افت تحصیلی؛ تهدیدی برای سرمایه‌های فردی و چالش هدررفت منابع ملی

افت تحصیلی نه تنها آینده و مسیر پیشرفت فردی دانش‌آموزان را با چالش‌های جبران‌ناپذیر مواجه می‌کند، بلکه به عنوان عاملی بازدارنده، زمینه‌ساز هدررفت منابع کلان انسانی و مالی کشور در مسیر توسعه می‌شود

یکی از شاخص های توسعه کشورها همگانی شدن آموزش وپرورش وتعمیم آموزش اجباری است در ممالک پیشرفته سعی می شود آموزش رسمی از سنین پایین تر شروع شود واجباری و همگانی بودن آن سنین بالاتری را شامل می گردد.  

درفرانسه  کودکان ۲ تا ۵ ساله از آموزش پیش دبستانی اختیاری برخوردارند وگروههای فشار سعی دراجباری کردن آن دارند وپایان آموزش اجباری، ۱۶ سالگی (پایان دوره اول متوسطه) وپایان آموزش اجباری، ۱۶ سالگی (پایان دوره اول متوسطه) درنظرگرفته شده است (مشایخ، ۱۳۷۶) 

با اینکه درکشورما آموزش رسمی واجباری ازشش سالگی واول دبستان شروع می شود، ولی هنوز همه بچه های لازم التعلیم را تحت پوشش قرارنداده است ومحاسبات گذرتحصیلی در مقطع ابتدایی نشانگر این واقعیت است که شمار خروجی برابر با وعده  ورودی ها نیست وتوسعه کشور ما این لحاظ کمتر تحقق یافته است.

برای توسعه همه جانبه جوامع، اگر آموزش وپرورش نقش اول را نداشته یاشد، حداقل پایین ترازسازمانهای دیگر قرار نمی گیرد.

اگر درتولید گندم، سیمان، آهن، مرغ وسایر اقلام مصرفی افت تولید مشاهده شود، بلافاصله سازمانهای مربوط وبه ویژه مردم، عکس العمل نشان می دهند.

اگر اتومبیل، فقط یک ماه چنددرصدی کمتر تولید شود، همه رسانه ها خبرپراکنی کرده، جامعه را از تعادل خارج می سازند، امادرآموزش وپرورش همواره افت تحصیلی و رکود وجود داشته وضربه های جبران ناپذیری به کشور وارد شده است ولی به دلیل تدریجی بودن وآشکار نبودن نتایج آن، یا متوجه به قضیه نیستیم یا به عمد از کنارش می گذریم.

امارها نشان می دهند که دربرنامه پنج ساله اول (گلشن فومنی، ۱۳۷۵، ص۱۶۰ م)، ۵۱۷ میلیارد ریال هزینه دانش آموزانی شد که پایه های تحیلی را تکرار کردند.

روابط عمومی وزارت آموزش وپرورش میزان افت تحصیلی را تنها درسال تحصیلی ۸۱-۸۰ درپایه ابتدایی ۴ درصد، راهنمایی ۱۲درصد، دبیرستان ۳۰ درصد (در روزنامه همشهری، )۱۳۸۱/۱/۲۱ومردودی های سال تحصیلی ۸۲-۸۱ رادرمقاطع ابتدایی، راهنمایی، واول متوسط به ترتیب ۱۹۴۱۲۰، ۴۳۱۹۴۹ و۴۰۷۳۴۲ نفراعلام کرده است 

به عبارت دیکر آموزش و پرورش درسال یادشده درابتدایی ۲/۸ درصد، راهنمایی ۱/۹ درصد واول دبیرستان ۲۷ درصد، فقط بابت مردودی، افت داشته است. (روزنامه ایران  ۱۳۸۳/۱/۲۷)

لازم این پرسش مطرح شود که دانش آموزانی که پارسال در مدرسه ثبت نام کرده بودند امسال به چه سرنوشتی دچارشده اند؟

چند اتفاق امکان تحقق دارد، عده کثیری ازآنها صرف نظر از کیفیت تحصیلات، ارتقاء یافته اند، شماری از مردود وهمان پایه را تکرار می کنند ودرنهایت عده ای به دلایل مختلف مدرسه را ترک کرده اند. کدام یک از این افت تحصیلی تلقی می شود؟

