خبرآنلاین- نیلوفر مولایی: همیشه همین بوده است؛ بسیاری از معادلات مجلس از مسیر لابی میگذرد و در این میدان، حرف کسی به کرسی مینشیند که قدرت لابی بیشتری داشته باشد و در لابیگری پررنگتر ظاهر شود. مجلس دوازدهم از همان مجلسهایی است که اکثریت فراکسیونهای سیاسی را در اختیار ندارد، از همین رو، بازیگردانیهای لیدرهای فراکسیونهای سیاسی در درون مجلس، در بزنگاهها بیشتر احساس میشود. به بیان دیگر، از مجلس اول تا امروز، در هر دورهای افرادی بودند که به لابیمنهای مجلس معروف شدند؛ همان افرادی که گاهی به دلیل سوابق حضورشان در پارلمان، گاهی به خاطر فعالیتهای سیاسی یا شأن و منزلت حزبی، یک سر و گردن بالاتر از دیگران بوده و قدرت تأثیرگذاری بیشتری بر تصمیمات درون پارلمان دارند.
همین چند خط کافی است تا سربگردانیم و نگاهمان را متوجه حمیدرضا حاجیبابایی، غلامرضا تاجگردون، علاءالدین بروجردی، مرتضی آقاتهرانی و حتی علی نیکزاد کنیم. افرادی که از آغاز مجلس دوازدهم، از صحنهگردانان اصلی صحن بودند و فارغ از برخی هیاهوها، کارهای سیاسی و خواست خود را پیش ببرند. هرچند که نام مسعود پزشکیان و غلامرضا نوریقزلجه از چهرههای مهم مجلس دوازدهم در این لیست خالی است؛ چهرههایی که با برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری، مسافر پاستور شدند و صندلی آنان در خانه ملت همچنان خالی است. اما عملکرد کدامیک در این دو سال قابل قبول بوده است؟ کدامیک توانسته هوشمندانهتر معادلات درون پارلمانی را در بزنگاهها به نفع جریان سیاسی خود تغییر دهد؟ کدامیک توانستهاند خاطرات لابیمنهایی از جنس محمدرضا باهنر یا حسن روحانی را در پارلمان زنده کنند؟
از همکاری با ناطق نوری و بهزاد نبوی تا نایب رئیسی قالیباف
هرچند که حمیدرضا حاجیبابایی را بیشتر با عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت محمود احمدینژاد میشناسند، اما او بیش از آنکه وزیر باشد، نماینده مجلس بود و وقتی وارد مجلس دوازدهم شد که ۲۴ سال سابقه نمایندگی مجلس داشت. او هم دوران ریاست علیاکبر ناطقنوری را تجربه کرده و هم بازی تشکیلاتی اصلاحطلبهای مجلس ششم با لیدریهایی چون محمدرضا خاتمی، بهزاد نبوی و ... را از نزدیک لمس کرده است. او بهخوبی معادلات مجلس و لابیهای آن را میشناسد؛ به همین دلیل، از همان اول میدانست وقتی فراکسیون اکثریت انقلاب در مجلس تشکیل نشده است، چطور باید وارد معادلات شود و وضعیت را به نفع خود تمام کرده و کرسی نایبرئیسی مجلس را به نام خود کند؛ آن هم در شرایطی که پیشبینی میشد به سبب معاملات انتخاباتی، این جایگاه به کسی از چهرههای تندرو یا حداقل مستقل مجلس برسد.
او که اکنون یکی از چهرههای نزدیک به رئیس مجلس به حساب میآید، در طول این دو سال توانست در کنار علی نیکزاد، رهبری اصولگرایان میانه یا شورای ائتلاف را به دست بگیرد. همچنین با نگاهی به ۲ انتخابات هیأترئیسه مجلس میتوان دریافت که حاجیبابایی، با توجه به تجربه و نوع لابیکردنها، توانسته جایگاه و تعداد قابلتوجهی از کرسیهای انتخابات هیأترئیسه را به اصولگرایان اختصاص بدهد.

