بررسی نظریه حکمت متعالیه در زندگی‌ حکیم بزرگ صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا)

مکتب فلسفی ملاصدرا که «حکمت متعالیه» نام دارد بر اصل «اصالت وجود» استوار است. از دیگر نظریات مهم او «حرکت جوهری» است که بر اساس آن، همهٔ موجودات در ذات خود در حال حرکت و تغییر هستند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، به بهانه سالروز بزرگداشت ملاصدرا در اول خرداد زندگی‌نامه آن حکیم بزرگ صدرالمتألهین شیرازی (ملاصدرا) منتشر شد:صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی یا مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (۹۷۹ – ۱۰۴۵ هجری قمری) حکیم متأله و فیلسوف ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است. کارهای او را می‌توان نمایش‌دهندهٔ نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشهٔ اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد. بسیاری از مراکز علمی در شهرهای ایران و جهان و نام برخی از خیابان‌های شهرها همچون شیراز، تهران، مشهد، اصفهان، قزوین و یزد به نام این فیلسوف است.

کودکی و نوجوانی

ملاصدرا در روز نهم جمادی‌الاول سال ۹۷۹ قمری (هفدهم مهر ۹۵۰، ۱۵۷۱ میلادی)، در شیراز و در محلهٔ قوام زاده شد و او را محمد نامیدند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار پارس ـ محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد ـ بود و صدرالدین محمد تنها فرزند او، حاصل یک دعا بود. به باور هانری کربن، خواجه ابراهیم بازرگان بود و به خرید و فروش مروارید، شکر بنگاله و شال کشمیری می‌پرداخت. وی هر از گاهی برای به دست آوردن مروارید به مغاص لؤلؤ در بحرین می‌رفت.

ابراهیم قوام در آغاز، محمد کوچک را به مکتب‌خانهٔ ملااحمد در محلهٔ قوام برد. محمد دو سال در این مکتب‌خانه خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را فراگرفت. سپس او را به یک معلم خانگی به نام ملا عبدالرزاق ابرقویی سپردند تا به محمد صرف و نحو بیاموزد.

دو پیشامد سبب وقفه در تحصیل محمد نوجوان شد: یکی وفات ملا عبدالرزاق ابرقویی بود که محمد نوجوان را در مرگ استاد خود سوگوار کرد و دیگر وفات شاه طهماسب یکم صفوی و به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل دوم صفوی که سبب ناامنی ایران، از جمله شیراز، گشت و ابراهیم قوام از بیم جان خانوادهٔ خود را از شیراز به امیرنشین‌های جنوب خلیج فارس کوچاند.

پس از مرگ یا کشته شدن شاه اسماعیل دوم و با به فرمانروایی رسیدن شاه عباس یکم، دوران هرج‌ومرج به پایان رسید و ابراهیم و خانواده‌اش به شیراز بازگشتند. محمد به فرمان پدرش به بصره رفت و در حجرهٔ بازرگانی شیرازی به نام یوسف بیضاوی که پدرش با او قرارداد بازرگانی بسته بود، به کار مشغول شد.

سه ماه پس از آن، ابراهیم قوام به دیار باقی شتافت و محمد سوگوار ناگزیر به شیراز بازگشت و به گرداندن حجره‌های بازرگانی پدرش پرداخت.

زندگی و تحصیل در قزوین و سپس اصفهان

ملاصدرا در سن ۶ سالگی به همراه پدرش در پی شاه محمد خدابنده به قزوین، پایتخت آن دوران صفویان، رفت و دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در آن سامان سپری کرد. او در مدرسهٔ «التفاتیه» قزوین حجره‌ای داشت که هم‌اکنون نیز برای بازدید طلبه‌ها و گردشگران پابرجاست. سنگ بنای پیشرفت علمی او در حوزه‌های علمیهٔ قزوین نهاده شد. در همان‌جا با شیخ بهایی و میرداماد آشنا شد و پس از انتقال پایتخت به اصفهان، با استادانش به اصفهان مهاجرت نمود.

او در مدرسهٔ خواجو اصفهان نیز از محضر درس استادانش شیخ بهایی، میرداماد (معلم ثالث) و میرفندرسکی بهره جست. ملاصدرا دروس فقه، علوم حدیث و تفسیر را از شیخ بهایی، حکمت الهی و حکمت شرق و غرب را از میرداماد و علم ملل و نحل را از میرفندرسکی آموخت.

به هر حال شاه عباس یکم در پایان سال ۹۹۹ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۶)، از قزوین به اصفهان نقل مکان کرد و این شهر را به پایتختی خویش برگزید.
در بخش کردن میراث یکی از توانگران اصفهان، هوش، آگاهی و دانش ملاصدرا در مسائل فقهی بر شاه عباس آشکار شد و شاه تصمیم گرفت تا از مدرسهٔ خواجو بازدید کند و با شیخ بهایی و ملاصدرا بیشتر آشنا شود.

دوران تبعید

ملاصدرا در سال‌های آخر عمرش در شهر کهک از توابع قم زندگی می‌کرد.

ملاصدرا پس از کسب درجهٔ اجتهاد، به تدریس در مدرسهٔ خواجو پرداخت؛ اما از آنجا که نظریاتش در برخی مسائل فقهی با بیشتر دانشمندان قشری اصفهان متفاوت بود، او را به بدعت‌گذاری در دین متهم ساختند و خواهان اخراج او از مدرسه و در نهایت تبعید او از اصفهان شدند. بدین‌سان ملاصدرا از اصفهان تبعید شد. او راه مورچه‌خورت را در پیش گرفت و از آنجا راهی کهک قم گشت. برخی از اتهام‌هایی که به وی می‌زدند در کتاب «گفتگوی خرد» آمده است.

ملاصدرا در دوران تبعید به حوزه‌هایی رفت، اما به او اجازه نمی‌دادند. جلوی او را می‌گرفتند و او را مرتد می‌خواندند. ملاصدرا به مدت ۵ یا ۷ سال در کهک قم و در تبعید زیست؛ اما هرگز کار تدریس و پژوهش را رها نکرد و در همان روستای کوچک و دورافتاده به برگزاری نشست‌های آموزشی پرداخت. آموزش‌های وی بیشتر دربارهٔ اندیشه‌ها و باورهای حکیمان و دانشمندان ایرانی مانند شهاب‌الدین سهروردی، ابن‌سینا و ابویعقوب الکندی و برخی از دانشمندان اندلسی همچون ابن عربی و ابن رشد بودند. به سخنی دیگر، او در این زمان به ریاضت و عبادت پرداخت و مدتی را نیز در شهر قم سپری نمود.

بازگشت به شیراز

الله‌وردی‌خان، حاکم ایالت فارس در زمان شاه عباس، هنگام ساخت مدرسهٔ خان در شیراز، ملاصدرا را که توسط علمای اصفهان تکفیر و به کهک قم تبعید شده بود، به شیراز دعوت کرد. او نامه‌ای بدین مضمون به ملاصدرا نوشت:
«من نمی‌توانم به کهک بیایم تا بتوانم از محضر درس شما استفاده کنم و به همین جهت در شیراز بنای مدرسه‌ای را برای شما شروع کرده‌ام و همین که تمام شد اطلاع می‌دهم که بیایید و در این مدرسه تدریس کنید.»

الله‌وردی‌خان در وقف‌نامهٔ مدرسهٔ خان تصریح کرد که اختیار تدریس را به ملاصدرا واگذار می‌کنم تا هر درسی را که می‌خواهد در برنامهٔ دروس مدرسه قرار دهد.
حکومت صفوی و در رأس آنان شاه عباس تمایلی به تبعید ملاصدرا از اصفهان نداشتند و شاه عباس صفوی به اجبار علمای اصفهان به این کار تن داد. از این رو، الله‌وردی‌خان گرجی حاکم فارس بر آن شد که برای این دانشمند در شیراز مدرسه‌ای بسازد و از او برای تدریس در این مدرسه دعوت کند.

با پایان یافتن ساخت بخش مهمی از این مدرسه که بعدها به «مدرسهٔ خان» مشهور شد، الله‌وردی‌خان درگذشت. پس از او فرزندش امام‌قلی‌خان که از دوستان دوران جوانی ملاصدرا بود، به حکومت فارس رسید. او پس از فتح هرمز و بیرون راندن پرتغالی‌ها از خلیج فارس، حکم رفع تبعید ملاصدرا را از شاه عباس گرفت و ملاصدرا را به شیراز دعوت کرد.

محل تدریس ملاصدرا در مدرسهٔ خان، شیراز

درخشان‌ترین دورهٔ زندگی ملاصدرا از لحاظ سودی که به جامعه رساند و طی آن دوره کتاب‌های فراوان و ارزشمندی نگاشت، دوره‌ای است که او پس از بازگشت از کهک در شیراز شروع به تدریس کرد.

ملاصدرا پس از بازگشت به شیراز تدریس در این مدرسهٔ نوساز را آغاز کرد. در این مدرسه افزون بر حکمت و فقه، ادبیات، اخترشناسی، ریاضیات، شیمی، معرفةالارض (زمین‌شناسی) و علوم طبیعی نیز تدریس می‌شد. اهمیت این مدرسه از مدرسهٔ خواجو اصفهان نیز بیشتر شد.

الله‌وردی‌خان با این اقدام خود دانشگاهی به مفهوم واقعی آن روز بنیان گذاشت که در آن افزون بر حکمت، فقه، ادب، نجوم، علم حساب، هندسه، زمین‌شناسی، جانورشناسی، گیاه‌شناسی و شیمی تدریس می‌شد. ملاصدرا در پناه فرهنگ‌دوستی و آزاداندیشی الله‌وردی‌خان تألیفات فراوانی از خود بر جای گذاشت، اما مهم‌ترین حاصل عمر وی بنیاد نهادن «حکمت متعالیه» بود.

