۰ نفر
۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰

علی (ع) مظهر اسم جمع الهی است

علی (ع) مظهر اسم جمع الهی است

امام خمینی(ره) درباره وصف امام علی (ع) می‌گفتند: امیر المومنین حضرت علی (ع) مظهر همه عدالتها و اعجوبه عالم است ، از صدر عالم تا ابد به جز رسول اکرم کسی به فضیلت او نیست، به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملائکه مقرّبین و انبیاء مرسلین – غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست – بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند، او بحق عبد اللَّه است و پرورش یافته عبد اللَّه اعظم است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، امام خمینی (ره) در بیان منزلت امیر المومنین حضرت علی (ع) نکاتی را مورد اشاره قرار داده اند که فرازهایی از آن تقدیم می شود:

بنابر روایت شفقنا، مولا امیر المومنین حضرت علی (ع) وصف کردنی نیست، آنچه که وصف کنند از او، دون شأن اوست و آنچه شعرا  و عرفا و فلاسفه و دیگران درباره او گفته‏ اند، شمه‏ ای از آن چیزی است که او هست. غالباً مسائلی که درک می‏ کرده ‏اند و می‏ کنند راجع به مولا علی بن ابی طالب، عرضه می ‏داریم. آن چیزهایی را که ما نمی‏ توانیم درک کنیم و دست عرفا و فلاسفه و دیگران از آن کوتاه هست، آن چیز قابل ذکر نیست. انسان تا نشناسد، نمی ‏تواند بگوید و آن مقداری هم که در دسترس ماست، آن قدر زیاد است که گفتن او محتاج به زمانهای طولانی است. و لهذا ما باید در پیشگاه مبارک ایشان عذرخواهی کنیم و عذر تقصیر بخواهیم که ما قاصریم و نمی‏ توانیم بیان کمال شما را بکنیم.» (صحیفه امام، ج ‏۱۹، ص: ۲۱۳)

«و ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند‏‎ ‎‏تعالی بوده، و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، این بندۀ رها شده از تمام قیود،‏‎ ‎‏مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است.‏

‏‏ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه‏ که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی‏‎ ‎‏مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و‏‎ ‎‏حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.‏

‏‏ ما مفتخریم که ائمۀ معصومین، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشر‏‎ ‎‏حضرت مهدی صاحب زمان ـ علیهم آلاف التحیات والسلام ـ که به قدرت‏‎ ‎‏خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمۀ ما هستند.‏» / وصیت نامه 

«تو خیال می‏ کنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمؤمنین، علیه السلام، با ما این است که «مدّ» «و لا الضّالین» را طولانیتر می‏ کند؟ یا قرائتش صحیحتر است؟ یا طول سجود و رکوع و اذکار و اورادش بیشتر است؟ یا امتیاز آن بزرگوار به این است که شبی چند صد رکعت نماز می‏ خواند؟ ‏یا مناجات سید الساجدین، علیه السلام، هم مثل مناجات من و تو است؟ او هم برای حور العین و گلابی و انار این قدر ناله و سوز و گداز داشت؟ به خودشان قسم است – و إنَّهُ لَقَسمٌ عظیم که اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا إلهَ إلاَّ اللَّه امیر المؤمنین را بگویند نمی‏ توانند! خاک بر فرق من با این معرفت به مقام ولایت علی، علیه السلام! به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملائکه مقرّبین و انبیاء مرسلین – غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست – بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند. حال قلب آنها را جز خود آنها نمی‏ داند کسی.‏» (شرح چهل حدیث، ص:۷۵ – ۷۶)

درباره شخصیت علی بن ابی طالب، از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم، یا با شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلًا علی- علیه السلام- یک بشر ملکی و دنیایی است که ملکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتی است که ملکوتیان او را اندازه گیری کنند؟ اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهیون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاری می‏خواهند به معرفی او بنشینند؟ تا چه حد او را شناخته ‏اند تا ما مهجوران را آگاه کنند؟ دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده ‏اند، در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا غیر از آن است. پس اولی‏ آن است که از این وادی بگذریم و بگوییم علی بن ابی طالب فقط بنده خدا بود، و این بزرگترین شاخصه اوست که می‏ توان از آن یاد کرد، و پرورش یافته و تربیت‏ شده پیامبر عظیم الشأن است، و این از بزرگترین افتخارات اوست، کدام شخصیت می‏تواند ادعا کند که عبد اللَّه است و از همه عبودیتها بریده است، جز انبیای عظام و اولیای معظم که علی- علیه السلام- آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به معدن عظمت رسیده است، در صف مقدم است. و کدام شخصیت است که می‏تواند ادعا کند از خردسالی تا آخر عمر رسول اکرم در دامن و پناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است جز علی بن ابی طالب که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او بحق عبد اللَّه است و پرورش‏ یافته عبد اللَّه اعظم است.

و اما کتاب نهج البلاغه که نازله روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خود و خودخواهی خود، معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعه ‏ای است دارای ابعادی به اندازه یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعه‏ ها به وجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. هان، فیلسوفان و حکمت ‏اندوزان، بیایند و در جملات خطبه اول این کتاب الهی به تحقیق بنشینند و افکار بلندپایه خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند بحق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند؛ به شرط آنکه بیاناتی که در این میدان تاخت و تاز شده است آنان را فریب ندهد و وجدان خود را بدون فهم درست بازی ندهند و نگویند و بگذرند، تا میدان دید فرزند وحی را دریافته و به قصور خود و دیگران اعتراف کنند. (صحیفه امام، ج‏۱۴، ص: ۳۴۷ و ۳۴۸)

علی- علیه السلام- در وقتی که رسول اکرم، به حسب روایت، فرمود که تو شهید خواهی شد، به فکر این بود که آیا با سلامت دین یا نه. سؤال می‏ کند که من هنگام شهادت دینم سالم است. می‏فرماید که بله. آن چیزی که اولیای خدا توجه به او داشتند سلامت در دین و سلامت نفس بود. (صحیفه امام، ج‏۱۴، ص: ۳۵۱)

این بزرگوار شخصیتی است که دارای ابعاد بسیار است و مظهر اسم جمع الهی است که دارای تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهی در ظهور و در بروز در دنیا و درعالم، با واسطه رسول اکرم در این شخصیت ظهور کرده است. و ابعادی که از او مخفی است، بیشتر از آن ابعادی است که از او ظاهر است. همین ابعادی هم که دست بشر به آن رسیده است و می‏ رسد، در یک مردی، در یک شخصیتی جمع شده است، جهات متناقض، جهات متضاد. انسانی که در حال این که زاهد و بزرگترین زاهد است، جنگجو و بزرگترین جنگجوست در دفاع از اسلام. اینها در افراد عادی جمع نمی‏شود، آن که زاهد است، به حسب افراد عادی، جنگجو نیست، آن که جنگجوست زاهد نیست. در عین حالی که در معیشت آن طور زهد می‏کردند و آن طور در خوراک و در آن طور چیزها به حد اقل قناعت می‏کردند، قدرت بازو داشتند، آن قدرت بازو را، و این هم جزء اموری است که جمعش، جمع متضادین است. در عین حالی که دارای علوم متعدده و دارای علوم معنویه و روحانیه و سایر علوم اسلامی است، در عین حال می‏بینیم که در هر رشته‏ ای، مردمی که اهل آن رشته‏ اند او را از خودشان می‏دانند، پهلوان‏ها حضرت امیر را از خودشان می‏دانند، فلاسفه حضرت امیر را از خودشان می‏دانند، عرفا حضرت امیر را از خودشان می‏دانند، فقها حضرت امیر را از خودشان می‏دانند، هر قشری که اهل یک رشته است، حضرت امیر را از خودش می‏داند. و حضرت امیر از همه است، دارای همه اوصاف است و دارای همه کمالات. (صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۶۳ و ۶۴)

علی (ع) مظهر اسم جمع الهی است

امام در حرم حضرت علی(ع) در حال دعا و نیایش در نجف اشرف

ما باید پیرو یک چنین انسان کاملی باشیم که در همه ابعاد متخصصین برای ایشان تواضع می‏کنند. در هر بُعدی اگر کسی بخواهد مَثَل بزند، به ایشان مَثَل می‏زند. در بُعد زهد و علم، و در بُعد رحمت به مستضعفین و مستمندان. و در بُعد جنگ و شجاعت، و خلاصه در همه ابعاد به ایشان مَثَل زده می‏شود. و در حقیقت یک موجود هزار بُعدی است و ما باید تابع یک همچو فردی باشیم. هر چند که کسی نمی‏تواند حتی یک هزارم هم شبیه ایشان باشد لکن به آن اندازه ‏ای که می‏توانیم باید از ایشان تبعیت کنیم؛ از تعهدی که به اسلام داشت و از اینکه همه چیزش را برای اسلام داد. (صحیفه امام، ج‏۱۷، ص: ۴۱۹)

امیر المؤمنین (ع) می فرماید من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوند تبارک و تعالی از علمای اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم کرده که در مقابل پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی و محرومیت ستمدیدگان ساکت ننشینند و بیکار نایستند: أما وَ الَّذی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ، لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النّاصِرِ وَ ما أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَماءِ أَنْ لا یُقارُّوا عَلی کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ، لأَلْقَیْتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَأْسِ أَوَّلِها؛ وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدی مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ.

سوگند به آنکه بذر را بشکافت و جان را بیافرید، اگر حضور یافتن بیعت کنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدی من با وجود یافتن نیروی مددکار تمام نمی شد، و اگر نبود که خدا از علمای اسلام پیمان گرفته که بر پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی جانکاه و محرومیت ستمدیدگان خاموش نمانند، زمام حکومت را رها می ساختم و از پی آن نمی گشتم. و دیدید که این دنیاتان و مقام دنیایی تان در نظرم از نمی که از عطسه بزی بیرون می پرد ناچیزتر است. (ولایت فقیه(حکومت اسلامی)، متن، ص: ۳۷ و ۳۸)

حضرت امیر المؤمنین (ع) درباره نفس حکومت و فرماندهی به ابن عباس فرمود: این کفش چقدر می ارزد؟ گفت: هیچ. فرمود: فرماندهی بر شما نزد من از این هم کم ارزشتر است؛ مگر اینکه به وسیله فرماندهی و حکومت بر شما بتوانم حق (یعنی قانون و نظام اسلام) را برقرار سازم؛ و باطل (یعنی قانون و نظامات ناروا و ظالمانه) را از میان بردارم. (نهج البلاغه؛ خطبه ۳۳)

(ولایت فقیه(حکومت اسلامی)، متن، ص: ۵۴)

این پنج سال حکومت، یا پنج- شش سال حکومت حضرت امیر، این با همه گرفتاریهایی که بوده است و با همه زحمتهایی که از برای حضرت امیر فراهم شد، سلبش عزای بزرگ است. و همین [دوره ] پنج ساله و شش ساله، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند؛ جشن برای عدالت، جشن برای بسط عدالت، جشن برای حکومتی که اگر چنانچه در یک طرف از مملکتش، در یک جای از مملکتش، برای یک معاهد – یک زن معاهد- یک زحمت پیش بیاید، یک خلخال از پای او درآورند، حضرت، این حاکم، این رئیس ملت، آرزوی مرگ بکند، که مرگ برای من- مثلًا- بالاتر از این است که در مملکت من یک نفر زنی که معاهد هست خلخال را از پایش درآورند. این حکومتْ حکومتی است که در رفتنش مردم باید به عزا و سوگواری بنشینند؛ و برای  همان پنج روز و پنج ساله حکومتش باید جشن بگیرند (صحیفه امام، ج ۲، ص: ۳۶۰ و ۳۶۱)

حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- هم آن وقتی که سلطنتش (من تعبیر به «سلطنت» می کنم روی مذاقِ حالا و الّا نباید این تعبیر را بکنم) خلافتش که همین نظیر سلطنتها بوده است، یعنی نظیر به این معنا که همه جا تحت وَلای او بوده، چندین مقابل ایران بوده، حجاز و مصر و عراق و ایران و خیلی جاها، قاضی خودش نصب کرده برای قضاوت. عربی رفته- یهودی- رفته است شکایت کرده پیش قاضی از حضرت امیر که حالا یک زرهی از من است پیش ایشان- حالا من قصه چیزش را نمی دانم اما اصل متن قضیه را می دانم، آن  حواشی اش را نمی دانم- قاضی خواست حضرت امیر را. رفت در محضر قاضی ای که خودش او را نصب کرده است! قاضی حضرت امیر را احضار کرد. رفت. نشستند جلوی قاضی. حتی تعلیم داد به قاضی- ظاهراً در همین جاست- که نه، به من زیادتر از این نباید احترام کنی؛ قضاوت باید همچو، هر دو علی السواء باشیم. یکی یهودی بوده و یکی هم رئیس- عرض می کنم که- از ایران گرفته تا حجاز تا مصر تا عراق! قاضی رسیدگی کرد و حکم بر ضد حضرت امیر داد. (صحیفه امام، ج ۴، ص: ۳۲۷ و ۳۲۸)

 او تمام مقصدش خدا بود. اصلش این دنیا و این ریاست دنیا و اینها در نظر او چیزی نبود، مگر اینکه بتواند یک عدلی را در یک دنیا برقرار کند، و الّا پیش آنها مطرح نبود که یک ریاستی داشته باشم یا خلافتی داشته باشم، مگر اینکه بتوانند یک عدلی را اقامه کنند و یک حدی را جاری کنند. (صحیفه امام، ج ۱۳، ص: ۱۹۵)

شماها شیعه همان هستید که می گوید که من به اندازه این کفش کهنه ای که هیچ نمی ارزد امارت شما را به اندازه این برایش ارزش قائل نیستم مگر اینکه حقی را ایجاد کند. (صحیفه امام، ج ۱۸، ص: ۴۱۲)

مسئله غدیر، مسئله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللَّه کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مأمور می کند رسول اللَّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که «به قدر این کفش بی قیمت هم پیش من نیست» آنکه هست اقامه عدل است. آن چیزی که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- و اولاد او می توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. (صحیفه امام، ج ۲۰، ص: ۱۱۲)

پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومتهای جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اول اسلامی حکومتهای وسیع داشته اند و حکومت علی بن ابی طالب- علیه السلام- نیز با همان انگیزه، به طور وسیعتر و گسترده تر از واضحات تاریخ است. و پس از آن بتدریج حکومت به اسم اسلام بوده. (صحیفه امام، ج ۲۱، ص: ۴۰۷)

شخصیت این مرد بزرگ که امام امّت شد، شخصیتی است که [در] اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسی مثل او نمی‏تواند سراغ کند. یک موجودی که امور متضاده را در خودش جمع کرده بود. کسی که جنگجوست اهل عبادت نمی‏شود. کسی که قوه بازو می‏خواهد داشته باشد اهل زهد نمی‏تواند باشد.

کسی که شمشیر می‏ کشد، و اشخاصی را که منحرف‏ند درو می‏ کند، این نمی ‏تواند عاطفه و اهل عاطفه، آن طور که این شخص داشت، باشد. این شخصیت بزرگ، امور متضاده را در خودش جمع کرده. در عین حالی که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول، و گفته شده است که شبی هزار رکعت نماز می‏خواند. و در عین حالی که غذای او- آن طوری که در تاریخ ثبت شده است- از نان و سرکه، و فوقش زَیْت یا نمک، بیرون نبوده است. در عین حال قدرت بدنی، آن طور قدرت است که- آن طوری که در تاریخ هست- آن دری‏ را که از «خَیْبَر» ایشان کَنْده است و چندین ذِراع دور انداخته است، چهل نفر نمی‏توانستند بلندش کنند. در شمشیرزنی، شمشیرهای او این طور بوده است که با یک ضربه از این طرف که می ‏زده دو نیم می‏ کرده است، از این طرف می‏ زده که دو نیم می‏ کرده. در صورتی که آنهایی که این ضربه را می‏خوردند «خُودِ» آهنی داشتند، زره آهنی داشتند. و گاهی هم شاید، دو تا زره به تنشان می‏کردند. آدمی که با نان و سرکه زندگی می‏کرده، و بسیاری از روزها را روزه می‏گرفته است، و افطار را با چند لقمه نان و نمک و یا نان و سرکه افطار می‏کرده است، جمع کرده است ما بین آن زهد و این قوّت بازو، و این جمع بین دو تا امر متضاد است. آدمی که جنگجوست، به آن طور که جنگجویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزیمت وامی‏ دارد. و می ‏فرماید که اگر تمام عرب یک طرف باشند، به من هجوم کنند، من پشت نمی‏ کنم. این آدم در عطوفت آن طور است که، وقتی که یک خلخال از پای یک زن یهودی ربوده ‏اند می ‏فرماید که مرگ برای انسان آسان است – قریب به این معنا- آدمی که در عرفان و علم ماورای طبیعت، آن طور است که نهج البلاغه حکایت می‏کند از مقام عرفانش. در عین حال شمشیر می‏ کشد، و کفّار و اخلالگران را از دم شمشیر می‏گذراند. ما شیعه یک همچو اعجوبه معجزه ‏آسا هستیم.

من می‏ گویم اگر چنانچه پیغمبر اسلام- صلی اللَّه علیه و آله و سلَّم- غیر از این یک موجود تربیت نکرده بود، کافی بود برایش؛ چنانچه پیغمبر اسلام مبعوث شده بود برای اینکه یک همچو موجودی را تحویل جامعه بدهد، این کافی بود. یک همچو موجودی که هیچ سراغ ندارد کسی، و بعدها هم سراغ ندارد کسی‏. (صحیفه امام، ج‏۱۱، ص: ۲۰ و ۲۱)

کد مطلب 2227390

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =

آخرین اخبار