توبه، آیه 111.
(6). همان.
(7). سوره آل عمران، آیه 200.
(8). تفسیر المراغی، مراغی، احمد بن مصطفی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا، ج ‏4، ص 171، الإیضاح.
(9). التفسیر المنسوب الی الامام العسکری، امام ابو محمد حسن بن علی عسکری، مدرسه امام مهدی، قم، 1409 قمری، چاپ: اول، ص 343، (فی أن الیتیم الحقیقی هو المنقطع عن الإمام)؛ الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، احمد بن علی‏، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، نشر مرتضی‏، مشهد، 1403 قمری‏، چاپ: اول‏، ج ‏2، ص 385، (احتجاج أبی عبد الله الصادق(ع) فی أنواع شتی من العلوم الدینیة علی أصناف کثیرة من أهل الملل و الدیانات)؛ بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی‏، محقق / مصحح: جمعی از محققان‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت‏، 1403 قمری‏، چاپ: دوم، ج ‏2، ص 5، باب 8 (ثواب الهدایة و التعلیم و فضلهما و فضل العلماء و ذم إضلال الناس).
(10). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 شمسی، چاپ: سوم، ج ‏2، ص 918، المعنی.
(11). سوره توبه، آیه 73؛ سوره تحریم، آیه 9.
(12). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، همان، ج ‏10، ص 478، المعنی؛ تفسیر نور الثقلین‏، عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه‏، تحقیق: رسولی محلاتی، سید هاشم، انتشارات اسماعیلیان‏، قم‏، 1415 قمری، ‏چاپ: چهارم‏، ج ‏2، ص 241، سوره توبه، آیات 72 الی 74؛
(13). فی ظلال القرآن، شاذلی، سید بن قطب بن ابراهیم، دارالشروق، بیروت، قاهره، 1412 قمری، چاپ: هفدهم، ج ‏3، ص 1677، سوره توبه، آیات 42 الی 92.
(14). سوره نساء، آیه 95.
(15). گردآوری از: پیام قرآن‏، مکارم شیرازی، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعی از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ‏1386 شمسی‏، چاپ: نهم، ج 10، ص 302.

کد مطلب 2214184

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین