به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در سال ۱۹۶۸، مخالفان دخالت آمریکا در جنگ ویتنام روزبهروز قدرت و نفوذ بیشتری پیدا میکردند. لیندون جانسون در فکر این بود که برای کمک به حزب خود در انتخابات ریاستجمهوری، آغاز مذاکرات صلح را اعلام کند.
بین پاییز ۱۹۶۴ و تابستان ۱۹۶۸، لیندون بی. جانسون، رئیسجمهور آمریکا، حضور نظامی ایالات متحده را در جنگ جاری ویتنام به طور چشمگیری افزایش داد. با این حال، حمله تت در ژانویه ۱۹۶۸ نشان داد که نیروهای کمونیست در ویتنام همچنان تهدیدی جدی و قدرتمند هستند و روشن کرد که گزارشهای آمریکایی مبنی بر اینکه پیروزی «قریبالوقوع» است، نادرست بودهاند. جانسون تصمیم گرفت آن سال برای انتخاب دوباره نامزد نشود و حزب دموکرات او در آشفتگی و بحران به سر میبرد. اما آیا یک اعلامیه لحظه آخری درباره جنگ ویتنام میتوانست به حزب جانسون کمک کند و یک دموکرات را در کاخ سفید نگه دارد؟ اگر رقیب جمهوریخواه، ریچارد نیکسون، میتوانست جلوی آن را بگیرد، هرگز! سال ۱۹۶۸ آغازگر سنتی شد که در انتخابات ریاستجمهوری به «غافلگیری اکتبر» معروف است.
جایی که گفته میشود یک کشتی آمریکایی توسط ویتنام شمالی مورد حمله قرار گرفته است.
منبع: PBS Learning Media
جنگ ویتنام
آمریکا از همان سال ۱۹۴۶ در درگیریهای مسلحانه ویتنام درگیر شد؛ زمانی که فرانسه تلاش کرد دوباره کنترل خود را بر مستعمرات سابقش در هندوچین فرانسه برقرار کند. هرچند استعمارگری در فضای پس از جنگ جهانی دوم چهره خوبی نداشت، بهویژه در شرایطی که بریتانیا در پی اعطای استقلال به هند بود، آمریکا از گسترش کمونیسم در هندوچین فرانسه هراس داشت. جنگ اول هندوچین با شکست فرانسه پایان یافت؛ فرانسه در سال ۱۹۵۴ از منطقه خارج شد و کشوری دوپاره بر جا گذاشت: کمونیستها کنترل ویتنام شمالی را در دست گرفتند و نیروهای غیرکمونیست بر ویتنام جنوبی حاکم شدند.
در سال ۱۹۵۶، پس از آنکه همهپرسی برنامهریزیشده برای اتحاد دوباره ویتنام زیر یک دولت واحد لغو شد، جنگ بار دیگر آغاز شد. آمریکا از ویتنام جنوبی حمایت میکرد و همانند جنگ کره که بهتازگی رخ داده بود، میخواست از گسترش کمونیسم جلوگیری کند. تا اوایل دهه ۱۹۶۰، آمریکا هزاران «مستشار نظامی» برای کمک به ویتنام جنوبی اعزام کرده بود. اما در اوت ۱۹۶۴، این جنگ به طور چشمگیری شدت گرفت؛ زیرا دولت لیندون بی. جانسون (LBJ) اعلام کرد که یک کشتی نیروی دریایی آمریکا در خلیج تونکین هدف حمله قایقهای توپدار ویتنام شمالی قرار گرفته است. کنگره نیز خیلی سریع «قطعنامه خلیج تونکین» را تصویب کرد و اختیارات نامحدودی برای بهراهانداختن جنگ به جانسون داد.
جایی که او به عنوان معاون جان اف کندی انتخاب شد.
منبع: کتابخانه ریاست جمهوری LBJ
پیروزی قاطع لیندون جانسون در انتخابات ۱۹۶۴
اختیارات فزاینده لیندون جانسون برای جنگافروزی، با محبوبیت بالای او بیش از پیش تقویت شد. او که رهبر اکثریت سنا و اهل تگزاس بود، در سال ۱۹۶۰ به عنوان معاون انتخاباتی جان اف. کندی، سناتور دیگر آمریکا، برگزیده شد و به این سیاستمدار اهل ماساچوست کمک کرد تا در پاییز همان سال در ایالتهای جنوبی پیروز شود. با ترور تراژیک کندی در نوامبر ۱۹۶۳، جانسون رئیسجمهور شد. او با ادامه وفادارانه میراث سلف خود در زمینه حقوق مدنی، حمایت اعضای تیم کندی را به دست آورد. از آنجا که جانسون کمتر از یک سال از نخستین دوره ریاستجمهوری کندی را سپری کرده بود، تصمیم داشت در سال ۱۹۶۴ برای یک دوره ریاستجمهوری مستقل خود نامزد شود.
