به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیت الله سبحانی از رئیس دفتر رئیس جمهور خواست برخی مسئولان گذشته نظام را دعوت به مشورت و مذاکره کنند و درعین حال گفتند: ما همه باید پشتیبان مذاکرات باشیم، من معتقدم راهحل آن است که هم با قوت و قدرت سخن بگوییم؛ هم اهل دفاع باشیم و هم اهل مذاکره.
بنابر روایت شفقنا، متن سخنان این مرجع تقلید به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و السلام علی خیر خلقه و آله الطاهرین.
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا
قرآن مجید میفرماید: به ریسمان خدا چنگ بزنید و از تفرقه دوری بجویید. در اینجا یک نکته وجود دارد که چرا خداوند میفرماید «بحبلالله» و نمیفرماید «بالقرآن»؟ شاید نظر این باشد که جمعیتی که متفرق باشند و انتظام خود را از دست بدهند، مانند آدمی هستند که در چاه افتاده است. اگر بخواهیم او را نجات بدهیم، چه کار میکنیم؟ ریسمان یا طنابی را برای او میفرستند، به آن چنگ میزند و بیرون میآید. اگر بخواهیم انشاءالله از این بحران بیرون بیاییم، در درجه اول وحدت کلمه و انسجام، قدم اول پیروزی ماست؛ اینکه یک صدا باشد و یک مطلب مطرح باشد. البته «همه» به آن معنایی که در سیاست استعمال میکنند
سلام بنده را به آقای دکتر پزشکیان برسانید. ایشان در سختترین مواقف عَلَم مسئولیت را پذیرفتند. «مرد آن است که در کشاکش دهر، سنگ زیرین آسیا باشد» در سختیها و مشکلات، مردانگی خود را نشان بدهد. هر وقت سنگ زیرین آسیا باشد، در همانجا استقامت کند. ایشان باید همچون کوه استوار بایستد، از خدا کمک بخواهد و خداوند انشاءالله کمک خواهد کرد. این تمثیل و این تذکر برای این است که هیچ شکست و هیچ حزن و اندوهی را به خود راه ندهد. انشاءالله خداوند منان او را کمک خواهد کرد.
مطلب دیگری که باید عرض کنم، مسئله گرانفروشی است. با آنکه رسانهها درباره این بحران سخن میگویند، هنوز برخی از افراد تخلف میکنند و از قیمت واقعی بالاتر میفروشند. این مسئله برای مردم ایجاد اشکال میکند. اگر بخواهیم این وحدت کلمه را احساس کنیم، باید به طبقه پایین جامعه بیشتر توجه کنیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام در معارف خود تأکید میکنند که به طبقه پایین توجه شود و نه فقط به طبقه بالا.
پس یکی از معمولها و راهکارها این است که همان قیمتی که دولت مقرر کرده است رعایت شود و از آن تخلف نکنند؛ زیرا این خود میتواند سبب وحدت کلمه اسلامی باشد.
مطلب سومی که عرض می کنم گاهی مشاهده می شود که برخی دوستان از مذاکره خوششان نمیآید. ما باید ببینیم اسلام چه میگوید. ما برای نوشتن قانون اساسی به تهران رفته بودیم. همه ما از خبرگان اول بودیم؛ از جمله آقای دکتر بهشتی، آقای منتظری، آقای مکارم و دیگر بزرگان؛ یک نفر به امام گفت: آقا، شما ما را مأمور کردهاید که قانون اساسی بنویسیم، در حالی که ما تا به حال قانون اساسی ننوشتهایم. ایشان فرمودند: «آنچه اسلام میگوید، همان را بنویسید»!
واقعاً ما باید ببینیم اسلام ما را به مذاکره دعوت میکند یا به مخاصمه. اسلام میگوید هم قوت و قدرت در مقابل دشمن لازم است (وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةࣲ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَیۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِ( و هم مذاکره را مطرح می کند (وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ) عرض کنم که مذاکره فینفسه مسئلهای نیست؛ باید نتیجه مذاکرات را دید. اگر واقعاً توانستیم مبانی خودمان، استقلال خودمان و خواستههای ملت را تأمین کنیم، چه بهتر؛ و اگر نشد، آن وقت باید تصمیم دیگری گرفت.
ما همه باید پشتیبان مذاکرات باشیم، اما تابع نتیجه آن نیز باشیم و ببینیم نتیجه چه خواهد شد. من معتقدم که انشاءالله راهحل آن است که هم با قوت و قدرت سخن بگوییم؛ هم اهل دفاع باشیم و هم اهل مذاکره. بستگی دارد که طرف مقابل چگونه با ما برخورد کند.
در پایان، این نظر شخصی من است. آقایانی که در این چهل سال مسئولیت داشتهاند و در صحنه بودهاند، برخی از آنان را نیز دعوت کنید؛ با آنها مشورت کنید و با آنان مذاکره داشته باشید. به گمان من، آنها نیز فکر ایرانی و اسلامی دارند و میتوان از تجربیاتشان استفاده کرد. شایسته نیست که به طور کامل از صحنه دور نگه داشته شوند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
۲۹۲۱۸




نظر شما