به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، این روزها خیلی از خانهها به یک جبهۀ تمامعیارِ «درس بخوان، عقب ماندی، تستهایت کو؟» تبدیل شده. فشار روانی لحظهای کم نمیآورد، اما راندمان فرزندمان لحظهبهلحظه پایینتر میرود. نقش خانواده مثل قطعۀ گمشدۀ یک پازل است. مهسا طیبی کشاورز روانشناس حوزه نوجوان از پدر و مادرهایی میگوید که ناخواسته به «بلندگوی سازمان سنجش» تبدیل شدهاند و یادآوری میکند، اعتماد به میل درونی رشد فرزندانمان که خدا در نهاد هر انسانی کاشته، گاهی از هزار ساعت تدریس خصوصی و نصیحت پشتسرهم کارآمدتر است.
پناهگاه امن باشید
بزرگترین دامی که خیلی از والدین در آن میافتند، این است که خانه را به «شعبۀ شماره دو حوزۀ امتحانی» تبدیل میکنند. از دمِ در که تو میآیند فریاد میزنند: «امروز درس خوندی؟ پاشو درستو بخون، عقب نمونی، تستهایت را بزن!» غافل از اینکه هر چقدر فشار روانی را بیشتر کنیم، راندمان کاری فرزندمان پایینتر میآید. مشاور در این گفتوگو نکتۀ ظریفی را گوشزد میکند: «خانه باید پناهگاه نوجوان باشد، نه یک مرکز بازرسی آموزشی.»
«کمی صبوری کنید و فرصت بدهید. چرا اینقدر میترسیم که نوجوان یک مقدار از مسیر درس خارج شود؟ گاهی وقتها لازم است او برود یکگوشه بنشیند، به قول خودمان «وقتش را به بطالت بگذراند» تا خودش را پیدا کند؛ انگار که رفته یک باک بنزین بزند و دوباره باانرژی برگردد.» مسیر رشد یک خط صاف اتوبانی نیست؛ یک نمودار سینوسی است با کلی بالا و پایین و پیچوتاب.
به تنظیمات کارخانهای وجودش اعتماد کنید
نکتۀ اصلی که شاید تلنگری برای همۀ ما باشد، این جمله است: «اگر به فرزندت اعتماد کنی که انسان است و خدا توی تنظیمات کارخانهاش میل به رشد و خودمراقبتی را گذاشته، اینقدر نمیترسی که با یک دورزدن، برای همیشه از دست برود.» بچهها ذاتاً میل به تعالی دارند؛ ما باید این میل را ببینیم و باور کنیم، نه اینکه با نگرانی دائمی، آن را زیر سؤال ببریم.
مهمترین مؤلفه در تعامل با نوجوان، حفظ کرامت و حرمت اوست. وقتی فرزندمان احساس کند که «آدم حسابش میکنند»، وقتی حرفهایش شنیده شود، رفتارش بهمراتب بهتر خواهد شد. بسیاری از نوجوانها گله دارند که «من در این خانه هیچکس نیستم، صدایم را نمیشنوند.» اگر نخ تسبیح کرامت را محکم بگیرید، مطمئن باشید فرزندتان هر چقدر هم دور بزند، در نهایت به همان ارزشهای خانوادگی و مسیر رشد برمیگردد.
انعطاف را جایگزین جبههگیری دربارۀ آموزش مجازی کنیم
نشستن و مدام تکرارکردن «درسخواندن در فضای مجازی فایده ندارد» خیلی راحت است، اما مشکلی را حل نمیکند. قبول داریم که آموزش حضوری بینظیر است، اما الان چه کنیم؟ آدمیزاد مثل رابینسون کروزو است؛ در هر جزیرهای که گیر بیفتد، بالاخره یک سبک زندگی برای خودش دستوپا میکند. بهجای غرزدن، باید بپذیریم و با شرایط موجود راهی بسازیم.
بچههای ما برای آموزش مجازی ذهنیت آمادهای ندارند؛ فرهنگش جا نیفتاده. در این میان مامانها شدهاند معلم ناخواسته و مدام فشار میآورند. نوجوانها هم که دیگر کلاً خودشان را رها کردهاند. توصیۀ صریح مشاور به والدین این است: «اول لِم بچهتان را به دست بیاورید. رابطه با فرزندتان را فدای هیچچیز نکنید.»
اگر رابطه بر پایۀ احترام باشد، یک مشق دیرنوشته یا دو بار ننوشتن، دنیا را به آخر نمیرساند. روانِ بچه از همهٔ فرمولهای ریاضی و سطرهای حفظی مهمتر است. انعطاف را بالا ببریم، در قالب بازی بهشان یاد بدهیم و تذکر را جایگزین سرزنش و توهین کنیم. گاهی اوقات خانواده از مهمانی و لذتهای خودش نمیگذرد، بعد انتظار داریم بچه یکتنه غول درس را ببلعد!
مراقب تلهپاتی خودتان باشید؛ افکارتان مستقیماً به فرزندتان میرسد
یک پرده از یک راز بزرگ برداریم: «وقتی دانشآموزی را در مدرسه میبینم که زودرنج، مضطرب و بههمریخته است، میتوانم حدس بزنم حال و هوای مادرش چطور است. این تلهپاتی بین والد و فرزند، مخصوصاً مادر و بچه، واقعی و بسیار قوی است.» بچه افکار ما را بیسیم و بی کابل دریافت میکند، حتی اگر پشت دربسته هم حرف بزنیم.
«پس بهخاطر فرزندانمان هم که شده، روی خودمان کار کنیم. اعتراضکردن مدام، غرزدن پشت تلفن با خاله از بدبختی روزگار، و ناامیدی ریختن در فضای خانه، درست مثل سمی است که جانِ انگیزۀ نوجوان را میگیرد.»
در عوض، خوشبینی و امیدواری را تمرین کنیم. بذر خودسازی امروز ما، دست فرزندمان را در آینده خواهد گرفت. قرار نیست نقش بازی کنیم و یک فیلم ساختگی از «والد مثبت» اجرا کنیم؛ قرار است خود واقعیمان را بسازیم. آن وقت است که فرزندمان با تماشای ما، بیآنکه کلامی ردوبدل شود، جان میگیرد و برای ادامۀ مسیر پرتلاطم تحصیلش انرژی مضاعف پیدا میکند.
منبع:فارس



نظر شما