جانسون که در سال ۱۹۶۴ به سبب مواضع قدرتمندش در حمایت از حقوق مدنی و رفاه اجتماعی شناخته میشد و اصلاحات قانونگذاری او از «قانون حقوق مدنی» گرفته تا «جنگ با فقر» و «مدیکر» [برنامه ملی بیمه تامین اجتماعی] را در بر میگرفت، در میان رأیدهندگان بسیار محبوب بود. جمهوریخواهان، سناتور بهشدت محافظهکار آمریکا، بری گلدواتر از آریزونا را به عنوان نامزد ریاستجمهوری خود برگزیدند، اما او در صندوقهای رأی عملکرد ضعیفی داشت. گلدواتر به صورت چهرهای مخالف حقوق مدنی و ملیگرایی تهاجمی تصویر شد که شاید حتی موجب آغاز یک جنگ هستهای با اتحاد شوروی شود. برخی معتقدند تبلیغ معروف «دیزی» که گلدواتر را به داشتن گرایشهای جنگطلبانه متهم میکرد، به جانسون کمک کرد تا یکی از بزرگترین پیروزیهای قاطع انتخاباتی را به دست آورد.
منبع: ارتش ایالات متحده
حمله تت و شکاف اعتبار
جانسون پس از پیروزی در انتخابات و انتخاب دوباره در سال ۱۹۶۴، بهسرعت روند تشدید دخالت آمریکا در ویتنام را آغاز کرد؛ اقدامی که از این جهت طعنهآمیز بود که او پیشتر رقیب جمهوریخواه خود، بری گلدواتر، را به عنوان فردی جنگطلب مورد انتقاد قرار داده بود. عملیاتهایی مانند «رولینگ تاندر» در سال ۱۹۶۵ باعث افزایش عملیات مستقیم آمریکا علیه ویتنام شمالی شد. در سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ نیز شمار بیشتری از سربازان آمریکایی در تلاش برای یافتن و نابود کردن چریکهای کمونیست ویتکنگ در ویتنام جنوبی وارد عمل شدند. هرچند برتریهای فناورانه آمریکا میتوانست در نبردهای رو در رو و آشکار، ویتکنگ (VC) و ارتش ویتنام شمالی (NVA) را درهم بشکند، اما جنگ چریکی باعث میشد آمریکا اغلب نتواند ضربههای قاطع و مؤثری به دشمنانش وارد کند.
منبع: رادیو ملی عمومی (NPR)
در این دوره از تشدید جنگ، با افزایش تلفات آمریکاییها، حمایت عمومی از جنگ رو به کاهش گذاشت. دولت جانسون اصرار داشت که پیروزی نزدیک است و «آمار کشتهها» را بهعنوان مدرکی مطرح میکرد که نشان دهد کمونیستها در حال تمام کردن نیروی انسانی خود هستند. با این حال، حمله تت در ۳۰ ژانویه ۱۹۶۸ [۱۰ بهمن ۱۳۴۶] آشکار کرد که کمونیستها بههیچوجه شکست نخوردهاند و هنوز میتوانند هر زمان که بخواهند حمله کنند. هرچند آمریکا و ویتنام جنوبی موفق شدند این حمله را دفع کنند، اما این یورشها باور تازه بسیاری از آمریکاییها را تثبیت کرد که جنگ ویتنام به یک بنبست خونین و فرسایشی تبدیل شده است. درنتیجه، شکافی در اعتماد و اعتبار میان افکار عمومی و دولت جانسون به وجود آمد...
در انتخابات مقدماتی دموکراتها در سال ۱۹۶۸، پس از کسب آرای قوی در نیوهمپشایر.
