خبرآنلاین - اما آنچه امروز در عمل مشاهده میشود، چیزی جز «کارشکنی مستمر» از سوی رهبران اقلیم نیست. وضعیتی که دیگر نمیتوان آن را «کمتوجهی» یا «ضعف اداری» نامید، بلکه الگویی هدفمند از پناهدهی به بازیگران غیردولتی با حمایت فرامنطقهای است.
در ادبیات حقوق بینالملل، هر دولتی یا نهاد خودمختاری موظف است از خاک خود برای تهدید علیه کشور ثالث جلوگیری کند. اما اقلیم کردستان عراق با پشت گرمی به حمایت آمریکا و اسرائیل، عملاً به یک بستر خودمختار میزبان تبدیل شده که بدون پذیرش مسئولیت رسمی، امکان استقرار، آموزش و تجهیز گروههای پژاک، کومله و حزب دموکرات کردستان ایران را فراهم کرده است. این وضعیت را میتوان «منطقه خاکستری ژئوپلیتیک» نامید؛ جایی که حاکمیت اسمی وجود دارد، اما اراده سیاسی برای اعمال آن نیست.در این راستا، گزارشها حاکی از آن است که تجهیزات پیشرفته جاسوسی و شنود آمریکا و رژیم صهیونیستی در پایگاههای این گروهها نصب شده و آنها در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان (۴۰ روزه) علیه ایران، همکاری اطلاعاتی و عملیاتی نزدیکی با این دشمنان داشتهاند. این یعنی اقلیم کردستان نهتنها جلوی فعالیت ضدایرانی را نمیگیرد، بلکه بستر را برای تبدیل گروههای تجزیهطلب به بازوی نیابتی آمریکا و اسرائیل فراهم کرده است.
رهبران اقلیم برای توجیه این رفتار، معمولاً دو استراتژی را دنبال میکنند:
- پنهان شدن در پشت حاکمیت عراق: آنها میگویند مسئولیت خلع سلاح گروهها با دولت مرکزی بغداد است و ما توان یا اختیار کافی نداریم. در حالی که همین اقلیم در کنترل مرزها، امنیت داخلی و مدیریت پایگاههای نظامی مستقل عمل میکند.
- اشاره به فشار آمریکا: مقامات عراقی نیز گاهی ادعا میکنند که واشنگتن مستقیماً مانع برچیدن پایگاههای گروههای تجزیهطلب میشود. به این ترتیب، اقلیم با استفاده از این بهانه، خود را قربانی اجبار خارجی جلوه میدهد و از پذیرش مسئولیت اخلاقی و حقوقی فرار میکند.
اما واقعیت این است که اقلیم کردستان بهعنوان یک نهاد خودمختار با نیروهای نظامی، گمرک و مرزهای مستقل، قدرت کافی برای اخراج یا خلع سلاح این گروهها را دارد. آنچه مانع است، نه کمبود توان، که «نگرش قومیتی» و «وابستگی استراتژیک به غرب» است. به عبارت دیگر، اقلیم این گروهها را «ابزاری» برای فشار بر ایران و چانهزنی با بغداد و واشنگتن میبیند.
پیامدهای احتمالی
تداوم این وضعیت نامتعارف، منطقه را با زنجیرهای از پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی روبهرو خواهد کرد. نخست، فرسایش کامل اعتماد و پایان عملی دیپلماسی است. توافقنامه امنیتی تهران-بغداد که زمانی چارچوبی برای همکاری دوجانبه محسوب میشد، عملاً به یک سند بیاعتبار تبدیل شده است. ایران دیگر نمیتواند به تعهدات اقلیم یا حتی دولت مرکزی عراق برای کنترل مرزها و خلع سلاح گروههای مسلح تکیه کند. این بیاعتمادی، فضای گفتگو را به حاشیه رانده و منطق قدرت و اقدام یکجانبه را جایگزین آن میکند.
دوم، احتمال اقدام نظامی مستقیم ایران بیش از پیش جدی میشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده که ایران پس از چندین ضربالاجل و مشاهده کارشکنیهای مستمر، گاهی به حملات محدود فرامرزی علیه پایگاههای گروهها دست زده است. اما تداوم ناامنی در مناطق مرزی شمال غرب (آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه) و همچنین گزارشها درباره استقرار تجهیزات پیشرفته جاسوسی آمریکا و اسرائیل در این پایگاهها، میتواند تهران را به سمت عملیاتهای گستردهتر و هدفمندتر در نقاطی از خاک اقلیم سوق دهد. هرچند ایران تاکنون با حفظ احترام به تمامیت ارضی عراق عمل کرده، اما «کاسه صبر» دارای نقطه پایانی است.
سوم، بازتولید ناامنی و سوءاستفاده دشمنان فرامنطقهای از این منطقه خاکستری تشدید میشود. آمریکا و اسرائیل از اقلیم کردستان به عنوان سکوی عملیاتی برای جاسوسی، جنگ روانی و خرابکاری علیه ایران استفاده میکنند. این موضوع نه تنها تهدیدی برای ایران، بلکه خطری برای ثبات کل منطقه محسوب میشود؛ زیرا هرگونه درگیری مستقیم میان ایران و نیروهای نیابتی غرب در خاک عراق، میتواند این کشور را بار دیگر به صحنه جنگهای نیابتی تبدیل کند.
چهارم، واکنش سایر بازیگران منطقهای به ویژه ترکیه را نباید نادیده گرفت. آنکارا سالهاست که با گروههای پ.ک.ک در اقلیم کردستان درگیر است و بارها حملات فرامرزی انجام داده است. تداوم این وضعیت ممکن است ترکیه را به هماهنگی بیشتر با تهران برای عملیات مشترک علیه پایگاههای کردی وادارد؛ سناریویی که بیشک اربیل را در فشار مضاعف امنیتی قرار خواهد داد.
جمعبندی
اقلیم کردستان عراق نمیتواند همزمان از خودمختاری، منابع مالی و نیروهای نظامی مستقل برخوردار باشد و از مسئولیتهای امنیتی ناشی از حضور گروههای مسلح در خاک خود شانه خالی کند. فراهم کردن پناهگاه امن برای گروههایی که آشکارا با آمریکا و اسرائیل علیه ایران همکاری میکنند، دیگر از مرز «بیتفاوتی» یا «ضعف اداری» گذشته و وارد حوزه «اقدام خصمانه» شده است. این رفتار دوگانه- هم ادعای پایبندی به توافق امنیتی و هم میزبانی از بازیگران نیابتی دشمنان ایران- غیرقابل دفاع است. اگر اربیل همچنان به این سیاست مبهم و کارشکنانه ادامه دهد، باید خود را برای پیامدهای قریبالوقوع آن آماده سازد: از دست رفتن کامل اعتماد تهران، تشدید فشارهای امنیتی در مرزهای خود، و احتمالاً از دست دادن مزیت ژئوپلیتیکیاش به عنوان «منطقه باثبات» در عراق. منطقه خاکستری دیر یا زود یا روشن میشود یا خود را به آتش جنگ میکشاند؛ و اقلیم کردستان نقشی انفعالی در تعیین سرنوشت خود نخواهد داشت.
۲۱۹/۴۲
نظر شما