خانم‌ها در سینما باید مراقب خود باشند تا آسیب نبینند/ «پلان آخر بازی» فیلمی درباره تعاملات انسانی است

مرجان قمری درباره مصائب بازیگری در سینمای ایران و حضورش در فیلم سینمایی «پلان آخر بازی» گفت و خاطرنشان کرد که این فیلم، اثری درباره تعاملات انسانی است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، فیلم سینمایی «پلان آخر بازی» به کارگردانی پیمان شاهبد این روزها در سینماهای گروه هنر و تجربه در حال اکران است. در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون مرجان قمری، اتابک نادری، مریم قاسمی، مسیحا یوسفی، ندا جلالی، بهرام نوروزی، جلال اعتصامی، آرمان پیراسته، عادل خندان، سولماز نادری، کیمیا حاجی ابراهیمی، صبا فدایی حسینی، پیمان دارابیان و رضا مؤمنی ایفای نقش کرده‌اند.

در خلاصه داستان «پلان آخر بازی» آمده است: «پس از غیبتی طولانی، بازیگری مشهور، بار دیگر به دنیای سینما بازمی‌گردد تا در فیلمی، بازی کند. در روایت زندگی کارگردان، بازیگران و عواملی که در راه لوکیشن فیلم‌برداری هستند، رگه‌های مشترکی پدید می‌آید؛ تا آنها در آخرین برداشت‌های پلان آخر، به مفاهیم تازه‌ای از زندگی برسند.»

به بهانه اکران این اثر سینمایی با مرجان قمری گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

موضوع فیلم «پلان آخر بازی» چیست؟ چه چالش‌ها و اتفاقاتی در فیلم و ایفای نقش وجود داشت؟ 

این فیلم درباره تعاملات انسانی است، اینکه همه انسان‌های یک مجموعه، علی‌رغم اختلاف‌نظرهای زیاد، مسائل و مشکلات شخصی، وقتی برای انجام کاری، کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و هدف مشترکی دارند، تمام مصائب مسیر را با یکدیگر طاقت می‌آورند و در نهایت با رسیدن به هدف موردنظر، به شناخت تازه‌ای از یکدیگر دست پیدا می‌کنند. بزرگ‌ترین چالش ما در ساخت این فیلم، فضای جاده‌ای در فصل زمستان بود. لوکیشن بیشتر صحنه‌ها هم که متحرک و در اتوبوسی شهری و پر سروصدا در جاده‌ای بیابانی شد.

نقش خانم فرزانه - بازیگری معروف - که بعد از مدتی دوری از سینما، دوباره برای نقشی پرچالش انتخاب شده و به اصرار دخترش این نقش را پذیرفته است را بازی کردم. سعی کردم کاراکتر فرزانه را کاملاً رئال بازی کنم و زمانی که در غالب آذر – دیگر نقش فیلم - قرار می‌گیرم، جوری بازی کنم که کاملاً مشهود باشد که دارم نقش بازی می‌کنم. امیدوارم که در این آزمون، موفق شده باشم.

برای بچه‌هایی که می‌خواهند وارد بازیگری شوند چه پیشنهادی دارید؟

اول اینکه حتماً از طریق دانشگاه و یا کلاس‌های بازیگری، شروع کنند. بازیگری یک فن و یک هنر است. باید در قدم اول، دنبال یادگرفتن الفبای درست بازیگری باشند، علم بازیگری را فرابگیرند و فکر نکنند کار ساده‌ای است. مطالعه خیلی زیادی لازم دارد. هم مطالعه کتاب و هم مطالعه رفتار مردم جامعه در موقعیت‌های مختلف، هم مطالعه فیلم‌های تراز اول دنیا... بازیگر مدام در حال یادگیری و جمع‌آوری اطلاعات و اندوخته‌هاست، بازیگری، فراتر از دیالوگ گفتن صرف است، اینکه فکر کنیم بازیگری کاری ندارد و ما هم می‌توانیم از عهده‌اش برآییم یک تفکر غلط و خطرناک است، می‌گویم خطرناک، چون اگر با این ذهنیت وارد شویم، خیلی زود سرخورده و کم‌کم حذف می‌شویم.

روابط چطور؟ به نظر شما روابط می‌تواند برای بازیگر شدن کمک‌کننده باشد؟

اتفاقاً پاسخ قبلی من، یک دوما هم داشت. دوم اینکه هر وقت علم بازیگری را یاد گرفتیم باید راه ورود به این مارکت و ماندگارشدن را هم یاد بگیریم. بله، بعضی‌ها با رابطه وارد می‌شوند که به نظر من هیچ اشکالی ندارد، هر چقدر این رابطه دوستانه ولی در چهارچوب انسانی باشد ماندگاری بیشتری دارد. بله، برای اینکه تهیه‌کننده‌ها، کارگردان‌ها و دستیاران، شما را فراموش نکنند باید ارتباط را حفظ کرد، البته جوری که سوءتفاهم ایجاد نکند، شما به‌عنوان کسی که هنر بازیگری را خیلی خوب ارائه می‌دهد باید بتوانید دیگران را پرزنت کنید تا بتوانید کار بگیرید؛ ولی باید حواستان باشد کرامت شخصیتی شما آسیب نبیند، چون اگر شخصیت شما کوچک شود، خیلی زود از این چرخه، خارج خواهید شد.