منبع: NPR
مارس ۱۹۶۸: عجایب مککارتی و کنارهگیری جانسون
با وجود شوک ناشی از حمله تت، البیجی (لیندون جانسون) قصد داشت در پاییز همان سال دوباره برای انتخاب شدن نامزد شود. از آنجا که او کمتر از یک سال از دوره ریاستجمهوری کندی را گذرانده بود، طبق متمم بیستودوم قانون اساسی آمریکا واجد شرایط بود که دو دوره کامل ریاستجمهوریِ خودش را داشته باشد. اما انتخابات مقدماتی ریاستجمهوریِ حزب دموکرات خیلی زود نشان داد که جانسون در داخل حزب خودش هم رقیبان جدی و قابلاعتنایی دارد. سناتور ضد جنگ آمریکا، یوجین مککارتی (دموکرات از مینهسوتا)، در نوامبر ۱۹۶۷ نامزدی خود را اعلام، و حمله تت محبوبیت پیام او را بیشتر کرد. مککارتی میخواست دخالت آمریکا در جنگ پایان یابد و مردم هم به حرفش گوش میدادند.
در مارس ۱۹۶۸، مککارتی در انتخابات مقدماتی ریاستجمهوریِ نیوهمپشایر به طرزی شگفتانگیز ۴۲ درصد آرا را به دست آورد. این نتیجه نشان داد که ممکن است جانسون واقعاً نتواند نامزدی حزب را قطعی کند؛ اتفاقی که در دوران مدرن بیسابقه بود. سناتور رابرت اف. کندی (دموکرات از ماساچوست) نیز نامزدی خود برای ریاستجمهوری را اعلام کرد و بدین ترتیب جانسون با دومین رقیب بزرگ روبهرو شد. با وجود دو رقیب و افزایش احساسات ضد جنگ، جانسون به طور علنی اعلام کرد که برای انتخاب دوباره نامزد نخواهد شد. او حمایت خود را پشتِ معاونش، هیوبرت هامفری، قرار داد.
در شیکاگو در اوت ۱۹۶۸.
منبع: پروژه شیکاگو ۰۰
اوت ۱۹۶۸: آشفتگی دموکراتها در مجمع حزبی
در آوریل ۱۹۶۸، رهبر حقوق مدنی، دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور، در ممفیس ایالت تنسی ترور شد. دو ماه بعد، رابرت اف. کندی، نامزد ریاستجمهوری، در کالیفرنیا به قتل رسید. بسیاری از آمریکاییها، بهویژه جوانان، در بهت و اندوه این دو فاجعه همزمان فرو رفتند. با ادامه اعتراضات ضد جنگ، تنشها در طول تابستان افزایش یافت و حتی موجی از اعتراضات بینالمللی با محوریت احساسات ضد جنگ و ضد نژادپرستی شکل گرفت. جوانان خشمگین بودند و احساس میکردند دولت بیتفاوت، سرکوبگر و حتی بیرحم است.
مجمع ملی حزب دموکرات (DNC) در سال ۱۹۶۸ در شیکاگو برگزار شد و معترضان ضد جنگ به آنجا سرازیر شدند. نیروهای پلیس و گارد ملی برای یک رویارویی آماده شدند و به آنها دستور داده شد که علیه معترضان از زور استفاده کنند. در ۲۸ اوت [۶ شهریور ۱۳۴۷]، در جریان برگزاری مجمع، پلیس با معترضان درگیر شد و تصاویر این خشونت به صورت زنده در سراسر جهان پخش شد. مجمع ملی دموکراتها، هیوبرت هامفری را به عنوان نامزد ریاستجمهوری حزب انتخاب کرد... آن هم با وجود اینکه هامفری در هیچکدام از انتخاباتهای مقدماتی شرکت نکرده بود! این اقدام خشم بسیاری از دموکراتهای ضد جنگ را برانگیخت و درنهایت منجر به آن شد که هر دو حزب بزرگ متعهد شوند که هنگام تعیین نامزدها، به نتایج انتخابات مقدماتی ریاستجمهوری پایبند بمانند.
انتخابات عمومی ۱۹۶۸: نیکسون قدرت میگیرد
هامفری اکنون در کارزار اصلی انتخابات با نامزد جمهوریخواهان، ریچارد ام. نیکسون، معاون پیشین رئیسجمهور، روبهرو شد. نیکسون با شعار «قانون و نظم» وارد کارزار شد و دموکراتها و لیبرالها را به خاطر بیثبات کردن کشور از طریق اعتراضات و افراطگرایی مورد انتقاد قرار داد. او مدعی بود که نماینده «اکثریت خاموش» آمریکاییهایی است که خواهان نظم و ثبات هستند. پس از سالها اعتراض و شورش، چه ضد جنگ و چه مرتبط با مسائل نژادی، بسیاری از رأیدهندگان طبقه متوسط از پیام نیکسون حمایت کردند. آشوبهای مجمع ملی دموکراتها جذابیت دموکراتها را بیش از پیش خدشهدار کرد و نیکسون با افتخار اعلام کرد که جمهوریخواهان میدانند چگونه امور را به شیوهای مسالمتآمیز و منظم اداره کنند.