درگذشت

بنا بر مشهور، ملاصدرا در سال ۱۰۵۰ قمری (۱۶۴۰ میلادی) درگذشته است؛ اما مطابق یادداشت‌های نوهٔ او محمد علم‌الهدی (فرزند فیض کاشانی)، سال صحیح درگذشت وی ۱۰۴۵ قمری (۱۶۳۵ میلادی) بوده است. گسست ناگهانی و ناقص ماندن برخی نوشته‌های وی مانند تفسیر قرآن و شرح اصول کافی در حدود سال ۱۰۴۴ قمری نیز این نظر را تأیید می‌کند.
وفات ملاصدرا در شهر بصره واقع شد، اما بنابر سنت شیعیان او را به شهر نجف بردند و به گفتهٔ نوه‌اش علم‌الهدی، در سمت چپ صحن حرم علی بن ابی‌طالب دفن کردند.

سالروز بزرگداشت

هر ساله در ایران روز اول خرداد تحت عنوان «سالروز بزرگداشت ملاصدرا» شناخته می‌شود و مراسمی برگزار می‌گردد. همچنین در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران این روز با عنوان «روز بزرگداشت ملاصدرا (صدرالمتألهین)» ثبت شده است.

فرزندان ملاصدرا

ملاصدرا پنج فرزند (سه دختر و دو پسر) داشت:
ام‌کلثوم (متولد ۱۰۱۹ قمری، ۱۶۰۹ میلادی): بزرگ‌ترین فرزند ملاصدرا که دانشمند، شاعر و زنی اهل عبادت و زهد بود و با ملا عبدالرزاق لاهیجی (شاگرد معروف ملاصدرا) ازدواج کرد.
ابراهیم (متولد ۱۰۲۱ قمری، ۱۶۱۱ میلادی): از دانشمندان زمان خود بود و به عنوان فیلسوف، فقیه، متکلم و مفسر شناخته می‌شد. از علوم دیگر مانند ریاضیات نیز بهره داشت.
زبیده (متولد ۱۰۲۴ قمری، ۱۶۱۴ میلادی): همسر ملا محسن فیض کاشانی (شاگرد دیگر ملاصدرا) شد.
نظام‌الدین احمد (متولد ۱۰۳۱ قمری، ۱۶۲۱ میلادی): فیلسوف، ادیب و شاعر بود.
معصومه (متولد ۱۰۳۳ قمری، ۱۶۲۳ میلادی): همسر قوام‌الدین محمد نیریزی شد و در دانش و شعر و ادبیات شناخته شده بود.

باروها

ملاصدرا شیعه دوازده‌امامی بود و به اصول و فروع دین اسلام اعتقاد داشت. او در مباحث عقلی تلاش کرد جایگاه برهان عقلی را در مذهب شیعه تقویت کند و معتقد بود فلسفه باید با قرآن و سنت سازگار باشد.

عرفان شیعی

ملاصدرا معتقد بود مذهب شیعه دو بُعد دارد: بُعد ظاهری (شریعت) و بُعد باطنی (حقیقت). او رسیدن به حقیقت دین را در کنار پایبندی به احکام شرعی و سیر و سلوک عرفانی ممکن می‌دانست.

حکمت متعالیه

مکتب فلسفی ملاصدرا که «حکمت متعالیه» نام دارد بر اصل «اصالت وجود» استوار است. او وجود را حقیقت اصلی جهان می‌دانست و ماهیت را امری اعتباری. از دیگر نظریات مهم او «حرکت جوهری» است که بر اساس آن، همهٔ موجودات در ذات خود در حال حرکت و تغییر هستند.

آثار

آثار ملاصدرا بیش از پنجاه اثر است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
الحکمه المتعالیه فی الأسفار العقلیه الاربعه
مفاتیح الغیب
أسرار الآیات
شرح اصول الکافی
المشاعر
الشواهد الربوبیه
المبدأ و المعاد
زاد المسافر
رساله اتحاد عاقل و معقول
رساله حدوث
رساله سریان وجود
تفسیر آیات و سوره‌های مختلف قرآن

شاگردان

از مشهورترین شاگردان ملاصدرا می‌توان به این افراد اشاره کرد:
ملا محسن فیض کاشانی
عبدالرزاق (فیاض) لاهیجی
قوام‌الدین محمد نیریزی
ملا عبدالمحسن کاشانی
ملا حسین تنکابنی
حکیم آقاجانی
ملا محمد یوسف الموتی
ملاصدرا در آثار هنرمندان
از زندگی ملاصدرا آثار هنری مختلفی ساخته شده است؛ از جمله:
مجموعهٔ تلویزیونی «روشن‌تر از خاموشی» به کارگردانی حسن فتحی
اشاره به شخصیت ملاصدرا در سریال «مدار صفر درجه»
کتاب «مردی در تبعید ابدی» نوشتهٔ نادر ابراهیمی دربارهٔ زندگی او.

منبع:حوزه

کد مطلب 2222756

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین