به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رئیس دفتر رئیسجمهور دوازدهم، توافق حاصل شده میان ایران و آمریکا را از موضع قدرت خواند و پرسید در شرایطی که بند به بند توافق مورد بررسی همه ارکان نظام قرار گرفته، چگونه برخی گروهها مخالف خوانی میکنند و اجازه موضعگیری به خود میدهند؟
به روایت ایرنا، محمود واعظی با اشاره به تحولات اخیر منطقه و تفاهم ایران و آمریکا اظهار کرد: در جریان تجاوز غیرقانونی ۴۰ روزه و پس از دو مرتبه حمله به میز گفت وگوهای صلحآمیز، که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام ظرفیتهای سیاسی، نظامی و رسانهای خود وارد میدان تقابل نظامی شدند، دو عامل نقش تعیینکنندهای در تغییر موازنه قدرت و شکلگیری وضعیت جدید ایفا کرد.
وی افزود: نخستین عامل که منجر به شکل گیری وضعیت جدید شد، قدرت بازدارندگی رزمندگان غیور ما در سپاه و ارتش و واکنشهای نامتقارن دقیق، حسابشده و بهموقع بود که با ابتکار عمل در مدیریت صحنه، میدان تقابل را از مراکز کشور و جغرافیای ایران به دریای جنوب، حوزه انرژی و اقتصاد جهانی منتقل کردند.
رئیس دفتر رییس جمهور در دولت دوازدهم اضافه کرد: این جابجایی هوشمندانه در عرصه درگیری، نهتنها محاسبات طرف مقابل را برهم زد، بلکه نشان داد ایران توانایی آن را دارد که در صورت لزوم، ابعاد بحران را به حوزههایی بکشاند که برای طرفهای مقابل هزینههای سنگین و پیشبینیناپذیر به همراه داشته باشد.
واعظی بیان کرد: از منظر تحلیلی، این تحول را میتوان نمونهای از بازآرایی میدان تقابل در چارچوب بازدارندگی فعال دانست؛ رویکردی که در آن بازیگر دفاعکننده، بهجای محدود ماندن در چارچوبهای تحمیلشده از سوی طرف متجاوز، با تغییر سطح و جغرافیای مواجهه، معادله هزینه ـ فایده را به زیان طرف مقابل بازتعریف میکند.
وی عنوان کرد: در چنین الگویی، انتقال کانون فشار از یک حوزه صرفاً نظامی به عرصههای پیوندخورده با منافع بازیگران، عملاً دامنه پیامدهای بحران را به سطح درگیری منطقهای فراتر برده و آن را در سطحی گستردهتر از تعاملات قرار میدهد.
این کارشناس مسائل بین الملل اضافه کرد: از این منظر، ابتکارات نامتقارن، نهتنها میتواند بهعنوان ابزاری برای ایجاد موازنه در برابر برتریهای نظامی یا فناورانه تفسیر شود، بلکه در سطحی گستردهتر بهمنزله ارسال پیامی بازدارنده به سایر بازیگران نیز عمل میکند، پیامی مبنی بر اینکه تداوم فشار یا تشدید اقدامات خصمانه، بهطور اجتنابناپذیر پیامدهایی فراتر از میدان محدود نبرد به همراه خواهد داشت.
واعظی یادآور شد: در نتیجه، جابجایی هوشمند اهداف بازدارنده از جمله بستن تنگه هرمز در مدیریت صحنه درگیری، علاوه بر آنکه ابتکار عمل را از دست طرف مقابل خارج کرد، موجب شد محاسبات راهبردی بازیگران مقابل، دستخوش بازنگری جدی شود.
وی ادامه داد: هنگامی که هزینههای بالقوه یک تقابل از مرزهای نظامی به حوزههای حیاتی اقتصاد جهانی و امنیت انرژی تسری مییابد، طبیعتاً تصمیمگیران طرف مقابل با واقعیتهایی مواجه میشوند که ادامه مسیر تقابل را از منظر عقلانیت راهبردی پرهزینه و فاقد توجیه میسازد و در نهایت میتواند آنان را به سمت پذیرش راهحلهای سیاسی و بازگشت به مسیر مذاکره سوق دهد.
واعظی حضور پرقدرت و معنادار مردم در حمایت از ایران، نظام و رزمندگان را دومین عاملی برشمرد که طرف آمریکایی را پای میز مذاکره کشاند و عنوان کرد: این حضور حماسی و فاخر، پیام روشنی از انسجام ملی و پشتیبانی اجتماعی از تصمیمات کلان کشور به طرف مقابل منتقل کرد. همبستگی اجتماعی، به موازات توانمندیهای میدانی، موجب شد طرف آمریکایی به این جمعبندی برسد که ادامه مسیر تقابل نهتنها دستاوردی برای آنان نخواهد داشت، بلکه میتواند هزینههای گستردهتری نیز به همراه داشته باشد.
واعظی با بیان اینکه برآیند این دو مؤلفه در نهایت آنان را به تکاپو برای برقراری آتشبس و بازگشت به مسیر گفتوگو واداشت، تصریح کرد: در عین حال باید توجه داشت که هیچ جنگی صرفاً با توقف درگیریها به نتیجه مطلوب نمیرسد، بلکه دستاوردهای میدان باید در فرآیند مذاکرات تثبیت و به امتیازاتی پایدار برای آینده کشور تبدیل شود. امری که خوشبختانه در این مقطع نیز مورد توجه قرار گرفت و بهدرستی پیگیری میشود.
وی ادامه داد: متأسفانه، ترامپ هیچگونه درس جدی از این جنگ ۴۰ روزه نگرفت و با وجود اینکه به هیچ یک از اهداف اعلامی خود دست نیافته بود، بنا داشت همان رویکرد غیرسازنده استفاده از قدرت از جمله فشار، تهدید و تحمیل را در میز مذاکرات نیز دنبال کند.
قائم مقام حزب اعتدال و توسعه خاطرنشان کرد: این در حالی است راهبردهایی که صرفاً بر ابزارهای قهری و فشارهای سیاسی و اقتصادی تکیه دارد، در برابر بازیگری که از ظرفیت بازدارندگی میدانی، انسجام داخلی، پشتوانه اجتماعی و ظرفیت تمدنی چند هزار ساله برخوردار است، الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمیشود. اصرار بر چنین رویکردی در عمل به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای جدیدی بود که در جریان این رویارویی پرهزینه شکل گرفت و نشان داد معادلات قدرت در منطقه را نمیتوان صرفاً از طریق تهدید یا تحمیل خواستهها در میز مذاکره مدیریت کرد.
وی با اشاره به اقدامات و رفتارهای رژیم صهیونیستی برای کارشکنی و اخلال در روند مذاکرات عنوان کرد: این رژیم با بهرهگیری از ابزارهای جنگ روانی، فضاسازی رسانهای انتشار روایتهای جعلی، ترور شخصیتی و ارعاب میکوشید فضای سیاسی پیرامون مذاکرات را ملتهب نگه دارد و مانع از شکلگیری شرایطی شود که یک توافق پایدار حاصل شود.
رئیس دفتر رییس جمهور در دولت دوازدهم با تاکید بر اینکه تداوم بحران و حفظ وضعیت بیثبات برای چنین بازیگری مزیت راهبردی محسوب میشود، بیان کرد: از همین رو این رژیم تلاش داشت با اثرگذاری بر فضای ادراکی، سیاسی و اقتصادی روند گفتوگوها را از مسیر طبیعی منحرف کرده و امکان دستیابی به تفاهمی باثبات را تضعیف کند.
واعظی اظهار کرد: هدف اصلی صهیونیستها این بود که بهجای تحقق رویکرد جمهوری اسلامی ایران که از همان روز نخست بر توقف کامل جنگ تأکید داشت، نوعی آتشبس شکننده و ناپایدار شکل بگیرد که ایران را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نگه دارد. چنین وضعیتی نامطلوبترین سناریو برای کشور بود؛ چراکه میتوانست هم امنیت ملی و هم ثبات اقتصادی و برنامهریزیهای بلندمدت کشور را با ابهام و فشارهای مستمر مواجه کند.
وی ادامه داد: از همین رو، تدابیر و تأکید درست جمهوری اسلامی ایران بر پایان روشن درگیری و دستیابی به توافقی مشخص و قابل اتکا، در چارچوب جلوگیری از شکلگیری یک بحران فرسایشی و مدیریتنشده قابل تقدیر است.
