به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرحوم آیت الله حائری شیرازی در یکی از خاطرات خود به شخصیت شهید بزرگوار شهید دستغیب پرداخته است که به همراه آن به نکات و توصیه های تربیتی اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
بنابر روایت حوزه،مسئلهای که این شهید بزرگوار (شهید دستغیب) را ممتاز میکند، آن عطشی است که ایشان از طفولیت برای تهذیب نفس داشت و پیدا کردن افرادی که دل و مغزشان از دنیا دور و از دنیا آزاد شده است.
آن تشنگی که ایشان از طفولیت داشت، ایشان را بر آن داشت که با سوختهدلهایی که سراغ داشت، بنشیند و در کنارشان باشد. کتاب داستانهای شگفت مجموعهای است از این ملاقاتها و برخوردها و خلاصهای است از زندگی افراد سوختهدلی که ایشان با آنها برخورد کرده بود.
از جمله آنها، فردی بود به نام «حاج مؤمن» که رفیق مشترک من و شهید دستغیب بود. من با ایشان انس بسیار داشتم و او خدمت شهید آیتالله دستغیب هم زیاد میآمد و به ایشان معتقد بود. او فرد وارستهای بود که ایشان در کتاب داستانهای شگفت چند موردی از او یاد میکند.
نقل این مسائل برای کودک، «ارزشهای جدیدی» را برای او مطرح میکند و طفل در جستجوی آن عقاید حرکت میکند.
این برای جوانی که میخواهد راه خودش را انتخاب کند، اثرهای بسیار مهمی خواهد داشت. بسیاری از افراد برجستهای که ما در زندگی دیدیم، با برخورد یک ساعته یا کمتر با افرادِ فوقالعاده، دگرگون و منقلب شدند.
من به پدران و مادران توصیه میکنم فرزندان خودشان را برای چنین برخوردها و ملاقاتهایی آماده کنند. اگر طفلی یک ساعت با یکی از اولیای الهی برخورد کند، این برای همیشۀ روزگار او میتواند اثرگذار باشد.
پدرم نقل میکرد که در شانزده سالگی یک روز آقاشیخ محمد بهاری کنار حجره ایشان آمده بود و نشسته بود و بعد از وضو گرفتن، تذکرات چند دقیقهای به ایشان داده بود.
پدرم تا ۷۴ سالگی میگفت: من هنوز گرمی و حرارت شبها و روزهای خودم را از برکت همان نیم ساعتی دارم که در خدمت مرحوم بهاری بودم.
ایشان همیشه شبها قبل از اذان برمیخاست و تا بعد از طلوع آفتاب با یک شوق و پشتکار خاصی به عبادات خاصی مشغول بود. چنین نیرویی، انرژی میخواهد. ایشان میگفت من انرژی حرکتم را از همان برخورد چند دقیقهای با مرحوم بهاری گرفتم!
منبع: راه رشد، ج۳، ص۷۳ (تهیه کتاب)





نظر شما