این مسیر برای خانم‌ها راحت‌تر است یا آقایان؟

اکثر قریب به‌اتفاق صاحبان کار، آقا هستند و من به‌عنوان یک خانم تا حدی می‌توانم با صاحبان کار ارتباط بگیرم، و من باید از شخصیت خودم هم مراقبت کنم، باید حواسم باشد که صمیمیت زیادی ایجاد نکنم، چون ممکنه سوءتفاهم ایجاد شود یا حتی حرف و حدیثی پیش بیاید، پس باید قوانینی داشته باشم و ضمن احترام، رابطه دوستانه هم ایجاد کنم. البته دارم درباره خانم‌هایی حرف می‌زنم که فقط متکی به قدرت بازیگری خود هستند و فقط می‌خواهند هنر بازیگری خود را عرضه کنند؛ ولی آقایان محدودیت‌های کمتری دارند، خیلی راحت می‌توانند با صاحبان کار دوست شوند، تماس بگیرند، پیام بدهند و مدام جلوی چشم آنها باشند بدون اینکه نگران چیزی باشند. پس من نظرم این است که ورود و ماندگاری برای آقایان راحت‌تر است.

آیا پیش آمده که نقشی به واسطه عوامل یا آشنایی، تغییر کند یا  فردی سفارش شده آن را ایفا کند؟

این اتفاق فقط در این کار  و حرفه پیش نمی‌آید. شما فرض کن فردی یک شرکت ساختمانی راه‌اندازی می‌کند، وقتی در خانواده و یا فامیل، مهندس، حسابدار و... دارد. آن‌ها را استخدام ‌می‌کند، پس در سینما هم شاید منطقی باشد که اول به خانواده، دوستان و آشنا فکر کنند، این خیلی عجیب نیست، پس من پذیرفتم که ممکن است این اتفاق بیفتد.

یعنی واقعا موردی باعث ناراحتی شما نشده؟

خدا می‌داند که چقدر ناراحت شدم و دلم شکست، ولی خیلی زود با قضیه کنار اومدم. به خودم گفتم که در همه حرفه‌ها از این اتفاق‌ها پیش می‌آید، البته معتقدم اگر نقشی حق الهی من باشد، حتما آن نقش را به من می‌دهند؛ اصلا شک نکنید.

شما در فیلم «پلان آخر بازی»، نقش اصلی فیلم هستین، چرا کمتر در نقش اصلی پروژه‌ها حضور دارید؟

شاید هنوز هنرمندان سینما، اعتماد زیادی به من ندارند، شاید پارامترهای انتخاب بازیگر برای نقش‌های اصلی چیزهایی باشه که در من نیست.

مثل چه مواردی؟

مثلاً چهره. نسل جوان و نوجوان جامعه تعریف خاصی از زیبایی و جذابیت دارند، پس می‌روند، هزینه می‌کنند تا فیلمی را ببینند که در آن بازیگر زیبایی که با سلیقه آن‌ها جور است. خب، یک تولیدکننده فیلم هم دوست دارد فیلمش فروش داشته باشد، بنابراین طبق سلیقه جامعه پیش می‌رود، من نمی‌خواهم بگم این غلط یا درست است، صرفاً به سؤال شما پاسخ می‌دهم. شاید، هنوز فکر می‌کنند من به‌عنوان نقش اصلی نمی‌توانم تماشاگر را تا آخر کار نگه دارم، شاید هم در ایجاد روابط ضعیفم، شاید هم هنوز نوبتم نشده، شاید هم کلاً قرار است در همین اندازه باشم؛ نمی‌دانم. فقط می‌دانم هر روز، تلاش می‌کنم که بازیگر توانمندتری شوم، تلاش می‌کنم تولیدکننده‌های فیلم را به این باور برسانم که از عهدة هر نقشی به بهترین شکل ممکن برمی‌آیم، جوری که نتوانند هیچ بازیگر دیگری را برای نقشی که من بازی کردم، تصور کنند.

در آخر اگر نکته و حرفی باقی مانده، بفرمایید.

کار در سینما بسیار سخت است.  اگر عشقی عمیق در آدم نباشد امکان ندارد که دوام آورد. بچه‌های سینما عاشقانه در سرما و گرما کار می‌کنند و گاهی در شرایط خیلی سخت همچنان ادامه می‌دهند و در ساخت یک فیلم مشارکت می‌کنند. دم آن‌ها گرم... پس، اگر کسی این عشق عمیق را در وجودش حس می‌کند باید شروع به یادگیری بازیگری سینما کند. بازیگری، علم، صبر و عشق زیاد می‌خواهد، امیدوارم که روزبه‌روز سینمای ایران شکوفاتر شود و عاشقان کاربلد بیشتری وارد این عرصه شوند، تا باد، چنین بادا.

59243

کد مطلب 2240047

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین