«اژدهاک» که با رویکردی متفاوت نسبت به الگوهای کهن به صحنه نمایش آماده است، اثریست که در آن کارگردان کوشیده با استفاده از جزئیاتی مدرن، پیرنگ و خردهپیرنگهایی که روایت را متمایز نشان میدهد پیشروی مخاطب قرار بگیرد. حال این رویکرد از همان ابتدا در فضاسازی اثر آشکار است؛ جایی که عناصر اجرایی مدرن در کنار جهان اسطورهای نمایش قرار میگیرند تا تلاشی برای گفتوگو میان گذشته و اکنون شکل بگیرد. در واقع جهان نمایش نه در پی بازسازی صرف یک اسطوره کهن است و نه میخواهد آن را به طور کامل به زمانه امروز ترجمه کند، بلکه در میانه این دو مسیر حرکت میکند. لذا از یک سو ساختار روایی و بار نمادین شخصیتها یادآور خواستگاه اسطورهای اثر است و از سوی دیگر، طراحی فضا و شیوه اجرایی کارگردان و البته اجرای بازیگران، مخاطب را به جهان معاصر نزدیک میکند. حال در این میان «اژدهاک» بیش از آنکه شخصیتی تاریخی یا افسانهای باشد، به نمادی از میل به قدرت و پیامدهای آن تبدیل میشود. لذا این نگاه باعث میشود نمایش بتواند فراتر از زمان و مکان اسطوره حرکت کند و با دغدغههای انسان امروزی ارتباط بگیرد.
از سوی دیگر، نقطه قوت این اثر را میتوان تلاش کارگردان برای خلق میزانسنها جهت حفظ تعادل میان وفاداری به متن کلاسیک «اژدهاک» اثر «بهرام بیضایی» و جستجوی بیانی مدرن دانست؛ تلاشی که در بسیاری از لحظات نمایش موفق میشود فضای اسطورهای را زنده نگاه دارد و در عین حال آن را برای مخاطب امروز که غرق در مدرنیته است قابل لمس کند.
البته که این اثر در نخستین مواجهه با طراحی صحنه مخاطب را متوجه میکند که این عامل تاثیرگذار نقش مهمی در شکلگیری جهان نمایش دارد. در مرکز صحنه، توری مربع شکل که شبیه تورهایی محدودهای را برای کنش و واکنش شخصیتها تعریف میکند؛ فضایی که در عین سادگی، دارای لایههای معنایی متعددی است. بازیگران براساس خواستگاه کارگردان درون این محدوده حرکت میکنند و روایت را پیش میبرند به طوری که گویی در قلمرویی گرفتار شدهاند که امکان خروج از آن حریم و محدوده را ندارند.
نکته قابل توجه آن است که کارگردان در بازآفرینی یک متن کلاسیک به جای تکیه بر عناصر پر زرق و برق و بازسازی تاریخی به نشانههای ساده اما تاثیرگذار روی آورده است. لذا همین انتخاب باعث میشود فضای اجرا ضمن حفظ کیفیتی مدرن از بار نمادین و اسطورهای خود نیز برخوردار باشد.
در واقع جهان نمایش «اژدهاک» در مجموع نمایشی ست که میکوشد میان گذشته و اکنون پلی جهت ارتباط برقرار کند که طراحیصحنه، نور، موسیقی زنده، کنش و واکنش بازیگران و در نهایت میزانسنهای کارگردان در این مسیر نقشی کلیدی ایفا میکنند. عناصری که نه فقط دیده میشوند، بلکه در خوانش و دریافت بازخورد اثر تعیینکننده هستند.
۲۴۲۲۴۴






نظر شما