به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «چرا وقتی میتوانی در جلو باشی، عقب بمانی؟» زنی که نامش ذکر نشده و تازه به درجه سرباز در ارتش ارتقا یافته بود، در سال ۲۰۱۷ به مگان مایرز از روزنامه آرمی تایمز گفت. او یکی از نخستین زنانی بود که به پیادهنظام ارتش ایالات متحده پیوست؛ دورههای آموزشی بسیار سخت را در کنار سربازان مرد گذراند و خود را برای واقعیتهای نبرد آماده کرد.
هفتاد سال پیش از آن، تصور اینکه زنی برای نبرد مستقیم آموزش ببیند تقریباً غیرقابلتصور بود. با اینکه زنان بهتازگی در جنگ جهانی دوم به عنوان اعضای فعال نیروهای مسلح ایالات متحده خدمت کرده بودند، در آن زمان در حال ترک ارتش بودند.
این روند پس از جنگها معمول بود - در زمان صلح تنها به پرستاران زن اجازه خدمت در ارتش داده میشد و انتظار میرفت صدها هزار زنی که در طول جنگ جهانی دوم به کشورشان خدمت کرده بودند، از خدمت نظامی کنارهگیری کنند و به زندگی غیرنظامی بازگردند. اما در سال ۱۹۴۸ همهچیز تغییر کرد؛ زمانی که زنان نخستین گام اساسی را برای تبدیل شدن به اعضای برابر در نیروهای مسلح ایالات متحده برداشتند.
زنان همواره در درگیریهای نظامی ایالات متحده نقشی داشتهاند؛ از زنانی که در کنار ارتش قارهای حرکت میکردند، تا زنانی که در جنگ انقلاب آمریکا لباس میشستند یا به مراقبتهای پزشکی میپرداختند، و نیز پرستاران جنگ داخلی که اداره بیمارستانهای بزرگ را برعهده داشتند و برای تغذیه و پوشاک سربازان تلاش میکردند. اما تنها در دوران جنگ جهانی اول بود که زنانی که پرستار نبودند توانستند در زمان جنگ در نیروهای مسلح نامنویسی کنند. با اینکه بیشتر زنان همچنان به صورت داوطلبانه خدمت میکردند، تعداد اندکی توسط شاخههای مختلف ارتش استخدام شدند و در مشاغل دفتری به کار گرفته شدند.

زنان در جنگ جهانی دوم به فراخوان پاسخ دادند
سپس جنگ جهانی دوم نیاز بیسابقهای به سربازان پیدا کرد - و به طور چشمگیری ساختار نیروهای غیررزمی ارتش را تغییر داد. برای اینکه مردان بیشتری بتوانند در خط مقدم بجنگند، نیروهای مسلح، زنان را برای مشاغل غیررزمی مانند زبانشناس، پیشبینیکننده هوا و اپراتور تلفن جذب کردند.
در ابتدا، ارتش تنها از طریق «سپاه کمکی زنان ارتش» (WAAC) زنان را به صورت موقت و کمکی میپذیرفت. اما با ادامه جنگ، جذب نیرو دشوارتر شد. ارتش ایالات متحده توضیح میدهد: «مشاغل با دستمزد بالاتر در صنایع غیرنظامی، مزایای نابرابر نسبت به مردان و همچنین نگرشهای درون خود ارتش - که از ابتدا نهادی عمدتاً مردانه بود - ازجمله عوامل این مشکل بودند.»
برای جلوگیری از این روند، کنگره با تشویق نماینده ایالات متحده، ادیت نورس راجرز، تصمیم گرفت به زنان اجازه دهد رسماً در «ارتش ایالات متحده» (درواقع نیروهای ذخیره) نامنویسی کنند. با ایجاد «سپاه زنان ارتش» یا WAC در سال ۱۹۴۳، زنان اکنون میتوانستند درجه نظامی دریافت کنند و در خارج از کشور خدمت کنند. در همین حال، WAAC نیز همچنان فعال باقی ماند. زنان در هر دو شاخه با تعداد بیسابقهای خدمت کردند و وظایف خود را با شایستگی انجام دادند. اعضای WAC همان حقوق، مزایا و درجات نظامی همتایان مرد خود را دریافت میکردند؛ دیگر شاخههای نظامی نیز از این الگو پیروی کردند و گروههایی مانند WAVES (در نیروی دریایی آمریکا) و SPARS (در گارد ساحلی آمریکا) را تشکیل دادند.
با این حال، هرچند زنان در تلاشهای جنگی با شجاعت خدمت کردند، کار آنها اغلب با انگ و تمسخر همراه بود. آزار جنسی رایج بود و همچنین این تلقی وجود داشت که زنان برای به دست آوردن درجات نظامی خود از امتیازهای جنسی استفاده کردهاند. شایعاتی نیز رواج داشت که این برنامه نقشهای از سوی نازیها برای تضعیف نیروهای مسلح است، و برخی مردان از اینکه مجبور بودند در کنار زنان خدمت کنند ناراضی بودند.