تعریف ومفهوم افت تحصیلی :

اصطلاح  افت یا اتلاف در آموزش وپرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده است اگر محصول نهایی این نهاد، نیروی انسانی باشد، افت، آن قسمت از سرمایه ومواد اولیه است که درتولید نیروی انسانی نتیجه مطلوب نداده است. (گلش فومنی، ۱۳۷۵، ص۱۵۹) افت تحصیلی موارد متعدد از قبیل مردودی، ترک تحصیل وغیره رادربرمی گیرد.

دراین جا منظور ازکاهش عملکرد دانش اموزان از سطح رضایت بخش به سطح نامطلوب است، به طوری که اگر بین استعداد بالقوه وبالفعل دانش آموز فاصله ای وجود داشته باشد، این فاصله نشان ازافت تحصلی دارد وبهترین شاخص  عملکرد قبلی وفعلی دانش اموز است.

مفهوم افت یا شکست تحصیلی بسیار گسترده تر وواقعی تراز اعداد ارقامی است  اعلام می شود و آن عدم استفاده از ظرفیت نامحدود یادگیری وقوه ابتکار دانش اموزان است که با آن متولد می شود وفقط درسالهای اول اجازه استفاده از انها داده می شود وسپس سیستم های اموزشی به فراخور سیاست ها برنامه ها وخط مشی ها این توانایی ها را به شدت تضعیف می کنند.

عوامل موثر برافت تحصیلی : 

عوامل زیادی در افت تحصیلی دخالت دارند. دکتر گلشن فومنی درنگاهی فشرده به علل آفت تحصیلی، ۷۵ مورد را ذکر کرده است (همان، ص۱۷۳) که انها را می توان به عوامل مربوط به مدرسه وعوامل غیر مدرسه ای تقسیم کرد.

دراین بحث، علل افت تحصیلی در چهار دسته کلی قرار داده  شده اند : 

الف) عوامل خانوادگی 

ب) عوامل مربوطه به مدرسه 

ج) عوامل اجتماعی 

د) عوامل مربوط به دانش اموز 

الف) عوامل خانوادگی 

این طبقه موارد زیر راشامل می شود :

وضعیت فرهنگی خانواده از قبیل نگرش اولیا به نحوه زندگی وچگونگی تحصیل فرزندان، علاقمندی به پیشرفت تحصیلی فرزندان، نحوه گذراندن اوقات فراغت، میزان مطالعه کتابهای غیر درسی ومجلات، توجه والدین به برنامه تربیتی فرزندان، وضعیت اقتصادی خانواده، نظیر فقر مالی ونیاز به کار اقتصادی کودک، مهاجرت خانواده از روستا به شهر برای یافتن کار، جابجایی کودکان، عدم توانایی خانواده در تامین مخارج دانش اموز وتخصیص بودجه کمتر به آموزش فرزندان، میزان سواد پدر ومادر وشماراعضای خانواده مطالعات متعدد نشان داده است که غیبت پدر پاره ای اثر های منفی بر پسران دارد فرزندان خانواده هایی که پدرانشان غیبت دارند در مقایسه با خانواده های کامل  احتمال بیشتری می رود که در آزمونهای هوشی نمرات پایین تری بیاورند وپیشرفت تحصیلی کمتری داشته باشند (اسمیت ۱۹۸۵).(بیابانگرد ۱۳۷۹۰، ص ۳۷۳)


عوامل خانوادگی  موثر برافت تحصیلی 

وضعیت اقتصادی  وضعیت فرهنگی  عوامل ناخواسته 
عدم توانایی درتامین مخارج   تخصیص بودجه کمتر به تحصیل فرزندان  فوت یکی از والدین 
نیاز به کاراقتصادی فرزندان  سواد پدر ومادر  غیبت پدرومادر
نوع منزل مسکونی  میزان مطالعه آزاد  طلاق 
جابجایی  سیستم تغذیه  جمعیت خانواده 
شغل والدین  نحوه گذراندن اوقات فراغت  منزلت اجتماعی -اقتصادی 

فقرباشاخص های اصلی افت تحصیلی رابطه بالایی دارد. کودکان پرورش یافته با فقر با استعداد کمتری وارد مدرسه شده آمادگی کمتری برای یادگیری دارند. این کودکان در مقایسه با همسالان خود ضعف تحصیلی بیشتری نشان خواهند داد ومعمولا نیازهای اولیه آنها در موارد تندرستی، تغذیه واسکان مناسب کمتر ارضا می شود  (اینترنت)

درتحقیقی که برای رساله دکتری در موارد عوامل موثر به پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دوره راهنمایی صورت گرفته است، مهمترین عوامل بصورت زیر شناسایی شده اند : (عصاره، ۱۳۷۸ ) 

- وضعیت فرهنگی خانواده 

- اموزش های تقویتی 

- انجام تکالیف درسی وکار درخانه 

نکته قابل تحقیق فوق این است که اولین  ومهمترین عامل موثر برپیشرفت تحصیلی، وضعیت فرهنگی خانواده بوده است، نه وضعیت اقتصادی 

ب) عوامل مربوطه به مدرسه 

دراین طبقه عواملی قرار می گیرند که مسقیما با آموزش ویادگیری ارتباط ملموس ونزدیک دارند، ازقبیل : مدیریت مدرسه، معلم، منابع مالی، ساختمان مدرسه، عده دانش آموزان، شرایط فیزیکی کلاس، برنامه درسی، کارمندان ومشاوران، محیط پیرامونی، فرهنگ مدرسه، عدم تناسب حجم مطالب درسی با دقت اختصاص یافته به آموزش، تعطیلات زیاد، نبود استراتژی مناسب در زمینه ارزشیابی میزان یافته  فراگیران، روشهای تدریس ورقابت. (ایمس ۱۹۷۸)درتحقیقی که درمورد رقابت برموفقیت انجام داد به این نتیجه رسید : در موقعیت های، آموزشی که درآن رقابت میان دانش آموزان حاکم بوده است، حتی  دانش اموزان دارای خود پنداره بالا نیز با شکست مواجه شده، به دنبال آن انتقاد ازخود افزایش یافته وتصورات فرد نسبت به توانایی شخصی اش کاهش یافته است (سیف. ۱۹۷۹، ص۳۷۳) ازاین عوامل چند مورد کلیدی به طور خلاصه توضیح داده می شوند.

۱- مدیریت مدرسه 

مدیریت مدرسه واموزش مدارس به لحاظ متفاوت بودن مشتریان ان با سایر سازمانها نوع محصولاتش اهمیتی خاص دارد، به طوریکه رشته خاص این نوع مدیریت درسطح کارشناسی، کارشناسی ارشد ودکتری دراکثر کشورهای جهان از جمله کشور ما دایر شده، برنامه ریزی وسرمایه گذاری مناسب دراین خصوص انجام می گیرد.

فیلیپ کومبز نویسنده وکارشناس یونسکو اظهار می دارد که اگر قرار است در آموزش وپرورش تغییری ایجاد شود باید این تغییراز مدیریت  آن  شروع شود.  

درهرمملکت برای پرورش هیات مدیره تعلیم وتربیت خودباید مدرسه عالی تخصصی داشته باشند واین مدرسه درعین حال هم بتواند کسانی که برای اشتغال به مدیریت تعلیم وتربیت پرورش دهد وهم به تکمیل دانش اشخاصی بپردازد که فعلا به کار مدیریت مشغول اند. اینکار چه درممالک درحال رشد وچه درممالک صنعتی به عهده دانشگاه است. (کومبز، ۱۹۷۰، ص ۳۶۲)

نسل امروز که ازشرایط جهانی تاثیر پذیرفته وبه دنبال ارتباطات واطلاعات جدید است از مدیریت سنتی مبتنی بر نصیحت های پدرانه ودستورهای خشک آمرانه خسته شده از تنبیه وتوهین  نفرت دارد. وضعیت اجتماعی نیازمند شیوه های جدید مدیریت وکنترل است که با بهره گیری از مهارت رهبری وهماهنگی بتواند محیطی امن، غنی وخلاق برای آموزش ویادگیری فراهم کند، واین مسئولیت خطیررانمی توان با آزمایش وخطا به دست افراد اموزش ندیده سپرد.  

