نمایشگاه اخیر مریم تختکشیان در گالری بستان، به نظر، کشاکش این پرسش بین خودآگاه و ناخودآگاهاش بود. ناخودآگاهاش میجورد و ارجاع میدهد به تصویری که زمانی ثبت کرده است. تصویر برای امروز احضار میشود و گرهاش، گره میخورد به امروز ما، امروز ایران. میتوان این گره را به عمق تاریخ برد؛ میتوان آن را قابی همیشگی از تاریخ ما در نظر گرفت، این هست، مسئله این است که ناخودآگاه هنرمند، خودآگاهش و تصویر پیشینی «اکنون» به هم چفت میشود و برونریز میکند.
عکس و چیدمان نمایشگاه اخیر تختکشیان من را یاد آن مضمون کلیدی نزد سانتاگ میاندازد که معتقد بود: «عکس، به جای اینکه فقط نشان دهد چه اتفاقی افتاده، به ما میگوید چطور باید درباره آن فکر کنیم». ما دربارهٔ آنچه در یکسال بر ما رفت و همچنان میرود و معلوم نیست تا کجا ما را خواهد برد، چطور فکر میکنیم؟ سؤال کلیدیتر البته این است که وقتی همچنان در خودِ وضعیت قرار داریم، میتوانیم دربارهٔ آن فکر کنیم؟ تکعکسِ تکثیرشدهٔ مریم تختکشیان، به نظر، میانجی خوبی برای فکر کردن دربارهٔ «وضعیت» در «خودِ وضعیت» است.
۳۰ قاب هماندازه، پرچمی که هم پرچم هست هم نیست، مخاطب را در مواجههٔ اول به این فکر وامیدارد که همه مشغول تماشای یک قاب واحد است، هرچند تکثیر شده باشد. ۳۰ قاب هم، از قضا، اسطوره و به میانجی آن ایرانِ تاریخی را به امروز میآورد. ایرانی که با همهٔ کشاکشهایش، با همهٔ زخمهایش، هنوز مانده است، هرچند به گرهای وصل است. در این مواجهه و این خوانش از اثر تختکشیان، تصویر به آینده هم ارجاع دارد. در واقع توصیهای سیمرغوار دارد؛ که باید رنج و ملامت کشید برای سیمرغ شدن. که بیرون میروند همهٔ مرغانی که بیرونیاند؛ آن مرغانی در نهایت به قاف خواهند رسید و سیمرغ خواهند شد که درد راه و رنج قاف را به جان خریده باشند.
روی دیگر این تکثیر هم باید دید. هر کدام از این سی اثر به مکانی متفاوت میرود. در چیدمانی جای میگیرد که هیچ ربطی با هیچکدام آن ۲۹ قاب دیگر ندارد. همان روزی که در نمایشگاه بودم، یکی آمده بود میگفت من شمارهٔ ۱۹ را میخواهم. میگفت بعد از ۱۹ دی، این قاب برای من معنای دیگری دارد. برای همین، پرسش اساسی دیگر این است که واقعاً همه دربارهٔ یک چیز صحبت میکنیم؟ آن که قاب ۱۹ را گرفته، آن که پشت لانچر، پرچم به دست، مرگ را به سخره میگرفت، آنکه در هوای مطبوع اسفند لسآنجلس، نوشیدنی به دست، همین سهرنگ را به باد میسپرد، یا آنکه نزدیک دو ماه است تاباندن پرچم در خیابان انقلاب نظم زندگیاش شده، همه از یک چیز صحبت میکنیم؟ آن گره تا کی میتواند بین این تفسیرهای متفاوت پیوند بیاورد؟ آن روز خواهد آمد که چینوچروکها صاف شود، رنگها در کنار هم آرام بگیرند؟
* روزنامهنگار
5959




نظر شما