(اعتبار: ماری هانسن / مجموعه تصاویر مجله LIFE / گتی ایمجز)
نادیده گرفته شدن زنان کهنهسرباز جنگ جهانی دوم
زنان در جنگ جهانی دوم با شجاعت خدمت کردند؛ حتی برخی از آنها به اسارت جنگی درآمدند و برای مشارکتهای خود مدالها و تقدیرنامههایی دریافت کردند. اما پس از پایان جنگ، بسیاری از آنها خود را بدون شغل و نادیدهگرفتهشده یافتند. بسیاری از کارفرمایان علیه زنانی که در ارتش خدمت کرده بودند تبعیض قائل میشدند؛ زیرا باور داشتند خدمت آنها با بیاخلاقی جنسی یا پارتیبازی همراه بوده است و همچنین مطمئن بودند که این زنان میخواهند نقشهای سنتی جنسیتی را در محیط کار به چالش بکشند.
زنانی که در نقشهای کمکی باقی مانده بودند، با وجود اینکه در طول جنگ وظایف بسیار مهمی انجام داده بودند، کهنهسرباز محسوب نمیشدند و از مزایا نیز بهرهمند نمیشدند. حتی اعضای WAC و WAVES که همان مزایای کهنهسربازان مرد را دریافت میکردند نیز تصور میکردند در زمان صلح از سمتهای خود کنار گذاشته خواهند شد؛ همانطور که پس از هر جنگ دیگری چنین اتفاقی افتاده بود. زنان میدانستند که در زمان صلح، تنها پرستاران اجازه خدمت دارند.
با این حال، استقامت و کارآمدی زنانی که در طول جنگ جهانی دوم در ارتش ایالات متحده خدمت کرده بودند، مقامهای نظامی در همه شاخهها را متقاعد کرد که بهکارگیری زنان ارزشمند است. نخست، در سال ۱۹۴۶ کنگره برای اعضای نیروهای کمکی و WAC حق بازگشت به کار را تصویب کرد و کارفرمایان را مجبور ساخت به آنها اجازه دهند به شغلهای پیش از جنگ خود بازگردند. (اعضای WAAC تا سال ۱۹۸۰ واجد شرایط دریافت خدمات اداره امور کهنهسربازان نشدند.)
سپس ارتش ایالات متحده - که قانع شده بود نمیتواند زنانی را که در زمان جنگ چنین شایستگیای از خود نشان داده بودند از دست بدهد - از کنگره خواست اجازه دهد WAC را به بخشی دائمی از نیروهای خود تبدیل کند. در سال ۱۹۴۸، رئیسجمهور ترومن «قانون ادغام زنان در نیروهای مسلح» را امضا کرد. این قانون به زنان اجازه داد به عنوان اعضای کامل و دائمی در همه شاخههای نیروهای نظامی خدمت کنند.
در حالت خبردار ایستادهاند، سال ۱۹۵۷.
(اعتبار: ایوان دیمیتری / آرشیو مایکل اوکس / گتی ایمجز)
سرانجام زنان توانستند در زمان صلح نیز به عنوان اعضای نیروهای مسلح ایالات متحده به کشور خود خدمت کنند. اما درواقع این قانون محدودیتهای شدیدی بر خدمت آنان اعمال میکرد. این قانون تعداد زنانی را که میتوانستند در هر شاخه نظامی خدمت کنند به ۲ درصد محدود میکرد، به ارتش اجازه میداد زنانی را که باردار میشدند به طور اجباری از خدمت مرخص کند و همچنین تعداد زنانی را که میتوانستند افسر شوند محدود میساخت. مهمتر از همه، این قانون مانع از آن میشد که زنان فرماندهی مردان را برعهده بگیرند یا هرگز در نبرد شرکت کنند.
مری ای. هالارن، که کار خود را در ارتش ایالات متحده به عنوان عضو WAAC آغاز کرد و بعدها به درجه سرهنگی رسید، بعدها چنین یادآوری کرد:
«یکی از اصلیترین مخالفتها [با ادغام زنان در خدمت نظامی منظم] که به ما گفته شد در جلسات غیرعلنی مطرح شده بود این بود که اگر زنان در ارتش دائمی حضور داشته باشند، مردان باید از یک زن دستور بگیرند. خدا نکند.»
چندین دهه طول کشید تا این محدودیتها تغییر کند، اما زنان سرانجام توانستند - هرچند نابرابر - در زمان صلح در نیروهای مسلح مشارکت داشته باشند. با وجود آنکه تبعیض در همه شاخههای ارتش ادامه داشت - برای مثال در آغاز جنگ ویتنام، وزارت دفاع به جای گسترش نقش زنان، نزدیک به ۳۰۰ هزار مرد را که آنها را دارای «توانایی پایین» میدانست برای خدمت مجاز اعلام کرد - زنان همچنان با شجاعت و پشتکار به خدمت خود ادامه دادند.
گشوده شدن نقشهای فرماندهی به روی زنان در دهه ۱۹۷۰
بهتدریج نقشهای زنان گسترش یافت. در سال ۱۹۷۰، سرانجام به زنان اجازه داده شد در یگانهای غیررزمی به مقامهای فرماندهی برسند و آموزش زنان و مردان در کنار یکدیگر آغاز شد.
در سال ۲۰۱۳، زنان با دریافت حق خدمت در نقشهای رزمی مستقیم زمینی، به جایگاه کامل در ارتش دست یافتند. این نقطه عطف سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا زنان نیز باید مانند مردان ملزم به ثبتنام برای خدمت وظیفه (سربازی اجباری) باشند یا نه. در فوریه ۲۰۱۹، یک قاضی دادگاه منطقهای ایالات متحده حکم داد که الزام همه مردان به ثبتنام برای خدمت نظامی، در حالی که زنان از آن مستثنا هستند، مغایر با قانون اساسی است.
منبع: www.history.com
۲۵۹




نظر شما