به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، چه یک تاریخنگار هنر باشد، چه بازدیدکنندهای مشتاقِ موزهها، یا حتی فردی که هیچ علاقهای به هنر ندارد، نام ونسان ونگوگ برای او آشنا خواهد بود. این هنرمند هلندی که در نیمه دوم قرن نوزدهم (۱۸۹۰–۱۸۵۳) زندگی میکرد، به یکی از نمادهای هنر مدرن در سراسر جهان تبدیل شده است. این موضوع عمدتاً به دلیل سبک منحصربهفرد او با ضربهقلمهای جسورانه و ضخیم و رنگهای زنده و بیانگر است، اما داستان زندگی او بسیار فراتر از اینهاست.
منبع: ویکیمدیا کامنز
ونسان ونگوگ: زندگی و نظام حمایتی او
امروزه ونگوگ به نمونهای شاخص از ایده «هنرمند رنجکشیده» تبدیل شده است؛ زیرا در زمان حیاتش موفقیت چندانی به دست نیاورد و در جوانی به شکلی تراژیک درگذشت. با این حال، فعالیت هنری او بههیچوجه کمثمر نبود. او در ده سال پایانی زندگیاش موفق شد بیش از ۲۱۰۰ اثر هنری خلق کند که از میان آنها ۸۶۰ اثر نقاشی رنگروغن بود. سبک او برای بسیاری از مردم بهراحتی قابل تشخیص است و نتیجه آزمایشهای پیوسته و تمرینهای سخت و طولانی بود. همچنین این واقعیت که ونگوگ در محیطی فرهنگی و پویا نقاشی میکرد که مرزهای هنرهای تجسمی را گسترش میداد، بیتردید او را تشویق و الهام میکرد.
اما داستان این هنرمند بدون اشاره به برادر کوچکترش، تئو، کامل نیست؛ کسی که در تمام طول زندگی ونگوگ از نظر مالی و عاطفی از او حمایت میکرد. تئو در اواخر قرن نوزدهم در پاریس دلال آثار هنری بود و زمانی که ونگوگ در سال ۱۸۸۸ برای نقاشی از طبیعت روشن و زیبای پروانس به آنجا رفت، این دو برادر نظامی متقابل برای حمایت از کار هنری او ایجاد کردند. تئو هر ماه حدود ۱۵۰ فرانک به همراه مقداری لوازم هنری از پاریس برای ونسان میفرستاد، و در مقابل ونسان بستهای از نقاشیهای تمامشده خود را برای تئو میفرستاد تا آنها را در پاریس بفروشد. این دو برادر به طور منظم با یکدیگر مکاتبه میکردند و امروز مجموعه بزرگی از نامههای آنها در دست است که پیوند نزدیک میانشان را نشان میدهد.
با وجود فعالیت هنری پربارش، ونگوگ در زمان حیات خود نه به شهرت رسید و نه حتی آثارش چندان مورد قدردانی قرار گرفت. او در سال ۱۸۹۰ درگذشت، در حالی که در طول زندگیاش تنها یک نقاشی فروخته بود. این موضوع این پرسش را مطرح میکند که پس از مرگ او چه چیزی تغییر کرد؟ چگونه ونگوگ در طول قرن گذشته به یکی از مشهورترین هنرمندان اروپایی در جهان تبدیل شد؟
منبع: موزه ونگوگ، آمستردام
این بخش از تاریخ برای بسیاری همچنان یک معما باقی مانده است. در حالی که داستان این دو برادر همواره در کنار یکدیگر روایت میشود، فرد دیگری نیز در این رابطه حضور داشت که اغلب نادیده گرفته میشود. نام او یوهانا ونگوگ-بونگر بود و او در سال ۱۸۸۹، یک سال پیش از مرگ ونسان، با تئو ازدواج کرد. او بهخوبی با همه آثار ونسان آشنا بود و دیوارهای آپارتمانشان در پاریس با بومهای درخشان او پوشیده شده بود. پس از مرگ هنرمند در سال ۱۸۹۰، برادرش نیز شش ماه بعد درگذشت و مسئولیت و مالکیت تمام آثار هنری به یوهانا واگذار شد. او این مأموریت را برای خود قرار داد که نام ونسان ونگوگ را در سراسر جهان شناختهشده کند. با این حال، زمانی که از ونگوگ سخن میگوییم، بهندرت از تلاشهای او یاد میشود.
منبع: نمایشگاه «چگونه ونگوگ به گرونینگن آمد»، موزه گرونینگر، ۲۰۲۴–۲۰۲۵
نمایشگاه خرونینگن: نقطه عطفی برای یوهانا
در سالهای ۱۸۹۷–۱۸۹۶، مجموعهای از هشت نمایشگاه اختصاصیافته به هنر مدرن در موزه خرونینگر در شهر خرونینگن در شمال هلند برگزار شد. ایده برگزاری این نمایشگاهها از سوی نسل جوان مطرح شد؛ به طور مشخص شش دانشجو از دانشگاه خرونینگن که به دلیل افزایش محبوبیت سبکهای نوین، علاقهمند به دیدن آثار آوانگارد بودند. در میان این گروه از دانشجویان، یوهان هویزینگا نیز حضور داشت که بعدها به تاریخنگاری مشهور تبدیل شد. آنان پیشنهاد جسورانه خود را به مدیر موزه ارائه دادند و او نیز پذیرفت و مسئولیت سازماندهی نمایشگاهها را به خود دانشجویان سپرد. این گروه چالش را پذیرفت و بین سالهای ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۷ هشت نمایشگاه پیشگامانه برگزار کرد که یکی از آنها به ونسان ونگوگ اختصاص داشت. این نمایشگاهها هنر مدرن را به خرونینگن آوردند و برای شهروندان آن، که تا آن زمان تنها اشیای قدیمی را در موزه خرونینگر دیده بودند، تغییری تازه و متفاوت به شمار میرفت.
نمایشگاه ونگوگ به مدت شش روز، از ۲۱ تا ۲۶ فوریه ۱۸۹۶ [۲ تا ۷ اسفند ۱۲۷۴]، برگزار شد و ۱۲۸ اثر از این هنرمند را به نمایش گذاشت. از این میان، ۱۰۸ اثر نقاشی و بقیه طراحی بودند. این نمایشگاه توانست در مدت کوتاه شش روز، ۱۶۰۰ بازدیدکننده جذب کند که در آن زمان برای شهر خرونینگن آماری چشمگیر محسوب میشد. اوگوست فرمیلن، بنیانگذار مجله Van Nu en Straks، گفت که دانشجویان «برای یک بار هم که شده ساکنان شمال سرد را گرم کردند و تکانی جدی به آنان دادند.» فرمیلن حتی در خرونینگن سخنرانیای درباره ونگوگ برگزار کرد که ۲۰۰ نفر در آن شرکت کردند.
منبع: نمایشگاه «چگونه ونگوگ به گرونینگن آمد»، موزهٔ گرونینگر، ۲۰۲۴–۲۰۲۵
این نمایشگاه نهتنها نقطه عطفی برای شهر خرونینگن بود، بلکه برای یوهانا نیز اهمیت زیادی داشت. امانت دادن آثار ونگوگ تنها با همکاری او امکانپذیر شد. یاکوب هویزنخا، برادر یوهان هویزنخا، درخواست امانت گرفتن این آثار را مطرح کرد و یوهانا نیز در انتخاب آثاری که قرار بود در نمایشگاه به نمایش گذاشته شوند نقش داشت.
قضاوت دقیق درباره هر نقاشی و طراحی تنها از روی نام آنها در فهرست نمایشگاه دشوار است، زیرا بسیاری از آنها با عنوانهای کلی مانند Zonnenbloemen (گلهای آفتابگردان)، Landschap (منظره) و Oliviers (درختان زیتون) ثبت شدهاند. ونگوگ نسخههای متعددی از این موضوعها خلق کرده بود و تنها تعداد اندکی از آنها به داخل دیوارهای موزه راه یافتند.
علاوه بر آثار هنری، دانشجویان تصمیم گرفتند مقالاتی را نیز که درباره ونگوگ در مجلات ادبی و هنری Les Hommes d’Aujourd’hui، Mercure de France و Van Nu en Straks منتشر شده بود به نمایش بگذارند؛ ازجمله مقالهای از منتقد سمبولیست، آلبر اوریه.
منبع: نمایشگاه «چگونه ونگوگ به گرونینگن آمد»، موزه خرونینگر، ۲۰۲۴–۲۰۲۵.
طبیعتاً پس از نخستین نمایشگاه موفق، ونگوگ موضوع صحبت شهر شد و آثار او توسط افرادی دیده شد که پیش از آن حتی نامش را هم نشنیده بودند. این رویداد برای یوهانا مانند زنگ بیدارباشی بود؛ او در آثار برادرشوهرش، که حاصل سالها تلاش و زحمت بود، ظرفیت بزرگی دید. او تمام دوران ازدواجش با تئو را صرف تماشای تلاشهای ناموفق او برای فروش آثار ونسان کرده بود، در حالی که هر ماه بستهای تازه از نقاشیها به آپارتمانشان در پاریس میرسید و آن را پر میکرد. پس از مرگ ونسان و تئو بهترتیب در سالهای ۱۸۹۰ و ۱۸۹۱، یوهانا با نوزادش به شهر کوچکی به نام بوسوم در نزدیکی آمستردام نقل مکان کرد و با انبوهی از نقاشیهای ونگوگ که اتاق زیرشیروانی خانهاش را پر کرده بود، تنها ماند.
منبع: ویکیمدیا کامنز.
تلاشهای یوهانا ونگوگ-بونگر
زمانی که او وظیفه بلندپروازانه جانشینی تئو و ادامه دادن میراث او را برعهده گرفت، یک مشکل وجود داشت—یوهانا هیچ دانش یا پیشینهای در زمینه دادوستد آثار هنری نداشت. او پیشتر در آمستردام معلم زبان انگلیسی بود و با وجود آنکه همسر یکی از دلالان مهم هنر در پاریس بود، هرگز خود در این حوزه فعالیت نکرده بود. افزون بر این مسئولیتها، او پسری از تئو داشت که تصمیم گرفته بودند نامش را ونسان بگذارند.
اما یوهانا اجازه نداد این مسائل مانعش شوند—او به استعداد ونگوگ و ظرفیت آثارش اطمینان داشت. بیش از همه، میخواست کاری را که تئو آغاز کرده بود به پایان برساند؛ هدفی که تنها دو سال پس از ازدواجشان و پس از مرگ تئو، برایش به منبعی از آرامش نیز تبدیل شد.
یوهانا فردی منظم و راهبردی بود و بسیاری از آثار ونگوگ را با قیمتهای مناسب فروخت—فرایندی که حتی پیش از نمایشگاه خرونینگن آغاز شده بود. او با ذهنیتی تجاری به ترویج این هنرمند پرداخت و فهرستهای دقیقی از عنوان آثار، قیمتها و همچنین سوابق فروش نگه میداشت. هدف نهایی او تنها به دست آوردن پول خوب برای آثار هنری نبود، بلکه میخواست آثار ونگوگ را در سراسر کشور گسترش دهد و نام او را به نامی شناختهشده در میان عموم مردم تبدیل کند. تلاشهای او توجه برگزارکنندگان نمایشگاهها را جلب کرد؛ کسانی که مشتاق بودند آثار این هنرمند را به نمایش بگذارند و از او درخواست میکردند آنها را به امانت در اختیارشان قرار دهد.
منبع: روزنامه دِ فولکسکرانت.
در سالهای ۱۹۰۱–۱۹۰۰ نمایشگاههایی در زووله، روتردام و اوترخت برگزار شد، در سال ۱۹۰۴ یک نمایشگاه در لایدن برپا گردید، و همان سال نمایشگاه دیگری در خرونینگن با همکاری انجمن هنردوستان «پیکتورا» در «ده هارمونی» برگزار شد. یوهانا حتی توانست برای آثار ونسان در خارج از کشور نیز تقاضا ایجاد کند؛ این آثار در سالهای ۱۹۰۲–۱۹۰۱ در نمایشگاهی در برلین و همچنین در سال ۱۹۰۳ در نمایشگاه جداییطلبان وین (Vienna Secession) به نمایش درآمدند. در تمام این مدت، یوهانا به طور منظم نقدها و بررسیهای مربوط به نمایشگاهها را جمعآوری میکرد تا دیدگاه عمومی نسبت به آثار ونگوگ را بشناسد.
در سال ۱۹۰۳، موزه بویمانس–فان بونینگن در روتردام تابلوی «سپیدارها در نزدیکی نونن» (۱۸۸۵) اثر ونگوگ را خریداری کرد. این نخستین بار بود که یکی از نقاشیهای ونگوگ وارد مجموعه یک موزه عمومی میشد. این رویدادها باعث شد آثار ونگوگ در شبکهای گستردهتر گردش پیدا کنند و نام او بیش از پیش دیده شود. همه این تلاشها به برگزاری نمایشگاهی در موزه استدلیک آمستردام در سال ۱۹۰۵ انجامید که هفت هفته ادامه داشت و بیش از ۴۸۰ اثر را به نمایش گذاشت. این نمایشگاه فروشهای بعدی آثار را تقویت کرد و نقش مهمی در ایجاد علاقه گسترده به این هنرمند داشت. رویدادهایی که پس از آن رخ داد داستانی کوتاه نیست، اما هر موفقیت کوچک گامی در جهت تحقق اهداف یوهانا (و تئو و ونسان) بود.
منبع: موزهٔ ونگوگ، آمستردام.
انتشار نامههای ونگوگ و وداع با آفتابگردانها
علاوه بر همه آثار هنری ونگوگ، یوهانا تمام نامههایی را نیز که میان دو برادر رد و بدل شده بود به ارث برد. خوشبختانه تئو همه نامههای ونسان را با دقت نگهداری کرده بود و همین موضوع به او امکان داد تا درک عمیقتری از شخصیت هنرمند به دست آورد. ونسان نویسندهای بسیار بیانگر بود—شیوه نقاشی او در نامههای شخصیاش نیز بازتاب داشت. او در این نامهها توصیفهای مفصلی از نقاشیهای محبوبش ارائه میداد و برنامههای آینده و آزمایشهای خلاقانه خود را با جزئیات بسیار شرح میداد.
خواندن این نامهها یوهانا را به یک نتیجه مهم رساند—اگر میخواست مردم واقعاً از ونسان قدردانی کنند، باید هنرمند را در کنار آثارش بشناسند. او خستگیناپذیر برای ساماندهی نامهها تلاش کرد و میخواست نسخههایی به زبانهای هلندی، آلمانی و فرانسوی از آنها از همان دهه ۱۸۹۰ منتشر شود. اما این کار بیش از آنچه انتظار میرفت زمان برد. هرچند بخشهایی از نامههای ونگوگ در دهه ۱۸۹۰ و اوایل دهه ۱۹۰۰ در مجلات هنر معاصر منتشر شده بود، نخستین نسخه کامل هلندی از این نامهها تنها در سال ۱۹۱۴ و با ویرایش یوهانا منتشر شد. این مجموعه Brieven aan zijn broeder («نامهها به برادرش») نام داشت و شامل سه جلد از نامههای ونسان به تئو بود.
در حالی که انتشار نسخه هلندی موفقیتی بزرگ بود، گام بعدی او رساندن هنر ونگوگ به مخاطبان بینالمللی بود و برای این کار باید نامهها به زبان انگلیسی منتشر میشدند. یوهانا بارها تلاش کرد نامههای ونگوگ را در لندن و نیویورک منتشر کند، اما روشن بود که برای جلب رضایت ناشران باید گامی بزرگ برداشته شود. با وجود تردید فراوان، او تصمیمی جسورانه گرفت—فروش تابلوی آفتابگردانها که ونسان در سال ۱۸۸۸ خلق کرده بود به گالری ملی لندن. مجموعه نقاشیهای آفتابگردانها از محبوبترین آثار ونگوگ بود. تصمیم به فروش آنها با انتقاد شدید خانواده ونگوگ روبهرو شد، زیرا آنها میخواستند مالکیت خصوصی این اثر حفظ شود. با این حال، یوهانا معتقد بود قرار گرفتن این نقاشی در مجموعه یکی از مهمترین گالریهای لندن توجه ناشران را جلب میکند و در بلندمدت سود بزرگی به همراه خواهد داشت. و همینگونه هم شد.
در سال ۱۹۲۵، شرکت Constable & Company در لندن قراردادی برای ترجمه انگلیسی نامهها ارسال کرد و این نامهها در سال ۱۹۲۷ در لندن توسط همین انتشارات و در ایالات متحده توسط Houghton Mifflin منتشر شدند. متأسفانه یوهانا در سال ۱۹۲۵، تنها یک ماه پیش از رسیدن این قرارداد، درگذشت و نتوانست نتیجه تلاشهای خود را ببیند. پس از مرگ او، مجموعه نامهها، آثار هنری و دیگر اسناد به پسرش، ونسان، رسید. او در سال ۱۹۶۰ بنیاد ونسان ونگوگ را تأسیس کرد که مالک تمام آثار و نامههای باقیمانده شد. این مجموعه در سال ۱۹۶۲ تحت مالکیت دولت قرار گرفت و درنهایت به تأسیس موزه ونگوگ در آمستردام در سال ۱۹۷۳ انجامید.
منبع: www.thecollector.com
عکس




نظر شما