به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سایت مشق نو، در معرفی این کتاب این سوال را مطرح می کند که چرا خواندن این کتاب کم حجم دارای اهمیت است؟ مشق نو در پاسخ می نویسد:
ما در عصری زندگی میکنیم که زیرِ بمبارانِ بیامانِ «جهاننگریِ نئوداروینی» قرار داریم. سالهاست که زیستشناسانِ فروکاستگرا (مثل ریچارد داوکینز) در گوشِ ما میخوانند که جهان هیچ غایت و هدفی ندارد؛ انسان چیزی نیست جز یک پستاندارِ پیشرفته، و تمامِ مفاهیمِ باارزشی مثل «اخلاق»، «فداکاری» و «عدالت»، صرفاً توهماتی هستند که ژنهای ما برای بقای بیشتر در مغزمان سیمکشی کردهاند!

این نگاهِ سرد و مکانیکی به انسان، در نهایت ما را به یک «نیهیلیسم اخلاقی و سیاسیِ کُشنده» کشانده است؛ جهانی که در آن هیچ خیرِ مطلقی وجود ندارد و همهچیز به تنازعِ بقا و قدرت تقلیل یافته است. اینجاست که رانلد دورکین وارد میدان میشود! دورکین در این کتابِ درخشان که در واپسین روزهای عمرش نوشت، به مصاف این جهاننگری فروکاستگرا و ماتریالیستی میرود. او میگوید: نه! جهان، صرفاً مشتی اتمِ کور و جهشهای تصادفی ژنتیکی نیست.
دورکین استدلال میکند که شما میتوانید به خداوند شخصوار (به معنای سنتی و فقهی آن) باور نداشته باشید، اما همچنان یک «نگرش عمیقاً دینی» به جهان داشته باشید. نگرش دینی از نظر او یعنی پذیرش دو حقیقتِ رهاییبخش:
۱. زندگیِ انسان یک ارزشِ ذاتی و عینی دارد (ارزشی مستقل از بازیِ بقا و توهمِ ژنها).
۲. خود کیهان، در ذاتِ خود، موجودیتی شکوهمند، زیبا و حیرتانگیز است که ما در برابرِ آن حسِ «خشوع» داریم.
دورکین در این کتاب به ما یادآوری میکند که «خوبی» و «اخلاق»، ترفند طبیعت برای زنده ماندن ما نیستند؛ بلکه حقایق عینی این جهاناند. او با قدرت تمام، امر قدسی و معنوی را از چنگالِ جزماندیشیِ مذهبی از یکسو، و پوچگراییِ علمی/تکاملی از سوی دیگر، نجات میدهد.
چرا خواندن این کتاب برای ما جذاب است؟
ما دهههاست در میانهی یک دعوای خستهکننده گرفتاریم: یا باید تمامِ بستهبندیِ سنت را بپذیریم، یا اگر از آن عبور کردیم، به دامانِ یک نیهیلیسمِ سردِ مادیگرایانه بیفتیم که همهچیز را بیمعنا میکند. دورکین به ما یاد میدهد که یک «راهِ سوم» وجود دارد: میتوان بدون دگماتیسم، جهان را همچنان رازآلود، باشکوه و سرشار از مسئولیتِ اخلاقی دید.
۲۱۶۲۱۶








نظر شما