به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
منظور از شاهدی از بنیاسرائیل که به قرآن شهادت میدهد (احقاف: 10)، کیست؟
پاسخ:
عبدالله بن سلّام از یهودیان بنیقینقاع بود که در سال اول هجری مسلمان شد. نامش پیش از اسلام «حصین» بود که پیامبر آن را به عبدالله تغییر داد. گفته شده از نسل حضرت یوسف علیهالسلام بوده است. در مقابله با قبیله یهودی بنینضیر در سپاه اسلام شرکت کرد. در زمان عثمان از نزدیکان او بود اما با امیرالمؤمنین بیعت نکرد. برخی او را مسلمان واقعی میدانند، اما گروهی دیگر معتقدند او منافق و واردکننده اسرائیلیات بوده است. (1) هرچند در تفاسیر ادعا شده آیات متعددی درباره او نازل شده، اما امور متعددی سبب تردید در این ادعاها شده است؛ برای نمونه در مواردی او خودش مدعی است که آیه در شأنش نازل شده و افزون بر این، بخشی از آیات ادعایی مکی هستند، اما او در مدینه مسلمان شده است. به باور برخی، غاصبان حکومت امیرالمؤمنین سعی کردند عبدالله را در مقابل امام از جهت کثرت نزول آیات در شأن ایشان مطرح کنند؛ بههمیندلیل، بهدروغ مدعی شدند آیات متعددی درباره او نازل شده است. (2)
سبب نزول آیه دهم سوره احقاف
مطابق آیه 10 سوره احقاف شاهدی از بنیاسرائیل به قرآن شهادت داده و به آن ایمان آورده است:
«قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کٰانَ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ وَ کَفَرْتُمْ بِهِ وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ عَلیٰ مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اِسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ؛
بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما به آن کفر ورزیده باشید و شاهدی هم از بنیاسرائیل به مثل آن شهادت داده باشد و پس [از شهادتش] ایمان آورده باشد و شما از ایمان به آن تکبّر ورزیده باشید [آیا گمراه نبودهاید؟] بیتردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمیکند.»
بسیاری از مفسران، از نزول این آیه درباره عبدالله بن سلّام خبر دادهاند. (3) درباره چرایی نزول این آیه در شأن عبدالله، شاهد روایات مختلفی هستیم که اختلافات کوچک و بزرگ زیادی باهم دارند. در ادامه به دو روایت که از مابقی مشهورترند، اشاره میکنیم:
روایت اول:
عبدالله بن سلام از شام آمد و با پیامبر ملاقات کرد. مطابق یک گزارش، نشانههای حضرت را در تورات دید و مسلمان شد. (4) مطابق نقل دیگری، عبدالله خطاب به پیامبر عرض کرد: من از شما درباره سه چیز سؤال میکنم که جز پیامبر کسی از جواب آنها اطلاع ندارد. جبرئیل پاسخ هر سه سؤال را برای پیامبر آورد و عبدالله با شنیدن این پاسخها مسلمان شد. (5) عبدالله پس از اسلام آوردن به پیامبر عرض کرد که یهودیان را دعوت کن و از آنان بخواه که مسلمان شوند؛ آنان امتناع میکنند و لذا شما از آنان درباره من و پدرم سؤال کنید و بعد بگوئید: اگر او مسلمان شود، شما مسلمان میشوید؟ پیامبر یهودیان را دعوت کرد و آنان آمدند درحالیکه عبدالله در پشت پرده پنهان شده بود. حضرت اسلام را به آنان عرضه کرد، اما آنان نپذیرفتند و مسلمان نشدند. سپس پیامبر به آنان فرمود: آیا عبدالله بن سلام را میشناسید؟ گفتند: بله او داناترین ما و پسر داناترین و بهترین ما و پسر بهترین ماست. پیامبر فرمود: اگر عبدالله مسلمان شود شما مسلمان میشوید؟ گفتند او مسلمان نمیشود و از چنین چیزی به خدا پناه میبریم. در این لحظه عبدالله از پشت پرده خارج شد و گفت: من به پیامبر ایمان آوردم و بعد نام پیامبر را در تورات به آنان نشان داد؛ اما آنان حاضر نشدند مسلمان شوند و به عبدالله گفتند: تو بدترین ما و پسر بدترین ما هستی! عبدالله به پیامبر گفت: این همان چیزی بود که از آن میترسیدم. (6)
روایت دوم:
پیامبر خدا در یکی از اعیاد یهودیان وارد کنیسه آنان در مدینه شد و به آنان فرمود: اگر دوازده نفر از شما به من ایمان بیاورند، خداوند غضبش را از همه یهودیانِ روی زمین برمیدارد. یهودیان ساکت ماندند و هیچکس چیزی نگفت. حضرت دو بار دیگر خواستۀ خود را تکرار کردند، اما باز آنان جوابی ندادند. حضرت منصرف شد و در حال خروج از کنیسه بود که ناگهان مردی گفت: تو واقعاً پیامبر خدا هستی. سپس آن مرد به سایر یهودیان گفت: چه کسی در اینجا از همه داناتر است؟ آنان گفتند: تو داناترین ما هستی و بیشتر از همه ما به تورات مسلطی. آن مرد گفت: محمد همان پیامبر موعودِ تورات است؛ اما یهودیان قبول نکردند و او را تکذیب کردند. پیامبر به همراه آن مرد که عبدالله بن سلام بود از کنیسه خارج شدند. (7)
تبیین آیه بر اساس سبب نزول
معنای آیه مطابق این سبب نزول اینگونه میشود: ای پیامبر به یهودیان بگو: به من خبر دهید که اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما در حالی به آن کفر ورزیده باشید که عبدالله بن سلام بهعنوان شاهدی از بنیاسرائیل، به قرآن شهادت داده و ایمان آورده باشد، ولی شما از ایمان آوردن به آن تکبّر ورزیده باشید، آیا گمراه نبودهاید؟ ارزش ایمانِ علمای اهل کتاب به قرآن و حجت بودن ایمان آوردن آنان بر دیگران، ازآنجهت است که آنان با پیام وحی و همچنین بشارتهای پیامبران گذشته آشنا بودند و ایمانشان به قرآن، بر اساس آگاهی به پیام و محتوای کتابهای آسمانی بوده است. (8)
نقد نزول آیه در شأن عبدالله بن سلام
هرچند اعتقاد به نزول آیه دهم سوره احقاف در شأن عبدالله بن سلّام خیلی مشهور است و بسیاری از مفسران به آن اشاره کردهاند؛ (9) اما برخی با آن مخالفاند. اهم ادله آنان بر این پایه است:
1. به باور برخی همچون شعبی هیچ آیهای از آیات قرآن درباره عبدالله نازل نشده است؛ (10)
2. آیه با توجه به سیاقش، خطاب به مشرکان مکه است و ارتباطی با یهودیان مدینه ندارد؛
3. عبدالله در مدینه مسلمان شده، اما سوره احقاف مکی است؛ بنابراین، آیه نمیتواند در رابطه با او نازل شده باشد. (11)
در مقام پاسخ به اشکال دوم و سوم گفتهاند: این آیه از مُستَثنَیات سوره احقاف است؛ یعنی هرچند سوره احقاف مکی است، اما این آیه مدنی و در مدینه نازل شده و سپس پیامبر دستور دادند که این آیه مدنی را در سورهای مکی قرار دهند. (12)
4. اگر آیه خطاب به یهودیان بود، بهجای تعبیر «مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ» باید شاهل تعبیر «منکُم» میبودیم.
همین اشکال سبب شده برخی بگویند: منظور از «شاهد» فرد خاصی نیست؛ بلکه هر اهل کتابی که به قرآن ایمان بیاورد، مصداقی از مصادیق «شاهد» است؛ (13) اما تکیه قرآن بر شهادت فردی از بنیاسرائیل و استناد به گواهی وی برای دعوت مردم به ایمان، نشان میدهد فردی مشخص، صاحبنظر و معتبر مراد بوده است. (14)
برخی نیز گفتهاند منظور عبدالله بن سلام نیست؛ بلکه منظور مردی از بنیاسرائیل است که ساکن مکه و عالم به تورات بوده و هنگام بعثت پیامبر خدا به ایشان ایمان آورده؛ (15) اما در تاریخ اسلام از یهودیای که در مکه به پیامبر ایمان آورده باشد، یادی نشده است. (16)
نتیجه:
مطابق آیه 10 سوره احقاف شاهدی از بنیاسرائیل به قرآن شهادت داده و به آن ایمان آورده است. بسیاری از مفسران، از نزول این آیه درباره عبدالله بن سلّام خبر دادهاند. او از یهودیان بنیقینفاع و از علمای اهلکتاب و از نسل حضرت یوسف بود که مسلمان شد. وی پس از مسلمان شدن از سایر یهودیان خواست که با توجه به بشارتهای کتاب مقدس به پیامبر، مسلمان شوند؛ اما آنان امتناع کردند و اسلام را قبول نکردند. آیه نازل شد و یهودیان را مذمت کرد که چرا باوجوداینکه شاهدی از بنیاسرائیل به حقانیت قرآن و پیامبر شهادت میدهد، ایمان نمیآورید؟! هرچند ادعای نزول این آیه درباره عبدالله مشهور است، اما امور متعددی سبب تردید در آن شده است. برای نمونه، سیاق حاکی از این است که آیه خطاب به مشرکان است؛ نه یهودیان. سوره احقاف در مکه نازل شده، اما عبدالله بعدها و در مدینه مسلمان شده است.
برای مطالعه بیشتر:
کلباسی، زهرا و امیر احمدنژاد، تحلیل و بررسی روایات تفسیری درباره عبدالله بن سلام، آموزههای قرآنی، پاییز و زمستان 1395 ش، ش 24، صص 3-36.
شیخ احمد، محمد رشید، نقد محتوایی روایات عبدالله بن سلام در مجمعالبیان، حدیثپژوهی، پاییز و زمستان 1400 ش، ش 26، صص 369-390.
پینوشتها:
1. عظیم زاده تهرانی، طاهره، مواضع پیامبر و امام علی علیهالسلام در برابر عبدالله بن سلام، سیرهپژوهی اهلبیت علیهالسلام، بهار و تابستان 1396 ش، ش 4، صص 9-30.
2. کلباسی، زهرا و امیر احمدنژاد، تحلیل و بررسی روایات تفسیری درباره عبدالله بن سلام، آموزههای قرآنی، پاییز و زمستان 1395 ش، ش 24، صص 3-36.
3. مطابق روایتی خود عبدالله نیز به نزول این آیه در شأن خودش اشاره کرده است. مزینی، خالد بن سلیمان، المحرر فی أسباب نزول القرآن (من خلال الکتب التسعه)، دمام عربستان، دار ابن الجوزی، چاپ دوم، 1429 ق، ج ۲، ص ۸۸۶.
4. طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دار الکتاب الثقافی، چاپ اول، 2008 م ج6، ص 7.
5. ثعلبی، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبی)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج9، ص 9.
6. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج4، ص 17؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج26، ص 8؛ زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، 1407 ق، ج4، ص 299؛ سیوطی، عبدالرحمن بن ابیبکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، چاپ اول، 1404 ق، ج6، ص 40.
7. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج26، ص 9.
8. هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1386 ش، ج ۱۷، ص ۲۵۰.
9. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج28، ص 10.
10. سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج6، ص 39: «ما نزل فی عبدالله بن سلام رضیاللهعنه شیء من القرآن».
11. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر الطبری)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج26، ص 7.
12. سمرقندی، نصر، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج3، ص 286.
13. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج28، ص 11.
14. هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1386 ش، ج ۱۷، ص ۲۵۱.
15. بالیسانی، محمد طه، حسن البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1438 ق، ج ۵، ص ۲۳۱۳.
16. بروجردی، مصطفی، تفسیر شمس، قم، موسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، چاپ اول، ۱۳۹۷ ش، ج ۹، ص ۱۶.






نظر شما