مذاكرات اسلام آباد

مسیر پیش روی پکن و واشنگتن: رابطه پایدار و استراتژیک / چین می‌خواهد ابرقدرت رقیب باشد نه یک دشمن ستیزه‌جو

چین دیگر نمی‌خواهد رابطه با آمریکا را به عنوان بازی مجموع صفر ببیند. پکن به دنبال رابطه‌ای است که در آن رقابت وجود داشته باشد، اما این رقابت قواعد خودش را داشته باشد و به درگیری ویرانگر نرسد. این رابطه قرار است چه مختصاتی داشته باشد؟

خبرآنلاین - رسول سلیمی: وقتی شی جین‌پینگ در دیدار با دونالد ترامپ در پکن، از «رابطه استراتژیک و پایدار» سخن گفت، بسیاری از ناظران متوجه شدند که این یک عبارت دیپلماتیک عادی نیست و باید به آن توجه کرد. این تعبیر، در میانه بحرانی که تنگه هرمز بسته شده بود و جهان از اختلال در جریان انرژی به لرزه افتاده بود، بیشتر به یک دعوت جدی شبیه بود . دعوتی که معنای آن بازتعریف نوع رابطه دو قدرت بزرگ جهان در قرن بیست‌ویکم است.

چین پس از سال‌ها رقابت تند تجاری و فناوری، حالا به دنبال ثباتی است که رقابت را انکار نکند، اما آن را درون قواعدی قابل مدیریت قرار دهد. رسانه‌های چینی مانند گلوبال تایمز و چین دیلی این مفهوم را «ثبات سازنده» ترجمه کردند؛ یعنی ثباتی که مثبت، پویا و مبتنی بر همکاری در حوزه‌های مشترک باشد، نه ثباتی منفی که مبتنی بر ترس از درگیری است. به همین دلیل، مختصات این رابطه، بر اساس آنچه در بیانیه مشترک پس از دیدار اعلام شد، چهار ستون اصلی دارد. 

ستون اول، همکاری به عنوان اصل راهبردی: شی جین‌پینگ تأکید کرد که دو کشور می‌توانند و باید در حوزه‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، هوش مصنوعی ایمن، بهداشت جهانی و ثبات زنجیره تأمین همکاری کنند. این تأکید، ادامه ابتکار «سرنوشت مشترک بشریت» است که پکن سال‌ها آن را تبلیغ می‌کند. 

ستون دوم، رقابت مدیریت‌شده: چین قبول دارد که رقابت در فناوری، بازارها و نفوذ جهانی وجود دارد، اما اصرار دارد که این رقابت نباید به رویارویی نظامی یا قطع کامل روابط منجر شود. شی جین‌پینگ در دیدار خصوصی با ترامپ گفته بود: «رقابت سالم خوب است، اما رقابت ویرانگر برای هیچ‌کدام از ما فایده ندارد.» این جمله، بعداً در رسانه‌های چینی به عنوان نقطه محوری گزارش شد.

ستون سوم، مدیریت تفاوت‌ها بدون بحران: این بخش حساس‌ترین قسمت است. چین خواستار آن است که مسائل حساس مانند تایوان، دریای جنوبی چین و حقوق بشر، به نقطه انفجار نرسند. پکن پیشنهاد داد که مکانیسم‌های گفتگوی منظم در سطوح بالا برای مدیریت این تفاوت‌ها ایجاد شود.

ستون چهارم، چشم‌انداز صلح بلندمدت: شی جین‌پینگ صراحتاً گفت که ثبات روابط دوجانبه برای صلح جهانی ضروری است و تنش‌های منطقه‌ای نباید این رابطه را به گروگان بگیرند.

در این میان، ترامپ با  گروه بسیار بزرگی از تجار و کارآفرینان آمریکایی به پکن آمد که فوق العاده معنادار بود و مشخص بود ترامپ قرار نیست منافع اقتصادی و تجاری امریکا را فدای مناقشات سیاسی دو کشور کند. از مدیران بوئینگ، جنرال الکتریک، اپل، و کشاورزان بزرگ ایالت‌های میانه گرفته تا مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری که هدفش را کاملاً روشن نشان می داد و آن، دستیابی به توافقات تجاری ملموس که بتواند در انتخابات میان‌دوره‌ای به عنوان دستاورد بزرگ ارائه کند. نتیجه دیدار نیز اعلام خریدهای بزرگ چین بود، شامل صدها هواپیمای بوئینگ، موتورهای GE، میلیاردها دلار محصولات کشاورزی آمریکایی و تعهد به خرید نفت از ایالت‌های کلیدی که ترامپ این را «بزرگ‌ترین معامله تجاری تاریخ» نامید.

اما پشت این اعلامیه‌ها، مفاهمه عمیق‌تری شکل گرفت. هر دو طرف توافق کردند که ثبات روابط دوجانبه برای اقتصاد جهانی حیاتی است. ترامپ بعداً گفت شی جین‌پینگ «بسیار علاقه‌مند به باز شدن تنگه هرمز» بوده و چین قول داده از نفوذ خود برای کمک به پایان کامل درگیری استفاده کند. همچنین درباره ایران و خاورمیانه، هر دو رئیس‌جمهور بر لزوم باز شدن فوری تنگه هرمز اتفاق نظر داشتند. شی جین‌پینگ آن را «منفعت مشترک جامعه جهانی» خواند و ترامپ نیز تأکید کرد که چین «کمک خواهد کرد». هر دو طرف مخالف گسترش جنگ بودند و بر «راه‌حل سیاسی» توافق داشتند. با این حال، تفاوت‌ها هم وجود داشت. چین بر حاکمیت ملی و احترام به حقوق ایران اصرار داشت، در حالی که ترامپ بر امنیت اسرائیل و محدودیت‌های هسته‌ای تمرکز می‌کرد.

این دیدار در شرایطی انجام شد که تنگه هرمز بسته شده بود و قیمت نفت به سطوح بی‌سابقه رسیده بود. چین به عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، بیشترین آسیب را از این اختلال دیده بود. بنابراین، پیشنهاد «رابطه استراتژیک و پایدار» تا حدی نیز ریشه در نیاز فوری پکن به ثبات انرژی داشت.

پیامدهای رابطه استراتژیک و پایدار چین-آمریکا برای خاورمیانه و ایران

پیشنهاد شی جین‌پینگ برای «رابطه استراتژیک و پایدار» با آمریکا، فراتر از یک ابتکار دیپلماتیک است به نحوی که آن یک تغییر پارادایم محسوب می‌شود. چین دیگر نمی‌خواهد رابطه با آمریکا را به عنوان بازی مجموع صفر ببیند. پکن به دنبال رابطه‌ای است که در آن رقابت وجود داشته باشد، اما این رقابت قواعد خودش را داشته باشد و به درگیری ویرانگر نرسد.

از نگاه رسانه‌های آمریکایی مانند وال استریت ژورنال و فایننشال تایمز، این پیشنهاد نوعی «تنش‌زدایی هوشمند» است. ترامپ نیز با آوردن بزرگ‌ترین گروه تجاری تاریخ، نشان داد که اولویت او نتایج اقتصادی ملموس است. به همین دلیل، ادراک مشترکی که پدید آمد، این بود که تنش‌های خاورمیانه نباید رابطه دوجانبه را به گروگان بگیرد. هر دو طرف توافق کردند که ثبات تنگه هرمز به نفع همه است و چین قول داد از نفوذ خود برای کمک به بازگشایی آن استفاده کند.

درباره ایران نیز، هر دو رئیس‌جمهور بر لزوم پایان کامل جنگ اتفاق نظر داشتند. شی جین‌پینگ بر «راه‌حل سیاسی» و احترام به حاکمیت ایران تأکید کرد، در حالی که ترامپ بر محدودیت‌های هسته‌ای و امنیتی اسرائیل پافشاری داشت. با این حال، هر دو طرف قبول کردند که ادامه درگیری به ضرر اقتصاد جهانی است و باید مکانیسمی برای مدیریت بحران ایجاد شود.

اما پیامد بلندمدت این رویکرد برای ایران دوگانه است. از یک سو، چین به عنوان شریک اقتصادی بزرگ، همچنان حاضر به خرید نفت و سرمایه‌گذاری است و این رابطه را تحت تأثیر تنش‌های خاورمیانه قرار نخواهد داد. از سوی دیگر، پکن علاقه‌ای به درگیری مستقیم با آمریکا ندارد و ترجیح می‌دهد ایران نیز به سمت راه‌حل سیاسی حرکت کند. این یعنی ایران نمی‌تواند روی حمایت بی‌قیدوشرط چین در برابر آمریکا حساب کند.

در برآیند نهایی، به نظر می‌رسد چین و آمریکا به دنبال رابطه‌ای تجاری و سیاسی پایدار هستند که قرار نیست تنش‌های خاورمیانه، از جمله مسئله ایران، چنین ارتباطی را به طور اساسی تحت تأثیر قرار دهد. این یک تغییر مهم است. پس از سال‌ها رقابت تند، دو قدرت بزرگ جهان به این نتیجه رسیده‌اند که ثبات رابطه دوجانبه، حتی با وجود اختلافات عمیق، به نفع هر دو طرف است.

۲۱۳

کد مطلب 2220293

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین