به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عصرایران در گزارشی نوشت:
در توضیح تصویری که از نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه دربارۀ بحران آب منتشر شده آمده رییس جمهوری با اشاره به ضرورت مدیریت مصرف انرژی، کت خود را از تن درآورده و از حاضران نیز خواسته برای راحتی بیشتر و نیاز نداشتن به استفاده از کولر آنها نیز چنین کنند و عکس نشان میدهد واکنش آنان همین بوده: سمعا و طاعتا!
باشگاه روزنامه نگاران ایران هم این گونه تفسیر کرده: «پیام او ساده است. صرفه جویی لزوما به معنی سختتر کردن زندگی نیست. گاهی با تغییر چند عادت کوچک و بی آن که از کیفیت زندگی کاسته شود می توان مصرف انرژی را مدیریت کرد. کتهایی که در آن جلسه از تن درآمدند شاید بیش از هر چیز یادآور این نکته بودند که فرهنگ مصرف از تصمیمات روزمره و رفتارهای کوچک آغاز میشود.»
دقیقا نمیدانیم رییس جمهور سلیمالنفس ما واقعا به دنبال ارسال پیام در این سطح بوده یا نه ولی به شیوه خودمان ۷ مکث داریم در این عکس:
۱. تصویر پزشکیان با پیراهن سه دگمه و با آستین کوتاه یادآور رفتارهایی در دهه ۶۰ است که به آستین کوتاه مردان در ورود به ادارات و دانشگاه گیر می دادند و خود پزشکیان هم که در آن دهه دانشجو و بعد استاد و رییس دانشگاه بوده باید به یاد داشته باشد و بعید است با آستین کوتاه میرفته چون تیپ آن روز او چنین اقتضا نمیکرده! در مقابل برای این که بگویند ایراد شرعی و انقلابی ندارد به عکس مشهوری از شهید حاج مهدی عراقی استناد میشد که کنار امام خمینی نشسته و میگفتند چطور برای دیدار با امام نیاز به آستین بلند نبود و مهدی عراقی با آستین کوتاه کنار ایشان مینشست ولی برای ملاقات فلان رییس درجه ۶ اداره باید کت پوشید و دگمهها را بست؟!
۲. اولین رییس جمهوری ایران برای این که کراوات نبندد زیر کت پیراهن سه دگمه میپوشید و همان طور که بعدها دکتر ولایتی با آن یقه مشهور شد مرحوم بنیصدر هم در فضای اعضای غیر معمم شورای انقلاب که اغلب کراوات داشتند با همان پیراهن سه دگمه ظاهر میشد منتها زیر کت و نه به خاطر مصرف انرژی که به عنوان گزینه قابل توجیه حذف کراوات. چون پیراهن یقه باز لباس را غیر رسمی میکرد و یقه آخوندی زیر کت هم برای سیاسیون رایج نبود. مرحوم فروهر البته در هیات دولت سرداری بلندی می پوشید. مرحوم رجایی در زمستانها یقه پیراهن را از زیر بلوز بیرون میآورد و در تابستانها کت تابستانی میپوشید که جایی برای کراوات در آنها تعبیه نشده بود. پیراهن سه دگمه بدون کت اما به نام دکتر پزشکیان ثبت میشود.
۳. این که رییس جمهوری از دیگران بخواهد کتتان را درآورید البته چه بسا آنها را معذب کند. چون اگر اطاعت نکنند حمل بر جسارت میشود و اجرای بلافاصله هم یعنی استقلال عمل ندارند ولی در مجموع چون از فضای سنگین و تکراری و کلیشهای جلسات اداری می کاهد مثبت است. از این لحاظ هم خوب است که برخی از مدیران از مدیریت تنها کت و شلوار و یقه بسته و تسبیح و ته ریش را دارند و بدون اینها نشانی از مدیریت در تراز جمهوری اسلامی ندارند! در میدان میوه و تره بار جلال آل احمد- که لابد به خاطر ارتباط وثیق ادبیات با ترهبار به این نام مزین است- اغلب مردم با لباس راحت رفت و آمد میکنند و با خذف حجاب اجباری خانمها هم دیگر محدودیت گذشته را ندارند و تصاویر متنوع شده ولی گاهی افرادی با کت وشلوار دیده میشوند که معلوم است بارزسان شهرداریاند و از دور که میآیند غرفه داران مراقب اند سوتی ندهند. اگر به اینها بگویی کت وشلوار نپوشند شاید اعتماد به نفس خود را از دست بدهند!
۴. دوستی داشتم که در یک شرکت خصوصی موظف شده بود هر روز کت بپوشد. بعد مدتی کت های او تکراری شده بود در حالی که پیراهن های متنوعی داشت. به مدیر شرکت گفت دستور شما با بودجه من نمی خواند و در عین حال جالب نیست کت های تکراری بپوشم. یا پیراهن های رنگی سابق خودم یا خداحافظ و البته ماند چون به تخصص او نیاز داشتند. ابتکار رییس جمهور بار مالی را از دوش کارمندانی هم برمی دارد که مانند برخی از مدیران حقوق های بالا ندارند و به نان بخور و نمیری باید بسنده کنند و نمی شود در یخچال خانه گوشت و مرغ نباشد و به دنبال کت جدید باشی!
۵. اگر در آن جلسه خانم کارشناسی هم نشسته بود چه باید می کرد؟ حداقل اجبار مقنعه سیاه را برای خانمهای کارمند بردارند. بگذارند روسری به سر کنند. مانتوفروشی های میدان هفتم تیر که دیگر مثل سابق مانتو ندارند چون مذهبیها هم چادر یا مانتوی ساده می پوشند و مانتو به روپوش کارمندی تبدیل شده و غیرمذهبی غیر کارمند زیر ۵۰ سال مانتو نمیپوشد. چندی پیش یکی از خبرگزاریهای دست راستی که مالک بهشت و جهنم ملت است گیر داده بود که فلان خانم معاون یک سازمان تخصصی چرا در نشستی در خارج از کشور روسری اش عقب رفته و در واقع شبیه میلیونها زن ایرانی حاضر در خیابان ها ظاهر شده است. خوش بختانه به آن گزارش اعتنا نشد و به برکناری آن خانم نینجامید چون اغلب مجریان زن تلویزیون هم بیرون این جوری نیستند که از همه میخواهند مثل آنان باشند!
۶. جوانی که در تصویر نشسته ظاهرا آقا یوسف پزشکیان است که از دو سال قبل و به دلایل امنیتی تدریس فیزیک در دانشگاه سهند تبریز را رها کرده و مشاور رسانه ای پدرش شده ولی مدتی است از نوشته های سیاسی او در کانال تلگرامی اش خبری نیست و گاهی شعری یا حدیثی می گذارد. در حالی که همچنان می تواند از برخی گفته های پدر رفع ابهام کند یا واسطی بین مردم و او باشد. ظاهرا به او تذکر داده اند نکته ای ننویسد که حمل بر موضع رسمی یا افشای تصمیمی پشت پرده باشد و بعد از آن خودش را خیلی جمع و جور کرده تا جایی که آخرین فرسته او این است: روزها گر رفت گو رو باک نیست/ تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست! چه جسارتی. چه شهامتی. چه اشارتی. چه بشارتی!
پسر خوب! یا ننویس یا درست و حسابی بنویس. شأن شما پسر پزشکیان بودن است. ناصح و دانای کل که نیستی عزیز برادر.
۷. سرانجام این که آقای رییس جمهوری خیال نکند این کار نزد عامه مردم هم خیلی هم بازتاب داشته و دارند به آن فکر میکنندها! نه. مردم دارند برای بقا دست و پا می زنند. تصمیمات شجاعانه بگیر! شجاعانه تر از درآوردن کت یا درآوردن کت به قصد نشان دادن جنم و تصمیم.اختیار کافی هم نداشته باشی نماینده ۱۷ میلیون ایرانی در حاکمیت که هستی و انتظارمی رود در فضای بعد از ۹ اسفند که بسیاری از مناسبات تغییر کرده به بحث انرژی و آب و برق و نقش آستین کوتاه در کاهش مصرف برق بسنده نکنی. نشانه هایی بروز داده ای مثل تصمیم اینترنت و باید ادامه دهید. جماعت سنگ انداز کار به دست پرادعا هم فعلا به شما نیاز دارند. چون عجالتا برگزاری انتخابات شوراها هم در وضعیت نامشخص است چه رسد به این که بخواهند سر به سر رییس جمهوری بگذارند.




نظر شما