چرا فکر کردیم که ترامپ فقط دلال است و نمی جنگد؟/ راز فجایعی که از «سوء برداشت سیاسی» آغاز می شوند/ با پارسونز و وبر نمی توان مسایل ایران را حل کرد

اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم‌سیاسی ایران با برگزاری نشست علمی خود در ۲۳ فروردین ۱۴۰۵، به بررسی و واکاوی تحولات جنگ رمضان با حضور دکتر علی‌اشرف نظری(عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران) پرداخت. او گفت: «متأسفانه دانشگاه‌های ما و مراکز اجرایی، دچار نوعی جدایی شده‌اند. نیروهای متخصص و ورزیده در بسیاری از مراکز تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند و در دانشگاه نیز مفاهیم و تئوری‌های منسوخ تدریس می‌شود. وقتی یک دانشجو با چارچوب‌های قدیمی (مانند تئوری‌های سنتی پارسونز یا وبر) می‌خواهد تحولات پیچیده سال‌های اخیر ایران را تحلیل کند، عملاً مانند کسی است که با چرتکه می‌خواهد الگوریتم‌های هوش مصنوعی را محاسبه کند؛ این کار غیرممکن است.»

گروه اندیشه: نشست علمی بررسی «سوءبرداشت‌ها و مدیریت ادراکات در سیاست» با سخنرانی دکتر علی‌اشرف نظری، توسط اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی ایران برگزار شد. علی اشرف نظری در سخنرانی خود ابتدا به نقد ساختاری خطاهای شناختی در تحلیل‌های سیاسی و شکاف عمیق میان دانشگاه و دولت پرداخت. نظری با اشاره به رویدادهای پس از حملات اسفند ۱۴۰۴، استدلال کرد که بزرگ‌ترین خطای استراتژیک، فرض همسان‌پنداری تفکر دشمن با ماست؛ امری که به بازنمایی‌های متضاد از یک واقعیت واحد می‌انجامد. او با کالبدشکافی روان‌شناختی رهبرانی چون ترامپ و زلنسکی، نشان داد که چگونه چارچوب‌های ذهنی غلط و نادیده گرفتن لایه‌های پنهان هویت رقیب، به فجایع بزرگی مانند جنگ اوکراین ختم می‌شود. این استاد دانشگاه با انتقاد شدید از تدریس تئوری‌های منسوخ و گسترش فرهنگ اطاعت‌گرایی در مراکز تصمیم‌گیری، تشبیه کرد که تحلیل تحولات پیچیده امروز با ابزارهای سنتی، مانند محاسبه الگوریتم‌های هوش مصنوعی با چرتکه است. وی راهکار عبور از این بحران و جلوگیری از غرق شدن سیاستمداران در چاه توهم را، بازگشت به مفهوم «ایران‌آگاهی»، تکیه بر استمرار تاریخی و تحقق «وقوف پیش از وقوع» یا همان آگاهی پیش‌دستانه پیش از بروز بحران‌ها دانست تا نظام علمی و فکری کشور در چرخه بی‌ثباتی‌ها فرسوده نشود.گزارش زهرا حسین زاده را که از سوی اتحادیه انجمن های علمی علوم سیاسی در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار گرفته در ادامه می خوانید: 

****

  نشست «تحلیل واقعیت‌های سیاسی» با هدف بررسی چرایی شکل‌گیری «سوء برداشت‌ها» (Misconceptions) و چگونگی مدیریت ادراکات در عرصه سیاست داخلی و بین‌المللی، با حضور جمعی از دانشجویان، پژوهشگران و فعالان دانشگاهی برگزار شد.در این نشست علمی و تحلیلی ، دکتر علی‌اشرف نظری به تشریح پیچیدگی‌های درک واقعیت‌های سیاسی پرداخت و با ارائه مصادیق عینی از وقایع اخیر و تاریخی، بر لزوم عبور از تحلیل‌های سطحی و رویکردی جامع‌نگر تأکید کرد. 

او با طرح این سوال که آیا واقعیت واحدی در سیاست وجود دارد؟ در ابتدای سخنان خود با بیان این نکته که در دنیای امروز، فهم دقیق از «واقعیت» به معنای مطلق آن دشوار است، گفت: «ما در روزهای پس از حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴، با پرسشی بنیادین روبه رو هستیم: آیا واقعیت‌های سیاسی به همان شکلی که ما آن‌ها را درک می‌کنیم، برای دیگران نیز به همان صورت روشن است؟»

وی افزود: «مشکل اصلی ما در تحلیل سیاسی، فرض غلطی است که گمان می کنیم دیگران نیز همان‌گونه که ما می‌اندیشیم، فکر می‌کنند. این خطای شناختی منجر به شکل‌گیری "پرسپشن" (Perspective) (دیدگاه و چشم انداز) و "متاپرسپشن" (Metaperspective) فرادیدگاه می‌شود. به بیان ساده، ما یک واقعیت واحد مانند تجاوز نظامی به خاک ایران را تجربه می‌کنیم، اما لایه‌های پنهان، انگاره‌ها و پیش‌فرض‌های ذهنی باعث می‌شود برداشت‌های کاملاً متضادی از آن شکل بگیرد. از سوی دیگر، دشمن ممکن است همان رویداد را تحت عناوینی دیگر بازنمایی کند تا جهت‌گیری افکار عمومی را تغییر دهد.»

تحلیل روان‌شناختی و تاریخی: درس‌هایی از ترامپ و صدام

 نظری، با اشاره به تحولات اخیر خاورمیانه، بر نقش «حافظه تحلیلی» و «ویژگی‌های شخصیتی رهبران» در شکل‌گیری تصمیمات استراتژیک تأکید کرد. دکتر نظری با ذکر مثال‌های تاریخی و معاصر، نشان داد که چگونه نادیده گرفتن ابعاد روان‌شناختی می‌تواند به فجایع سیاسی منجر شود.

