راهکارهای ارتباط سازنده و صمیمانه با فرزند

ارتباط سازنده با نوجوان با احترام، همدلی، گفت‌وگوی شفاف و حفظ استقلال و حریم خصوصی او، اعتماد و صمیمیت خانواده را تقویت می‌کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:

پرسش :

 رابطه من و فرزندم خوب نیست. احساس می‌کنم نه من حرف او را می‌فهمم و نه او حرف مرا؛ چکار کنم تا بتوانم ارتباطی سازنده و صمیمانه با او داشته باشم؟

پاسخ:

یکی از چالش‌های والدین در برخی خانواده‌های امروزی، برقراری ارتباطی مؤثر، سازنده و پویا با فرزندان است. این مهم فراتر از محبت و خیرخواهی صرف، نیازمند کسب مهارت‌های ارتباطی خاصی است که با شناخت نیازهای روانی و رشدی فرزندان همراه باشد. در این نوشتار به مجموعه‌ای از نکات کاربردی اشاره می‌شود که توجه و کاربست آنها می‌تواند زمینه‌ساز ارتباطی صمیمانه، احترام‌آمیز و پایدار میان والدین و فرزندان گردد.

1. پرهیز از ملامت‌گری در برابر خطاها

فرزندان در برهه‌های مختلف رشد به‌ویژه دوران نوجوانی، خطاها و اشتباه‌های مکرری دارند که این امر نه‌تنها طبیعی، بلکه از اقتضائات انسان‌ است. ملامت و سرزنش بی‌وقفه در مواجهه با هر خطایی، نه‌تنها اثر بازدارندگی ندارد، بلکه به‌تدریج سبب کاهش اعتمادبه‌نفس و افزایش احساس گناه و حقارت در فرزند می‌شود و او را از والدین جدا می‌کند و موجب به‌وجودآمدن فاصله و شکاف و اختلاف میان آنها می‌شود. در روایتی آمده است: «ملامت زیاد، دشمنی می‌آورد» (1).

2. تکریم شخصیت و تفکیک آن از رفتار

هنگام بروز خطا، شایسته است ابتدا از ویژگی‌های مثبت شخصیتی فرزند یاد شود تا او احساس ارزشمندی کند؛ سپس رفتار نادرستش به گونۀ غیرتحقیرآمیز تذکر داده شود. میان «شخصیت» و «رفتار» باید تفکیک قائل شد تا اصل شخصیت فرزند مخدوش و تخریب نشود و او احساس نکند که تمام وجودش زیر سؤال رفته است. این رویکرد، زمینه را برای پذیرش تذکر و اصلاح رفتار فراهم می‌کند.

3. پرهیز از تجسس بی‌جا در امور دینی

پس از واگذاری تکالیف دینی، پیگیری انجام آنها ضروری است؛ اما تجسس درباره صحت و سقم ادعای فرزند در انجام تکالیف ممکن است به مرور زمان سبب نفرت او از دستورات دینی یا والدین شود. بهتر است با اعتماد به سخن فرزند و با پیش‌فرض صداقت او، از کنجکاوی افراطی پرهیز شود. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که پس از پرسش از نماز فرزندان، به پاسخ «خواندم» بسنده می‌کردند و هیچ‌گونه بازجویی و کنجکاوی نمی‌کردند (2).

4. پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی

برای برقراری ارتباطی مؤثر با نوجوان یا جوان باید ادراکی دقیق از شرایط زندگی، دغدغه‌ها و دنیای درونی او به ‌دست آورد. والدین با پاسخ به پرسش‌های زیر می‌توانند میزان شناخت خود را از فرزندشان ارزیابی کنند:

* فرزند شما بیشتر انرژی خود را صرف چه کاری می‌کند؟

* چه مسائل شخصی او را درگیر کرده است؟

* چه چیزهایی او را آزرده‌خاطر می‌کند؟

* چه کسانی بیش از همه بر اندیشه و رفتار او تأثیر دارند؟

* نام سه دوست صمیمی او را بگویید.

* در مشکلات حاد، بیشتر به چه کسی مراجعه می‌کند؟

* از نظر او بزرگ‌ترین نقطۀ قوتش چیست؟

* بزرگ‌ترین نقطۀ ضعفش چیست؟

* بهترین سرگرمی مورد علاقه‌اش چیست؟

* غذاهای مورد علاقه‌اش کدام است؟

* قهرمانان مورد علاقه‌اش چه کسانی هستند؟

* در ارتباط با جنسیت خود چه نگاهی دارد؟

* در ارتباط با بدن و ظاهر خود چه تصوری دارد؟

اگر والدین در پاسخ به درصد بالایی از این پرسش‌ها ناتوان باشند، یعنی شکاف عمیقی میان آنها و فرزندشان وجود دارد که مانع ارتباط مؤثر و پویا خواهد شد و نشانۀ آن است که دنیای فرزند با تصورات و انتظارات والدین هماهنگ نیست.

5. اصلاح زاویۀ نگاه و بازبینی باورهای غلط

برخی بینش‌های نادرست دربارۀ شیوۀ تعامل با فرزند، مانعی جدی در بهبود روابط است؛ از جمله «اگر با فرزندم دوست شوم، دیگر برای حرف‌هایم ارزشی قائل نمی‌شود»، «فرزندم از اول بچه خوبی نبود»، «باید به هر طریق ممکن او را سربه‌راه کنم» و «آنها هیچ درک و منطقی ندارند». بازبینی و بازطراحی این نگرش‌ها، گامی اساسی در اصلاح ارتباط و ایجاد فضای احترام و اعتماد متقابل است.

6. شیوۀ سخن‌گفتن برای جلب توجه و گوش‌دادن فعال

برای واداشتن نوجوان به گوش‌دادن فعال باید از کلمۀ «من» برای بیان احساسات استفاده کرد تا فرزند احساس خطاب و نصیحت مستقیم نکند. همچنین باید پیام‌ها را دقیق، شفاف و غیرابهام‌آمیز طراحی کرد، در موضوعات با بار عاطفی از قبل اندیشید و حتی نوشت تا از شتاب‌زدگی در بیان پرهیز شود و همواره عشق و محبت خود را در قالب پیام‌های کلامی و غیرکلامی ابراز داشت (3).

7. شفاف‌سازی منطق رفتاری برای فرزند

بهتر است والدین والدین تا حد امکان دلیل تصمیم خود را برای فرزند تبیین کنند؛ مثل دلیل ممنوعیت تمسخر، دیروقت بیرون‌بودن یا رانندگی بدون همراه. درواقع به ‌جای بیان آمرانه و خشک، از طریق بیان علت نادرستی آن رفتار انتقال داده شود. این کار افزون بر کاهش احتمال مخالفت و مقاومت فرزند، بینش صحیحی به او می‌دهد و او را به این درک می‌رساند که نهی‌ها و امرهای والدین از سر خودخواهی نیست، بلکه منطقی پشت آنها وجود دارد، هرچند در نهایت فرزند آن منطق را نپذیرد.

8. حمایت هوشمندانه در چالش‌ها

نوجوان و جوان در دوره رشد با مشکلات و چالش‌های متعددی روبروست. والدین باید در این شرایط در کنار او باشند؛ با وجود این، حمایتشان باید هوشمندانه و متناسب با موقعیت باشد. گاهی لازم است مشکل را به‌کلی والدین حل کنند؛ گاهی همراه با تذکراتی درباره اشتباه‌ها، گاه با مشورت بدون دخالت مستقیم و گاهی نیز بدون اطلاع فرزند موانع رفع گردد تا احساس استقلال و توانمندی او حفظ شود.

9. اجازۀ پرسشگری و گفتگوی آزادانه

نوجوان با انبوهی از پرسش‌ها و تعارض‌های اخلاقی، دینی و هویتی مواجه است؛ ازاین‌رو به طور طبیعی از بسیاری امور حتی مسائل منافی با عفت، پرسش‌هایی مطرح می‌کند. این نوع کنجکاوی‌ها نباید والدین را غافلگیر یا آشفته کند، بلکه باید باب گفتگو را برای فرزند بگشایند. در سیره پیامبراکرم صلی الله علیه وآله آمده است که جوانی برای اجازه زنا خدمت حضرت رسید؛ اما حضرت با پرسش‌های هدفمند و منطقی، بینش او را اصلاح کرد و جوان به‌اختیار از عمل خود منصرف شد (4).

10. ابراز عواطف مثبت و حمایت‌گری عاطفی

حالات عاطفی در هنگام ارتباط، بر انگیزش، ادراک، تصمیم‌گیری و قضاوت‌های بین‌فردی تأثیر می‌گذارند (5). ابراز عواطف مثبت و خوشایند در برخورد با فرزندان، سبب شکل‌گیری و افزایش دوستی و علاقه می‌شود و روابط والدین و فرزندان را مستحکم‌تر می‌کند. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد وجودنداشتن روابط محبت‌آمیز و حمایت‌گرانه و نیز بدرفتاری و خشونت والدین از عوامل مهم کج‌روی فرزندان است (6).

11. ارتقای سطح گفتگو

نوجوانان اغلب عادت به پاسخ‌های کوتاه و مبهم دارند که مانع عمق‌یابی ارتباط می‌شود. برای خروج از این چرخه و ارتقای سطح گفتگو به سطحی عمیق‌تر و صمیمی‌تر، باید به تکنیک‌های ذیل توجه کرد:

* انتخاب موضوع اثربخش که نتیجه دهد؛

* چشم‌پوشی از برخی بدخلقی‌ها؛

* ابراز درک احساسات با جملاتی نظیر «من واقعاً درک می‌کنم که تو باید چه احساسی داشته باشی»؛

* پرهیز از تأیید افراطی تمام احساسات؛

* بیان خاطرات و تجربیات مشابه والدین از دوران جوانی؛

* استفاده از شوخی و مزاح متناسب که صمیمیت می‌آورد؛

* گوش‌دادن بدون نقد و نصیحت و مشورت‌گرفتن در امور روزمره؛

* اهمیت‌دادن به مشکلات و نگرانی‌های او؛

* برخورد محترمانه و فراموش‌نکردن اینکه فرزند دیگر کودک نیست و شایسته احترام همچون هر بزرگسال دیگری است.

12. همدلی عملی و ملموس

همدلی فراتر از گفتن «من احساس تو را درک می‌کنم» است و باید به ‌گونه‌ای باشد که فرزند آن را به‌خوبی احساس کند. برای تحقق همدلی، لازم است ابتدا تجربه عاطفی فرزند دقیقاً درک شود، سپس آن درک به‌درستی در قالب کلمات منتقل گردد و از نشانه‌ها و حرکات غیرکلامی مانند حالات چهره و زبان بدن نیز برای ابراز همدلی استفاده شود. این رویکرد موجب جلب اعتماد فرزند به والدین می‌شود و او را به پذیرش توصیه‌ها ترغیب می‌کند. حتی در صورت نارضایتی از نتیجه، مقاومت کمتری نشان می‌دهد و همکاری بیشتری با والدین خواهد داشت.

13. احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی

اگر نوجوان یا جوان احساس کند که او را انسانی مستقل و بالغ نمی‌دانند، ممکن است برای اثبات استقلال خود به رفتارهای نادرست و گاه سرکشانه روی آورد تا از این طریق توجه دیگران را جلب کند و هویت خود را تثبیت بخشد. احترام به استقلال شخصیتی و مالی او به صورت معقول، از بروز این واکنش‌های منفی پیشگیری می‌کند. در سیره امام خمینی رحمة الله علیه آمده است که با دادن پول‌توجیبی به فرزندان و آزادگذاشتن آنها در خرج‌کردن، به استقلال مالی آنان اهمیت می‌دادند (7).

14. تقویت مهارت گوش‌دادن فعال

یکی از مهم‌ترین ارکان ارتباط مؤثر، توانایی گوش‌دادن فعال است. والدین باید زمانی را به شنیدن بدون قطع‌کردن، قضاوت‌نکردن و آماده‌سازی پاسخ اختصاص دهند. گوش‌دادن فعال به فرزند این پیام را می‌دهد که نظرات و احساسات او برای والدین ارزشمند است و همین امر موجب به‌وجودآمدن اعتماد و صمیمیت بیشتر می‌شود.

15. پرهیز از مقایسۀ فرزند با دیگران

مقایسه فرزند با همسالان، خواهران و برادران یا همکلاسی‌ها، یکی از آفت‌های جدی ارتباط والدین و فرزندان است. این کار عزت ‌نفس فرزند را خدشه‌دار می‌کند و احساس ناکارآمدی و رقابت ناسالم را در او برمی‌انگیزد.

16. به‌رسمیت‌شناختن و مدیریت تعارضات

تعارض و اختلاف‌نظر در هر رابطه‌ای طبیعی است؛ مهم دراین‌باره، شیوۀ مدیریت و حل تعارضات است. والدین باید یاد بگیرند که اختلاف‌ها را به ‌جای سرکوب یا تشدید، به فرصتی برای گفتگو و شناخت متقابل تبدیل کنند. استفاده از عبارات «من» به ‌جای «تو»، تمرکز بر مشکل نه شخص و جستجوی راه‌حل‌های بردبرد، از روش‌های مؤثر دراین‌باره است (8).

17. اهمیت زمان‌های کیفی و فعالیت‌های مشترک

گذراندن زمان‌های کیفی (نه کمّی) در کنار فرزند یکی از مؤثرترین راه‌های تقویت رابطه است. فعالیت‌های مشترکی همچون ورزش، گردش، بازی، مطالعه کتاب یا حتی آشپزی با هم، فرصت‌های غیررسمی برای گفتگو و نزدیکی عاطفی را فراهم می‌آورد. این لحظات، حافظه عاطفی مثبتی در ذهن فرزند ایجاد می‌کند و بستر مناسبی برای برقراری ارتباط عمیق‌تر است.

18. احترام به حریم خصوصی با رعایت حد اعتدال

نوجوانان و جوانان به حریم خصوصی خود حساس هستند. والدین باید ضمن حفظ نظارت منطقی، به حریم شخصی فرزند مانند فضای مجازی، اتاق شخصی و مکالمات خصوصی او احترام بگذارند. ورود بی‌رویه و تجسس در امور خصوصی، اعتماد را از بین می‌برد و فرزند را به پنهان‌کاری سوق می‌دهد. البته این مسئله به معنای بی‌توجهی و رهاکردن نیست، بلکه منظور نظارت غیرمحسوس و همراه با احترام است.

19. برقراری ارتباط غیرکلامی مثبت

ارتباط به کلمات محدود نمی‌شود. زبان بدن، لحن صدا، تماس چشمی و حالات چهره، پیام‌های قدرتمندی به فرزند منتقل می‌کنند. لبخند گرم، نگاه محبت‌آمیز، بغل‌کردن و نوازش و حتی سکوت همراه با توجه می‌تواند بیش از کلمات، احساس امنیت و پذیرش را در فرزند ایجاد کند.

20. آموزش غیرمستقیم از طریق داستان، مثال و الگوی عینی‌بودن

فرزندان به‌ویژه نوجوانان، گاهی در برابر پند و اندرز مستقیم مقاومت نشان می‌دهند. استفاده از داستان‌ها، تمثیل‌ها و مثال‌های عینی به‌ویژه الگوی عینی‌بودن خود والدین، روشی مؤثر و غیرمستقیم برای انتقال مفاهیم اخلاقی و تربیتی است.

نتیجه:

ارتباط صمیمانه و سازنده با فرزند به‌ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، فرایندی هدفمند و چندسویه است که از رهگذر تلفیق آگاهانۀ مهارت‌های ارتباطی تحقق می‌یابد. این فرایند با پرهیز از ملامت‌گریِ مخرب، تفکیک رفتار از شخصیت فرزند و ترک تجسس‌های بی‌جا در امور دینی آغاز می‌شود و با تلاش برای پرکردن شکاف‌های شناختی و عاطفی از طریق شناخت دقیق دنیای درونی او، اصلاح باورهای غلط والدینی و به‌کارگیری شیوۀ گفتگوی غیرخطابی و شفاف ادامه می‌یابد. شفاف‌سازی منطق پشت تصمیمات، حمایت هوشمندانه و متناسب با موقعیت و گشودن فضای پرسشگری آزادانه، همراه با ابراز عواطف مثبت و ارتقای سطح گفتگو به سوی همدلی عملی و ملموس، زمینه‌ساز اعتماد و نزدیکی عاطفی می‌شود. در این مسیر، احترام به استقلال‌طلبی و هویت فردی، گوش‌دادن فعال، پرهیز از مقایسه، مدیریت خردمندانه تعارضات، اختصاص زمان‌های کیفی برای فعالیت‌های مشترک، رعایت حریم خصوصی با نظارتی محترمانه، بهره‌گیری از ارتباط غیرکلامی مثبت و آموزش غیرمستقیم از طریق داستان و الگوی عینی‌بودن والدین، حلقه‌های مکمل این زنجیره تربیتی هستند.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. محمدرضا احمدی؛ «مبانی روان‌شناختی ارتباط مؤثر والدین با فرزندان در محیط خانواده»؛ فصلنامه معرفت، ش ۱۰۴، 1385 ش، ص ۱۸ ـ ۲۶.

2. علی بابایی خورزوقی؛ والدین و دوره حساس نوجوانی (آنچه والدین باید درباره دوره نوجوانی بدانند)؛ اصفهان: دارخوین، 1399 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. ابومحمد حسن ابن‌شعبه حرانی؛ تحف العقول؛ قم: اسلامی، 1404 ق، ص ۸۱.

2. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ مشهد: الشمس، 1389 ش، ص ۴۹.

3. کیت کلی؛ بزرگ‌کردن نوجوان؛ ترجمۀ فرزانه نوری؛ تهران: نشر نواندیش، ۱۳۸۹ ش، ص ۳۶ ـ ۴۱.

4. محمد محمدی ری‌شهری؛ حکمت‌نامه جوان؛ قم: دارالحدیث، ۱۳۸۹ ش، ص ۸۰.

5. حسین بستان؛ اسلام و جامعه‌شناسی خانواده؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳ ش، ص ۱۰۰.

6. اون هارجی و دیگران؛ مهارت‌های اجتماعی در ارتباط میان‌فردی؛ ترجمۀ خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت؛ تهران: نشر رشد، ۱۳۸۴ ش، ص ۲۷۴.

7. علی‌اکبر سبزیان؛ زندگی به سبک روح‌الله؛ ص 64.

8. جی مک‌گرا؛ پرکردن شکاف؛ ترجمۀ مهدی قراچه‌داغی؛ تهران: آسیم، 1387 ش، ص 38.

کد مطلب 2240591

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 10 =

آخرین اخبار