مدیریت با سرنوشت کل جامعه ارتباط دارند  وسرنوشت انسانها را نمی توان فدای معیارهای دل بخواه وشخصی توزیع کنندگان پست ها  کرد لازم است به اصول بروکراسی ماکس برگشته، ضوابط غیر شخصی وتخصص در انتخاب مدیران مورد ملاحضه قراردارد.  

دراین جا هم می توان مثل نظام پزشکی عمل کرد. شاید خیلی ها مقداری از اطلاعات پزشکی بصورت عمومی، تجربی وسینه به سینه داشته باشند، همچنان که مدیریت دارند ولی به علت پیچیدگی مسئله موانع قانونی واجتماعی قادربه اجرای وظایف ومسئولیت پزشکی نخواهند بود. اهمیت سرنوشت جامعه وانسان ها حکم می کند که برای احراز مدیریتی وازجمله مدیریت مدرسه، شرایط احراز ازنو تعریف شود ونظام مدیریتی درسطح کلان به صورت قانونی  به تصویب مراجع قانونی برسد.

۲- معلم 

یک مطالعه تحقیقی درسال ۱۹۹۲ نشان داد که معلم صلاحیت دار عامل شماره یک درپیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. این مطالعه، مهارت در تدریس، مهارت مبارزه با اعتقادات اشتباه دانش آموزان، استفاده ازآموزشهای تکوینی، مهارت درتوسعه تفکر وفردی کردن یادگیری، تشخیص مشکلات دانش اموزان وتوانایی تدریس محتوارا ازجمله ویژگی های معلم صلاحیت دار ذکر کرده است. برپایه یافته های این   مطالعه دانش اموزانی که فعالیت ها وتکالیف یادگیری شان توسط معلم هدایت می شود، نسبت به بقیه دانش اموزان، ۷۰درصد دریاضی و۴۰ درصد درعلوم پیشرفت بیشتری دارند.  

مطالعه دیگری در تگزاس (ری وی کین، هانوشک وکین) نشان داده که تاثیر معلم در پیشرفت تحصیلی بیش از متغیر های دیگر است ( HAMMOND سال ۱۹۹۲)

مواردی نظیر حقوق دریافتی، مسکن، چگونگی استفاده از تعطیلات و اوقات فراغت، شیوه های تدریس، مدیریت کلاس، امنیت شغلی، مدرک تحصیلی ومحل اخذ ان، دوره های اموزشی واستعداد، از پیش‌شرط‌های موفق معلم محسوب می‌شوند.

کلاس، محل تعامل دانش‌آموز و معلم است و تدریس، اصلی‌ترین مصداق این تعامل می‌باشد. برای اثربخش شدن تدریس، دو طرف تعامل باید زندگی متعادل داشته باشند؛ به این معنی که معلم باید اولاً از نظر زندگی فردی و خانوادگی دغدغه‌ای خاطر و نگرانی‌هایی از بابت تأمین امکانات اولیه زندگی نداشته باشد تا مطابق شرایط و نیازهای متنوع عصر حاضر با آسودگی خیال زندگی کند و هنگام حضور در کلاس ازچنان آرامشی  برخوردار باشد که با هوشیاری و خلاقیت، حالات و روحیات یک‌یک دانش‌آموزان را زیر نظر داشته باشد و آن‌ها را در جریان آموزش و یادگیری قرار دهد. ثانیاً از نظر حرفه‌ای بر اساس مقتضیات ناشی از پیشرفت علم و تکنولوژی، ارتباطات، شخصیت و انتظارات مشتریان (دانش‌آموزان، اولیا و جامعه)، دانش و اطلاعات مورد نیاز را کسب کند و خود را علاوه بر روش‌های معمول تدریس که بیشتر جنبه سخنرانی و معلم‌محوری دارد، به روش‌های فعال  تیمی ودانش‌آموزمحور نیز مجهز سازد.

فیلیپ کومبز، نویسنده و کارشناس یونسکو اظهار می‌دارد که اگر قرار است در آموزش و پرورش تغییری ایجاد شود، باید این تغییر از مدیریت آن شروع شود. هرمملکت برای پرورش هیات مدیره  تعلیم و تربیت خود باید مدرسه عالی تحصیلی داشته باشند و این مدرسه در عین حال هم بتواند کسانی را برای اشتغال به مدیریت تعلیم و تربیت پرورش دهد و هم به تکمیل دانش اشخاصی بپردازد که فعلاً به مدیریت مشغول‌اند. در وضعیت موجود می‌توان گفت مجموعه‌ عوامل  دست به دست هم داده و موجبات پایین بودن سطح انگیزش معلمان را فراهم کرده است و سال به سال بر شمار معلمان کم‌انگیزه افزوده می‌شود.

۳- جو سازمانی مدرسه

جو غالب در هر محیط، با شاخص‌های زیر تعیین می‌شود:

روابط کارکنان و مدیریت، یعنی آیا کارکنان و هیئت مدیره با هم رابطه دوستانه دارند یا از هم دیگر دوری می‌کنند و حال و هوای سردی بر محیط حاکم است؟

شیوه‌های برقراری نظم و انضباط، بدین معنی که آیا نظم و انضباط در سایه بالا بودن روحیه همکاری و انگیزه، آگاهی و تعهد کاری و تشویق برپا شده است یا بر اساس زور و ترس از تنبیه و اجرای خشک و سخت مقررات؟ سبک مدیریت، یعنی آیا سبک مدیریت، مشارکت‌جویانه، وظیفه‌مدار، رابطه‌مدار یا استبدادی است؟ حضور به موقع معلمان و دانش‌آموزان در مدرسه و میزان غیبت آن‌ها، میزان یادگیرنده  بودن محیط و همکاری کارکنان.

هالپین  و کرافت (۱۹۶۳) جو سازمانی مدرسه را نتیجه روابط و کنش‌های متقابل در رهبری مدرسه و تعامل معلمان می‌دانند و برای ارزیابی آن از پرسشنامه‌ای توصیف جو سازمانی مدرسه استفاده می‌کنند. (همان) این پرسشنامه جو سازمانی مدرسه را در دو محور کلی رفتار مدیر و رفتار معلم شامل هشت بُعد مورد بررسی قرار می‌دهد.    در رفتار های معلمان مواردی نظیر روحیه همکاری گروهی، مزاحمت‌ها، بی‌علاقگی و فقدان تعهد شغلی و صمیمیت و در رفتار مدیرابعاد چهارگانه  ملاحظه‌گری یا مراعات، فاصله‌گیری، نفوذ و پویایی و تأکید بر تولید قرار می‌گیرند. تحقیقات انجام یافته با پرسشنامه OCQ، چهار جو بازمتعهد، بیگانه و بسته را در مدرسه  مشخص کرده، یافته‌ها نشان می‌دهند که جو باز، چون با رفتار حمایتی مدیر، توانایی ایجادزمینه مدیریت اثربخش را دارد، موجبات پایین بودن افت تحصیلی و رضایت بخش بودن بیشتر  دانش‌آموزان را فراهم کند. (علاقه بند، ۱۳۷۷)

ج) عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی، عواملی‌اند که اغلب آن‌ها در اختیار مدرسه، خانواده و دانش‌آموز نیستند. مانند فقر، نگرش و رفتار حکومت و فرهنگ جامعه، با مقوله‌های علمی و عالمان، ارزش‌های حاکم بر جامعه از نظر مادی و معنوی، سرنوشت و زندگی صاحبان و مدرسان علم، بودجه تخصیصی به آموزش و پرورش، کیفیت منطقه مسکونی از نظر فرهنگی و تراکم جمعیت، ساختار برنامه‌ریزی آموزشی و کتاب‌های درسی و عدم ارتباط آن‌ها با نیازهای منطقه، همرنگی با گروه همسالان و غیره. با این که همرنگی با گروه همسالان می‌تواند دارای پیامدهای مثبت باشد، ولی براهام (۱۹۶۵) و سبالد (۱۹۸۵)،   هنجارهای گروه همسال را با پیشرفت تحصیلی در تضاد می‌دانند. (بیابان‌گرد، ۱۳۷۸، ص ۲۰۱)

