گروه اندیشه: هومن قاپچی فوق دکترای مدیریت رسانه و علوم شناختی دانشگاه تهران در نوشتاری پژوهشی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده به کالبدشکافی رفتارشناسی و مکانیزمهای دفاعی جوامع در مواجهه با جنگهای شناختی و بمبارانهای اطلاعاتی سازمانیافته اعم از دادههای نادرست عمدی، نویزهای رسانهای و جعلهای عمیق میپردازد. هومن قاپچی با ترسیم یک مدل تحلیلیِ پنجعاملی و ارائه فرمول رسانهای، دو سطح از واکنش اجتماعی را از یکدیگر تفکیک میکند: نخست، «تابآوری شناختی» که تبلور مقاومت فعال، مدیریت هیجانات، حفظ انسجام فکری و پایداری رفتاری جامعه برای بازگشت به نظم در مطلع شوک اولیه است؛ و دوم، مفهوم عمیقتر «پادشکنندگی شناختی»، برگرفته از تئوری نسیم نیکلاس طالب که دلالت بر رشد، خودسازماندهی و قویتر شدن سیستم از دل بحران و آشوب دارد. در وضعیت پادشکنندگی، جامعه نهتنها در برابر حملات اطلاعاتی فرونمیپاشد، بلکه از این فشارها به عنوان کاتالیزوری برای یادگیری تطبیقی، حساسیتزدایی نسبت به نویزها و افزایش تحمل در شرایط عدم قطعیت استفاده میکند. هومن قاپچی با تکیه بر تجارب عینی، یادآور میشود که تمایز میان این دو سطح، نیازمند شاخصهای سنجشپذیری چون ارتقای سواد روایتی، گذار از باور منفعل به تحقیق فعال (راستیآزمایی تقاطعی)، تقویت اعتماد افقی میانفردی و توان خوداصلاحگریِ نهادی است تا آرامش ظاهری با خستگی شناختی یا انفعال اشتباه گرفته نشود. در نهایت، او با اشاره به پتانسیل ایران به عنوان یک جامعه تمدنمحور در عبور از این بحرانها، نهادینهسازی پادشکنندگی کامل را مشروط به پنج عامل کلیدی میداند: توسعه سواد رسانهای عمیق، تقویت فراشناخت و تفکر انتقادی، خلق روایتهای داخلی مستقل، ایجاد سیستمهای انطباق سریع و پایهریزی ساختارهای اجتماعی انعطافپذیر. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
تصور کنید جامعهای درگیر یک دوره تنش منطقهای و جهانی میشود. این تنش شامل حملات سنگین اطلاعاتی از سوی چند بازیگر خارجی، انتشار گسترده روایتهای نادرست، شایعات، و تحریک احساسات جمعی از طریق رسانههای داخلی، خارجی و فضای مجازی است. هدف این حملات، تأثیرگذاری بر طرز فکر، باورها و تصمیمگیری مردم است. در چنین شرایطی، واکنش و مقاومت جامعه در برابر این فشارها، موضوع مطالعه ماست.
الف) تابآوری شناختی (۱)
تابآوری شناختی یعنی توانایی یک فرد یا جامعه برای حفظ سلامت روانی و توانایی تفکر درست، حتی وقتی در معرض اطلاعات گمراهکننده یا فشارهای روانی شدید قرار میگیرد. در این مطالعه موردی، جامعه ما نشان داد که:
۱-انسجام روانی خود را حفظ میکند: با وجود دیدن اطلاعات متناقض و گاهی ترسناک، جامعه دچار تفرقه فکری گسترده یا واکنشهای هیجانی ناگهانی نمیشود. مردم قادرند آرامش نسبی خود را حفظ کنند.
۲-از مرحله شوک عبور کرده و به دنبال نظم میگردد: پس از مواجهه اولیه با حجم بالای اطلاعات و سردرگمی، مردم شروع به تحلیل اوضاع و تلاش برای درک منطق پشت اتفاقات میکنند. این نشان میدهد که ذهن در حال تلاش برای ایجاد نظم در آشفتگی است.
۳-رفتارهای اجتماعی پایدار میماند: به جای هجوم به فروشگاهها یا پمپ بنزینها، شایعهپراکنی بیرویه یا ترس فراگیر، مردم رفتارهای منطقیتری از خود نشان میدهند، به یکدیگر اعتماد میکنند و حتی در روزهای پایانی بحران، انتشار اخبار نادرست کمتر میشود.
این نشانهها، همگی به «تابآوری شناختی» اشاره دارند؛ یعنی توانایی جامعه برای «ایستادگی» در برابر این نوع حملات.
ب) پادشکنندگی شناختی (۲)
پادشکنندگی مفهومی عمیقتر از تابآوری است. یک سیستم پادشکننده فقط در برابر فشارها مقاومت نمیکند، بلکه از دل آنها قویتر و بهتر بیرون میآید. در مطالعه موردی ما، جامعه به سمت پادشکنندگی حرکت کرده است. چرا که
۱-یادگیری تطبیقی رخ میدهد: مردم در طول بحران، روشهای تشخیص اطلاعات نادرست و شایعات را بهتر یاد میگیرند. آنها کانالهای معتبرتر را شناسایی کرده و کمتر تحت تأثیر هیجانات قرار میگیرند. در واقع، هر حمله اطلاعاتی، آنها را هوشیارتر میکند.
۲-شبکههای اعتماد تقویت میشوند: در شرایط فشار، پیوندهای اجتماعی و اعتماد بین افراد و گروهها قویتر میشود. جامعه از این تجربه برای «خودسازماندهی (۳)» و ایجاد انسجام بیشتر استفاده میکند.
۳-تحمل در برابر «نویزها و اختلالات اطلاعاتی» افزایش مییابد: با گذشت زمان، حجم بالای اطلاعات و اخبار نادرست، دیگر مانند روز اول تأثیرگذار نیست. مغز و روان جامعه به این «نویز» عادت کرده و آن را کمتر تهدیدآمیز تلقی میکند.
جامعهای که در این سناریو توصیف شد، نه تنها در برابر حملات شناختی «تاب آورده»، بلکه توانسته است از این تجربه برای «قویتر شدن» استفاده کند و به سمت «پادشکنندگی شناختی» حرکت کند. این به معنای توانایی رشد و بهبود از دل بحرانهاست. البته، رسیدن به پادشکنندگی کامل یک فرآیند است و نیازمند تلاش مستمر در زمینههایی مانند افزایش سواد رسانهای و شناختی، تقویت روایتهای داخلی قوی و ایجاد سیستمهای سریع برای مقابله با اطلاعات نادرست است.
جنگ رسانهای شناختی، جنگی ناپیدا با بیشمار سناریو

۱.بستر بحران شناختی (۴): از منظر ماهیت بحران این بحران صرفاً یک رویداد سیاسی یا نظامی نیست، بلکه حملهای است به «سیستم ادراکی» جامعه. تصور کنید یک «بمباران اطلاعاتی» مداوم و چندوجهی صورت میگیرد.
عناصر حمله عبارتند از:
اطلاعات نادرست سازمانیافته (۵): انتشار عمدی اخبار دروغ با هدف فریب افکار عمومی. مانند ساخت روایتهای تاریخی جعلی، ارائه آمارهای غیرواقعی.
اطلاعات نادرست ناخواسته یا سهوی (۶): انتشار اخبار نادرست بدون قصد قبلی، که ممکن است از منابع غیرموثق یا در اثر سوءتفاهم منتشر شوند.
فشار روانی و عاطفی: استفاده از تاکتیکهایی که ترس، خشم، یا اضطراب شدید را در جامعه برمیانگیزند. مثلاً انتشار تصاویر دلخراش (واقعی یا جعلی) یا تهدیدهای مداوم.
دستکاری روایت(۷): بازتعریف مفاهیم کلیدی، تحریف تاریخ، یا ساختن قهرمانان و ضدقهرمانان کاذب برای شکلدهی به درک جامعه از واقعیت.
استفاده از فناوریهای نوین: بهرهگیری از الگوریتمهای شبکههای اجتماعی برای هدفگیری دقیقتر مخاطبان، استفاده از دیپفیکها یا جعلهای عمیق (۸) برای اعتبار بخشیدن به اطلاعات دروغ، و ایجاد «حبابهای فیلتر(۹)» که افراد را در معرض دیدگاههای یکطرفه قرار میدهد.
پیامدهای اولیه: ایجاد سردرگمی گسترده، بیاعتمادی به نهادها و رسانهها، شکاف در انسجام اجتماعی، و دشواری در تشخیص حقیقت از دروغ.
۲. مرحله تابآوری شناختی(۱۰):
تابآوری در اینجا به معنای «مقاومت فعال» و «حفظ عملکرد» در شرایط سخت است. جامعه در این مرحله به چند مؤلفه روی میاورد.
حفظ ساختار روانی
جلوگیری از پراکندگی یا چندپارگی شناختی (۱۱): ذهن افراد به طور کامل از هم نمیپاشد. توانایی تفکر منطقی، هرچند تحت فشار، حفظ میشود.
مدیریت هیجانات: با وجود برانگیختگی اولیه، جامعه از «فاز واکنش هیجانی صرف» خارج شده و به سمت «پاسخ سنجیده» حرکت میکند. این لزوماً به معنای عدم احساس ترس یا خشم نیست، بلکه به معنای کنترل این احساسات و جلوگیری از تصمیمگیریهای شتابزده است.
بازسازی معنا و نظم از طریق محسوسسازی (۱۲)
الگویابی (۱۳): انسانها به طور طبیعی به دنبال الگو در آشفتگی هستند. در این مرحله، جامعه فعالانه تلاش میکند تا بفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چه کسی عامل اصلی است، و چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد.
کاهش «عدم قطعیت»: هرچند بحران ادامه دارد، اما تلاش برای فهم آن، میزان «نامعلومی» را برای افراد قابل تحملتر میکند.
ثبات رفتاری
کاهش «رفتارهای جمعی هیجانی (۱۴)»: مواردی مانند هجوم به فروشگاهها، احتکار، یا فرار گسترده، کمتر دیده میشود.
تقویت «همبستگی اجتماعی»: در مواقع بحران، غالباً شاهد افزایش کمکهای مردمی، اعتماد متقابل و همکاریهای داوطلبانه هستیم. این خود یک سپر دفاعی قوی است.
اعتبارسنجی متقابل (۱۵): افراد برای تأیید اطلاعات خود به یکدیگر مراجعه میکنند، که این میتواند به فیلتر شدن شایعات کمک کند.
۳. گذار به سوی پادشکنندگی شناختی (۱۶)
اینجا جایی است که بحران نه تنها شکستی برای جامعه نیست، بلکه به عاملی برای رشد و تقویت آن تبدیل میشود.
شاخص ۱: یادگیری تطبیقی و نه فقط انطباقی
تفاوت انطباق و تطبیق: انطباق یعنی «همگام شدن» با شرایط. تطبیق یعنی «بهبود یافتن» از طریق تجربه. جامعه پادشکننده فقط با وضعیت جدید کنار نمیآید، بلکه از آن درس گرفته و ساختارهای خود را برای مواجهه بهتر در آینده، بازسازی میکند.
مثال: تشخیص الگوهای خاص انتشار شایعات توسط گروههای خاص، شناسایی تکنیکهای روانی که دشمن به کار میبرد، و توسعه سریع راههای مقابله با آنها. این دانش جدید، جامعه را قویتر میکند.
شاخص ۲: تقویت «شبکههای اعتماد» و «سرمایه اجتماعی»
شکافتن حبابها: بحران میتواند افراد را وادار کند تا از «حبابهای همرنگی» خود خارج شده و با دیدگاههای متفاوت روبرو شوند. این برخورد میتواند به افزایش درک متقابل و کاهش قطبیشدن منجر شود.
اهمیت «ارتباطات افقی»: تقویت ارتباطات بین افراد و گروهها در جامعه، شبکههایی قویتر و مقاومتر در برابر دستکاری خارجی ایجاد میکند.
شاخص ۳: «حساسیتزدایی نسبت به نویز» و «افزایش تحمل به ابهام»
حساسیت زدایی نسبت به اختلالات و نویزها (۱۷): همانطور که در ابتدا گفته شد، مغز و روان انسان به تدریج به حجم بالای اطلاعات و اخبار منفی عادت میکند و شدت تأثیرگذاری آنها کاهش مییابد. این یک سازوکار دفاعی طبیعی است.
افزایش ظرفیت تحمل نسبت به ابهام (۱۸): جامعه یاد میگیرد که در دنیای پیچیده امروز، همیشه همه چیز روشن و قطعی نیست. توانایی ادامه دادن و تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت، خود یک قدرت است.
۴. عوامل لازم برای رسیدن به پادشکنندگی کامل
برای اینکه جامعهای واقعاً «پادشکننده» شود، نیاز به نهادینهسازی فرآیندهایی دارد از جمله:
الف. سواد شناختی-رسانهای عمیق: فراتر از تشخیص خبر جعلی؛ شامل درک ساختار روایتها، سوگیریهای شناختی خود و دیگران، و تکنیکهای دستکاری روانی.
ب. تقویت «تفکر انتقادی» و «فراشناخت (۱۹)»: توانایی اندیشیدن به فرآیندهای فکری خود، زیر سوال بردن فرضیات، و ارزیابی منطقی اطلاعات.
ج. ایجاد «ساختارهای روایتسازی داخلی» قوی: جامعه باید بتواند روایتهای خود را بسازد، منتشر کند و در برابر روایتهای تحمیلی مقاومت کند. این شامل تاریخ شفاهی، فرهنگ، هنر و رسانههای مستقل میشود.
د. سیستمهای «بازخورد و انطباق سریع»: نهادهایی (دولتی یا مردمی) که بتوانند به سرعت اطلاعات نادرست را شناسایی، ارزیابی و خنثی کنند و از تجربیات بحران برای بهبود عملکرد خود استفاده نمایند.
ه. تنوع و انعطافپذیری در ساختارهای اجتماعی: جوامعی که ساختارهای انعطافپذیرتر و تنوع بیشتری در دیدگاهها دارند، در برابر شوکها مقاومترند.
برای تحلیل پدیدههای پیچیده اجتماعی و شناختی در مواجهه با فشارهای خارجی، میتوان از رویکردهای مدلسازی و چارچوبهای نظری در علوم ارتباطات و مطالعات استراتژیک بهره برد.
الف) مدل تحلیلی:
میتوان این پدیده را با استفاده از مدلهایی مانند «مدل تابآوری پنج عاملی (۲۰)» یا «چارچوب پادشکنندگی در سیستمهای پیچیده (۲۱)» تحلیل کرد.
مدل تابآوری پنج عاملی معمولاً به پنج مؤلفه اصلی اشاره دارد:
۱. ارتباط (۲۲): توانایی حفظ و تقویت روابط اجتماعی و شبکههای حمایتی.
۲. امید و نگرش مثبت (۲۳): حفظ دیدگاه امیدوارانه نسبت به آینده، حتی در شرایط سخت.
۳. انعطافپذیری (۲۴): توانایی سازگاری با تغییرات و پذیرش راهحلهای جدید.
۴. خودکارآمدی (۲۵): باور به توانایی فرد یا جمع برای تأثیرگذاری بر محیط و مدیریت بحران.
۵. معنا (۲۶): یافتن معنای عمیقتر در تجربیات، حتی تجربیات دردناک.
در مثال ایران، شاهد تقویت مؤلفههایی مانند «ارتباط» (از طریق همبستگی اجتماعی)، «خودکارآمدی» (در مواجهه با تحریمها و تهدیدها) و «معنا» (در قالب مقاومت و ایستادگی) بودهایم.
چارچوب پادشکنندگی در سیستمهای پیچیده: این چارچوب، که توسط نسیم نیکلاس طالب مطرح شده، بر این اصل تأکید دارد که سیستمها میتوانند از آشوب و عدم قطعیت سود ببرند. در زمینه اجتماعی:
قانون «فشار-بهبود» (۲۷): با افزایش فشار (مانند حملات اطلاعاتی)، سیستمهای پادشکننده، نه تنها مقاومت میکنند، بلکه از این فشار به عنوان کاتالیزوری برای بهبود عملکرد خود استفاده میکنند.
قانون «آشوب-به-نظم» (۲۸): مواجهه با اطلاعات متناقض و آشوبناک، میتواند منجر به ایجاد ساختارهای نظمی جدید و پیچیدهتر در درون سیستم شود.

ب) فرمول رسانهای
در این سناریو، میتوان یک فرمول سادهشده برای نمایش تعاملات رسانهای ارائه داد:
اثربخشی رسانه خارجی (E_ext)X------> مقاومت روایی داخلی (R_int)
(هدف: تضعیف) (توانایی جامعه برای حفظ روایت خود)
R_int <---Y--- ظرفیت پردازش اطلاعات جامعه (C_soc)
(توانایی جامعه برای تحلیل و تفکیک اطلاعات)
اگر (R_int + C_soc) به طور قابل توجهی بزرگتر از E_ext باشد، نتیجه نهایی میتواند تقویت پادشکنندگی شناختی (A_cog) باشد.
A_cog = f ( (R_int + C_soc) - E_ext)
- E_ext: شامل ابزارهایی مانند انتشار اطلاعات نادرست، عملیات روانی (۲۹)، و روایتسازی رسانهای جهتدار.
- R_int: شامل ظرفیت رسانههای داخلی برای ارائه روایتهای جایگزین، تقویت هویت ملی، و بیان موفقیتها و دستاوردها.
- C_soc: شامل سطح سواد رسانهای جامعه، توانایی تحلیل انتقادی، و شبکههای اعتماد داخلی که به فیلتر کردن اطلاعات کمک میکنند.
- A_cog: نمایانگر افزایش توانایی جامعه برای یادگیری، سازگاری، و حتی رشد در مواجهه با فشارهای آینده.
تجربه ایران در مواجهه با فشارهای خارجی (همچون موارد ذکر شده در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان)، نمونهای از پتانسیل جوامع تمدن محور برای «گذار از تابآوری به پادشکنندگی شناختی» است. جهان به چشم خود دید که ایران، همانند اوکراین، سوریه یا ونزوئلا نبوده و به اصطلاح بیدی نیست که با این بادها بلرزد.
این گذار، نتیجه فرآیندهای پیچیده یادگیری جمعی، تقویت سرمایه اجتماعی، و سازگاری با محیط اطلاعاتی پیچیده و خصمانه است. دستیابی به پادشکنندگی کامل نیازمند تقویت مستمر این ظرفیتها از طریق آموزش سواد رسانهای، ارتقاء کیفیت و استقلال رسانههای ملی، و ایجاد ساختارهای مقاوم در برابر جنگ شناختی است.
این امر به جامعه کمک میکند تا در مواجهه با شوکهای آینده، نه تنها بقای خود را تضمین کند، بلکه فرصتهایی برای نوآوری، رشد و تقویت پایههای اجتماعی و شناختی خود بیابد.

با این حال، تمایز میان «تابآوری» (تحمل وضعیت موجود) و «پادشکنندگی» (بهبود از طریق آشوب) نیازمند شاخصهای عینی و قابلسنجش است. صرفِ فروکش کردنِ هیجانات عمومی یا عبور از مرحله حادِ یک بحران، بهتنهایی اثباتکننده پادشکنندگی نیست؛ چرا که ممکن است جامعه نه با تکیه بر «آگاهیِ فعال»، بلکه از طریق «خستگیِ شناختی» یا «انفعالِ واکنشی» به ثبات رسیده باشد. برای اثباتِ گذارِ واقعی به پادشکنندگی، باید نشانههایی فراتر از آرامش ظاهری را در سه سطح ردیابی کرد:
1-ارتقای سوادِ روایتی و کنشگریِ انتقادی
پادشکنندگی یعنی جامعه پس از هر دورِ عملیاتِ روانیِ دشمن، «واکسینه» شود. مصداق عینی این امر، گذار از «باورِ منفعل به اخبار» به «تحقیقِ فعال» است. اگر در جنگهای پیشین، یک کلیپ دستکاریشده یا یک شایعه در تلگرام میتوانست بازارهای مالی یا افکار عمومی را بههم بریزد، در مرحله پادشکنندگی، جامعه به طور خودجوش از «بررسیِ تقاطعی منابع (۳۰)» استفاده میکند. تشکیل گروههای داوطلب در شبکههای اجتماعی برای راستیآزمایی اخبار (۳۱) و طنزپردازیهای هوشمندانه علیه روایتهای جعلی، نشانه آن است که جامعه به جای انفعال، از خودِ حملات برای تقویت «سیستمِ ایمنیِ اطلاعاتی» خود استفاده کرده است.
2- تقویت اعتمادِ افقی (سرمایه اجتماعی میانفردی)
تابآوریِ صرف ممکن است با اتکا به نهادهای رسمی رخ دهد، اما پادشکنندگی نیازمند «خودسازماندهیِ مردمی» است. مصداق این شاخص، افزایش همبستگی در میان لایههای مختلف جامعه است؛ بهگونهای که در بحبوحه حملات ادراکی، «ترس از دیگری» جای خود را به «تبادلِ تحلیلِ واقعبینانه» بدهد. وقتی کنشگران مدنی و مردم در گفتوگوهای روزمره، به جای انتقالِ هراس، به دنبال تحلیلِ عقلانیِ وقایع میروند، یعنی «اعتمادِ افقی» تقویت شده و جامعه در برابر تلاشها برای گسستِ اجتماعی، «مقاومتر» نشده، بلکه «یکپارچهتر» شده است.
3-توان خوداصلاحگریِ نهادی و شناختی
نشانهی اصلی پادشکنندگی، «یادگیریِ سیستمی» است. یک جامعه پادشکننده، خطاهایِ شناختیِ قبلی خود را تحلیل میکند. مصداقِ این امر، ایجادِ گفتمانهایِ جدید در فضای نخبگانی و رسانهای برای نقدِ نحوه مواجهه با بحرانهای گذشته است. وقتی جامعه به این نتیجه میرسد که در فلان واقعه، بیش از حد هیجانی عمل کرده و اکنون ساختارهای غیررسمی برای مدیریتِ افکارِ عمومی و پیشگیری از «شوکه شدن» ایجاد میکند، در حال حرکت به سمت پادشکنندگی است؛ چرا که بحرانِ پیشین را به منبعی برای «خردِ جمعیِ» آینده تبدیل کرده است.
بنابراین، پادشکنندگی یعنی جامعه، حملاتِ اطلاعاتی را نه به عنوان «تهدیدِ پایانبخش»، بلکه به عنوان «محرکِ تکامل» ببیند. اگر این شاخصها (بهبودِ روشِ راستیآزمایی، همبستگیِ درونی، و خوداصلاحگری) در سطح جامعه متبلور شود، میتوان ادعا کرد که ما صرفاً «ایستادگی» نکردهایم، بلکه در حالِ «تکامل» در برابر تهدیدات هستیم.
پانوشت ها
۱- Cognitive Resilience
۲- Cognitive Antifragility
۳- Self-Organization
۴- Cognitive Crisis Context
۵-Disinformation
۶-Misinformation
۷- Narrative Manipulation
۸-Deep fakes
۹- Filter Bubbles
۱۰- Cognitive Resilience Phase
۱۱- Cognitive Fragmentation
۱۲- Sense-making
۱۳- Pattern-seeking
۱۴- Emotional Contagion
۱۵- Mutual Validation
۱۶- Transition to Cognitive Antifragility
۱۷- Noise Desensitization
۱۸- Tolerance for Ambiguity
۱۹- Metacognition
۲۰-Five-Factor Model of Resilience
۲۱-Antifragility Framework for Complex Systems
۲۲- Connection
۲۳-Hope and Positive Outlook
۲۴- Flexibility
۲۵-Self-Efficacy
۲۶- Meaning
۲۷-Stress-Impacting-Improvement Law
۲۸-Chaos-to-Order Principle
۲۹-PsyOps
۳۰-Cross-checking
۳۱- Fact-checking
۲۱۶۲۱۶




نظر شما