رنگ بی‌تعهدی بر سر «سه رنگ اصلی»؛ بازیگران دارای معلولیت هنوز دستمزد نگرفته‌اند/ اختلاف مالی و فشار بر بازیگران

با گذشت چند ماه پس از پایان اجرای نمایش «سه رنگ اصلی» در پردیس شهرزاد، خانواده‌ها و عوامل این اثر نمایشی از پرداخت‌نشدن مطالبات مالی گروه خبر می‌دهند؛ نمایشی که با حضور نوجوانان دارای معلولیت و پس از حدود یک‌سال‌ونیم تمرین روی صحنه رفت اما حالا، به‌جای باقی‌ماندن خاطره‌ای از امید و توانمندسازی، به پرونده‌ای از خلف وعده، متواری از پرداخت دستمزدها و پاس‌کاری مسئولیت میان مدیران پردیس شهرزاد تبدیل شده است.

رویا بابائی: به گفته خانواده‌هایی که فرزندانشان بازیگران نمایش «سه رنگ اصلی» بوده‌اند، گروه تئاتر برای اجرای اثر خود سالن پردیس شهرزاد را انتخاب کرده و قرارداد رسمی نیز با مدیران این مجموعه منعقد شده بود اما با گذشت چند ماه از پایان اجراها، هنوز تعهدات مالی در قبال گروه انجام نشده است.

مادر یکی از بازیگران این نمایش می‌گوید: «تسویه مالی پردیس شهرزاد قرار بود هم دستمزد فرزندانشان باشد و هم انگیزه‌ای برای ادامه مسیر هنری و تحمل دشواری‌های این راه؛ اما نه‌تنها این وعده عملی نشده بلکه رفتار مسئولان مجموعه نیز در طول اجراها مناسب نبوده است.»

تغییر مداوم سالن و ساعت اجرا؛ اضطراب برای بازیگران و خانواده‌ها

خانواده‌ها از تغییرات‌ مکرر سالن و زمان اجرا انتقاد دارند و می‌گویند: این بی‌ثباتی باعث سردرگمی مخاطبان، برهم خوردن روند اطلاع‌رسانی و افزایش اضطراب بازیگران دارای معلولیت می‌شد.

به گفته یکی از مادران، بااینکه قرار بوده یک ردیف از سالن برای مادران بازیگران در نظر گرفته شود تا بتوانند در کنار فرزندانشان حضور داشته باشند اما این اتفاق رخ نداده و خانواده‌ها مجبور بودند هر شب برای همراهی فرزندان خود بلیت تهیه کنند؛ در حالی که بخشی از درآمد همین بلیت‌ها نیز قرار بوده به گروه تعلق بگیرد.

تئاتر برای بچه‌های دارای معلولیت بخشی از مسیر درمان است

مادر یکی دیگر از بازیگران دارای معلولیت با اشاره به سختی‌های تمرین و اجرا می‌گوید: «حضور این کودکان و نوجوانان در تئاتر، نیازمند صرف انرژی، زمان و هزینه فراوان از سوی خانواده‌هاست. ما حدود یک‌سال‌ونیم تمرین کردیم و بسیاری از خانواده‌ها باوجود هزینه بالای رفت‌وآمد، فقط به امید رشد و افزایش اعتمادبه‌نفس فرزندشان ادامه می‌دادند.»

به گفته او، تئاتر تأثیر مستقیمی بر بهبود گفتار، روابط اجتماعی، تمرکز و اعتمادبه‌نفس کودکان دارای معلولیت داشته و حالا بی‌توجهی به حقوق این گروه، نه‌تنها یک بی‌عدالتی مالی بلکه ضربه‌ای به روند رشد و امید این بچه‌هاست.

