به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روز شنبه سیام خرداد ۱۳۶۰، یکی از پرتنشترین روزهای تاریخ سیاسی پس از انقلاب بود؛ روزی که منازعه چندماهه میان ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیسجمهوری ایران، با نیروهای اصلی حاکمیت، مجلس و جریانهای انقلابی، از سطح جدال سیاسی و پارلمانی به خیابانهای تهران کشیده شد. در فاصله کمتر از ۲۴ ساعت، پایتخت شاهد راهپیماییهای هواداران بنیصدر و سازمان مجاهدین خلق، درگیریهای گسترده خیابانی، تیراندازی، آتشزدن خودروها و اتوبوسها، زخمی شدن دهها نفر و انتقال اجساد به پزشکی قانونی بود. فردای آن روز، مجلس شورای اسلامی در جلسهای به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی، طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر را بررسی کرد و با اکثریت قاطع به برکناری سیاسی او رأی داد؛ تصمیمی که یک روز بعد با حکم امام خمینی به عزل رسمی بنیصدر از ریاستجمهوری انجامید.
برای فهم آنچه در خیابانهای تهران در ۳۰ خرداد رخ داد، باید آن روز را در متن بحران سیاسی آن مقطع دید. بنیصدر پس از ماهها اختلاف با حزب جمهوری اسلامی، مجلس، نخستوزیر محمدعلی رجایی و نیروهای نزدیک به امام خمینی، در موقعیتی قرار گرفته بود که پایگاه رسمی قدرتش بهشدت تضعیف شده بود. همزمان، سازمان مجاهدین خلق که در ماههای پیش از آن در منازعات سیاسی نقش فعالی داشت، در کنار بنیصدر قرار گرفته بود و شکاف سیاسی موجود را به خیابان منتقل میکرد مجاهدین خلق به همراه گروه پیکار، روز۳۰ خرداد، با انتشار اطلاعیهای هواداران خود را به حضور خیابانی در حمایت از بنیصدر فراخواندند و از «عملیات مسلحانه» سخن گفتند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)

بیش از ۱۷ نفر کشته شدند
براساس گزارش روزنامه اطلاعات، بعدازظهر شنبه ۳۰ خرداد، در پی انتشار اطلاعیه سیاسی ـ نظامی مجاهدین خلق، درگیریهایی در سطح شهر تهران آغاز شد که بهسرعت ابعاد وسیعتری پیدا کرد. این روزنامه نوشت که هواداران مجاهدین خلق، گروه پیکار و بنیصدر در نقاط مختلف، بهویژه مرکز شهر، وارد خیابان شدند و با انواع سلاحهای سرد و گرم با مخالفان خود و نیروهای حاضر در صحنه درگیر شدند. در این گزارش آمده بود که در جریان ناآرامیها بیش از ۲۰ اتوبوس، مینیبوس و اتومبیل شخصی تخریب یا به آتش کشیده شد و بیش از ۱۷ نفر کشته شدند که ۱۴ نفر آنان از نیروهای سپاه پاسداران معرفی شده بودند. اطلاعات همچنین شمار مجروحان را بیش از ۱۰۰ نفر اعلام کرد و از کشته شدن چند نفر دیگر نیز خبر داد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
کانون اصلی درگیریها در گزارشهای آن روز، محدوده مرکزی تهران، از خیابان جمهوری و میدان انقلاب تا چهارراه ولیعصر، میدان ولیعصر، خیابان طالقانی، میدان فردوسی، خیابان کریمخان و میدان هفتم تیر کنونی بود. روزنامه اطلاعات زمان آغاز جدیتر درگیریها را حدود ساعت چهار بعدازظهر گزارش کرد؛ زمانی که، به نوشته این روزنامه، در محدوده چهارراه ولیعصر و میدان ولیعصر، تراکتها و اعلامیههایی پخش شد و خیابانهای مرکزی تهران به صحنه زد و خورد تبدیل گردید. در همین گزارش، از آتشزدن دهها خودرو، اتوبوس، مینیبوس و خودروهای وابسته به نهادهای انقلابی سخن گفته شد و حوادث آن روز «درگیریهای خونین» توصیف شد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)

چهارراه ولیعصر
در چهارراه ولیعصر، به روایت خبرنگاران اطلاعات، حدود ساعت چهار بعدازظهر گروهی از هواداران گروهها، در حالی که شعارهایی در حمایت از بنیصدر میدادند، تعدادی از دکههای خیابانی و مبل و صندلی را به وسط خیابان کشاندند و آتش زدند. اندکی بعد، حدود ساعت ۱۶:۳۰، گروهی نزدیک به صد نفر از نیروهای موسوم به حزبالله در برابر آنان صفآرایی کردند. گزارش اطلاعات مدعی بود که نیروهای حزبالله از مسلحانه بودن درگیری اطلاع نداشتند و پس از مواجهه با آتش سلاح، عقب نشستند. در همین درگیریها دو نفر از ناحیه پا با گلوله زخمی شدند و چند نفر دیگر بر اثر ضربات چاقو، تیغ موکتبری و دیگر سلاحهای سرد مجروح شدند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
همان محدوده، بهویژه چهارراه و میدان ولیعصر، یکی از صحنههای پرتکرار گزارشهاست. اطلاعات نوشت که حدود هزار نفر از تظاهرکنندگان هوادار بنیصدر، با سنگ، چوب و سلاح سرد در خیابان حضور داشتند. آنان یک اتوبوس دوطبقه پر از مسافر را متوقف کردند، مسافران را پیاده کردند، شعارهایی علیه دولت و مقامات بر بدنه آن نوشتند و لاستیکهای اتوبوس را با کارد بریدند. به نوشته این روزنامه، اندکی بعد مخالفان بنیصدر روی همان اتوبوس نوشتند: «این سند جنایت بنیصدر». در ساعت ۱۷:۴۵ نیز گزارش شد که تظاهرکنندگان به یک مینیبوس حامل گروهی از زنان موسوم به «خواهران حزباللهی» حمله کردند و با پرتاب سنگ، شیشههای آن را شکستند؛ در این حمله چند نفر مجروح شدند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)

خیابان جمهوری
گزارشهای خیابان جمهوری نیز تصویری از شروع زودهنگام درگیریها ارائه میدهد. به روایت خبرنگار اطلاعات، حوالی ساعت سه بعدازظهر گروهی از مجاهدین خلق، پیکاریها و هواداران بنیصدر از تقاطع خیابان جمهوری به سوی میدان انقلاب حرکت کردند و شعارهایی چون... «مرگ بر...»، «درود بر بنیصدر»، «استقلال، آزادی، حمایتت میکنیم» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» سر دادند. آنان پس از طی مسافتی با گروهی دیگر که تصاویر بهشتی، رجایی و خامنهای را در دست داشتند و شعار «حزب فقط حزبالله» میدادند، روبهرو شدند. دو طرف با چاقو، اشیای برنده، سنگ و چوب درگیر شدند و به نوشته اطلاعات، عدهای نیز بر اثر شلیک گلوله زخمی شدند. این زد و خورد با تیراندازی هوایی پاسداران پایان یافت و هواداران بنیصدر از محدوده میدان انقلاب پراکنده شدند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)

میدان ولیعصر
در میدان ولیعصر، روایتها از تداوم درگیری تا عصر حکایت داشت. خبرنگار اطلاعات در ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر گزارش داد که تظاهرکنندگان در تقاطع خیابان ولیعصر و طالقانی با کشاندن دکهها و وسایل به وسط خیابان و آتشزدن آنها، عبور و مرور خودروها را مختل کردند. در همین محدوده صدای تیراندازی شدید شنیده میشد و گزارشها مدعی بود که برخی تظاهرکنندگان هوادار بنیصدر و مجاهدین خلق با اسلحه کمری به سوی پاسداران و مخالفان بنیصدر تیراندازی میکردند. راننده اورژانس منطقه نیز به خبرنگار اطلاعات گفت تا آن زمان ۱۵ مجروح از این خیابان به بیمارستانهای امیراعلم، فیروزگر و امید منتقل شدهاند که حدود هشت نفر بر اثر اصابت گلوله و دیگران با سنگ، چوب و چاقو زخمی شده بودند؛ حال دو نفر از مجروحان نیز وخیم گزارش شد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
در ساعت شش بعدازظهر، بنا بر گزارش اطلاعات، درگیری در میدان ولیعصر همچنان ادامه داشت. گروهی از یکی از خیابانهای فرعی به سوی میدان حرکت کردند و علیه بهشتی و دیگر مسئولان کشور شعار دادند. آنان در نزدیکی میدان با نیروهای حزبالله درگیر شدند. مأموران انتظامی برای متفرق کردن جمعیت وارد عمل شدند، اما درگیری به خشونت کشیده شد و حدود ۹ نفر، از جمله دو مأمور پلیس، زخمی شدند و یک نفر نیز کشته شد. این روایت، میدان ولیعصر را نه فقط محل تجمع، بلکه یکی از نقاط اصلی زد و خورد مسلحانه و خیابانی در آن روز نشان میدهد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
خیابان طالقانی
خیابان طالقانی نیز در همان ساعات وضعیت مشابهی داشت. خبرنگار اطلاعات در ساعت ۱۸:۳۰ گزارش داد که یک مینیبوس متعلق به سازمان صنایع ملی ایران توسط هواداران مجاهدین خلق به آتش کشیده شد و دود غلیظی سراسر خیابان را فرا گرفت. در همان محل، مقداری خون روی آسفالت خیابان دیده میشد و کنار آن نوشته شده بود: «این خون یک برادر حزباللهی است که در پشت جبهه به طرز غریبانهای شهید شده است.».(اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)

میدان فردوسی
در میدان فردوسی، صحنه خیابان پس از چند ساعت تغییر کرده بود. اطلاعات گزارش داد که ساعت ۱۸:۲۵ گروهی از مردم در میدان فردوسی شعارهایی علیه بنیصدر سر دادند و با فریاد «مرگ بر بنیصدر» و «خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم» در خیابان قرنی راهپیمایی کردند. در ساعت ۱۹ نیز جمعیتی حدود ۱۵۰۰ نفر در میدان فردوسی شعار «با روح خدا هر که درافتاد، ورافتاد» میدادند و بنا بر همین گزارش در آن زمان اثری از هواداران بنیصدر در میدان دیده نمیشد. همزمان، گروههایی از موتورسواران با شعار «حزب فقط حزبالله» و «مرگ بر بنیصدر» در خیابانهای تهران حرکت میکردند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
میدان هفتم تیر و کریمخان
یکی دیگر از نقاط مهم درگیری، میدان رضاییها، یعنی میدان هفتم تیر کنونی، و خیابان کریمخان زند بود. به نوشته اطلاعات، عصر ۳۰ خرداد، هواداران مجاهدین خلق از سمت شمال بزرگراه مدرس وارد میدان شدند و شعارهایی علیه بهشتی، رفسنجانی و خامنهای سر دادند. سپس به ساختمان بنیاد شهید حمله کردند و با سنگ و چوب شیشههای آن را شکستند. پاسداران مستقر در ساختمان برای مقابله با تظاهرکنندگان و متفرق کردن آنان تیراندازی هوایی کردند. در ادامه، گروههایی از نیروهای حزبالله با وانتبار وارد میدان شدند و با شعار «مرگ بر بنیصدر» به تظاهرکنندگان حمله کردند. دامنه درگیری به خیابان کریمخان زند و خیابانهای اطراف کشیده شد. بر اساس همین گزارش، تظاهرکنندگان در خیابان کریمخان دو موتورسیکلت متعلق به نیروهای حزبالله را آتش زدند و راهبندان مصنوعی ایجاد کردند. شمار مجروحان این محدوده حدود ۳۰ نفر و احتمال کشتهشدن یک نفر گزارش شد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
خیابان ایرانشهر
در خیابان ایرانشهر نیز روایتی از محاصره یک خانه منتشر شد. به گزارش اطلاعات، ساعت ۵:۳۰ بعدازظهر خانهای در نبش خیابان ایرانشهر که تعدادی از هواداران مجاهدین خلق در آن جمع شده بودند، توسط نیروهای حزبالله محاصره شد. شیشههای خانه کاملاً شکسته شده بود و پس از چند ساعت درگیری، حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر بازداشت و به نیروهای انتظامی و پاسداران تحویل داده شدند.