ایمس (۱۹۷۸) در تحقیقی که در مورد تأثیر رقابت بر موفقیت انجام داده، به این نتیجه رسید: در موفقیت های آموزشی، آن‌گاه که رقابت میان دانش‌آموزان حاکم بوده است، حتی  دانش‌آموزان دارای خودپنداره بالا نیز با شکست مواجه شده، به دنبال آن انتقاد  ازخود افزایش یافته و تصورات فرد نسبت به توانایی شخصی‌اش کاهش یافته است.

انگیزه موفقیت در کنکور، نظام مطالعه و تدریس سنتی را رونق بخشیده و تمام مقاطع تحصیلی را تحت تأثیر قرار داده است. این امر موجب قطعه‌قطعه شدن مطالب و بی‌محتوا شدن پیام‌های تربیتی موضوعات درسی، رونق روش‌های یادگیری طوطی‌وار و اجتناب از رویکردهای خلاق و درک مطالب، تقویت تفکر حل مسئله گردیده است، به نظر می‌رسد که کنکور و جریان وارد شدن به دانشگاه به مشکل پیچیده‌ای تبدیل شده که ارکان یادگیری و اخلاق جامعه را تهدید می‌کند و به بررسی عمیق و گسترده نیاز دارد.

برخی از عوامل فوق برای هموار کردن مسیر پیشرفت علمی و تقویت انگیزش و توانایی یادگیری دانش‌آموز و یاددهی معلمان، عناصری کلیدی به شمار می‌آیند که تصمیم‌گیری در مورد آنها از اختیار عوامل نزدیک به کلاس و مدرسه خارج است، زیرا ریشه در تاریخ، فرهنگ، ساختار حکومتی و اجتماعی و سیستم توزیع ثروت دارند و تغییر جهت آنها به نفع پیشرفت علم، به آگاهی، وقت، انرژی و برنامه‌ریزی درازمدت نیاز دارد.

ناامیدی و عدم اطمینان به آینده یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی قلمداد می‌شود. امیدواری نسبت به آینده باعث می‌شود پیش‌بینی‌ها رضایت خاطر فرد را فراهم کند. بر اساس نتایج مفیدی که در مدارس تحقیق صورت گرفته است، توانایی دانش‌آموزان برای به تعویق انداختن پاداش با پیشرفت تحصیلی و انگیزه‌های قوی تحصیلی ارتباط مستقیم دارد. (تافلر، ۱۳۷۷، ص ۴۸) کسانی قادر به تعویق انداختن پاداش‌اند که نسبت به آینده امیدوار و مطمئن باشند.

عدم پیوند تئوری با عمل همراه نبودن یادگیری با عمل و مقتضیات زندگی از عوامل تأثیرگذار در افت تحصیلی است.

دانش‌آموزان زمانی خوب فرا می‌گیرند که برای یادگیری انگیزه قوی داشته باشند. این انگیزه به ندرت با تکیه بر معلمان  و متون درسی پدید می آید، به این  دلیل که قادر به برقراری ارتباط بین دروس نظری و نیازهای جامعه نیستند. تا زمانی که دانش‌آموز با سازوکار جامعه اطراف خود بیگانه باشد و در دوره نوجوانی در جا بزند، در درازمدت انگیزه خود را از دست می‌دهد. (همان).

سعدی می‌فرماید: «دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند؛ یکی آن اندوخت و نخورد و دیگر آنکه آموخت و نکرد.

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست، نادانی»

د) عوامل فردی

میزان مؤثر بودن عوامل مربوط به خانواده، مدرسه و اجتماع بستگی به میزان تلاش و قدرت تصمیم‌گیری فرد دارد، اگرچه ساختار شخصیتی فرد از عوامل یاد شده تأثیرپذیر است اما نفس اختیار و استقلال فرد در تعیین سرنوشت تحصیلی خود نفی کرد.

در این مقوله می‌توان به مواردی نظیر هوش، توانایی یادگیری، توانایی‌های شناختی و فراشناختی، خودکنترلی، مدرسه گریزی، مشکلات عاطفی، عدم اعتماد به نفس و نارسایی‌های جسمی دانش‌آموز اشاره کرد.

در مطالعه‌ای کیت  وکول (۱۹۹۲)، به نقل از لفران‌سوا (۱۹۷۲) آثار چند عامل مانند توانایی یادگیری، آموزش معلمان و انگیزش را بر یادگیری در بیش از ۲۵۰۰ دانش‌آموز مورد بررسی قرار داد، مهم‌ترین عامل که مستقیماً با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد سطح توانایی یادگیری‌ بود، پس از آن دو عامل مهم دیگر یعنی آموزش معلمان و انگیزش برای یادگیری بودند. (سیف، ۱۳۸۹، ص ۱۵۹)

«عامل مهم دیگری که با کیفیت تحصیلات دانش‌آموز ارتباط دارد، انگیزه تحصیلی اوست. مطالعات تحقیقی انجام شده روی ۶۳۷۰۰۰ دانش‌آموز کلاس اول تا دیپلم، ضریب همبستگی بین انگیزش و پیشرفت تحصیلی را ۳۴+ درصد نشان می‌دهد. بلوم این رابطه را در سال ۱۹۸۲، ۵۰+درصد  گزارش کرده است. (همان) نتایج مطالعات و بررسی‌های تحقیقی در ایالات نیومکزیکو در خصوص ترک تحصیل، نشانگر این مطلب است که در میان دخترها و پسرها، مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر کمبود علاقه است. (SWISHER, HOISCH & PAVEL, ۱۹۸۸-۸۹)

بی‌هدفی و سردرگمی جوانان، کیفیت تحصیلات آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تافلر  (۱۳۷۷) به نقل از ویلیام. ال. اسمیت می‌نویسد: «امروزه کودکان بسیاری در مدارس شهر تحصیل می‌کنند که مطالب را آن‌چنان‌که باید و شاید یاد نمی‌گیرند، زیرا اصلاً نمی‌دانند چرا زندگی می‌کنند و چه کاری ارزش وقت صرف کردن دارد و آن‌ها هنوز معنایی برای زندگی خود پیدا نکرده‌اند و بنابراین در بهره‌گیری کامل از منابع فکری خود درباره زندگی عاجزند.» (تافلر، ۱۳۷۷، ص ۵۲)

نتیجه گیری :

افت تحصیلی که  نمادهای متفاوتی دارد، نیازمند فرآیند پیچیده‌ای است تا دانش‌آموز به افت تحصیلی هدایت کند، درجامعه  شکل‌های مختلف آن وجود دارد و صدمات جبران‌ناپذیری به منافع ملی وارد می‌کند. عوامل زیادی موجبات آن را فراهم می‌کنند و محدودیت اطلاعات، ارزشیابی عوامل تأثیرگذار و سنجش اثربخش تلاش‌های انجام‌یافته برای حل آن را دچار مشکل ساخته است.

این عوامل که به‌صورت‌های مختلف  طبقه بندی شده است اولا به سادگی قابل تفکیک نیستند وثانیا نمی توان نقش وسهم هرکدام را در افت تحصیلی مشخص کرد بطور کلی این عوامل در چهاردسته کلی : عوامل مدرسه ای، فردی، خانوادگی واجتماعی طبقه بندی شده است 

هرکدام از عوامل متعددی را شامل می شود  که در تشدی افت تحصیلی نقش اساسی دارد واغلب آنها در اختیار مدرسه نیستند اگرچه عوامل مربطو به مدرسه در میزان افت تحصیلی تاثیر قابل توجهی دارد اما بی ارتباط با عوامل غیر مدرسه ای نیستند وودرشرایط موجود یاد انتظارات جامعه را از مدرسه مورد بازبیینی واصلاح قرارداد وهمه شکست ها ومسئولیت هارا به گردن مدرسه نینداخت.