رنگ بی‌تعهدی بر سر «سه رنگ اصلی»؛ بازیگران دارای معلولیت هنوز دستمزد نگرفته‌اند/ اختلاف مالی و فشار بر بازیگران دارای معلولیت

روایت عوامل اجرایی؛ «درگیر مدیریت بحران بودیم»

یکی از عوامل اجرایی نمایش که خواهرش نیز در این اثر بازی می‌کرد، از بی‌نظمی‌های مداوم در روند اجرا سخن می‌گوید.

او اظهار می‌کند: «بارها در آخرین لحظه به گروه اطلاع داده می‌شد که سالن اجرا تغییر کرده و عوامل مجبور بودند در مدت کوتاهی دکور و تجهیزات را جابه‌جا کنند و در بسیاری از مواقع سالن و زمان اجرای گروه به برنامه‌هایی داده می‌شد که از نظر مالی یا تبلیغاتی برای مجموعه اهمیت بیشتری داشتند.»

این عضو گروه تأکید می‌کند: «چنین تغییراتی برای بازیگران دارای معلولیت، به‌ویژه عضو نابینا، مبتلا به اوتیسم یا سندروم داون، بسیار دشوار بوده زیرا هر تغییر در فضای صحنه نیازمند توضیح و تمرین دوباره بوده‌اند.»

اختتامیه‌ای در آشفتگی

به گفته عوامل نمایش، حتی در شب اختتامیه نیز گروه یک ساعت پیش از اجرا متوجه شده که فضای سالن به‌دلیل برگزاری کنسرت تغییر کرده و دکور جابه‌جا شده است.

آن‌ها می‌گویند: «تأخیرهای طولانی و بی‌نظمی‌ها باعث شد برخی مهمانان و هنرمندان دعوت‌شده سالن را ترک کنند؛ موضوعی که برای بازیگران نوجوان و دارای معلولیت، ضربه روحی سنگینی به همراه داشته است.»

رنگ بی‌تعهدی بر سر «سه رنگ اصلی»؛ بازیگران دارای معلولیت هنوز دستمزد نگرفته‌اند/ اختلاف مالی و فشار بر بازیگران دارای معلولیت

سهم ۶۰ درصدی گروه پرداخت نشد

یکی از عوامل اجرایی می‌گوید: «طبق قرارداد، قرار بوده ۶۰ درصد از فروش اجراها به گروه تعلق بگیرد؛ قراردادی مشابه آنچه برای گروه‌های حرفه‌ای تئاتر در نظر گرفته می‌شود.»

او تأکید می‌کند: «این پروژه بدون اسپانسر و حمایت مالی خاص و صرفاً با انگیزه توانمندسازی و دیده‌شدن بازیگران دارای معلولیت شکل گرفته بود و به همین دلیل انتظار داشتند حداقل تعهدات رسمی و حقوق اولیه گروه رعایت شود.»

بازیگران: با عشق روی صحنه می‌رفتیم اما هیچ دریافتی نداشتیم

یکی از بازیگران دارای معلولیت نمایش «سه رنگ اصلی» می‌گوید: «آخرین اجرای آن‌ها ۳۰ آبان ۱۴۰۴ بوده اما تا امروز هیچ مبلغی از سوی پردیس شهرزاد دریافت نکرده‌اند.»

او با اشاره به شرایط دشوار اعضای گروه می‌گوید: «یکی از بازیگران ویلچرنشین برای رفت‌وآمد مجبور به پرداخت کرایه‌های چندبرابری بوده، یکی دیگر از جنوب کشور برای تمرین‌ها به تهران می‌آمده و عضو دیگری که مسئول موسیقی نمایش بوده و بیماری پروانه‌ای داشته، در جریان تمرین‌ها آسیب دیده و پس از اجرا تحت عمل جراحی قرار گرفته است.»

تئاتر زندگی ما را تغییر داد

این بازیگر با تأکید بر نقش هنر در تغییر نگاه جامعه نسبت به معلولیت می‌گوید: «تئاتر باعث افزایش اعتمادبه‌نفس او شده و نگاه بسیاری از مخاطبان را نیز تغییر داده است.»