گیشا
در گیشا نیز شامگاه همان روز، گروهی از هواداران مجاهدین خلق و گروههای دیگر در حمایت از بنیصدر راهپیمایی کردند که با نیروهای حزبالله درگیر شدند و حدود ۲۰ نفر از آنان توسط پاسداران دستگیر شدند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
نظامآباد
دامنه درگیریها به شرق تهران نیز رسید. در تقاطع خیابان نظامآباد و خیابان انقلاب، به روایت خبرنگار اطلاعات، گروهی از هواداران مجاهدین خلق با شعار علیه مسئولان کشور، لاستیکهایی را در وسط خیابان آتش زدند و راهبندان ایجاد کردند. پس از مدتی گروهی از نیروهای حزبالله با شعار «خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم» از میدان امام خمینی به سمت محل حرکت کردند و با مجاهدین خلق درگیر شدند. دو طرف با سنگ، چوب و اشیای برنده به هم حمله کردند و سرانجام با تیراندازی هوایی پاسداران و پرتاب گاز اشکآور متفرق شدند. در این درگیری نیز تعدادی زخمی شدند. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
آمار مجروحان و کشتهشدگان در گزارشهای صبح ۳۱ خرداد همچنان در حال تکمیل بود. اطلاعات نوشت که خبرنگارش بامداد ۳۱ خرداد با تماس تلفنی اطلاع یافته که در بیمارستانهای فیروزگر، امید، جرجانی، امیراعلم، امام خمینی، سینا، نجمیه، جم و مسمومین، بیش از ۱۰۰ نفر مجروح مراجعه کردهاند. بسیاری از مجروحان به صورت سرپایی درمان شده بودند و ۱۵ نفر به علت اصابت گلوله بستری بودند. در خبر دیگری، خبرنگار اطلاعات ساعت ۷:۵۰ صبح از پزشکی قانونی گزارش داد که از زمان آغاز درگیریها تا آن لحظه ۱۶ جسد به پزشکی قانونی منتقل شده است. یکی از کشتهشدگان شناساییشده، فردی به نام مازندرانی، مسئول بنیاد شهید تهران معرفی شد. (اطلاعات، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)
واکنش دفتر امام خمینی
دفتر امام خمینی نیز در واکنش به حوادث ۳۰ خرداد، روز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ اطلاعیهای منتشر کرد و کشتهشدگان این حوادث را «شهدای راه اسلام» خواند. در این اطلاعیه، اقدامات مجاهدین خلق «جنایت» توصیف شد و آمده بود که آنان «به عنوان طرفداری از آقای بنیصدر در مرای و منظر مردم شکم دریدند و سر بریدند و اسید بر روی پسران و دختران معصوم پاشیدند.» دفتر امام ضمن ابراز تأثر از این رویداد، شهادت قربانیان را به خانوادههای آنان تسلیت گفت. (کیهان، دوشنبه ۱ تیر ۱۳۶۰، ص ۲)
این واکنشها نشان میداد که حوادث خیابانی ۳۰ خرداد تنها یک درگیری محدود شهری تلقی نمیشود، بلکه از نگاه حاکمیت، نشانهای از ورود رسمی سازمان مجاهدین خلق به مرحله تقابل مسلحانه با جمهوری اسلامی بود؛ مرحلهای که در ماههای بعد به موجی از عملیاتهای خشونتآمیز، ترورهای سیاسی و درگیریهای امنیتی در سراسر کشور انجامید.
نمایندگان مجلس به عدم کفایت سیاسی بنیصدر رأی دادند
فردای آن روز، مجلس شورای اسلامی صحنه بازتاب سیاسی و رسمی حوادث خیابانی شد. در جلسه یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، طرح عدم کفایت سیاسی بنیصدر بررسی شد. هادی غفاری، نماینده مجلس، در سخنانی کوتاه به حوادث روز قبل پرداخت و گفت: «من دیشب تا صبح نخوابیدم و اجساد برادران پاسدار را جابجا میکردم تا نام آنهارا پیدا کنم و به پزشکی قانونی بردم و تمام لباسهایم خونی است که وقتی امروز به مجلس آمدم آنها را عوض کردم... دیروز [۳۰ خرداد ۶۰] رهبری عملیات را در خیابان مصدق [ولیعصر کنونی] خانم بنیصدر در اتومبل ضدگلوله دولت در دست داشت. وی با یک اتومبیل بنز ضدگلوله که تحویل رئیسجمهوری شده بود و راننده آن شخصی به نام حسینی بود شعارهایی از آن به نفع بنیصدر پخش میشد.... ۵ نفر از دستگیرشدگان که هماکنون در زندان به سر میبرند عبارتاند از: ۱- خانم بنیصدر ۲- خانم غضنفرپور ۳- آقای حسینی و دو نفر دیگر از منسوبین بنیصدر. در اتومبیل بنز آنان مقدار زیادی سکههای ۲۰ ریالی پیدا شد که نمونه آن را در اینجا به نظر شما نمایندگان مجلس برسانم. از این سکهها با تلفنهای عمومی شهرستانها تماس میگرفتند چون به وسیله تلفنهای دیگر ارتباط مشکل بود.» (کیهان، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ ص ۲)
هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، نیز در همان جلسه به حوادث ۳۰ خرداد اشاره کرد و آن را در پیوند مستقیم با بحث عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور دانست. او گفت «خبر آشوب دیروز مجاهدین و اقلیتهای فدایی را به نام رئیسجمهور در حال عزل» شنیدهاید و این رخداد را «بهترین گواه عدم کفایت رئیسجمهور» خواند. هاشمی همچنین از نگرانی امام خمینی نسبت به ارتباط بنیصدر با گروههای مسلح سخن گفت و نقل کرد: امام از برقراری روابط نزدیک بین این ارگان مخرب و رئیسجمهور نیز بسیار ناراحت بود و یک روز در حضور من که آقای بازرگان نیز حضور داشت امام با اوقات تلخی به آقای بنیصدر گفت از جرایم شما این است که با این گروهها ارتباط دارید. بنیصدر گفت: چه رابطهای؟ من فقط به آنها اسلحه دادم که از خودشان دفاع کنند. امام با عصبانیت گفتند به درک که جانشان در خطر است شما به آنها اسلحه میدهید که از جانشان دفاع کنند؟ اما آقای بنیصدر با تمام این حرفها موضع خود را عوض نکرد.» هاشمی در ادامه، سازمان مجاهدین خلق را «محارب» و «مخرب» خواند و خواستار برخورد قاطع با آنان شد. (کیهان، یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، ص ۲)
سرانجام رأیگیری نهایی در پایان جلسه انجام شد و نتیجه آن نشاندهنده اجماع گسترده نمایندگان علیه رئیسجمهور بود: از میان ۱۹۰ نماینده حاضر، ۱۷۷ نفر به عدم کفایت سیاسی بنیصدر رأی مثبت دادند، تنها یک نفر رأی مخالف داد و ۱۲ نفر نیز رأی ممتنع دادند. (اطلاعات، دوشنبه ۱ تیر ۱۳۶۰، ص ۲)
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پس از رأی مجلس مبنی بر عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور، تصمیم نهایی باید از سوی رهبر انقلاب اتخاذ میشد. از همین رو، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، طی نامهای رسمی نتیجه رأی مجلس را به امام خمینی اعلام کرد و خواستار اتخاذ تصمیم نهایی شد. در این نامه آمده بود که مجلس پس از بحث و بررسی گسترده، به این نتیجه رسیده است که ابوالحسن بنیصدر برای ادامه ریاستجمهوری «کفایت سیاسی ندارد» و بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی، این موضوع برای تصمیمگیری نهایی به رهبر انقلاب ارجاع میشود. (اطلاعات، دوشنبه ۱ تیر ۱۳۶۰، ص ۲)

صدور حکم عزل بنیصدر از سوی امام
یک روز بعد، در اول تیر ۱۳۶۰، امام خمینی در پاسخ به این نامه، با صدور حکمی کوتاه و صریح، بنیصدر را از مقام ریاستجمهوری عزل کرد. در متن حکم آمده بود: «پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه آقای ابوالحسن بنیصدر برای ریاستجمهوری ایران کفایت سیاسی ندارد، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم.» (اطلاعات، دوشنبه ۱ تیر ۱۳۶۰، ص ۲)
به این ترتیب، کمتر از ۴۸ ساعت پس از درگیریهای خونین خیابانی در تهران، نخستین رئیسجمهور جمهوری اسلامی از قدرت کنار گذاشته شد؛ رخدادی که نقطه عطفی در تحولات سیاسی سالهای نخست انقلاب به شمار میآید.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران تاریخ سیاسی ایران، ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آغاز رسمی فاز مسلحانه سازمان مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی بود؛ نقطهای که شکافهای سیاسی سالهای نخست انقلاب را به مرحله رویارویی خشونتآمیز رساند. در سوی دیگر، حاکمیت نیز از همان زمان این رخداد را نشانهای از «محاربه» و اقدام مسلحانه علیه نظام دانست و مسیر برخورد قاطع امنیتی و قضایی با این سازمان را در پیش گرفت.
۲۵۹







نظر شما