درپایان ذکر این نکته ضروری است که مدرسه ایینه جامعه خود است. جامعه ایکه فقیر باشد دانش آموزان فقیر ومعلمان فقیر خواهد داشت ونتیجه بدیهی فقر افت تحصیلی است که میزان وکیفیت آن متناسب با درجه فقرخواهد بود 

پیش‌نهادها

تمام رفتارها و تصمیمات والدین در موفقیت یا افت تحصیلی بچه‌ها نقش ماندگار دارند. خانواده‌ها باید متوجه باشند که اثار گفتگوهای  دوطرفه پدر و مادر و اعمالی که انجام می‌دهند، در همان لحظات خاتمه پیدا نمی‌کند، بلکه برای سال‌ها و شاید تا آخر عمر تفکر و رفتار کودکانشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا برای نتیجه‌گیری مثبت از این رفتارها پیش‌نهادهایی ارائه می‌شود:

۱- محیط خانواده را گرم و صمیمی و دور از تنش و درگیری نگه دارند و به خاطر خواسته‌های خود بچه‌ها را فدا نکنند. پدر و مادرها  فقط برای خود زندگی نمی کنند  

۲.هزینه  تسهیلات فرزندان را در اولویت قرار دهید. به خانواده‌ها و اولیای مدارس توصیه می‌شود که قبل از شروع فعالیت‌های درسی از گرسنه نبودن  دانش‌آموزان اطمینان حاصل کنند.

۳. تا آنجا که امکان دارد از جابه‌جایی‌های مکرر رفتن به شهرهای دیگر تا نقاط دور از محل سکونت پرهیز شود.

۴. فضای فرهنگی خانه را با اقداماتی از قبیل خرید انواع کتاب، مجله و روزنامه و افزایش مطالعه و تغییر جهت بحث و گفت‌وگوها در مسیر علمی، تقویت نمایند.

۵. مثبت‌گرایی معجزه می‌کند، با مثبت‌گرایی موفقیت بچه‌ها را تقویت کرده ما فقط نیمه خالی لیوان را به رخ آن‌ها نکشند. (به‌عبارتی: تلخ نکنید).

۶. پدر و مادرها متوجه اهمیت حضور مستمر خود در خانه باشند و به‌جز موارد استثنایی به بهانه‌های مختلف از قبیل کار و تحصیل خانه را رها نکنند.

۷. در شرایط موجود نمی‌توان به بهانه حفظ استقلال کودک، او را به‌خود رها کرد. والدین باید به‌صورت غیرمستقیم مواظب دوستی‌ها و روابط فرزندان خود باشند.

به مدیران محترم مدارس پیشنهاد می‌شود در سازماندهی دانش‌آموزان در کلاس‌های مختلف، علاوه بر معدل، به استعداد و درخواست‌های بچه‌ها و پدر و مادرها، به موارد اخلاقی و آثار ناشی از دوستی‌ها توجه ویژه داشته باشند. (بهتر است احمدباشاهین در یک کلاس نباشند که هر دو زبان خواهند دید).

۸. در نحوه تشویق فرزندان دقت کافی کرده، به‌تدریج مشوق‌های بیرونی (اهداء جوایز، خرید دوچرخه، تلفن همراه و…) را به مشوق‌های درونی (تقویت خودکنترلی، لذت مطالعه، لذت موفقیت و پیشرفت و…) تبدیل کنید.

۹. از جهت‌دهی نظام‌مند فرزندان در خط کنکور جلوگیری نموده، وقت عزیز آن‌ها را در انواع کلاس‌ها تلف نکنید.

۱۰. ضرورت اساسی دارد که خانواده‌ها و مسئولان امر، در خصوص تقویت انگیزه علمی و حفظ جایگاه خانواده آنها دست به یک تلاش ملی بزنند 

۱۱. درحال حاضر در مدرسه بهترین مکان تربیتی و یادگیری می‌باشد، پس باید برای خوشایند بودن آن تلاش ماست و باید به آنجا رفت و آمد کرد پس باید خوشایند بودن مدرسه کمک کرد، زیرا آن جا خانه ماست وباید به انجا رفت وامد کرد 

۱۲- درپایان توصیه می شود والدین برای تصمیم گیری عقلانی با مشاوران آگاه ودلسوز تماس مستمر داشته باشند 

کد مطلب 2229236

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

آخرین اخبار