او در این باره اظهار داشت: «یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات تحلیلگران، ساده‌انگاری از شخصیت‌های سیاسی است. برای مثال، در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، بسیاری از تحلیل‌ها بر این باور استوار بودند که او یک "دلال" است و تنها زبان معامله را می‌فهمد و از جنگ بیزار است. این برداشت، ناشی از نادیده گرفتن باورهای فلسفی عمیق او در زمینه ملی‌گرایی افراطی و ایران‌هراسی بود. ما باید به لایه‌های عمیق‌تری از ذهنیت یک رهبر توجه کنیم، نه فقط به شعارهای رسانه‌ای او.»

 نظری در ادامه به جنگ روسیه و اوکراین و تحلیل نادرست ولادیمیر زلنسکی از نیت‌های روسیه پیش از حمله ۲۰۲۲ اشاره کرد و گفت: «زلنسکی با وجود شواهد ماهواره‌ای، تصور می‌کرد که تهدید روسیه صرفاً یک تاکتیک فشار است.این "سوء فهم" (Misperception) نشان می‌دهد که حتی در برابر داده‌های عینی، اگر چارچوب ذهنی تحلیلگر غلط باشد، نتیجه‌گیری نادرست خواهد به عمل می آورد. ما نیز نباید اجازه دهیم چنین خطاهای شناختی در تصمیم‌گیری‌های کلان کشورمان تکرار شود.»

نقد ساختار دانشگاهی و مراکز تصمیم‌گیری

یکی از بخش‌های مهم و انتقادی این نشست، نقد وضعیت موجود در دانشگاه‌ها و مراکز سیاست‌گذاری بود. این استاد دانشگاه با تلخی به فاصله میان «نظریه» و «عمل» و همچنین فاصله میان «دانشگاه» و «دولت» پرداخت.
او بیان کرد: «متأسفانه دانشگاه‌های ما و مراکز اجرایی، دچار نوعی جدایی شده‌اند. نیروهای متخصص و ورزیده در بسیاری از مراکز تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده‌اند و در دانشگاه نیز مفاهیم و تئوری‌های منسوخ تدریس می‌شود. وقتی یک دانشجو با چارچوب‌های قدیمی (مانند تئوری‌های سنتی پارسونز یا وبر) می‌خواهد تحولات پیچیده سال‌های اخیر ایران را تحلیل کند، عملاً مانند کسی است که با چرتکه می‌خواهد الگوریتم‌های هوش مصنوعی را محاسبه کند؛ این کار غیرممکن است.»

نظری ادامه داد: «مشکل دیگر، فرهنگ "اطاعت‌گرایی" در میان برخی تحلیلگران است. تحلیلگر سیاسی باید مانند سقراط، جسور و صادق باشد و حقیقت را، هرچند تلخ، بیان کند. اما در بسیاری از موارد، تحلیل‌ها به جای ارائه راهکار، به تعریف و تمجید از تصمیمات سیاسی تبدیل می‌شود. این رویکرد، نه تنها به اعتبار علم تحلیل سیاسی لطمه می‌زند، بلکه باعث می‌شود سیاستمداران در چاه توهم خود غرق شوند و واکنش‌های نامناسبی به بحران‌ها نشان دهند.»

ضرورت «ایران‌آگاهی» و بازگشت به ریشه‌های تاریخی

علی اشرف نظری در ادامه  بر مفهوم کلیدی «ایران‌آگاهی» به عنوان ضرورتی حیاتی برای هر تحلیلگر و سیاستمدار ایرانی تأکید کرد. وی گفت: «ما باید درک عمیقی از هویت، تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران داشته باشیم. ایران تنها کشوری است که ساختار سیاسی و فرهنگی خود را در طول هزاران سال حفظ کرده است. نادیده گرفتن این استمرار تاریخی، منجر به تصمیمات سطحی و خطرناک می‌شود.»

او با ذکر مثال تاریخی از نادرشاه افشار در محاصره بغداد توضیح داد که چگونه خلاقیت و شناخت دقیق شرایط محیطی (مانند استفاده از فیل‌ها به جای اسب‌ها در زمین‌های باتلاقی) می‌تواند سرنوشت یک جنگ را تغییر دهد. «نادرشاه نشان داد که برای شکست دشمن، باید از قبل با شناخت دقیق شرایط، راه‌حل‌های خلاقانه و پیش‌دستانه ارائه داد. امروز ما نیز به چنین رویکردی نیاز داریم.»

 هشدار درباره فرسایش علمی و نیاز به اقدام پیش‌دستانه

 دکتر نظری، با اشاره به تأثیرات مخرب بحران‌های سیاسی بر نظام علمی کشور، هشدار داد که بی‌ثباتی و جنگ‌های نیابتی، بستر رشد اندیشه‌های بلندمدت را از بین می‌برد. وی افزود: «دانشگاه‌ها به ثبات و زمان نیاز دارند تا ایده‌ها به نظریه تبدیل شوند. اگر مدام در چرخه بحران‌های سیاسی و نظامی گیر کنیم، نسل آینده‌ای از نخبگان علمی و فکری را از دست خواهیم داد. ما نیازمند "وقوف پیش از وقوع" (Pre-emptive Awareness) هستیم؛ یعنی باید بتوانیم قبل از وقوع بحران، سناریوهای محتمل را پیش‌بینی کنیم و برای آن‌ها آماده باشیم، نه اینکه پس از وقوع حادثه، به دنبال توجیه آن باشیم.»

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2228862

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

آخرین اخبار