محمد جواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در یادداشتی برای الجزیره نوشت: «پس از بیش از چهار دهه حضور و ایفای نقش در کوشش برای جلوگیری از تبدیل این اختلافات بنیادین به خصومت آشکار و جنگ تمامعیار، به این نتیجه گریزناپذیر رسیدهام: تلاشها برای مدیریت تنش میان واشنگتن و تهران همواره در متن یک رقابت راهبردی گستردهتر جریان داشته است. این بستر نهتنها از پیمانشکنی مکرر ایالات متحده تأثیر پذیرفته، بلکه از اقدامات بازیگران منطقهای نیز شکل گرفته است؛ بازیگرانی که برداشت آنان از مفهوم ثبات در خاورمیانه، تفاوتی بنیادین با برداشت دولتهای مختلف آمریکا داشته است.»
>>>> متن کامل یادداشت ظریف را اینجا بخوانید.
الگوی تاریخی کارشکنی در دیپلماسی
هدف راهبردی ثابت: رهبران تندرو (بهویژه در اسرائیل) طی پنج دهه گذشته همواره کوشیدهاند با ابزارهای امنیتی، لابیگری و فشار سیاسی، مانع از هرگونه کاهش تنش یا مصالحه میان تهران و واشنگتن شوند تا نفوذ خود بر سیاست خارجی آمریکا را حفظ کنند.
جنگ ایران و عراق؛ دامن زدن به جنگ فرسایشی
راهبرد تضعیف دوطرفه: منطق تقابل بر پایه جلوگیری از پیروزی قاطع هر یک از طرفین استوار بود؛ در همین راستا، جنگ روانی و رسانهای برای تداوم منازعه و دشوار ساختن هرگونه مصالحه سیاسی به کار گرفته شد.
فرصتسوزی در دهه ۷۰؛ برهم زدن اصل «حسن نیت»
شکست دیپلماسی گروگانها: علیرغم همکاری ایران در آزادی گروگانهای غربی در لبنان، فشارها و کارشکنیهای اجرایی و سیاسی (بهویژه از سوی گروههای لابی مانند اِیپک) مانع از پاسخ مثبت متقابل آمریکا شد و بیاعتمادی عمیقی ایجاد کرد.
جابهجایی تهدید و برچسب «محور شرارت»
تغییر فضا پس از ۱۱ سپتامبر: با وجود همکاریهای منطقهای ایران و آمریکا در افغانستان، کارزار رسانهای و تبلیغاتی تندروها (از جمله ماجرای کشتی کارین اِی) جریانات تصمیمگیر در واشنگتن را به سمتی سوق داد که ایران را به عنوان تهدید اصلی جایگزین کرده و در فهرست «محور شرارت» قرار دهند.
امنیتیسازی پرونده هستهای و تخریب برجام
افشای هدایتشده و کارزار علیه برجام: انتقال اطلاعات هستهای از مجاری غیرمستقیم به آژانس، ایجاد بحرانهای مصنوعی و در نهایت سخنرانی و لابیگری کمسابقه علیه توافق برجام، با هدف جلوگیری از خروج پرونده ایران از حالت امنیتی انجام شد.
سوق دادن ترامپ به «فشار حداکثری» و تقابل نظامی
خروج از توافق و ترور: ارائه نمایشهای تبلیغاتی از اسناد ادعایی، نقش پررنگی در خروج دولت ترامپ از برجام، اعمال تحریمهای سنگین و در نهایت سوق دادن اوضاع به سمت ترور شهید سلیمانی و ریسک وقوع جنگی گسترده داشت.
تخریب توافقات تفاهمنامه اسلامآباد
جنگ روایتها و اعمال نفوذ: فضاسازیهای رسانهای، جنگهای دیجیتال و اعمال نفوذ مالی در افکار عمومی و سیاسی آمریکا، با هدف «تسلیم شدن» جلوه دادن مذاکرات و ناستودنی کردن هرگونه تفاهم دیپلماتیک صورت میگیرد.
مدیریت تنش میان ایران و آمریکا همواره زیر سایه مداخله بازیگرانی بوده که منافع خود را در تداوم تقابل میبینند. برای به ثمر رسیدن هرگونه دیپلماسی در آینده، شناسایی و خنثیسازی این الگوی کارشکنی رسانهای و سیاسی یک ضرورت حیاتی است.
۴۲/۴۲







نظر شما