مذاكرات اسلام آباد

تحلیلگران بی‌بی‌سی  و رسانه های اپوزیسیون از قتل الهه حسین نژاد چه بهره ای می خواستند ببرند؟ چرا نتوانستند؟

خردادماه سال گذشته بود که خبر ناپدیدشدن الهه حسین‌نژاد، دختر اسلامشهری، فضای مجازی را پر کرد. 11 روز پس از انتشار تصاویر شخصی الهه برای یافتن نشانی و پیدا کردن رد او در مسیر بازگشت از اسلامشهر، درنهایت پیکر بی‌جان الهه در اطراف تهران پیدا شد. قاتل، مردی سابقه‌دار و 37 ساله بود.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: خبر پیداشدن پیکر الهه در فضای مجازی بازخوردها و تحلیل‌های عجیب و زیادی داشت، تا جایی که برخی کاربران ایرانی فضای مجازی نوشتند: «این پرونده یک کشته و 90 میلیون نفر زخمی داشت.»

بامداد 30 اردیبهشت پرونده قتل الهه حسین‌نژاد با اجرای حکم اعدام بهمن فرزانه، بسته شد. هرچند از لحاظ قضایی پرونده الهه مختومه شد؛ اما فرامتن ماجرای به قتل رسیدن الهه، الگویی است که احتمال دارد با پرونده‌ها و جرائم مشابه تکرار شود.

قصه قتل الهه به تنهایی و به خودی خود مؤلفه‌هایی داشت که احساسات جمعی را برانگیزد. الهه دختر جوان 24 ساله از طبقه متوسطی بود که در راه بازگشت به خانه ربوده و به قتل رسیده بود. از این گذشته، خانواده‌اش اعلام کرده بودند الهه قرار بود برای نگهداری از برادر معلولش به خانه بازگردد. بنابراین همین قصه چندخطی الهه به اندازه کافی می‌تواند احساسات عمومی را جریحه‌دار کند و از سوی دیگر با توجه به اینکه الهه دختر جوانی بود که به قتل رسیده است، هم‌زمان ماجرای او می‌تواند زمین بازی سوءاستفاده‌گران همیشگی از خون جوانان ایرانی را مهیا کند.

همچنین ممکن بود عده‌ای فریاد مظلومیت و کشتار دختران و نبود امنیت را سر دهند و ماهی مدنظرشان را از خون یکی دیگر از جوانان ایرانی صید کنند.

همان‌طور که پیش‌بینی شد، با جنسیتی شدن ماجرای این قتل، کفتارها به میدان آمدند تا هر کدامشان تکه‌ای از پرونده قتل دختر اسلامشهری را شکار کنند. قاتل الهه اما پس از 11 روز با هوشمندی پلیس و البته در سکوت خبری، دستگیر و تحویل دستگاه قضایی داده شد. این بار که با دستگیری قاتل، سوءاستفاده‌گران نتوانستند به مقصودشان برسند، داستان عوض شد و با پیش‌بردن هویت جعلی برای قاتل الهه، سعی کردند تا فضا را به سویی بکشانند که الهه را قربانی عرف جامعه ایرانی و حجاب معرفی کنند.

با انتشار چند ثانیه از اعتراف قاتل، سناریوهای ساختگی را پروبال دادند و این بار سعی کردند تا بهمن فرزانه را قاتلی با گرایش‌های خاص سیاسی اعتقادی جلوه دهند. عده‌ای برای او در اینستاگرام صفحه‌ای با پست‌های حمایت از پهلوی ساختند و عده‌ای بر اساس همان چند ثانیه اعتراف منتشر شده، تلاش کردند تا او را فردی با گرایش مذهبی معرفی کنند.

بررسی پرونده قتل الهه حسین‌نژاد در سکوت خبری توسط دستگاه قضایی جلو رفت. دراین‌بین چند باری خبر از تفاضل دیه مطرح شد و درنهایت اعلام شد تفاضل دیه از بیت‌المال و توسط وزیر دادگستری پرداخت خواهد شد.

مثل باقی وقایعی که جریان‌های ضدایرانی نتوانستند از آن‌ها بهره ببرند، ماجرای الهه هم نیمه‌کاره رها شد؛ چراکه دستگاه قضایی نه به جنسیتی کردن قتل الهه توجه کرد و نه به تلاش‌های برخی‌ها برای نسبت دادن قاتل الهه به جریان‌های سیاسی یا حتی مذهبی مختلف. درنهایت پس از یک سال برگزاری دادگاه، یافتن مدارک لازم و تحقیق، قاتل الهه اعدام شد.

اجرای حکم قاتل الهه و حتی پرداخت تفاضل دیه مقتول، نشان داد که در دادگاه صدای عدالت بلندتر از هشتگ‌های فیک است. از یک‌سو هشتگ‌سازان پهلوی‌چی و آلبانی‌نشینِ «نه به اعدام» این بار دیگر نتوانستند از قاتل الهه یک جاویدنام و قهرمان دیگر بسازند؛ چراکه قتل الهه ماجرایی نبود که بتوانند از آن روایت خلاف واقع بسازند.

از سوی دیگر ماجرای قتل الهه، قصه‌ای بود که امثال حسین باستانی را هم بی‌آبروتر کرد. باستانی خرداد سال گذشته در متنی که در شبکه ایکس نوشته بود، سعی داشت تا با پیش بردن فضاسازی مدنظرش، قتل الهه حسین‌نژاد را به مسئله حجاب نسبت دهد و با تحلیل‌هایی تخیلی، دستگاه قضایی کشور را به بی‌عدالتی متهم کند. باستانی در متن خود نوشته بودکه قاتل به دنبال توجیه این جنایت است و از قضا توجیهی را ارائه کرده که مقبول سیستم هم است.

تقریباً یک سال از مدت زمان نگاشتن تحلیل باستانی می‌گذرد. نتیجه پرونده قتل الهه حسین‌نژاد، اجرای حکم اعدام برای قاتل و پرداخت تفاضل دیه از بیت‌المال بود. نه‌تنها قتل دختر جوان اسلامشهری برای دستگاه قضا توجیه‌پذیر نبود بلکه برای اجرای حکم قاتل و برقراری عدالت جامعه، تفاضل دیه مقتول نیز با دستور رئیس قوه قضائیه پرداخت شد.

ماجرا آن‌طور که تحلیلگر بی‌بی‌سی پیش‌بینی کرده بود، از آب درنیامد. بهمن فرزانه، قاتل الهه حسین‌نژاد به دار آویخته شد و دستگاه قضایی خودش، مانع اجرای حکم را حل کرد.

امثال حسین باستانی و بهنام قلی‌پور مانده‌اند و تحلیل‌های دروغ و دور از واقعیتی که با آن سعی داشتند قصه قتل الهه را به وقایع 1401 گره بزنند.

پس از انتشار خبر اجرای حکم قاتل الهه حسین‌نژاد، تمام سناریوهای رسانه‌های فارسی زبان شکست خورد. از آنجایی که الهه احساسات جمعی جامعه ایرانی را برانگیخته بود، هیچ‌کس از بدوی بودن حکم اعدام ننوشت و دیگر قاتل، همسو با جریان‌های مذهبی و عرفی جامعه معرفی نشد. این بار اما اکانت‌هایی مانند سازمان جوانان کمونیست در شبکه ایکس به دنبال سناریویی تازه از میان سناریوهای سوخته، از پرونده قتل الهه به عنوان نمادی از زن‌ستیزی جامعه ایرانی نام برده است. پرونده‌ای که حالا متهمش به دار آویخته شده و راه تمام کینه‌توزی‌ها علیه جامعه و دستگاه قضایی ایرانی را در همان نطفه خفه کرده.

واقعیت این است که رسانه‌ها و تحلیلگران ضدایرانی فارسی‌زبان، هرقدر که زور زدند؛ اما نتوانستند قاتل الهه حسین‌نژاد را به جمهوری اسلامی نسبت دهند. تمام سناریوهای امثال باستانی و قلی‌پور شکست خورد و حکم قصاص قاتل الهه صادر و در بامداد 30 اردیبهشت اجرا شد. برای همین اکانت‌های ضدایرانی دوباره در ایستگاه اول ماجرا قرار گرفته‌اند؛ دومینو و تکرار سناریوی سوخته جنسیتی کردن ماجرای قتل الهه حسین‌نژاد و معرفی الهه به عنوان یکی از قربانیان زن‌ستیزی در جامعه ایرانی.

درحالی‌که پرونده قتل الهه به اجرای حکم رسید، ضدایرانی‌ها هنوز در تلاشند تا شاید از خون الهه‌ ما به نفع خودشان بهره‌برداری سیاسی کنند؛ اما نمی‌توانند! 

23302

کد مطلب 2222022

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین