به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بُرشهایی از زندگی روحانی شهید سیدعبدالکریم مُخبر تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* عنایت حضرت معصومه سلام الله علیها
زمانی که توی قم طلبه بود، از نظر مالی سخت در مضیقه قرار گرفت، حتی چند شبانهروز هیچ غذایی برا خوردن نداشت.
بدنش به حالت ضعف افتاده بود که رفت حرم حضرت معصومه (س) و بعد از راز و نیاز با خدا گفت:
یا حضرت معصومه(س)! من دیگه طاقت ندارم و واقعاً ضعف کردم... وسط گریه یهو از حال رفت و وقتی چشماش رو باز کرد، یه پاکت پول نزد خودش دید. با اون پول برا خودش و طلبهها غذا تهیه کرد...
* توسل
پسرش مریض شد و دکترها جوابش کردند. اما سید با توسل به حضرات معصومین(ع) شفای فرزندش رو از خدا گرفت...
* خادم مردم
سال۱۳۲۷ اومد تهران و بهمحض آشنایی با شهید نواب؛ عضو گروه فدائیان اسلام شد. سرش درد میکرد برا کارهای خیرخواهانه و خداپسند.
با پیگیری و کمکهای مردمی سه تا مسجد توی تهران ساخت.
مساجد هم فقط برا نمازخوندن نبود. مثلاً مسجد فاطمیه دو بخش داشت: بخشی بعنوان مسجد و بخش دیگه در سه طبقه برا مرکز تعالیم اسلامی، صندوق قرض الحسنه، و مرکز رسیدگی به ایتام و کودکان بی سرپرست...
۷۰۰ خانوادهی بیبضاعت هم تحت پوشش داشتند...
* ماجرای ساخت مسجد
آقاسید کنار همون بنای نیمهکاره، نمازجماعت برگزار میکرد؛ حتی توی زمستون و روی برف. کامیون آجر هم که میرسید، قبل از شروع نماز و با کمک مردم بار رو خالی میکردند، تا همه توی ساخت شریک باشند...
روشِ جالبِ آسیدعبدالکریم برای کمک به فقرا...
* زندگی روحانی شهید سیدعبدالکریم مُخبر
نوجوان بودم و توی نانوایی شراکتی پدر و عموم کار میکردم. یه روز خانومی اومد، یه سکۀ حلبی بهم داد و گفت: چند تا نون بهم بده. تا سکه رو دیدم، گفتم: این پول نیست.
عموم که توی نانوایی بود، گفت: سکه رو بگیر و تعدادی نون بهشون بده.
بعد از عمو پرسیدم: داستان سکۀ حلبی چیه؟ گفت: حاجآقا مُخبر برا خانوادههای نیازمندِ تحت پوششِ مسجد این سکهها رو درست کرده تا از مغازهها و نانوایی بتونن خرید کنند.
اینجوری مردم متوجه نمیشن که اونا نیازمند هستند و حرمتشونحفظ میشه. آخرِ سر هم کاسبها این حلبیها رو میبرند پیش حاجآقا و ازشون به میزانی که به افراد نیازمند جنس دادند، پول دریافت میکنند.
منبع: پایگاه اینترنتی خیریه سعادت “ از تاسیسات شهید” به نقل از آقای مرادی، نوید شاهد




نظر شما