تاجگردون لابیمن مستقلین
غلامرضا تاجگردون یکی دیگر از همان چهرههایی است که به واسطه حضورش در چند دوره مجلس، تسلط بر حوزههای بودجهای و اقتصادی و ... به یکی از همان لابیمنها یا سلبریتیهای مجلسی تبدیل شده است. اگرچه روزهای نخستین شکلگیری مجلس دوازدهم، روزهای پرچالشی برای تاجگردون بود و صحن مجلسها به دعوا و کتککاری هم کشیده شد، اما او توانست خود را از مهلکه رد اعتبارنامهاش از سوی مخالفانش نجات دهد و خاطره تلخ مجلس یازدهم تکرار نشد. با این حال، سابقه او در مجلس و کمکهای انتخاباتیاش به پزشکیان، این انتظارات را ایجاد کرده بود که احتمالا رئیس فراکسیون مستقلین خواهد شد. اما چرا او، ریاست این فراکسیون را به بروجردی واگذار کرد؟
تاجگردون را بیشتر در مجلس به عنوان مرد پشتپرده میشناسند و احتمالا مستقلین ترجیح دادند که از نقش او و لابیگریهایش در پشتپرده استفاده کنند تا تأثیرگذاری بیشتری در تصمیمات مجلس داشته باشند؛ بهخصوص که تاجگردون به مرد شماره یک کمیسیون برنامه و بودجه هم معروف است و میتواند نقش مهمی در دخل و خرج مهمترین منابع مالی دولت یا استیضاحها و طرح سؤال از وزرا داشته باشد.
علاءالدین بروجردی و یک ریاست عجیب
زمانی که خبر ریاست علاءالدین بروجردی بر فراکسیون مستقلین منتشر شد، اولین سوالی که ذهنها را مشغول خود کرد، این بود که چرا یک نفر با سابقه اصولگرایی باید ریاست یک فراکسیون مستقل را به دست بگیرد. خبری که برخی نمایندگان نزدیک به این فراکسیون اظهار بیاطلاعی کردند، اما مهرداد لاهوتی، از نمایندگان اعتدالی مجلس، معتدل بودن علاءالدین بروجردی را یکی از دلایل انتخاب او به عنوان رئیس فراکسیون مستقلین دانسته و به خبرآنلاین گفته بود: «در حال حاضر، طیف مستقلین مجلس در اکثریت هستند و اگر بخواهند منسجمتر باشند، میتوانند دو سوم مجلس را به خود اختصاص بدهند.»
علاءالدین بروجردی همانند حاجیبابایی، یکی دیگر از رکوردداران حضور در خانه ملت است و تجربه همکاری از بهزاد نبوی گرفته تا محمدرضا باهنر را در کارنامه دارد. چنانچه او برای پنج دوره، یعنی از مجلس ششم تا مجلس دهم، نماینده حوزه انتخابیه بروجرد در بهارستان بود و به مدت بیست سال، رکورددار نمایندگان استان لرستان در مجلس است. از دیگر رکوردهای بروجردی، ۱۴ سال سکانداری کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بوده و به سبب نزدیکیاش با علی لاریجانی، سیاستورزی در بهارستان را بهخوبی آموخته است. از همین رو، به نظر میرسید که در کنار تاجگردون، زوج خوبی برای هدایت چهرههای مستقلین و اصلاحطلب مجلس باشند.
اگرچه هنوز تا پایان عمر مجلس دوازدهم، دو سال دیگر باقی مانده است، اما در طی این دو سال گذشته، بروجردی نمایشی برای نشان دادن قدرت پارلمانیاش نداشته است. او علیرغم عدم توانایی برای انسجام این فراکسیون در حمایت از دولت پزشکیان، نتوانسته یک جایگاه را در هیأترئیسه مجلس به اعضای فراکسیونش اختصاص بدهد و شاید این اتفاق، از ضعف او در ورود به بازی لابیمنها باشد.

