«جمهور مسلمان ایرانی»: «ناس»، ظهور انسان در ساحت «یزدان گرایی:خداشناسی» و «دادگری: عدالت طلبی» است و نخستین تله عوام فریبان داخلی و خارجی (خناس)، آن است که باورمندان را به دام ساحت «رایشگری: ریاضی ( a mathematical science) » و نیز تعاریف غربی خود از «کنشگری: اکتیویسم (activism )» بکشند.
اینکه چند میلیون در جمعیت تشییع امام شهید شرکت کردند؟ اینکه کدام انگیزه ها، افراد را به مراسم تشییع کشیده است؟ اینکه خدماترسانی نهادی، در ظهور جمعیت چه نقشی داشته است؟ اینکه چقدر از بیت المال برای مراسم هزینه شده است؟ و... این ها همه گزاره های ذهن های سطحی اندیش رایشگران «خناس»است که فهمی از « انسان ظهور یافته در ساحت معنا» یعنی همان «جمهور مسلمان ایرانی» ندارند.
این است که ذهن وارونه فهم آنان ایجاب می کند، امور عادی که در همه جای جهان برای برگزاری و مدیریت هر مراسم ملی و حضور بهتر مردم، جاری و ساری است، اینجا محل کج فهمی و مناقشات و مباحثات شان شود.
حقیقت شناختی «ناس» فراتر از این هاست؛ از روشنفکران لائیک تا نخبگان سکولار ملی، از حزبی گرایان داخلی تا سلطنت طلبان خارجی (صهیونیستی)، از تحلیلگران سیاسی تا ارتباط گران رسانه ای که «تشییع امام شهید» را لمیده روی مبل خانههایشان از گوشی موبایل تماشا کردند، هیچ کدام، توان، امکان، ظرفیت و موقعیت فهم و شناخت ظهور «جمهور مسلمان ایرانی» را ندارند.
اول:
«جمهور مسلمان ایرانی» که امروز مسیر بلند «تشییع امام شهید» را پیمود، به اسم و رسم جریان های سیاسی، نه اصلاحطلب است و نه اصولگرا. نه موتلفه گراست و نه اعتدالگرا. نه ملی گراست و نه ایرانگرا. نه پایداریگراست و نه شریانگرا و....
«جمهور مسلمان ایرانی»، همان «اقشار مردم ایران»اند که نخستین بار در تاریخ ایران، با اندیشه امام روح الله خمینی در انقلاب اسلامی سال 1357 خورشیدی ظهور کرده است و پس از آن همواره در اندیشه و عمل و قلب امام شهیدشان ظهور و بروز داشته و هر باری به شهادت «امام» برخاسته اند. گرچه این «جمهور مسلمان» همواره با بی مهریها و بی توجهیهای دولتهای مستقر روبرو بوده است...!
دوم:
«جمهور مسلمان ایرانی»، همان مفهوم «فراملی، اخلاقی و تمدنی» است که نه سیاسیکاران احزاب داخلی، قائل به وجود آن هستند و نه مخالفان خارجی جمهوری اسلامی، فهمی از آن دارند. هم منطق و الزامات حزبگرایی در ساختار احزاب داخلی، ظرفیت شناختی را برای فهم آن کور کرده است و هم بافت و ساخت ذهنیت غربی، توان شناخت آن را ندارد.
سوم:
«جمهور مسلمان ایرانی»، همان مرجعیتی است که:
1- جایی در اندیشه اغلب روشنفکران ایرانی غربی و آثار تولیدی فرهنگی و هنری آنان ندارد.
2- در طبقه بندی های سیاسی رایج ایرانگراها دچار محاسبات خطا بوده است.
3- کمتر جایی در مطالعات آکادمیک داشته است.
4- اغلب رسانه داران داخلی وابسته به جریان های سیاسی از آنان غافل اند.
5- در اغلب سیاستگذاری های اقتصادی و اجتماعی کلان و خرد دولت های مستقر غایب بوده است.
6- در سخت ترین شرایط اجتماعی و رفاهی زندگی کرده و می کند.
7- بیشترین ایثار و از خودگذشتگی را در تمام عرصه ها و خطرات اجتماعی از خود بروز داده است.
8- و بالاخره این مزاح فراگیر، صادق است که همواره مسئولان تلاش کرده اند تا نظام را از بین ببرند و همواره «این مردم» یا همان «جمهور مسلمان» نگذاشته اند.

چهارم:
«تشییع امام شهید»، عرصه ظهور «جمهور مسلمان ایرانی» بود و این «جمهور»، ظهور همان مرجعیتی ست که فراتر از خواست «دولت ـ ملت»، تحقق پیدا کرده است ولی رایشگران سیاسی به ویژه با شاخص های ارزیابی اندیشه فلسفی غربی، توان درک آن را ندارند.
ظهور «جمهور مسلمان ایرانی»، یا «اقشار مردم ایران» یا همان «ناس»، بار معنایی یک «همه پرسی» را در خود تجلی داد. گرچه این معنا، برای ذهن معلول ریاضیوار «خَناس» قابل درک نیست و همچنان در شمارش اعداد گرفتارند.
از شر پنهانی «خناس: وسوسه گران» علیه «ناس: مردم» به خدای یزدان پناه ببریم: « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ. مَلِکِ النَّاسِ. إِلَهِ النَّاسِ. مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ.»
شهادت «آقای ایران» به روایت این قلم:
وقت وداع؛ از «نون امام» تا «خون امام»
تشییع آقای ایران؛ مقابل دو جریان «باید برخاست»
دغلبازی bbc به نام جهان موازی آیتالله خامنهای







نظر شما