به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین کتاب «توسعه سوم» با بهروزرسانی دادهها تا ابتدای تابستان ۱۴۰۴، به کالبدشکافی ساختاری و شبکهای ریشههای عقبماندگی ایران در چنبره سیاستها میپردازد. یافتههای رصدخانه توسعه نشان میدهد ایران در جدیدترین سنجش شاخص ترکیبی با چهار پله سقوط مواجه شده است؛ فرآیندی ساختاری که در زمانهٔ درگیری کشور با «راز بقا»، گسست میان جامعه و دولت را عیان میکند.
این اثر با رد نگاه مکانیکی به آمار، توسعه را شبکهای از روابط علّی و به مثابه «بلوغ جمعی» تبیین میکند که نهادهای حکمرانی، سرمایه اجتماعی و کارآمدی منابع طبیعی در آن نقش گلوگاه را دارند. کتاب اثبات میکند ناتوانی ساختار پاسخگویی در پیوند میان مردم و حاکمیت، جامعه را تبدار کرده است؛ بنابراین عبور از چرخه بازتولید فقر و نابرابری، نه در گرو تغییرات بیرونی، بلکه نیازمند بازشناسی گرههای شبکه، آغاز گفتوگوی جدی با واقعیت و ارتقای فهم مشترک برای ساختن آینده است.
در مورد شاخص های جدید توسعه در ایران کتاب «توسعه سوم» با نگاهی بر اساس یافتههای کتاب توسعه جدید تنظیم و منتشر شده است. بر اساس این گزارش در تازهترین سنجش شاخص ترکیبی توسعه، ایران چهار پله پایین آمده است. این کاهش شاید در نگاه اول عددی کوچک به نظر برسد، اما در واقع نشانهای از روندی بلندمدت و ساختاری است؛ روندی که نشان میدهد حرکت توسعه در ایران به جای همافزایی، گاه بخشها را مقابل هم قرار میدهد و هماهنگی سیستمها به درستی شکل نمیگیرد.
البته صحبت از مسیر حرکت، زمانی که چرخهای خودرو در گل گیر کرده است، عقلانی نیست. صحبت از دلایل زخم و خونریزی بیمار، زمانی که حیات بیمار در تهدید قرار گرفته است، منطقی نیست. و صحبت از توسعه نیز، زمانی که کشور عزیزمان درگیر راز بقا شده است، شاید جذاب نباشد. اما با این حال «رصدخانه توسعه» برای آیندگان به کار خود ادامه داده و خواهد داد.کتاب توسعه سوم نیز با آخرین دادهها و تا ابتدای تابستان ۱۴۰۴ بهروز رسانی شده و منتشر شده است که البته تحولات اخیر در سال ۱۴۰۴ را شامل نمیشود و اگر عمری بود، در کتاب سال آینده نمایش داده خواهد شد.
کتاب توسعه سوم با رویکرد شبکهای به شاخصها نگریسته و دریافته است که توسعه نه به صورت مجموعهای از شاخصهای جداگانه، بلکه به عنوان شبکهای از روابط علّی میان پدیدهها دیده میشود. شاخصهایی مانند «کیفیت نهاد حکمرانی»، «سرمایه اجتماعی»، و «کارآمدی استفاده از منابع طبیعی» نقش گلوگاه را دارند و اصلاح آنها میتواند موجی از تغییر در کل نظام توسعه کشور ایجاد کند. شروع از بقیه بخشها هدر دادن انرژی سیستم و مردم است.
سقوط چهار رتبهای ایران در شاخص ترکیبی توسعه، عددی کوچک اما نشانهای بزرگ است. حال که پیوند میان مردم و حاکمیت در حال گسستن است و نهادهای مشارکتی و ساختار پاسخگویی، توانایی ایجاد پیوند پایدار میان جامعه و دولت را ندارند، باید تمرکز بر روی ایجاد مبنایی برای بازسازی این پیوند برآمد.
توسعه برای ایران صرفاً مجموعهای از اعداد نیست، بلکه روایتی ناتمام است؛ روایتی از کشوری که در پی پیشرفت بوده اما در چنبره ساختارها، سیاستها و ذهنیتهایی گرفتار شده که حرکتش را کند کردهاند. ما سالها در آینه دماسنج شاخصها نگاه کردهایم - رشد اقتصادی، فقر، نابرابری، کیفیت آموزش، محیط زیست - و تصویری خسته و تبدار از جامعه دیدهایم. اما هنوز نمیدانیم تب از کجاست. اعداد فقط نشانهاند و کتاب توسعه، تلاشی است برای خواندن این نشانهها و ترجمه آنها به فهمی عمیقتر از وضعیت ایران.

در این نگاه، توسعه گفتوگویی میان انسان و واقعیت است؛ گفتوگویی میان آنچه هستیم و آنچه میخواهیم باشیم. توسعه واقعی، دگرگونی در چگونگی زیستن است؛ در شیوه اندیشیدن، تصمیمگیری، و ساخت نهادی که به زندگی معنا و نظم میدهد. توسعه زمانی رخ میدهد که جامعه از مرحله «تغییر در بیرون» به «تغییر در درون» برسد؛ زمانی که هدف فقط افزایش تولید نباشد، بلکه ارتقای فهم مشترک، همدلی و مسئولیتپذیری جمعی، به محور حرکت تبدیل شود. به این معنا، توسعه همان بلوغ جمعی است. ایران امروز مانند درختی است که ریشههایش هنوز در خاک گذشته مانده و شاخههایش میخواهد به سوی آفتاب آینده رشد کند؛ تناقض دقیقاً همینجاست: ریشههایی که تغذیه نمیکنند و شاخههایی که تشنهاند.
هدف این کتاب صرفاً ارائه آمار نیست، بلکه تبدیل دادهها به بینش و فهمی تازه است؛ فهمی که پرسشهای اساسی را مطرح میکند: کدام شاخصها بیشترین تأثیر را بر وضعیت توسعه ایران دارند؟ نقاط آغاز اصلاح کجاست؟ و چگونه میتوان از چرخه بازتولید عقبماندگی عبور و مسیر یادگیری جمعی را آغاز کرد؟ آینده توسعه ایران، گفتوگویی است که باید آغاز شود و شهروندان، کنشگر و خالق توسعه باشند. اگر توسعه گفتوگویی با واقعیت است، پس آینده را نمیتوان پیشبینی کرد؛ باید ساخت. حرکت از گزارش به بینش، از عدد به معنا، و از رفتار واکنشی به بازاندیشی مبنایی، راه توسعه ایران است. مسیر دشوار است، اما هر شبکهای قابل بازسازی است، اگر گرههایش شناخته شوند. این کتاب، دعوتی است به همین بازشناسی و آغاز گفتوگوی جدی برای ساخت توسعهای پایدار در ایران.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما