مذاكرات اسلام آباد

چگونه چمنِ بی‌نقص به نماد رؤیای آمریکایی تبدیل شد؟

مایکل پولان، روزنامه‌نگار نیویورک تایمز، نیز در سال ۱۹۸۹ نوشت: «فرانسه باغ‌های رسمی و هندسی خود را دارد، انگلستان پارک‌های خیال‌انگیزش را، و آمریکا این رودخانه بی‌پایان و دموکراتیک از چمن‌های آراسته را که خانه‌هایمان را در امتداد آن ردیف کرده‌ایم.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با گسترش حومه‌نشینی در آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، چمنِ بی‌نقص به نمادی قدرتمند از رؤیای آمریکایی تبدیل شد. چه قطعه‌ای وسیع از چمن سبز که با خطوط مورب و مرتب کوتاه شده باشد و چه تکه‌ای کوچک‌تر از چمن و شبدر، چمنِ خانه بیانگر این آرمان ملی بود که با سخت‌کوشی، فداکاری و شاید اندکی کمک از «عمو سام»، مالکیت خانه و داشتن قطعه‌ای زمین می‌تواند برای هر آمریکایی دست‌یافتنی باشد.

در مقابل، در اروپا شکل‌گیری تاریخی چمن بیشتر بیانگر ارزش‌هایی چون نخبه‌گرایی و قدرت بود. برخی ساکنان قلعه‌های قرون وسطی برای آن‌که بتوانند دشمنان نزدیک‌شونده را ببینند، ناچار بودند علف‌های بلند را با داس کوتاه کنند. زمین‌دارانِ دارای دام نیز به زمین‌هایی نیاز داشتند که علف آن‌ها کوتاه شده باشد تا دام‌ها بتوانند در آن چرا کنند. همچنین ثروتمندانِ برخوردار از وقت آزاد، طبیعت را به سطح‌های مرتب و کوتاه‌شده تبدیل می‌کردند تا برای فعالیت‌های ورزشی مانند گلف، تنیس و بولینگ چمنی مناسب باشد.

هرچند برخی زمین‌داران اولیه در آمریکا نیز بخشی از این ارزش‌ها را اقتباس کرده بودند، اما تا میانه قرن بیستم، آمریکا تصویر متفاوت و کمتر نخبه‌گرایانه‌ای از چمن برای خود شکل داده بود. این تاریخِ در حال تحول تحت تأثیر عواملی چون قانون «جی.آی. بیل»، گسترش مالکیت خانه، آرمان‌های برابری‌طلبانه، پیشرفت‌های فناورانه در ماشین‌های چمن‌زنی، زمین‌های گلف و همچنین مسئله نژاد در جامعه آمریکا قرار گرفت.

چگونه چمنِ بی‌نقص به نماد رؤیای آمریکایی تبدیل شد؟

قانون «جی.آی. بیل» و مالکیت خانه

در سال ۱۹۴۴، رئیس‌جمهور فرانکلین روزولت «قانون بازسازگاری نیروهای نظامی» را امضا کرد؛ قانونی که بیشتر با نام «جی.آی. بیل» شناخته می‌شود و برای فراهم کردن مزایای آموزشی و وام مسکن برای میلیون‌ها سربازی که از جنگ جهانی دوم بازمی‌گشتند، طراحی شده بود. بنا بر اعلام وزارت امور کهنه‌سربازان آمریکا، این برنامه بین سال‌های ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۲ از ۲.۴ میلیون وام مسکن کم‌بهره برای کهنه‌سربازان حمایت کرد. با افزایش نرخ مالکیت خانه از ۴۴ درصد در سال ۱۹۴۰ به نزدیک ۶۲ درصد در سال ۱۹۶۰، خانه‌دار شدن به مترادف رؤیای آمریکایی تبدیل شد.

چمنِ آراسته و مرتب به نمود عینی این رؤیا بدل شد. اِیب لِویت ــ که همراه با دو پسرش شهرک‌های «لِویت‌تاون» را در نیویورک، نیوجرسی و پنسیلوانیا ساخت؛ مجتمع‌های مسکونی‌ای که بعدها نماد یکدستی و شباهتِ خانه‌های حومه‌های روبه‌گسترش آمریکا شدند ــ می‌گفت: «یک چمن زیبا، قابِ خانه را می‌سازد. این نخستین چیزی است که یک مهمان می‌بیند، و برداشت اول ماندگارترین برداشت است.»

فردریک لا اولمستد؛ پدر چمن آمریکایی

فردریک لا اولمستد بیشتر به‌ عنوان معمار منظرِ بیش از دو دوجین فضای سبز عمومی مشهور شناخته می‌شود؛ ازجمله سنترال پارک نیویورک و واشینگتن پارک شیکاگو که همگی به چمنزارهای موج‌دار و گسترده‌شان شهرت دارند. اما در سال ۱۸۶۸، او مأموریتی در منطقه شیکاگو دریافت کرد تا یکی از نخستین شهرک‌های برنامه‌ریزی‌شده حومه‌ای آمریکا را طراحی کند. در پروژه «ریورساید» در ایالت ایلینوی، هر خانه ۳۰ فوت از خیابان فاصله داشت. همچنین برخلاف خانه‌های انگلستان که اغلب با دیوارهای بلند از هم جدا می‌شدند، حیاط‌های ریورساید باز و به یکدیگر متصل بودند تا این تصور را ایجاد کنند که همه خانه‌ها بخشی از یک چمنِ آراسته و یکپارچه‌اند؛ تصوری که این ایده را القا می‌کرد که چمن برای همه در دسترس است.

ژرژ تیسو، مورخ معماری و نویسنده/ ویراستار کتاب «چمن آمریکایی»، نوشته است:

«حتی اگر اولمستد مرزهای مالکیت را با دقت حفظ می‌کرد، به نظر می‌رسد می‌خواست مرز میان حیاط‌های خصوصی و فضاهای عمومی را محو کند.»

مایکل پولان، روزنامه‌نگار نیویورک تایمز، نیز در سال ۱۹۸۹ نوشت که با همین محو شدن مرزها، چمن به عنصری تبدیل شد که چشم‌انداز آمریکا را یکپارچه و تعریف می‌کرد:

«فرانسه باغ‌های رسمی و هندسی خود را دارد، انگلستان پارک‌های خیال‌انگیزش را، و آمریکا این رودخانه بی‌پایان و دموکراتیک از چمن‌های آراسته را که خانه‌هایمان را در امتداد آن ردیف کرده‌ایم.»

چگونه چمنِ بی‌نقص به نماد رؤیای آمریکایی تبدیل شد؟

ظهور چمن‌زن‌های چرخشی موتوری

چمنِ آرمانی و بی‌مرز اولمستد باید کاملاً مرتب و کوتاه نگه داشته می‌شد. رابرت فیشمن، استاد معماری و برنامه‌ریزی شهری در دانشگاه میشیگان، می‌نویسد: «چمن مهم‌ترین سهم صاحب‌خانه در چشم‌انداز حومه‌ای است؛ بخشی از پارک که خود او نگهداری‌اش می‌کند.»

برای انجام این کار، صاحبان خانه به چمن‌زن نیاز داشتند. در سال ۱۸۳۰، ادوین بیر بادینگ، مخترع انگلیسی، مجموعه‌ای از تیغه‌ها را پیرامون یک استوانه طراحی کرد و نخستین حق ثبت اختراع برای یک چمن‌زن مکانیکی را به دست آورد. چهل سال بعد، الوود مک‌گوایر، ماشین‌کار شهر ریچموند در ایالت ایندیانا، نخستین کسی بود که یک چمن‌زن سبکِ دستی طراحی کرد. دستگاه او در نمایشگاه جهانی شیکاگو در سال ۱۸۹۳ به «چمن‌زن رسمی» تبدیل شد؛ جایی که مردان استفاده از آن را روی چمنی بزرگ به نمایش گذاشتند. به گفته مایک امری از روزنامه محلی ریچموند، The Palladium-Item، اختراع مک‌گوایر کمک کرد تا این شهر در ایندیانا به پایتخت چمن‌زن جهان تبدیل شود: «ده شرکت در ریچموند دو سوم چمن‌زن‌های دستی استوانه‌ای جهان را تولید می‌کردند و نوآوران و کارآفرینان شهر به گذار از چمن‌زن‌های استوانه‌ای به چمن‌زن‌های استوانه‌ای موتوری و سپس چمن‌زن‌های چرخشی موتوری کمک کردند.»

در سال ۱۹۳۵، لئونارد گودال، مکانیکی از وارنسبرگ در ایالت میزوری، چمن‌زن چرخشی موتوری را توسعه داد؛ دستگاهی که نگهداری از چمن را آسان‌تر از چمن‌زن‌های استوانه‌ای می‌کرد. چمن‌زن‌های استوانه‌ای می‌توانستند چمن زمین‌های گلف را تا ارتفاع یک اینچ کوتاه کنند، اما تیغه‌هایشان نیاز به تیز کردن مداوم داشت. لئونارد ای. گودال، پسر این پیشگام صنعت چمن‌زن، می‌نویسد: «[چمن‌زن‌های استوانه‌ای] نمی‌توانستند علف‌های بلند را کوتاه کنند و همین باعث می‌شد افراد نتوانند برای مدت طولانی آن‌ها را هل دهند تا یک حیاط بزرگ را چمن‌زنی کنند. جنبش حومه‌نشینی پس از جنگ جهانی دوم نیاز بزرگی به چمن‌زنی ایجاد کرد که بتوان از آن در چمنزارهای وسیع استفاده کرد.» چمن‌زن چرخشی موتوری گودال پاسخی به همین نیاز بود.

چمن‌زن چرخشی موتوریِ محبوب باعث رشد چشمگیر این صنعت شد. به نوشته ویرجینیا جنکینز در کتاب چمن: تاریخچه یک وسواس آمریکایی، تولید چمن‌زن‌های موتوری از کمتر از ۳۵ هزار دستگاه پیش از جنگ جهانی دوم، به ۳۶۲ هزار دستگاه در سال ۱۹۴۷ و نزدیک به ۱.۲ میلیون دستگاه در سال ۱۹۵۱ رسید.

به درخشندگی چمنِ زمین‌های گلف

در سال ۱۹۶۶، زمانی که شبکه CBS برای نخستین بار مسابقات گلف «مسترز» را به صورت رنگی پخش کرد، بینندگان تلویزیون توانستند رنگ سبز زنده و یکنواخت چمن‌های کاملاً آراسته باشگاه گلف «آگوستا نشنال» را ببینند؛ جایی که چمن زیبای برمودای آن نمونه‌ای از پیشرفت‌ها در مدیریت چمنزار به شمار می‌رفت. مجله Sports Illustrated در همان سال نوشت: «تقریباً در همه‌جا، زمین‌های گلف چمن‌هایی باشکوه دارند که اغلب در تمام دوازده ماه سال حفظ می‌شوند؛ و حالا که میلیون‌ها صاحب‌خانه دیده‌اند چه چیزی ممکن است، احساس می‌کنند باید خودشان هم همین کار را انجام دهند.»

در فرهنگی که در دهه ۱۹۵۰ بیش از پیش شیفته گلف می‌شد. به نوشته تد استاینبرگ، استاد تاریخ در دانشگاه کیس وسترن رزرو و یکی از پژوهشگران برجسته در زمینه تاریخ چمن در آمریکا: «چمن بی‌نقص به نمادی از رؤیای آمریکایی تبدیل شد».

حیاط‌های خاکیِ آمریکا

اگر چمن زیبا نمادی درخشان از رؤیای آمریکایی بود، در عین حال می‌توانست نشانه‌ای از این نیز باشد که چگونه نژادپرستی و نابرابریِ ساختاری در چشم‌انداز آمریکا نقش بسته‌اند. تد استاینبرگ می‌نویسد: «حداقل می‌توان گفت چمن‌های تازه و بسیار سبز راهی برای گریز از زندگی یکنواخت و بی‌رنگ شهرها فراهم می‌کردند؛ چشم‌اندازی روشن و یکدست که یکنواختیِ زیبایی‌شناختی و نژادیِ حومه‌های دهه ۱۹۵۰ را بازتاب می‌داد.»

ریچارد راثستاین، مورخ، در کتاب رنگ قانون: تاریخ فراموش‌شده‌ای از این‌که چگونه دولت ما آمریکا را تفکیک نژادی کرد نشان می‌دهد چگونه وام‌دهندگان نژادپرست، مشاوران املاک و سیاست‌های تبعیض‌آمیز فدرال در حوزه مسکن، مالکیت خانه برای سیاه‌پوستان را محدود کردند و چگونه آمریکایی‌های سفیدپوست به حومه‌ها نقل مکان کردند، زیرا آفریقایی‌تباران آمریکایی امکان چنین کاری را نداشتند. برای سال‌های طولانی در «لِویت‌تاون»، جایی که چمن‌های بی‌نقص بخشی اساسی از نظام ارزشی آن جامعه برنامه‌ریزی‌شده بود، مشاوران املاک خانه‌ها را تنها به خریداران سفیدپوست می‌فروختند.

اما این محرومیت به آن معنا نبود که آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار اهمیت چمن بی‌نقص آمریکایی را درک نمی‌کردند یا آن را نمی‌پذیرفتند. جان لوئیس، نماینده فقید کنگره و فعال حقوق مدنی، اغلب داستانی از دوران جوانی خود تعریف می‌کرد؛ زمانی که در حیاطی خاکی کنار خانه ساده عمه‌اش «سنِوا» در روستایی در آلاباما بازی می‌کرد. او در یکی از سخنرانی‌هایش گفت: «او چمن سبز و آراسته‌ای نداشت. یک حیاط ساده و خاکی داشت. هر از گاهی به جنگل می‌رفت و شاخه‌هایی از درخت داگ‌وود می‌آورد. از آن‌ها جارویی می‌ساخت که به آن جاروی شاخه‌ای می‌گفت. بعد با آن جارو حیاط خاکی را خیلی تمیز جارو می‌کرد، گاهی دو یا سه بار در هفته.»

جان لوئیس، یکی از چهره‌های بزرگ جنبش حقوق مدنی، به‌خوبی درک می‌کرد که کنار هم قرار گرفتنِ «حیاط خاکی» و «چمن سبز و آراسته» تصویری تکان‌دهنده از مسئله نژاد در آمریکا ایجاد می‌کند.

بازتعریف چمن ایده‌آل با تنوع زیستی

در قرن بیست‌ویکم، نگرانی‌ها درباره استفاده از آفت‌کش‌ها و مصرف آب در چمن‌های آمریکا افزایش یافته است؛ این‌که چگونه این چمن‌ها آب ارزشمند را هدر می‌دهند و با مواد شیمیایی، سفره‌های آب زیرزمینی را آلوده می‌کنند.

براساس گزارشی از متیو پانسفورد در سال ۲۰۲۰ برای شبکه CNN، چمن‌های مسکونی حدود دو درصد از اراضی ایالات متحده، یعنی حدود ۴۹ هزار مایل مربع (تقریباً هم‌اندازه کشور یونان)، را تشکیل می‌دهند؛ اما برای آبیاری به آب بیشتری نسبت به هر محصول کشاورزی دیگری در این کشور نیاز دارند. درنتیجه، گرایش فزاینده‌ای به تبدیل چمن‌ها به باغ‌هایی شکل گرفته است که از تنوع زیستی حمایت می‌کنند و در عین حال مصرف آب و مواد شیمیایی خطرناک را کاهش می‌دهند. پانسفورد می‌نویسد: «اگر نگرش‌ها نسبت به نگهداری چمن تغییر کند، این لکه‌های سبز علفی می‌توانند فرصتی عظیم ایجاد کنند.»

منبع: www.history.com

۲۵۹

کد مطلب 2218588

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین