ناگفته‌های کاظم جلالی از جلسه لاریجانی و احمدی نژاد شب قبل از یکشنبه سیاه/ احمدی نژاد گفت همه چیز زیر سر خود رئیس است

کاظم جلالی گفت: در طول نزدیک به ربع قرن همکاری با ایشان، حتی یک بار هم عصبانیتشان را ندیدم. این که می‌گویم عصبانیت ایشان را ندیدم، به این دلیل است که ما خیلی از نزدیک با هم کار می‌کردیم؛ بحث‌های فراکسیونی، بحث‌های هیأت‌رئیسه، بحث‌های مختلف در سه دوره مجلس پیش آمده است؛ اما یک بار هم عصبانیت ایشان را ندیدم؛ با وجود تمام این فشارها، ایشان همیشه خونسردی و متانت خود را حفظ می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه و یکی از همکاران قدیمی شهید لاریجانی، در گفت و گویی با خبرآنلاین، به بیان نکاتی درباره نحوه مواجهه شهید لاریجانی با مخالفانش، ماجرای یکشنبه سیاه مجلس و تنش میان شهید لاریجانی و احمدی نژاد پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را می خوانید؛

* نحوه مواجه شهید لاریجانی با مخالفانشان و کسانی که درصدد تخریب ایشان برمی‌آمدند چگونه بود؟ ایشان در برابر تخریب مخالفانشان چه واکنشی نشان می‌دادند؟

آقای دکتر لاریجانی بسیار بردبار و حلیم بودند؛ اصلاً کلماتی که به کار می‌برم برای توصیف این ویژگی ایشان ناچیز است. این را صرفاً اکنون که به شهادت رسیده‌اند نمی‌گویم؛ بلکه همیشه، چه در گفتگو با دوستداران یا منتقدان ایشان، بر این موضوع تأکید داشته‌ام. من همواره به آن‌ها می‌گفتم که واقعاً به معاشرت با آقای لاریجانی افتخار می‌کنم و نکات فراوانی از ایشان آموخته‌ام.

در طول نزدیک به ربع قرن همکاری با ایشان، حتی یک بار هم عصبانیتشان را ندیدم. این که می‌گویم عصبانیت ایشان را ندیدم، به این دلیل است که ما خیلی از نزدیک با هم کار می‌کردیم؛ بحث‌های فراکسیونی، بحث‌های هیأت‌رئیسه، بحث‌های مختلف در سه دوره مجلس پیش آمده است؛ اما یک بار هم عصبانیت ایشان را ندیدم؛ با وجود تمام این فشارها، ایشان همیشه خونسردی و متانت خود را حفظ می‌کردند.

در یکشنبه سیاه هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمی‌رفت

مثلاً در وقایع ۱۵ بهمن سال ۱۳۹۱ که در ادبیات سیاسی مجلس به «یکشنبه سیاه» مشهور شد، هر کس دیگری جای ایشان بود، قطعاً از کوره درمی‌رفت. من خاطرات زیادی از آن روز پرتنش دارم. وقت جلسه علنی، آرامش و طمأنینه فوق‌العاده‌شان را می‌دیدیم. در همه موارد دیگر هم ایشان صبورانه تلاش می‌کرد منتقدان را قانع کند و اگر می‌دید گفتگو دیگر اثرگذار نیست، بحث را ادامه نمی‌داد و می‌رفت.

شب قبل از آن حادثه، یعنی شامگاه ۱۴ بهمن، ما در محل ریاست‌جمهوری جلسه داشتیم. سلسله نشست‌هایی به فرمان رهبر شهیدمان برگزار می‌شد و ایشان تأکید کرده بودند که دولت باید بسته‌ای حمایتی تحت عنوان «عیدانه» به مردم ارائه کند. در آن جلسات، ما با مسئولان دولتی از جمله رئیس‌جمهور وقت، معاون اول، وزیر اقتصاد و رئیس‌کل بانک مرکزی نشست مشترکی داشتیم. از طرف مجلس نیز رئیس وقت، یکی از نواب رئیس و چند تن از رؤسای کمیسیون‌ها حضور داشتند و من هم به عنوان رئیس مرکز پژوهش‌ها در جلسه حاضر بودم. مسئولان ارشد قوه قضائیه نیز در این نشست‌ها شرکت می‌کردند.

شب ۱۵ بهمن آخرین جلسه‌ای بود که برای عیدانه برگزار شد. جلسه خوب اداره شد و در پایان، یکی از نمایندگان مجلس گفت: «امیدواریم حالا که جلسه خیلی خوب برگزار شد، فردا هم در استیضاح جناب شیخ‌الاسلامی همین جو حاکم باشد.»

لاریجانی به احمدی نژاد گفت که نمایندگان خواستار استیضاح شده‌اند

* در آن جلسه بین آقای لاریجانی و احمدی‌نژاد تنشی ایجاد نشد و برخورد دو رئیس به چه صورت بود؟

تا آن لحظه همه چیز در جلسه به خوبی پیش می‌رفت؛ اما پس از این جمله آن نماینده، آقای احمدی‌نژاد گفت: «اگر رئیس بگذارد، خوب اداره شود، بله؛ ولی همه چیز زیر سر خود رئیس است.» آقای لاریجانی در پاسخ گفتند: «خیر، زیر سر من نیست؛ نمایندگان خواستار استیضاح شده‌اند و شما هم نخواستید موضوع را حل کنید.»

در آنجا من اجازه گرفتم و رو به آقای احمدی‌نژاد گفتم: «آقای احمدی‌نژاد، من نه می‌خواهم آخرت خودم را فدای شما کنم و نه فدای آقای لاریجانی. چند روز پیش از آن، ما در سفر سودان بودیم و خبر اعلام وصول استیضاح آقای شیخ‌الاسلام را همان‌جا شنیدیم. زمانی که این خبر به ما رسید، من در اتاق آقای لاریجانی بودم و ایشان با تاسف گفتند: «ای کاش این استیضاح اعلام وصول نمی‌شد.» در واقع آن جلسه علنی مجلس که استیضاح در آن اعلام وصول شد، به ریاست برادر عزیزم، حجت‌الاسلام والمسلمین ابوترابی‌فرد اداره می‌شد [و آقای لاریجانی نقشی در آن نداشتند.]»

با این گفتگوها، جروبحث‌ها در جلسه عیدانه آغاز شد. شهید لاریجانی هم چون اصولاً اهل مشاجره و جروبحث نبودند، بلند شدند و جلسه را ترک کردند؛ ایشان همیشه شب‌ها زود می‌خوابیدند و صبح زود برای رسیدگی به کارها بیدار می‌شدند. ما پس از رفتن ایشان، شاید حدود ۴۵ دقیقه دیگر همچنان ایستاده به بحث و گفتگو ادامه دادیم، اما شهید لاریجانی همان ابتدا رفتند.

29215

کد مطلب 2232750

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین