به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ما پیش از این در خبری به بازتاب ادعاهای روزنامه کیهان و جزییات اتهامات مطروحه علیه این دو چهره رسانهای پرداختیم. اکنون و در ادامه این بحث، نگاهی انداختهایم به نظرات کاربران خبرآنلاین تا رویکرد مخاطبان را نسبت به این تقابل رسانهای بسنجیم. نظرات کاربران نشاندهنده مرزبندی عمیق و چندگانه در خصوص عملکرد کیهان، رفتار سلبریتیها و استانداردهای دوگانه در فضای سیاسی کشور است.
انتقاد از عملکرد کیهان و متهمکردن آن به تفرقهافکنی
بخش قابلتوجهی از کاربران، مواضع روزنامه کیهان را فرار از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور دانسته و این رسانه را به ایجاد نفرت و دودستگی متهم کردهاند.
کاربری با اشاره به رویکرد کلی این روزنامه نوشت: «مدیران کیهان خود را عقل کل میپندارند، در حالی که با فرضیات و ادعاهای بیاساس خود، تنها به عامل تفرقه و پراکندن نفرت در جامعه تبدیل شدهاند.»
کاربر دیگری با لحنی انتقادی خطاب به این رسانه عنوان کرد: «مسئولان روزنامه کیهان باید فعالیت خود را متوقف کنند. بهتر است نگاهی به کارنامه خود بیندازید و حساب کنید که در میان این بحرانهای وحشتناک ملی، جز ایجاد خفت، ندانمکاری، فرار مغزها، هدررفت سرمایهها و تضعیف جایگاه علم و دانش، چه ثمره و دستاوردی برای کشور داشتهاید؟»
همچنین کاربری مشروعیت ادعاهای کیهان را زیر سوال برد و پرسید: «شما نماینده کدام بخش از افکار عمومی هستید و اساسا چه میزان مخاطب واقعی در جامعه دارید؟»
کاربری هم به پیامدهای منفی اینگونه برخوردهای حذفی اشاره کرد و نوشت: «رویکرد افراطی امثال آقای شریعتمداری و جریان پایداری سبب میشود که گروهی از اهالی رسانه به دلیل همین فشارها و اتهامات به رسانههای بیگانه مانند ایراناینترنشنال پناه ببرند؛ چرا تا این حد علیه دیگران اظهارات بیمبنا مطرح میکنید و اصلا شما چه جایگاهی در تعیین تکلیف برای این مملکت دارید؟»
اعتراض به استانداردهای دوگانه در برخورد با حوادث داخلی و خارجی
گروه دیگری از مخاطبان، به تناقضهای موجود در برخورد با مواضع سلبریتیها در حوادث مختلف پرداخته و از عدم صداقت در مواجهه با بحرانهای داخلی گلایه کردند.
کاربری با اشاره به آنچه «رفتارهای متناقض دستگاههای نظارتی» خواند، نوشت: «بسیار جالب است که اگر همین هنرمندان برای حوادث داخلی دیماه (که به گفته خود آقایان کار اسرائیل و منافقین بود) پیام تسلیت صادر میکردند، باید منتظر ممنوعالتصویری و بازداشت میبودند؛ اما اکنون که در مورد جنگافروزی همان رژیم تروریستی صهیونیستی سکوت کردهاند، باز هم باید منتظر ممنوعالتصویری و زندان باشند! مشخص نیست چرا موضعگیری در برابر جنایات رژیم صهیونیستی که ذاتش تروریستی است، در یکجا مشمول مجازات میشود و در جایی دیگر عدم موضعگیری در برابر آن جرم تلقی میگردد.»
کاربر دیگری که خود را جانباز جنگ تحمیلی معرفی کرد، با مقایسه حوادث پرسید: «دختران بیگناه و مظلوم دبستان «شجره طیبه» میناب توسط دشمنان خارجی به شهادت رسیدند، اما جوانان معترض ما در داخل و به دست خودمان آسیب دیدند؛ به راستی کدامیک دردناکتر و عذابآورتر است؟»
کاربر دیگری نیز با اشاره به آنچه «نگاه تبعیضآمیز» خواند، نوشت: «چرا جریان اصولگرا و جبهه پایداری درباره کشتار ناجوانمردانه دیماه سکوت کردهاند؟ مگر مدعی نبودند آن حوادث کار تروریستها بوده است؟ پس چرا هرکس درباره حوادث دیماه سخنی میگوید یا استوری میگذارد سریعاً مورد حمله قرار گرفته و بازجویی میشود؟ علت این همه عصبانیت از سخنان امثال فردوسیپور چیست؟»
لزوم شفافیت مواضع سلبریتیها و انتقاد از کلیگویی
در میان نظرات، بخش دیگری از کاربران ضمن انتقاد از کیهان، بر این باور بودند که چهرههای شاخص رسانهای نیز نباید در بزنگاههای ملی و انسانی رفتاری مبهم و دوپهلو داشته باشند.
کاربری با مرزبندی میان عملکرد کیهان و انتظار جامعه از سلبریتیها گفت: «هرچند در طول این سالها حتی یک موضع درست و اصولی از روزنامه کیهان سراغ ندارم، اما معتقدم امثال آقای فردوسیپور و دیگر چهرهها نیز باید از کلیگویی و اتخاذ مواضع گنگ و مبهم دست بردارند. نمیشود همواره به گونهای دوپهلو سخن گفت که نه سیخ بسوزد و نه کباب؛ روزگار اتخاذ مواضع مصلحتآمیز، وسطبازی و رفتارهای دوگانه به پایان رسیده است و باید موضع خود را صراحتاً روشن کنند.»
کاربر دیگری نیز با انتقاد از رفتارهای تبعیضآمیز رسانه ملی نسبت به برخی چهرههای خاص گفت: «چرا اینگونه هجمهها و انتقادات را در مورد افرادی مانند محمدرضا گلزار مطرح نمیکنید که سالهاست بودجههای میلیاردی از صداوسیما دریافت میکند، اما به محض وقوع هرگونه بحران یا حادثهای در کشور، به دوبی فرار میکند؟»
دفاع از مواضع حاکمیتی و محکومیت خیانت رسانهای
در سوی دیگر، کاربرانی نیز حضور داشتند که به طور کامل با منطق گزارش کیهان همسو بوده و سکوت یا مواضع سلبریتیها را نوعی «نمکنشناسی و همراهی با دشمن» قلمداد کردند.
کاربری با دفاع از آنچه «برخورد با سلبریتیهای همسو با جریانهای مخالف» خواند، نوشت: «برای من قابل درک نیست چرا افرادی که تمام ثروت و تریبون خود را از این حکومت به دست میآورند، رفتارهای ضد حاکمیتی از خود بروز میدهند؟ اگر این رفتار خیانت نیست، پس چیست؟ این افراد دستکم باید مانند شبکههای ایراناینترنشنال و منوتو، براساس سیاستهای همان جریانی که به آنها مواجب میدهد، رفتار کنند و تکلیف خود را روشن سازند.»
کاربر دیگری با حمله به «جریانهای منتقد و مدافع سلبریتیها» اظهار داشت: «ما با جماعتی مواجه هستیم که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند آمریکا و عوامل داخلی آن را عامل وضع موجود بدانند؛ کسانی که حتی حاضر نیستند مواضع صریح و رسمی نخستوزیر رژیم صهیونیستی را در ماجرای حوادث دیماه بشنوند و قاتلان مأموران امنیت و مردم را معترض مینامند. این جماعت جنایات بیشمار آمریکا را در جنگهای اخیر محکوم نمیکنند، اما در مقابل، سرمایهدارانی را که بانی اصلی بحران اقتصادی کشور هستند، قهرمان مردمی میخوانند. رسانههای این جریان، مردم متدین و انقلابی را افراطی و بیسواد خطاب میکنند؛ به خدا سوختن در آتش کینه دشمن و خونهای ریخته شده، بر گردن شما جریانهای تسلیمطلب است.»
بازتاب مشکلات معیشتی و نگاههای حاشیهای به بحث
در کنار بحثهای داغ سیاسی، برخی از کاربران نیز از این فرصت برای بیان مطالبات و مشکلات معیشتی خود استفاده کردند که نشان از میزان فرسودگی جامعه در میان این تقابلهای رسانهای دارد.
کاربری با ابراز خشم شدید از وضعیت معیشتی نوشت: «لعنت خدا و ائمه بر کسانی باد که با تصمیمات خود تن و بدن بازنشستگان مظلوم و بیپناه را میلرزانند و آنها را تحقیر میکنند. امیدوارم خداوند قهار روزی هزار مرتبه شما را لرزان، تحقیر و بیآبرو کند تا بفهمید با این مردم مظلوم چه میکنید؛ ما هرگز از تقصیر شما نخواهیم گذشت.»
در نهایت، کاربر دیگری نیز با دیدگاهی کنایهآمیز نوشت: «خطاب به مدیریت روزنامه کیهان میگویم؛ شما هنوز از تمامی ابعاد این فاجعه دردناک که دل هر انسانی و حتی برخی دشمنان را به درد آورده استفاده تبلیغاتی کافی را نبردهاید! بیشتر بنشینید و بررسی کنید تا ببینید چه گروهها و چهرههای دیگری را میتوانید به بهانه این موضوع در جامعه تخریب و حذف کنید، چرا که ظاهراً جز حذف و تخریب، راهبرد دیگری بلد نیستید.»
۲۴۲۲۴۴
نظر شما