با این حال، با آغاز فصل پاییز، حمایت اولیه از نیکسون رو به کاهش گذاشت. او علیرغم تلاشهایش نتوانست آرای جوانان را به دست آورد، بهویژه زمانی که کارزار انتخاباتیاش آنها را مقصر افراطگرایی دانست. بسیاری از میانهروها نیز از انتقاد نیکسون از جوانان خوششان نیامد و همین امر باعث شد بخشی از حمایتها دوباره به سمت هامفری بازگردد. در ماههای پایانی کارزار، هم نیکسون و هم هامفری شروع به ترویج یک ایده مشترک کردند: پایان دادن به جنگ ویتنام. این ایده از محبوبیت گستردهای برخوردار بود و نامزدی قدرتمند جورج والاس به عنوان نماینده حزب سوم، زمانی لطمه دید که معاون او، ژنرال پیشین نیروی هوایی، پیشنهاد تشدید جنگ با استفاده از سلاحهای هستهای را داد.
توقف موقت بمباران ویتنام شمالی توسط آمریکا را اعلام میکند.
منبع: رادیو عمومی نیویورک
اکتبر ۱۹۶۸: جانسون و مذاکرات صلح
اگر دولت جانسون میتوانست دستاورد مهمی در پایان دادن به دخالت ایالات متحده در ویتنام اعلام کند، شاید این کار برای تغییر نتیجه انتخابات به نفع هامفری (کسی که در سپتامبر به جانسون اطلاع داده بود در صورت پیروزی در انتخابات، بمباران ویتنام شمالی را متوقف خواهد کرد) کافی می بود. این اقدام میتوانست به نجات میراث خدشهدار لیندون جانسون کمک کند و تحقیرِ ناشی از ناچاری او برای کنارهگیری از رقابتهای انتخاباتی سال ۱۹۶۸ را جبران نماید. جانسون پیگیر مذاکرات صلح با ویتنام شمالی شد؛ مذاکراتی که قرار بود در پاریسِ فرانسه برگزار شود. «توافقنامههای صلح پاریس» در ماه مه ۱۹۶۸ با اولین گفتوگوی غیررسمی میان ویتنام شمالی و ائتلافِ ویتنام جنوبی و ایالات متحده آغاز شد.
تلاش برای صلح، موضوعی پیچیده و بسیار حساس بود. دولت جانسون میخواست از جنگ خارج شود، اما به صورت آبرومندانه. ویتنام جنوبی از خروج ایالات متحده هراس داشت، چرا که این امر به معنای از دست دادن حمایت نظامی بینظیر آمریکا بود. از سوی دیگر، ویتنام شمالی خواهان توقف بمبارانهای ویرانگر ایالات متحده بود، اما خود را محق میدانست که ویتنام را تحت یک دولت واحد، مجدداً متحد کند. در ۳۰ اکتبر [۸ آبان ۱۳۴۷]، تنها چند روز پیش از انتخابات ۱۹۶۸، جانسون اعلامیهای را ضبط کرد تا در چارچوب روند مذاکرات صلح، توقف کامل عملیات بمباران بر فراز ویتنام شمالی را اعلام کند. این پیام روز بعد پخش شد.
در ژوئن ۱۹۶۹.
منبع: کتابخانه و موزه ریاست جمهوری ریچارد نیکسون
نیکسون (به ادعایی برخی) مذاکرات صلح را به شکست میکشاند
با وجود اعلامیه عمومی جانسون مبنی بر توقف عملیات بمباران، رهبران ویتنام جنوبی از چشمانداز صلح با ویتنام شمالی استقبال پرشورانهای نکردند. جانسون با کمال ناامیدی دریافت که هم هیوبرت هامفری، معاون فعلیاش، و هم ریچارد نیکسون، معاون پیشین رئیسجمهور، از طریق کانالهای پشت پرده به روند صلح دسترسی دارند. و نیکسون، رقیب هامفری و دولت جانسون، ظاهراً با پیشنهاد امتیازات بهتر به نگوین وان تیو، رئیسجمهور ویتنام جنوبی، در حال کارشکنی در مذاکرات صلح بود.
رابطِ نیکسون در این ماجرا، «آنا شنولت» بود؛ زنی که برای جمهوریخواهان کمک مالی جمع میکرد، در چین متولد شده بود و همسر قهرمان جنگ جهانی دوم، «کلر لی شنولت» (ژنرال نیروی هوایی ارتش آمریکا که فرماندهی خلبانان داوطلب «ببرهای پرنده» را برعهده داشت)، بود. شنولت که بیوهای صاحبنفوذ بود، طبق ادعاها از «بوی دیم»، سفیر ویتنام جنوبی در واشنگتن، استفاده کرد تا پیشنهاد نیکسون را به دست آنها برساند. وعده این بود که اگر تیو مذاکرات صلحِ جاری تحت نظر دولت جانسون را به شکست میکشاند، نیکسون در مذاکرات آینده با خواستههای بیشتری از تیو موافقت خواهد کرد. همانطور که انتظار میرفت، تیو در مراسم آغازین توافقنامههای صلح پاریس حاضر نشد.
در مسیر مراسم تحلیف خود در ۲۰ ژانویه ۱۹۶۹. منبع: آرشیو ملی
۵ نوامبر ۱۹۶۸: نیکسون در کالج انتخاباتی پیروزی بزرگی کسب کرد
جانسون ظاهراً در ۲۹ اکتبر ۱۹۶۸ از کل ماجرا باخبر شد. اگرچه رئیسجمهور از ارتباطات پشتپرده نیکسون با تیو به خشم آمده بود، اما موضوع را علنی نکرد. افشای رفتار «خیانتکارانه» نیکسون ممکن بود پای نحوه اطلاع جانسون از این موضوع را نیز به میان بکشد... یعنی استفاده از نهادهای دولتی آمریکا برای جاسوسی از رقبای سیاسی داخلی و متحدان خارجی. انتشار این خبر میتوانست به همان اندازه که برای نیکسون و جمهوریخواهان مخرب بود، برای جانسون و دموکراتها نیز زیانبار باشد. علاوه بر این، نیکسون آماده بود تا اتهامات را قویاً رد کند، به این معنی که اثبات این موضوع پیش از روز انتخابات بعید به نظر میرسید.
در ۵ نوامبر ۱۹۶۸ [۱۴ آبان ۱۳۴۷]، نیکسون با اختلاف اندکی در آرای مردمی، هیوبرت هامفری را شکست داد، اما در کالج انتخاباتی (الکترال کالج) عملکرد بسیار خوبی داشت. این انتخابات شکستی دردناک برای بسیاری از دموکراتها بود که حس میکردند انتخاب نیکسون به معنای رد کردن بخش عمدهای از تلاشهای آنها در زمینه سیاستهای حقوق مدنی و رفاه اجتماعی است. با توجه به اینکه نیکسون تنها با حدود ۵۰۰ هزار رأی اختلاف، از میان بیش از ۶۳ میلیون رأیِ ریختهشده به نام این دو نفر، از هامفری پیشی گرفت، قابل تصور است که اگر تیو در «توافقنامههای صلح پاریس» حضور پررنگتری داشت، نتیجه انتخابات میتوانست به نفع هامفری تغییر کند. در ژانویه ۱۹۷۳، دولت نیکسون سرانجام به دخالت ایالات متحده در جنگ ویتنام پایان داد.
استراتژی غافلگیری اکتبر
افشای اطلاعات مهم و تکاندهندهی سیاسی در اواخر اکتبر، یعنی تنها یک یا دو هفته پیش از روز انتخابات در اوایل نوامبر، که امروزه «غافلگیری اکتبر» نامیده میشود. زمانبندی برای به حداکثر رساندن تأثیر چنین اطلاعاتی بر رأیدهندگان حیاتی است: انتشار زودهنگام خبر ممکن است باعث شود که هیجان و احساسات اولیه تا روز انتخابات فروکش کند و انتشار دیرهنگام آن نیز ممکن است به این معنا باشد که تعداد بسیار کمی از رأیدهندگان، پیش از رفتن به پای صندوقهای رأی تحت تأثیر آن قرار میگیرند. این اصطلاح در سال ۱۹۸۰، زمانی که یک رقیب جمهوریخواه - مشابه سال ۱۹۶۸ - ظاهراً از کانالهای دیپلماتیک پشتپرده برای خرابکاری در یکی از اهداف سیاست خارجیِ رئیسجمهورِ دموکراتِ وقت استفاده کرد، بر سر زبانها افتاد...
منبع: thecollector.com
۲۵۹







نظر شما