او درباره یکی از بازیگران مبتلا به اوتیسم توضیح می‌دهد: «این نوجوان در آغاز تمرین‌ها توان ماندن طولانی در محیط را نداشته اما پس از چند ماه توانسته روی صحنه نقش‌آفرینی کند؛ موضوعی که به گفته او نشان‌دهنده تأثیر هنر بر رشد و توانمندسازی افراد دارای معلولیت است.»

تصور می‌کردیم تیوال با تسویه ماهانه مخالفت کرده

یکی دیگر از عوامل اجرایی نمایش سه رنگ اصلی نیز در توضیح روند تسویه‌های مالی این اثر اظهار می‌دارد: «ما از مدیران پردیس شهرزاد خواسته بودیم تسویه‌حساب‌ها به‌صورت ماهانه انجام شود اما آنها گفتند سایت تیوال با این درخواست مخالفت کرده است. من هم این پاسخ را پذیرفتم و به گروه اطلاع دادم که درخواست‌مان رد شده، اما بعدا در جریان برخی امور کاملا اتفاقی متوجه شدم که تیوال نمایش ما را هر هفته تسویه هفتگی می‌دهد و حالا مدیران سایت تیوال هم به صحت تسویه هفتگی و بی‌خبری از مخالفت با درخواست تسویه ماهانه اذعان می‌کنند و این هم از دیگر بی‌صداقتی‌های موجود در همکاری ما بود.»

رنگ بی‌تعهدی بر سر «سه رنگ اصلی»؛ بازیگران دارای معلولیت هنوز دستمزد نگرفته‌اند/ اختلاف مالی و فشار بر بازیگران دارای معلولیت

ما قرارداد مشارکت داشتیم، نه مسئولیت پرداخت مستقیم

اما رستمی، یکی از دو شریک بهره‌بردار پردیس شهرزاد، مسئولیت پرداخت مطالبات گروه را متوجه خانواده جعفری، مالکان مجموعه، می‌داند.

او در خصوص خلف وعده پردیس شهرزاد و عدم پرداخت مطالبات تئاتر سه رنگ اصلی می‌گوید: «ما سالن شهرزاد را از خانواده جعفری اجاره نکرده بودیم بلکه قرارداد مشارکت داشتیم‌ و بر مبنای قراردادمان مقرر بود پول حاصل از فروش نمایش‌ها به حساب آقای جعفری یا سالن شهرزاد برود و آنها حقوق‌ها و پول گروه‌ها را بدهند.»

وی در پاسخ به این پرسش که طبق اظهارات خانواده بازیگران دارای معلولیت در سه رنگ اصلی، شما و شریکتان با گروه قرارداد داشته‌اید نه خانواده جعفری، افزود: «تهیه کننده تئاتر سه رنگ اصلی خانم صدیقه صحت، همسر قاسم جعفری بود که هنوز در پوسترها نامش موجود است و تمام پرداختی‌ها هم از سایت تیوال به حساب او و دخترش پرداخت شده و من و شریکم هیچ دریافتی نداشتیم و چون همه پول به حساب جعفری و خانواده‌اش می‌رفت پس آنها با گروه‌ها تسویه می‌کردند.»

رستمی از درگیری قضایی خود و شریکش با مالک پردیس شهرزاد خبر می‌دهد و می‌گوید: «خانواده‌ها باید در مورد مطالباتشان به سابقه جعفری رجوع کنند چون تمام واریزی نه فقط در مورد تئاتر سه رنگ اصلی بلکه در مورد همه نمایش‌های شهرزاد به حساب او رفته‌ است‌.»

قبول دارم ما مسئول بودیم

معصومیان، دیگر مدیر پردیس شهرزاد اما اذعان می‌کند که در برابر گروه‌های نمایشی، از جمله «سه رنگ اصلی»، متعهد بوده‌اند ولی به گفته خودش، ورشکستگی و برگشت خوردن چک‌های تضمینی باعث شده نتوانند مطالبات گروه‌ها را پرداخت کنند.

او که یکی از دو نفر طرف قرارداد گروه تئاتر سه رنگ اصلی است، در خصوص عدم انجام تعهدات خود در قبال گروه تئاتر سه رنگ اصلی می‌گوید: «ما پردیس شهرزاد را از آقای جعفری اجاره کردیم و ماهانه متعهد به پرداخت مبلغی به او بودیم. از طرفی بااینکه ما طرف قرارداد بودیم اما تمام درآمد حاصل از اجرای نمایش‌های پردیس شهرزاد از جمله پول اجرای تئاتر سه رنگ اصلی به حساب جعفری می‌رفت و اسناد واریزی سایت تیوال به حساب او موجود است.»

او ادامه می‌دهد: «خانم صدیقه صحت همسر آقای جعفری در تمام سایت‌ها به‌عنوان‌ تهیه کننده نهایت استفاده تبلیغاتی را از اجرا و حمایت از تئاتر سه رنگ اصلی کرد و بااینکه پول اجرا را هم دریافت کرده‌ بودند اما هنگام پرداخت پول خود را کنار کشیدند.»

معصومیان در پاسخ به این مطلب که در هر صورت سالن در اجاره شما بود و گروه‌های طرف قرارداد شما نباید دخل و تصرفی در روابط شما و مالک داشته باشند، می‌گوید: «درست است اما ما قرارداد بلند و بالایی درباره اجاره‌ آن سالن داشتیم و همانطور که ما تعهد دادیم و حاضر به واریز پول فروش نمایش‌ها به حساب مالک شدیم همانطور هم توقعاتی داشتیم ولی ایشان به تعهدات خود در قبال ما عمل نکرد.»

او با پذیرش این مطلب که نه تنها در قبال تئاتر سه رنگ اصلی بلکه در قبال همه گروه‌های نمایشی درحال اجرا در پردیس شهرزاد هم ما متعهد بودیم، تأیید کرد: «عدم تعهد مالک ناقض تعهدات ما در مقابل گروه‌های نمایشی نبود اما من چون یکهو ورشکست و مالباخته شدم و چک‌های تضمینی‌ام برگشت خورد نتوانستم تعهدم را محقق کنم.»

او همچنین در پاسخ به این مطلب که پول این گروه چیز زیادی نبود و از فعالان هنری که روحیات لطیفی دارند در حمایت از معلولین انتظار بیشتری می‌رود، گفت من خودم از این بایت ناراحت و غمگینم اما اتفاقی که برای من افتاد باعث شد من همه چیزم را از دست دادم.

رنگ بی‌تعهدی بر سر «سه رنگ اصلی»؛ بازیگران دارای معلولیت هنوز دستمزد نگرفته‌اند/ اختلاف مالی و فشار بر بازیگران دارای معلولیت

تئاتر؛ فراتر از یک قرارداد مالی

روایت‌ خانواده‌ها نشان می‌دهد: «برای خیلی از این نوجوانان دارای معلولیت، تئاتر بخشی از فرایند رشد، درمان، اعتمادبه‌نفس و حضور اجتماعی بوده و وقتی مادرها از هزینه‌های سنگین رفت‌وآمد، اضطراب ناشی از جابه‌جایی سالن، یا تمرین دوباره برای بازیگر نابینا و اوتیسم حرف می‌زنند، معلوم است که این اجرا فراتر از یک «قرارداد کاری» بوده است‌.»

از طرف دیگر، حتی اگر اختلاف مالی و حقوقی بین مدیران پردیس و مالک وجود داشته باشد، از نگاه حرفه‌ای، گروه اجرایی نباید قربانی اختلافات داخلی مدیران شود.

مخاطب قرارداد، همان طرفی است که قرارداد را امضا کرده و مسئولیت اجرایی پذیرفته. این‌که بعداً گفته شود «پول دست شخص دیگری بوده» شاید در دعوای داخلی بین شرکا قابل طرح باشد، اما معمولاً مسئولیت در برابر گروه را از بین نمی‌برد.

بی‌ثباتی و فشار مضاعف بر بازیگران دارای معلولیت

بخش ناراحت‌کننده‌تر این است که روایت‌ها نشان می‌دهد گروه نه‌تنها پول نگرفته، بلکه در طول اجرا هم احساس احترام و ثبات نداشته؛ تغییر مداوم سالن و ساعت اجرا برای گروهی که اعضایش نیازهای ویژه دارند، فشار مضاعف ایجاد می‌کند. برای بازیگری که نابینا یا مبتلا به اوتیسم است، تغییر ناگهانی صحنه فقط یک بی‌نظمی ساده نیست؛ ممکن است کل آمادگی ذهنی‌اش را به‌هم بریزد.

بحران مالی یا ساده‌انگاری در مدیریت فرهنگی؟

در عین حال، به‌نظر می‌رسد مدیران پردیس هم واقعاً درگیر بحران مالی و اختلاف حقوقی شده‌اند و احتمالاً بخشی از حرفشان درست است؛ این اتفاق همچنین نشان می‌دهد راه ورود به عرصه هنر تا چه اندازه دم‌دستی و برای هر فردی بدون پشتوانه مالی آسان شده که حتی پول ناچیز گروه‌های دارای نیازهای ویژه هم قربانی ساده‌انگاری‌های ظاهرا هنری می‌شود.

ضعیف‌ترین حلقه، بیشترین آسیب را می‌بیند

و دیگر مشکل اینجاست که مخاطب اصلی آسیب، ضعیف‌ترین حلقه زنجیر شده: بازیگران دارای معلولیت و خانواده‌هایشان. همین باعث می‌شود افکار عمومی نه تنها نسبت به توضیحات مدیران پردیس شهرزاد همدلی کمتری داشته باشد بلکه توضیحات آنان را نپذیرد و حقی برایشان قائل نشود و به این بیندیشد که مدیرانی که در اولین قدم‌های ورود به عرصه هنری، اینچنین ضعیف عمل می‌کنند و انگیزه تعدادی جوان و نوجوان دارای معلولیت که تکیه‌شان به تئاتر بیش از هر چیزی نگاه درمانی است را تخریب می‌کنند برای آینده این عرصه چه تحفه‌ای خواهند داشت؟؟

چرا افکار عمومی توضیحات مدیران شهرزاد را نمی‌پذیرد؟

ماجرای نمایش «سه رنگ اصلی» فقط یک اختلاف مالی میان یک گروه نمایشی و مدیران یک مجموعه فرهنگی نیست؛ این پرونده، تصویری روشن از وضعیت شکننده گروه‌های هنری مستقل، به‌ویژه هنرمندان دارای معلولیت، در فضای فرهنگی کشور ارائه می‌دهد.

در این میان، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تضاد میان شعار حمایت از معلولان و واقعیت رفتارهای اجرایی است؛ جایی که نوجوانانی با وجود محدودیت‌های جسمی و ذهنی، ماه‌ها برای حضور روی صحنه تلاش می‌کنند اما در نهایت با بی‌نظمی، خلف وعده و بلاتکلیفی مالی روبه‌رو می‌شوند. از منظر حقوقی نیز، امضاکنندگان قرارداد نمی‌توانند اختلافات داخلی و مشارکت‌های اقتصادی خود را دلیلی برای نادیده گرفتن تعهداتشان در برابر گروه‌های نمایشی بدانند؛ به‌ویژه وقتی پای هنرمندان دارای معلولیت و خانواده‌هایی در میان است که با امید به دیده‌شدن و رشد فرزندانشان، بار سنگین این مسیر را به دوش کشیده‌اند.

5959

کد مطلب 2227686

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین