خبرآنلاین - فاطمه غریبی: فردین قریشی، کارشناس روابط بینالملل و عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفتوگو با خبرآنلاین با ارزیابی یادداشت تفاهم ۱۴ بندی ایران و آمریکا برای پایان جنگ، این سند را شاهدی بر پیروزی ایران توصیف کرد.
او با اشاره به اینکه از منظر رئالیستی، پیروزی به معنای تحمیل اراده بر دشمن و کسب دستاوردهای راهبردی ملموس است، تأکید کرد ایران در هر دو زمینه به موفقیتهای مهمی دست یافته است.
به گفته قریشی، ایران در مجموع منفعت بیشتری از این تفاهم برده است؛ چرا که امتیاز اصلی تهران، تقید به عدم ساخت یا تهیه سلاح هستهای، پیشتر نیز در مذاکرات قبل از جنگ روی میز بوده و در مقابل، آمریکا از بخش مهمی از مطالبات حداکثری خود عقب نشسته است.
در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با فردین قریشی، عضو هیئت علمی دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مطالعه میکنید.
پیروزی تاریخی ایران در جنگ
*** تفاهمنامه میان ایران و ایالات متحده چه دلالتی بر شکست یا پیروزی در این جنگ دارد؟
مشخص شد که برخلاف تصور دشمن کارآمدی سیستماتیک نظام قائم به فرد نیستبه لطف خداوند متعال، متن یادداشت تفاهم چهاردهبندی ایران و آمریکا برای پایان جنگ، نشاندهنده پیروزی تاریخی ایران در این جنگ است.
آمریکا که در ابتدای جنگ خواهان تسلیم بیقیدوشرط ایران بود یا میخواست نظام جمهوری اسلامی ایران را در سه چهار روز ساقط کند و با روی کار آوردن یک دولت دستنشانده، خواستههای خود را در زمینههای انرژی هستهای، توانمندی موشکی و نفوذ منطقهای به کشور ما تحمیل نماید، امروز پای میز مذاکره نشسته و حاضر شده است علاوه بر پذیرش مواضع پیشاجنگ ایران، حقوق تازهای را نیز برای ما از جمله در تنگه هرمز و در زمینه تامین مالی هزینههای بازسازی به رسمیت بشناسد.
شرایط جدید محصول عوامل متعددی است که مهمترین آنها عبارتند از دفاع نامتقارن ایران، موفقیت نیروهای مسلح در کنترل تنگه هرمز، تابآوری مردم و حضور خیابانی آنان برای دفاع از نظام جمهوری اسلامی و عزت کشور و همچنین مشخص شد که برخلاف تصور دشمن کارآمدی سیستماتیک نظام قائم به فرد نیست و البته هزینههای اقتصادی فزاینده جنگ برای آمریکا و اقتصاد جهان. از زاویه دید رئالیستی، پیروزی به معنای تحمیل اراده بر دشمن و کسب دستاوردهای راهبردی ملموس است، ایران در هر دو زمینه موفقیتهای بسیار مهمی به دست آورده است.
*** آیا منافع ایران و مطالبات نظام در این تفاهمنامه لحاظ شده است؟
جنگ چیزی را به ایران تحمیل نکرده است؛ در حالیکه با مرور تفاهمنامه و بررسی خواستههای پیش از جنگ و در حین جنگ آمریکا میتوان به نحو آشکاری دریافت که آمریکا از بسیاری از خواستههای خود صرف نظر کرده استبله، منافع ایران و مطالبات نظام به شکل قابلتوجهی لحاظ شدهاند. بر اساس مفاد یادداشت تفاهم امتیازات متعددی برای ایران لحاظ شده است. آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تعلیق تحریمهای نفتی در کوتاهمدت به دست میآید.
شرط لغو تحریمها علیه ایران
در صورت موفقیت مذاکرات تحریمهای موجود رفع میشوند. همچنین آمریکا متعهد به تهیه سازوکاری برای تأمین ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی و توسعه در ایران است.
ضرورت خودداری آمریکا از اقدامات ضدحاکمیتی و ضدامنیت ملی ایران، عقبنشینی اسرائیل از لبنان و پذیرش مدیریت ایران و عمان بر تنگه هرمز نیز از موارد دیگر است. این امتیازات، محورهای مهمی از مطالبات امنیتی و اقتصادی ایران را در شرایط جاری پوشش میدهد.
*** ایران منفعت بیشتری از این تفاهمنامه برده است یا آمریکا؟
به وضوح ایران منفعت بیشتری برده است. ایران امتیازی که میدهد تقید به عدم ساخت و یا تهیه سلاح هستهای است. در این زمینه البته مثل دوره ماقبل جنگ از حقوق خود در زمینه غنیسازی اورانیوم صرف نظر نمیکند و حتی خروج اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده موجود را از کشور نپذیرفته و البته حاضر شده است در داخل کشور به رقیقسازی آن اقدام کند.
اما اینها مواردی است که ایران در مذاکرات پیش از جنگ نیز حاضر به قبول آنها بوده است. لذا جنگ چیزی را به ایران تحمیل نکرده است؛ در حالیکه با مرور تفاهمنامه و بررسی خواستههای پیش از جنگ و در حین جنگ آمریکا میتوان به نحو آشکاری دریافت که آمریکا از بسیاری از خواستههای خود صرف نظر کرده است.
*** آیا امضای تفاهمنامه خواست نظام بود، یا اینکه به ادعای عدهای از جریانهای سیاسی تحمیل نظر بخشی از دولت به نظام؟
مقامات مختلف به نحو شخصی و انفرادی نظراتی دارند، اما امروز همگی در مسیر تصمیمی عمل میکنند که خروجی دستگاه بوروکراتیک تصمیمگیری کشور در موضوع مورد بحث استتصمیمگیری در نظام جمهوری اسلامی سازوکار مشخصی دارد. این موضوع در شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسیده و تصمیمات این شورا بدون تأیید رهبری اعتباری ندارد.
پس مباحثی که در خصوص تفاوت دیدگاه دولت و نظام در این خصوص طرح میشود چندان معتبر نیست. اولا دولت خود جزو نظام است و ثانیا اینکه دولت بهتنهایی در این خصوص صلاحیت تصمیم گیری ندارد و باید در چارچوب قانونی پیشبینیشده عمل کند.
بنابراین تصمیم اتخاذ شده برآمده از سازوکار تصمیمگیری در کلیت نظام جمهوری اسلامی است. البته بدیهی است که مقامات مختلف به نحو شخصی و انفرادی نظراتی دارند، اما امروز همگی در مسیر تصمیمی عمل میکنند که خروجی دستگاه بوروکراتیک تصمیمگیری کشور در موضوع مورد بحث است.
*** انگیزه اردوکشیهای خیابانی و اعتراضات به قالیباف، عراقچی و پزشکیان در آستانه و پس از امضای این توافقنامه چیست؟
تنوع آرا اگر منتهی به درگیری و نزاع و شکستن اتخاد کشور در برابر دشمن شود، نتیجه بسیار مضر و خطرناکی به بار مینشاندبه نظر من اشکالی ندارد. اولا حاکی از این است که در کشور ما اکثریت آرا و دیدگاهها تا حد زیادی امکان حضور و نقش آفرینی دارند.
تعدد آرا مولود علائق و منافع متعارضی است که وجود آنها در زندگی اجتماعی اجتنابناپذیر است. ثانیاً اینکه فشار این بخش از نیروهای اجتماعی سبب میشود دشمن تا حدی راحتتر در عرصه دیپلماسی امتیاز دهد. چرا که دشمن متقاعد میشود که به خاطر وجود زمینه اجتماعی شدیداً مخالف، دیپلماتهای ما نمیتوانند از حد مشخصی بیشتر انعطاف نشاندهند. اما باید توجه داشت که تنوع آرا اگر منتهی به درگیری و نزاع و شکستن اتحاد کشور در برابر دشمن شود، نتیجه بسیار مضر و خطرناکی به بار مینشاند.
به پایداری توافق امیدوار هستم
اما موضع شخصی بنده این است که باید در ارزیابی شرایط واقعبین بود و از فرصتهای دیپلماتیک بهره مناسبی گرفت. نباید فکر کنیم هرگونه مذاکره و توافق پذیرش شکست و یا تسلیم است و یا اینکه میتوان در مذاکره به ۱۰۰ درصد خواستهها نائل آمد. باید دید در شرایط حاضر و با امکانات موجود مناسبترین گزینه کدام است. در عینحال هرچند ما در مقام نقد و ارزیابی آزادیم، اما وقتی کشور تصمیم به اقدامی میگیرد، حق کارشکنی عملی نداریم و ورود در چنین عرصهای حتی میتواند از مصادیق اعمال مجرمانه محسوب شود.
*** فکر میکنید این تفاهم و مذاکرات پس از آن پایدار بماند یا خیر؟ موانع مقابل پایداری توافق چیست؟
من به پایداری توافق امیدوار هستم. چرا که به نظر میآید در گذشته علت اصلی ناپایداری توافقات عدم توازن قدرت بوده است.
در موقعیت جدید توانمندی ایران در کنترل تنگه هرمز، ضامن مناسبی برای ملزم ساختن حریف به ایفای تعهدات خویش است. دشمن میداند که این بار بدعهدی هزینه قابل توجهی در پی خواهد داشت. از این رو فکر میکنم رویکرد آمریکا به ایران ممکن است به نحو اساسی تغییر کند. به این معنا که پس از این به خاطر مأیوس شدن از براندازی نظام و یا اجبار آن به تغییر رفتار، احتمالا به سمت پذیرش موجودیت مستقل جمهوری اسلامی و بررسی شرایط همکاری و شراکت با آن پیش خواهد رفت.
البته این موضوع به رای و گرایش جمهوری اسلامی نیز بستگی دارد. همانگونه که چین پس از حصول اطمینان نسبی در خصوص تضمین امنیت خویش به همکاری اقتصادی با غرب روی آورد و امروز رقیب اصلی آمریکا در مناسبات قدرت در سطح جهانی است، ایران نیز میتواند در شرایط جدید و از موضع اقتدار پای در مسیر توسعه و شکوفایی اقتصادی نهاده، از فرصتهای جدید در روابط خویش با جهان استفاده و موقعیت خود را برای دستیابی به اهداف آتی خود ارتقا دهد. البته این نگرش با چالشهایی نیز مواجه است که نقش مخرب اسرائیل عمدهترین آنهاست.
۳۱۲/۴۲







نظر شما