وزیر اسبق ارتباطات و فناوری اطلاعات معتقد است: تجربههای متعدد در منازعات منطقهای نشان داده است که وضعیت «نه جنگ، نه صلح» غالباً به ابزاری برای فرسایش تدریجی توان یک کشور تبدیل میشود، زیرا در چنین شرایطی طرف مقابل بدون پذیرش مسئولیت یک جنگ رسمی، میتواند از طریق فشارهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی، هزینههای مستمر بر کشور مقابل تحمیل کند.
وی افزود: در مقابل، جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد مشخص و مبتنی بر واقعیتهای میدانی خود را مطرح کرد. خوشبختانه با فشاری که در عرصههای مختلف وارد شد و همچنین با مانور سیاسی و دیپلماتیکی که صورت گرفت، در نهایت پیشنهاد ایران مورد پذیرش قرار گرفت و مسیر گفتوگوها بر همان مبنا ادامه یافت.
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: پس از این مرحله، هیأت مذاکرهکننده به ریاست آقای دکتر قالیباف به اسلامآباد رفت. این هیأت با اتکا به پشتوانه مردم و حمایت کامل نظام، از موضع اقتدار وارد مذاکرات شد و با صراحت و استحکام از منافع ملی کشور دفاع کرد.
واعظی با یادآوری اینکه در طول مذاکرات نیز هرجا که ضرورت ایجاب میکرد، روند گفتوگوها برای انجام مشورتهای بیشتر و بررسی دقیقتر برخی پیشنهادها متوقف میشد تا تصمیمگیریها با دقت، انسجام و هماهنگی کامل میان نهادهای ذیربط انجام گیرد، تاکید کرد: در ادامه مسیر نیز همواره مشاهده میکردیم که طرف مقابل تلاش دارد از ابزار نظامی بهعنوان اهرم فشار استفاده کند تا آنچه را که در میدان جنگ به دست نیاورده، از طریق مذاکرات صلح تأمین کند.
وی تصریح کرد: طبیعی است ملتی که در میدان نبرد امتیازی نداده و در برابر فشارها ایستادگی کرده، در میز مذاکره نیز حاضر به اعطای امتیاز نخواهد شد. این موضوع از نظر ما کاملاً روشن بود، اما به نظر میرسید طرف مقابل در درک این واقعیت دچار خطای محاسباتی شده است.
قائم مقام حزب اعتدال و توسعه اظهار کرد: این روند ادامه یافت تا زمانی که حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و حزبالله به اوج خود رسید. در این مقطع، اقدام ایران بار دیگر نشانهای روشن از قدرت و آمادگی کشور برای دفاع از منافع خود و حمایت راهبردی از محور مقاومت بود. در حالی که ترامپ بارها و در بیش از ۳۰ مورد ادعا کرده بود که توان نظامی ایران بهطور کامل از بین رفته است، جمهوری اسلامی ایران با اقتدار وارد میدان شد و نشان داد که این ادعاها بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، بخشی از جنگ روانی و تبلیغاتی طرف مقابل است.
واعظی افزود: راهبرد جمهوری اسلامی ایران در این مقطع آن بود که این پیام روشن را به رژیم صهیونیستی منتقل کند که ایران هر لحظه آمادگی دارد در برابر هرگونه اقدام خصمانه، ضربهای متقابل و متناسب وارد کند. پس از ارائه پیشنهادهای ایران، آمریکاییها برخلاف توافقات قبلی تلاش کردند شروط جدیدی را به روند مذاکرات اضافه کنند، اما این اقدام با مخالفت قاطع ما مواجه شد.
وی بیان کرد: این مسئله در نهایت به تهدید و سپس اقدام نظامی از سوی آنان انجامید، اما پاسخ ایران سریع، قاطع و مقتدرانه بود و بازتاب آن حتی در مواضع آقای ترامپ نیز قابل مشاهده است. در نهایت آمریکاییها پذیرفتند که راهی جز حرکت به سمت تفاهم و دستیابی به توافق بر پایه همان پیشنهاد اولیه جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.
رییس دفتر رییس جمهور در دولت دوازدهم با قدردانی از نقش سازنده پاکستان در پروسه میانجیگری و همچنین کمکهای مؤثر قطر در این زمینه گفت: بیتردید تلاشهای دیپلماتیک این دو کشور در فراهمسازی بستر گفتوگو و کاهش تنشها بسیار موثر بود. این نوع میانجیگریها نشان میدهد که کشورهای منطقه میتوانند با اتکا به ظرفیتهای دیپلماتیک خود، در مدیریت بحرانهای منطقهای نقشآفرین باشند و روند حل وفصل مسائل را از مسیرهای منطقهمحور تقویت سازند.
وی با تاکید بر اینکه توافقی که حاصل شد، توافقی از موضع قدرت بود، بیان کرد: همانگونه که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان جنگ با اتکا به حمایتهای کمنظیر مردم علیرغم برخی انتقادات و اختلاف سلیقهها و همراهی مسئولان عالیرتبه دولت و نظام ایستادگی کرد، در عرصه مذاکرات نیز با همان منطق و رویکرد وارد شد و تلاش کرد دستاوردهای میدانی را در قالب یک چارچوب سیاسی تثبیت کند.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دولت یازدهم تاکید کرد: مخالفتهایی که از همان روز نخست، چه در داخل و چه در خارج از کشور با این مذاکرات مطرح شد، امری قابل پیشبینی بود. رژیم صهیونیستی بهعنوان بازنده اصلی این جنگ که عملاً به هیچ یک از اهدافش نرسید، طبیعی است که با تمام توان برای به شکست کشاندن این مذاکرات تلاش کند.
واعظی با بیان اینکه هرگونه حرکت به سمت کاهش تنش و شکلگیری توافقی پایدار، با راهبرد این رژیم که بر استمرار بحران و بیثباتی در منطقه استوار است، در تعارض قرار دارد، بیان کرد: در داخل نیز برخی گروهها وجود دارند که خوشبختانه در حاکمیت حضور مؤثر ندارند و بیرون از ساختار رسمی فعالیت میکنند. به نظر من این اقلیت که همواره با هر اقدام سازنده و توسعه محور مخالفت میکنند، عملاً از سوی مردم طرد شدهاند.
این فعال سیاسی با بیان اینکه مذاکره، در کنار قدرت فزاینده نظامی-امنیتی، از ابزارهای اصلی تأمین منافع ملی بوده و تقابل میان این دو، یک دوگانهسازی نادرست است، یادآور شد: متأسفانه تا حدودی در رسانه ملی نیز شاهد بازتاب نگاه «نه به مذاکره» بودیم و در برخی برنامهها صرفا از همین افراد مخالف دعوت میشود تا دیدگاههای خود را مطرح کنند.
قائم مقام حزب اعتدال و توسعه تصریح کرد: در چنین مقاطعی انتظار میرود رسانه ملی با رویکردی متوازنتر، زمینه طرح دیدگاههای متکثر کارشناسی و اقناع افکار عمومی را برای حفظ وحدت و انسجام اجتماعی فراهم کند و از تفرقه و اختلاف در این شرایط حساس پرهیز کند.
وی درباره تغییر راهبرد دفاعی ایران در دو جنگ اخیر و عبور آن به سمت دفاع پیشدستانه به باور برخی کارشناسان گفت: جنگ ۱۲روزه یا آنچه از آن با عنوان «جنگ بهار» یاد میشود، به اعتقاد من در فاصله حدود هشت تا ۹ ماه بهطور مشخص از روز چهارم یا پنجم تیرماه تا هشتم اسفندماه فرصت استثنایی و کمنظیری برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرد. در این بازه زمانی، کشور توانست طراحی دقیقتری درباره نحوه مواجهه با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده انجام دهد؛ همزمان تلاشهای گستردهای برای شناسایی و رفع برخی ضعفهای نظامی-امنیتی صورت گرفت و در کنار آن، بر تقویت نقاط قوت و ظرفیتهای راهبردی کشور تمرکز شد.
واعظی ادامه داد: پس از پایان این دوره ۴۰ روزه، جمهوری اسلامی ایران برای آنکه به آمریکا، رژیم صهیونیستی و سایر کشورهای جهان نشان دهد ادعاهایی که درباره نابودی توان نظامی ایران مطرح میشود فاقد مبنای عینی است، دو اقدام مهم انجام داد که حامل پیامهای جدی و راهبردی بود. این اقدامات در ماهیت خود نوعی ابتکار عمل محسوب میشد؛ بهویژه در شرایطی که جنوب لبنان و ضاحیه بیروت بهشدت هدف حملات قرار گرفته بودند و برنامه دشمن بر تخریب گسترده و حتی اشغال این مناطق استوار بود.
وی افزود: حمله ایران به رژیم صهیونیستی رویدادی غیرمنتظره بود که نه این رژیم، نه آمریکاییها و نه سایر بازیگران بینالمللی انتظار وقوع آن را نداشتند. این عملیات نشاندهنده سطح بالای اعتمادبهنفس و خودباوری شکلگرفته در ارتش، سپاه و مجموعه نظام جمهوری اسلامی ایران است.
وی افزود: امیدوارم کشورهای منطقه نیز در جریان تحولات دو تا سه ماه اخیر، بهویژه در آن جنگ ۴۰ روزه، به این جمعبندی رسیده باشند که امنیت خریدنی نیست و نمیتوان آن را از دیگران مطالبه یا به تعبیر دقیقتر از آنان گدایی کرد.
وی ادامه داد: وقتی کشوری که در همسایگی ما پایگاه نظامی ایجاد کرده، حتی قادر به محافظت از پایگاه خودش نیست، چگونه میتواند امنیت سایر کشورها را تضمین کند؟ امنیت پایدار در غرب آسیا زمانی محقق میشود که کشورهای منطقه بهجای تکیه بر سازوکارهای امنیتی برونمنطقهای، به سمت همکاریهای درونمنطقهای و ترتیبات امنیت جمعی درون زا حرکت کنند.
وی عنوان کرد: زمینههای همکاری بین کشورهای منطقه فراهم است و میتوان با تکیه بر ظرفیتهای مشترک، آیندهای باثباتتر برای منطقه رقم زد. از این رو، همکاری با کشورهای منطقه میتواند امنیت آنان را نیز تضمین نماید. به همین دلیل انتظار میرود این کشورها به ایران بهعنوان دوستی که خواهان امنیت پایدار و همکاری منطقهای است، حساب ویژه باز کنند.
واعظی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود اینکه این توافق بنا به گفته آقای عراقچی محصول اجماع حاکمیت، از شورای عالی امنیت ملی تا نیروهای نظامی و انتظامی است، همچنان شاهد مخالفتهایی از سوی برخی جریانات هستیم، گفت: کسانی که با این توافق مخالفت میکنند، در واقع بیش از آنکه به منافع ملی بیندیشند، در چارچوب نگاههای جناحی و سیاسی و در آرزوی کسب قدرت مطلق موضعگیری میکنند. این در حالی است که مردم ما در طول بیش از ۱۰۰ روز، با وجود تمام مشکلات معیشتی و گلایههایی که قبل از جنگ از مسئولان داشتند، سطح بالایی از تمدن، درک و بلوغ سیاسی خود را نشان دادند.
وی افزود: مردم بهخوبی درک میکنند که وقتی دشمن به کشور حمله میکند، باید اختلافات داخلی را کنار گذاشت و با وحدت، انسجام و همبستگی یکپارچه از تمامیت ارضی و نظام دفاع کرد. این همان پیام بزرگی بود که ملت ایران در این مدت به جهان و به ویژه دشمنان مخابره کردند. در شرایطی که مردم چنین رفتار مسئولانه و آگاهانهای از خود نشان میدهند، جای تأسف است که اقلیتی تندرو با سوءاستفاده از تریبونهایی که دارند، پیامهای تفرقهآمیز ارسال میکنند.
قائم مقام حزب اعتدال و توسعه با یادآوری پیام رهبر انقلاب اسلامی به قوه مقننه مبنی بر اینکه این ایام، زمان وحدت و یکپارچگی است و نباید سخن، موضع یا اقدامی مطرح شود که به ایجاد تفرقه یا دوقطبی در کشور منجر شود، حتی اگر از نگاه گوینده آن سخن موجه تلقی گردد، بیان کرد: وقتی چنین موضع روشن و صریحی از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح میشود، این پرسش مطرح است که چگونه برخی افراد همچنان به خود اجازه میدهند در برابر این روند موضعگیری کنند؛ آن هم در شرایطی که این توافق بند به بند و با دقت فراوان مورد بررسی همه ارکان نظام قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه چنین رویکردی میتواند به تضعیف انسجام ملی منجر شود، گفت: امیدوارم این اقلیت هرچه زودتر متوجه شوند که نباید برای اهداف سیاسی و مطامع قدرت در برابر اراده و حرکت مردم عزیز و نجیب کشورمان بایستند، بلکه لازم است با این اراده عمومی همراه شوند و در مسیر تقویت وحدت و منافع ملی گام بردارند.
31216







نظر شما