نیکزاد و تکیه بر جایگاه نایب رئیسی
وجه اشتراک او و محمود احمدینژاد را میتوان سکانداری هر دویشان بر استانداری اردبیل دانست. مردی که روزگاری به عنوان وزیر احمدینژاد شناخته میشد، اما بعد از انتخابات ریاستجمهوری ۹۶، همانند دیگر وزرای دولت بهار از معجزه هزاره سوم عبور کرد و در گفتوگویی با باشگاه خبرنگاران جوان در سال ۹۷، از عدم ارتباطش با احمدینژاد خبر داد. با این حال، خط و مشی سیاسی علی نیکزاد از همان ابتدا مشخص بود و از همان روزهایی که پا به خانه ملت گذاشت، تبدیل به یک وزنه مهم در میان لیدرهای بهارستان شد و توانست کرسی نایباولی ریاست مجلس را بعد از امیرحسین قاضیزاده به نام خود کند؛ کرسیای که روزگاری مسعود پزشکیان، محمدحسن ابوترابیفرد، مهدی کروبی و حسن روحانی بر آن تکیه زده بودند.
تحرکات نیکزاد در مجلس نشان میدهد که او توانسته در طی مدت زمانی که ردای نمایندگی را بر تن کرده، هم اصولگرایان نزدیک به رئیس مجلس و هم برخی از چهرههای مستقل را در کنار حاجیبابایی زیر چتر خود قرار بدهد و در بزنگاههای مهم انتخاباتی و حتی بودجهبندی مجلس، رأی نمایندگان را به سبد چهرههای نزدیک به خودشان بیندازند. نیکزاد در سال ۱۴۰۰، ریاست ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی را بر عهده داشت و در جریان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم، ریاست ستاد انتخاباتی قالیباف را بر عهده گرفت؛ اقدامی انتقادبرانگیز در انتخاباتی که قالیباف ریاست مجلس را برعهده داشت و نیکزاد نایبرئیسی اول را.

مورد عجیب آقاتهرانی
مرتضی آقاتهرانی، استاد اخلاق دولت محمود احمدینژاد، چند سالی است که دوباره بر کرسی نمایندگی تکیه زده است؛ البته این حضور شباهتی به ادوار گذشته آقاتهرانی ندارد. در واقع، به نظر میرسد او تصمیم گرفته که به جای اظهارنظرهای پرحرارت، در سکوت و به صورت چراغ خاموش، لیدری جریان تندرو مجلس را به دست بگیرد. هرچند که او در جریان برکناری محمدجواد ظریف از دولت، مخالفت با اجرای قانون عفاف و حجاب و برداشته شدن فیلترینگ، مصاحبههای تند و تیزی در رسانهها داشت، اما مدتی است که در سکوت به سر میبرد و نطق خاصی از او در فضای رسانهای منتشر نشده است.
گرچه او در انتخابات اجلاسیه سوم مجلس یازدهم، رو در روی قالیباف قرار گرفت، اما فقط توانست ۵۳ رأی را از آن خود کند و دیگر برای انتخاباتهای هیأترئیسه کاندیدا نشد. هرچند که برخیها به سبب سکوتش در مجلس و واگذاری دبیرکلی جبهه پایداری به صادق محصولی، این برداشت را داشتند که او دیگر آن ضریب نفوذ را در میان اعضای این جبهه ندارد، اما عملکرد تندروها، بهخصوص در مجلس، نشان میدهد که آقاتهرانی در سکوت، تمامی جریانهای تند مجلس، اعم از امنا، شریان و پایداری را رهبری کرده و مخالفتها با تصمیمات دولت و حملات به قالیباف با تصمیم و همفکری او انجام میشود.
29215




نظر شما