به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امروزه یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی، گسترش نگاه اومانیستی در تصمیمگیریهای زندگی است؛ نگاهی که در آن، خواستههای فردی بر همه چیز مقدم شمرده میشود و مسئولیت در برابر خداوند و دیگران به فراموشی سپرده میشود. این تفکر، بهویژه در مسئلهی طلاق، آسیبهای جبرانناپذیری به خانوادهها و جامعه وارد کرده است.
پرسش اینجاست: آیا میتوان در دنیای امروز، نگاهی خدامحور داشت و، زندگی مشترک را بدون طلاق و با موفقیت رقم زد؟
بنابر روایت حوزه، حجتالاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون ، به این پرسش مهم پاسخ گفتهاند. ایشان با نگاهی عمیق دینی، ریشههای این بحران و راهحلهای آن را تبیین کردهاند.
سوال:
استاد شما فرمودید که از خداوند پروا داشته باشید. آنان که دست به طلاق میزنند، اغلب خداوند را در نظر نمیگیرند، زیرا دیدگاه آنان انسانمحور (اومانیستی) است. از دیدگاه این گروه، انسان با مرگ کاملاً نابود میشود و روحی در کار نیست؛ بنابراین انسان باید تمام لذتهای ممکن را در همین دنیا تجربه کند. استدلال آنان این است که انسان تنها یک بار زندگی میکند و اگر زندگیاش برایش دلپذیر نباشد، حق دارد با طلاق، آن را پایان دهد.
این نگرش که ریشه در روانشناسی غرب دارد و سرایت آن از طریق فضای مجازی به جامعه ما افزایش یافته، متأسفانه جایگزین نگاههای دینی شده است.
پاسخ حجتالاسلام والمسلمین تراشیون:
این روزها برخی افراد عمداً چنین تفکری را ترویج میکنند. گاهی در برخی از کلیپهای کوتاه یا نشستها و همایشهایی که بعضی روانشناسان زرد برگزار میکنند، میبینیم که مرتب تکرار میکنند: «اول خودت، اول خودت». اما باید دقت کرد که معنای واقعی این عبارت چیست؟ در حقیقت، این نگاه کاملاً ریشه در همان تفکر خودمحور و مادیگرایانه دارد که شما اشاره فرمودید؛ نگاهی که میگوید انسان خودْ محور همه چیز است.
در حالی که در فرهنگ الهی و توحیدی ما، اصل بر این است که «اول خدا، دوم خدا، سوم خدا». یعنی هر کاری باید حول محور رضای الهی باشد، نه محور خواستههای شخصی ما.
گاهی برای رسیدن به خدا باید از خود گذشت و «ارْبا اربا »باید شد؛ یعنی به تمامی وجود، عبد خدا گشت. همانند اباعبدالله،شهید حاج قاسم سلیمانی و بسیاری از بزرگان، تجلی روح عبودیت و اخلاص در راه خدا بودند.
گاهی انسان برای رضای خدا باید مانند مادران دلسوز رفتار کند؛ همان مادرانی که تمام عمر خود را صرف تربیت فرزندانشان میکنند، تا فرزندانی خداپرست و کمآزار برای جامعه پرورش یابند.مانند مادر شهید آیتالله رئیسی این مادران در ظاهر در ناز و نعمت نیستند و سختیهای فراوانی را تحمل میکنند، اما چون هدفشان الهی است، این رنجها برایشان شیرین میشود.
برای نمونه، مادران زحمتکش بسیاری را میبینیم که در خانههای محقر و ساده زندگی کردهاند، اما در همان محیطهای کوچک و بیآلایش، فرزندانی صالح و مؤمن تربیت کردهاند. اینها کسانی هستند که از خود گذشتهاند؛ زیرا نگاهشان به خدا بوده است. حقیقت آن است که ما نیز باید همین نگاه خدامحور را در زندگی تقویت کنیم.
هشدار و خطر!
متأسفانه امروز گاهی مشاهده میشود که بزرگترها نیز بسیار راحت نسخهی طلاق را برای فرزندانشان میپیچند. به محض اینکه در زندگی مشترک مشکلی ایجاد میشود
چه همسرِ دخترشان رفتار نامناسبی داشته باشد و چه همسرِ پسرشان، بهسرعت راهحل را در جدایی میبینند. در حالی که زندگی مشترک نیازمند صبر، درک متقابل و راهنمایی خردمندانه است، نه عجله در تصمیم گیری
گاهی جای تعجب است که برخی با بیتفاوتی میگویند: «مگر بیکاری عمرت را صرف این زندگی کنی؟ طلاق بگیر، بچههایت را هم به حال خودشان رها کن، بگذار هر کاری خواستند بکنند!»
این نوع طرز فکر، نشانهی بیمسئولیتی است. دین ما به صراحت تأکید میکند که انسان در برابر سه چیز مسئول است: در برابر خدای متعال، در برابر خود، و در برابر دیگران و حتی طبیعت. بنابراین، باید نگاهی جامع به زندگی داشت و همهی این مسئولیتها را در کنار هم دید. متأسفانه امروز گاه این جامعنگری نادیده گرفته میشود.
نتیجهی چنین غفلتی را در افزایش طلاقها میبینیم. نکتهی نگرانکننده این است که بسیاری از طلاقهای امروز با مهر تأیید یک مشاور همراه است؛ یعنی ساختاری شکل گرفته که طلاق دیگر آخرین راهحل نیست، بلکه گاهی تبدیل به گزینهی ساده و زودهنگام میشود.
در حالی که بر اساس تعالیم دینی ما، طلاق منفورترین و آخرین راه است. پرسش جدی اینجاست: آیا کسانی که امروز طلاق را توصیه میکنند، واقعاً همهی راههای سازش و اصلاح را آزمودهاند؟
برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.




نظر شما