ریحانه اسکندری: سوم خردادماه ۱۳۶۱، نه فقط یک تاریخ در تقویم رسمی ایران، بلکه نقطه عطف تاریخ معاصر و نماد اراده ملی است؛ روزی که پس از ۵۷۵ روز اشغال، مظهر مقاومت جنوب، خرمشهر قهرمان، در جریان عملیات غرورآفرین بیتالمقدس از چنگال رژیم بعث عراق آزاد شد.
خرمشهر برای ایرانیان تنها یک جغرافیا یا یک شهر مرزی نبود؛ خونینشهری بود که وجب به وجب آن با خون پاکترین فرزندان این خاک تطهیر شد تا تمامیت ارضی فلات ایران حفظ شود.
سالگرد این حماسه باشکوه، همواره بهانهای است برای بازخوانی روزهای خون، آتش، عشق و حماسه؛ روزهایی که مردان و زنانی بیادعا، با دستهای خالی اما دلهایی استوار، بزرگترین واقعه پایداری قرن را رقم زدند.
اما تاریخ جنگها و مقاومتها، همواره با ابزار هنر و فرهنگ در حافظه جمعی ملتها ماندگار میشود. شاید در میان تمامی آثار هنری، موسیقی و نواهای حماسی نقشی بیبدیل در ثبت آنی عواطف و حماسهها دارند. در تاریخ دفاع مقدس ایران، نوحه و نوای معروف «ممد نبودی ببینی» توانسته است بار سنگین احساسات، اشکها، لبخندها و حصر و آزادی خرمشهر را به دوش بکشد. این اثر، به نوعی شناسنامه شنیداری و مرثیه ملی آزادی خرمشهر است که با شنیدن اولین مضرابها و آواهای آن، تصویر نخلهای بیسر، مساجد ترکشخورده و کارونِ خروشان در ذهن هر ایرانی زنده میشود.
بررسی شناسنامه تاریخی این اثر فاخر، ما را به لایههای عمیقی از پیوند هنر مردمی و واقعیتهای جبهه میرساند. مخاطب اصلی این سرود، شهید محمد جهانآرا، فرمانده شجاع سپاه خرمشهر است؛ مردی که نماد مقاومت ۳۴ روزه این شهر در آغاز جنگ بود. جهانآرا سرانجام در هشتم مهرماه ۱۳۶۰ در سانحه سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ به شهادت رسید و هرگز با چشم خود، آزادی شهری را که برایش جان داد، ندید.
وقتی در سوم خرداد ۱۳۶۱ خرمشهر آزاد شد، جای خالی فرمانده بیش از هر زمان دیگری حس میشد. در همان روزها، حسین فخری، مداح و همرزم نزدیک شهید جهانآرا، به یاد او شعری را روی یک ملودی قدیمی زمزمه کرد و برای نخستین بار آن را بر سر مزار پاک این شهید گرامی خواند.
مدتی بعد، این اثر با صدای رسا، استثنایی و باصلابت غلام کویتیپور بازخوانی و ضبط شد؛ اجرا و بازخوانیای که به سرعت از رادیو و تلویزیون ملی پخش شد و در عمق جان و دل تودههای مردم نفوذ کرد. اما راز این ماندگاری چیست؟ چگونه ملودیای که در یک جغرافیای خاص متولد شده بود، توانست تمامیت عرضی ایران را همپوشانی کند و پس از گذشت بیش از چهار دهه، همچنان تازه، تاثیرگذار و اشکآور باقی بماند؟ آیا فرم موسیقایی، روان بودن ریتم، یا اصالت ریشههای بومی جنوب بود که این اثر را از قالب یک نوحه محلی به یک سرود ملی و حماسی ارتقا داد؟ از سوی دیگر، این ریشههای اصیل شنیداری در موسیقی امروز ما چه جایگاهی دارند و چرا آثار معاصر کمتر میتوانند چنین جریانسازی پایدار و خاطرهسازی را رقم بزنند؟
به مناسبت فرا رسیدن سوم خرداد، سالروز حماسه آزادسازی خرمشهر و پاسداشت خون شهدای گلگونکفن جنوب، به سراغ یکی از چهرههای برجسته و نامآشنای عرصه موسیقی رفتهایم تا این اثر ماندگار را از منظر پژوهشی و فنِ موسیقا کالبدشکافی کنیم. در این رابطه با رضا مهدوی، موسیقیدان، منتقد هنری و مدیرکل سابق مرکز موسیقی به گفتگو نشستهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
رازهای موسیقایی یک مرثیه حماسی؛ چرا «ممد نبودی ببینی» شناسنامه شنیداری خرمشهر
مهدوی در پاسخ به سوال اول درباره اینکه نوحه و سرود "ممد نبودی ببینی" چه المانها و ویژگیهایی داشته است که ماندگار شده، گفت: «برخوردار از ریشه ای که شنونده آگاه و حتی نا آگاه را در ابتدای امر به پیشینه آهنگی می برد که تماما ایرانی است و متعلق به خطه جنوب ایران . ملودیهای خاص جنوب ایران در اَشکال و قالبها و فرم های در ظاهر متنوع اما متحدالشکل و در یک منظومه کلی می گنجند که در نهایت مداحی و رزم و بزم و تغزلی آن در یک ریتم و آهنگ ِواضح در نمود فرهنگ شنیداری نه فقط مردمان عرب زبان جنوب ایران بلکه برای
تمامی اقوام و نواحی ایران شنیدنی و جذاب است.»
او ادامه داد: «نوحه ممدنبودی یکی از مهمات این فرهنگ سترگ شنیداری است که در عین سادگی ملودی و ریتم و وزن روان حاکی از ریشه ای است که تمامیت عرضی فلات عزیز ایران را همپوشانی می کند و اینگونه بود که رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی از هر نقطعه ایران با این سبک و سیاق و شیوه نوحه خوانی و ستایشگری احساس همزاد پنداری می کردند و همچنان که شنیده می شود افتخار به جغرافیای ایران و دفاع و مردو زن ایرانی را به اذهان متبادر می کند به ویژه که با صدای رسا و استثنایی خواننده آن غلام کویتی پور شنیده شود . هرچند که این اثر فاخر شنیداری قبلا توسط حسین فخری همرزم محمد جهان آرا بر سر مزارش اجرا شده بود و ملودی برگرفته از آهنگی است قدیمی در منطقه عرب نشین شیعی ایران ، ولی اینچنین در سطح ملی به واسطه درست خوانی و گرمی و نرمی صدای کویتی پور به گوش هوش ِ دل و جان مردم تا کنون ننشست.»
این منتقد هنری در پاسخ به سوال دوم مبنی بر اینکه یک سرود و نوحه به طور کلی باید چه ویژگیهایی داشته باشد که ماندگار شود، افزود: «اساسا سرودها و نوحه ها باید در قالب ساده و روان به لحاظ ملودی و ریتم باشند باوزنی موزون که همگان به راحتی بتوانند همراهی و زمزمه کنند و خیلی زود آن را حفظ و در هر شرایطی جزو خاطرات شنیداریشان در آنیت داشته باشند . سرود ومداحی نباید دارای پیچیدگی و قواعد آهنگسازی سخت فنّ ِ موسیقا باشد چونکه شنونده سریعا پس می زند و منصرف از همراهی می شود و بالطبع ماندگار نخواهد شد .»
مدیرکل سابق مرکز موسیقی در پاسخ به سوال سوم درباره کپیبرداری ملودیها در سرودها و نوحههای فعلی و تأثیر ریشههای ملودی و موسیقی بر ماندگاری اثر، اظهار داشت: «امروزه در میدان ها به واسطه جنگ تحمیلی رمضان شاهد سبک جدیدی از ستایشگری و نوحه خوانی هستیم که به طور عجیبی در بین مردمان مورد پذیرش قرار گرفته . آهنگهای قدیمی را در هر قد و قامتی که باشند توسط شعرا و نوحه سازان به خوانندگان تفهیم درست می شوند که اصل و اساس آهنگ ها را حفظ کنند و فقط برخی ابیات را تغییر می دهند در کنار نگهداشت برخی ابیات اصل آهنگ و نوحه که مخاطب سریع حافظه شنیداریش یاری می کند و از شنیدن و همراهی کردن لذت می برد و این موضوع توانسته در تهییج و حس قوی حماسی مردم برای نگاهداشت میهن موثر واقع شده است.»
۵۹۲۴۴



نظر شما