چرا ژاندارک ۲۵ سال پس از اعدامش تبرئه شد

یک ربع قرن پس از آن‌که ژاندارک در آتش سوزانده شد، کلیسای کاتولیک حکم محکومیت او را نقض کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، زمانی که مقامات انگلیسی در سال ۱۴۳۱، ژاندارک را در آتش سوزاندند، منتقدان او گمان می‌کردند که او را برای همیشه از میان برده‌اند. بیست‌وپنج سال بعد، دادگاه جدید کلیسا، محاکمه او را نمایشی و بی‌اعتبار اعلام کرد.

تلاش‌ها برای اعاده حیثیت او سال‌ها در جریان بود. در سراسر فرانسه قرون وسطی، مردم داستان‌های آن دختر روستایی را بازگو می‌کردند؛ دختری که سربازان را به میدان نبرد هدایت کرد، محاصره اورلئان را در جریان «جنگ‌های صدساله» درهم شکست و در مراسم تاج‌گذاری در کنار شارل هفتم ایستاد. آن‌ها همچنین اعدام آن دختر ۱۹ ساله را به یاد داشتند که توسط دادگاهی وفادار به انگلستان، مرتد شناخته شده بود.

دبورا مک‌گریدی، استاد زبان فرانسوی و مدیر مطالعات قرون وسطی در دانشگاه ویرجینیا، می‌گوید که حرکت برای پاک کردن نام ژاندارک، بسیار پیش‌تر از اقدام رسمی کلیسا آغاز شده بود. هنگامی که شارل هفتم در نوامبر ۱۴۴۹ وارد شهر روآن شد، شهری را یافت که هنوز درگیر سایه مرگ او بود.

او می‌گوید: «شارل هفتم در موقعیتی بود که می‌توانست کاری انجام دهد. دلیل این‌که چرا تصمیم گرفتند این کار را پیش ببرند، پیچیده است: این موضوع توسط اعضای خانواده‌اش، و به‌ویژه مردم اورلئان و کلیسای کاتولیک فرانسه تحریک شده بود.»

در ژوئیه ۱۴۵۶، دادگاه پاپی حکم نهایی خود را در دادگاه اعاده حیثیت ژاندارک صادر کرد. در آن‌چه مک‌گریدی آن را بخشی «تحقیقات حقوقی» و بخشی «نمایش سیاسی» توصیف می‌کند، قضات اعلام کردند که رسیدگی‌های سال ۱۴۳۱ «آلوده به فریب، تهمت، شرارت، تناقضات و خطاهای آشکار در واقعیت و قانون بوده است.»

شارل هفتم دلایل شخصی خود را برای فشار جهت اعاده حیثیت از ژاندارک داشت. محکومیت او سال‌ها برای تضعیف جایگاه شارل مورد استفاده قرار گرفته بود. فرانسیس سی. لوول، مورخ، در کتاب خود با عنوان «ژاندارک» (منتشر شده در ۱۸۹۶) می‌نویسد که محکومیت او «با هدف آسیب رساندن به جایگاه شارل در نگاه تمام اروپا طراحی شده بود.» لوول می‌افزاید که پس از دستیابی شارل به اسناد دادگاه، پادشاه «قصد داشت حکمی را که او را به دلیل دستیابی به تخت پادشاهی با کمک جادوگری محکوم کرده بود، لغو کند.»

مک‌گریدی، نویسنده کتاب «ژاندارک: زندگی یک نماد فرهنگی فرانسوی»، می‌افزاید که اعاده حیثیت از ژاندارک نه‌تنها به شارل اجازه داد تا اعتبار خود را حفظ کند، بلکه به او امکان داد تا خود را به عنوان قهرمان این داستان بازتعریف کند. شارل هفتم برای پاک کردن نام ژاندارک تحت فشار بود، زیرا محکومیت او به جرم مرتد بودن، بر پیروزی و مشروعیت پادشاه سایه انداخته بود.

مک‌گریدی می‌گوید: «برداشت شخصی من این است که تمام آن کلمات و اسناد، قرار بود او (شارل) را به قهرمانی تبدیل کند که قربانی را نجات می‌دهد. او (ژاندارک) مرده است، اما پادشاه می‌خواهد اعتبار او را نجات دهد؛ به این ترتیب، او درنهایت بسیار خوش‌نام و موفق جلوه می‌کند. و این میراثی است که ماندگار می‌شود.»

اما پادشاه نمی‌توانست به‌سادگی تصمیم کلیسا را لغو کند. از آن‌جایی که ژاندارک توسط یک دادگاه کلیسایی به جرم مرتد بودن محکوم شده بود، تنها کلیسا صلاحیت و اقتدار لازم برای نقض آن حکم را داشت.

چرا ژاندارک ۲۵ سال پس از اعدامش تبرئه شد
نقاشی سال ۱۸۶۳ اثر دانته گابریل روزتی، ژاندارک را با زره به تصویر می‌کشد.
تصویر از Heritage Images از طریق Getty Images

خروش عمومی و یک درخواستِ به‌دقت برنامه‌ریزی‌شده

جنبش برای بازگرداندن اعتبار ژاندارک، همان‌قدر که توسط خاندان سلطنتی هدایت می‌شد، توسط مردم عادی نیز پیش برده می‌شد. در اورلئان، شهری که او آزاد کرده بود، ساکنان با برگزاری مراسم‌های سالانه برای commemoration (یادبود) شکست محاصره، خاطره او را زنده نگه داشتند. طبق گفته رژین پرونود، مورخ، در کتاب «محاکمه مجدد ژاندارک: شواهدی برای تبرئه او»، تا سال ۱۴۴۰، شهر حتی از نظر مالی نیز از مادر ژاندارک حمایت می‌کرد.

زمانی که کلیسا سرانجام در سال ۱۴۵۵ رسیدگی‌های رسمی را آغاز کرد، خانواده ژاندارک نقشی محوری ایفا کردند. در اولین جلسه رسیدگی در کلیسای جامع نوتردام پاریس، مادر او، ایزابل رومِه، چنان از شدت اندوه از خود بی‌خود شد که مقامات مجبور شدند جلسه را متوقف کنند.

مک‌گریدی می‌گوید: «برداشت من این است که خانواده او به عنوان بخشی از یک نمایش، برای ایجاد یک موقعیت نمایشی به میدان آورده شدند.»

این نمایش نتیجه داد. پاپ کالیکستوس سوم مجوز یک تحقیق کامل را صادر کرد و بازرسان برای جمع‌آوری شهادت‌ها به سراسر فرانسه سفر کردند.

نیویورک تایمز در سال ۱۹۵۵ این فرآیند را چنین خلاصه کرد: «دادگاه، شاهدانی را در دامرمی، ووکولر، تول، اورلئان، پاریس و روآن شنید. دوستان دوران کودکی او، همراهان سفر، سربازان از تمام رتبه‌ها و جایگاه‌ها، درباریان و کشیش‌ها شهادت‌های خود را ارائه دادند… در سال ۱۴۵۶، قضات تردید چندانی نداشتند که محاکمه سال ۱۴۳۱، به‌شدت و با بدبینی، یک موضوع سیاسی بوده است.»

به گفته لوول، بیش از ۱۵۰ سوگندنامه و شهادت‌نامه ثبت شد. او می‌نویسد: «همان‌طور که در آن شرایط انتظار می‌رفت، شهادت‌ها به نفع ژاندارک بود.»

اجبار، فساد و دختری بدون وکیل

دادگاهِ اعاده حیثیت، دوباره به موضوع رویاهای (اشارات الهی) ژاندارک یا پیروزی‌های نظامی او نپرداخت؛ درعوض، تمرکز خود را بر قانونی بودن محاکمه سال ۱۴۳۱ معطوف کرد و آن را غیرقابل دفاع یافت.

در میان جدی‌ترین تخلفات، این واقعیت بود که ژاندارک از داشتن وکیل مدافع برخوردار نبود؛ حقی که طبق قوانین کلیسا، شامل حال افراد زیر سن قانونی می‌شد. مارک توین در کتاب خود با عنوان «خاطرات شخصی از ژاندارک» (منتشر شده در ۱۸۹۶) نوشت: «او حتی نتوانست یک [شاهد] را برای دفاع از خود فرا بخواند… در حالی که حکم اعدام او، پیش از آن‌که درها [سالن دادگاه] باز شوند، قطعی شده بود.»

محاکمه دوم نشان داد که ژاندارک بارها درخواست کرده بود پرونده‌اش به رم فرستاده شود، اما درخواست‌های او برای تجدیدنظر نزد پاپ سرکوب شده بود. دادگاه همچنین بر بدرفتاری با او در دوران بازداشت تمرکز کرد و خاطرنشان ساخت که او توسط نگهبانان مرد نگهداری می‌شده و با تهدید به خشونت جنسی روبه‌رو بوده است. مک‌گریدی می‌گوید: «آن‌ها می‌گفتند که او زیاد گریه می‌کرد… او مجبور بود لباس مردانه بپوشد، زیرا مدام مورد تهدید به تجاوز قرار می‌گرفت.» پرونود می‌نویسد که حکم نهایی دادگاه بر پایه تصمیم ژاندارک برای پوشیدن دوباره لباس مردانه استوار بود؛ تصمیمی که او تنها به دلیل تهدیدهایی که در زندان با آن‌ها روبه‌رو بود، مجبور به انجامش شد.

حکم نهایی در سال ۱۴۵۶، محاکمه را «باطل» اعلام می‌کند

طبق گفته لوول، حکم نهایی که در ۷ ژوئیه ۱۴۵۶ [16 تیر 835 خورشیدی] صادر شد، محاکمه اولیه را «باطل، بی‌ارزش و بی‌اثر» اعلام کرد. او می‌افزاید که کلیسا دستور داد خبر این حکم در شهر روآن از طریق اعلان‌های عمومی منتشر شود؛ ازجمله برگزاری موعظه‌ای در همان بازار محلی که ژاندارک در آن‌جا به آتش کشیده شده بود، و نیز برپا کردن صلیبی «برای آن‌که نام او در یادها ابدی بماند».

با این حال، مک‌گریدی خاطرنشان می‌کند که حتی با وجود تبرئه، فرآیند اعاده حیثیت بیشتر بر رنج‌های او تأکید داشت تا بر نبوغ نظامی‌اش. او می‌گوید: «برای مثال، هیچ بحثی درباره پیروزی‌های او در اورلئان صورت نگرفته است؛ هدف آن‌ها این بود که او را به یک قربانی تبدیل کنند.» او می‌افزاید که سربازان شهادت داده بودند که او «بهتر از فرماندهانی که تمام عمرشان را در این کار گذرانده بودند، می‌جنگید»، اما این روایت‌ها در سوابق رسمی گنجانده نشد.

مک‌گریدی می‌گوید: «دادگاه اعاده حیثیت، اعتبار او را بازگرداند، اما نگفت که او مرتد نبوده است. آن‌ها درواقع ژاندارک را از نظر قانونی مجدداً محاکمه نکردند؛ حکم دادگاه صرفاً اعلام کرد که آن محاکمه چنان فاسد بوده است که ما آن را لغو می‌کنیم.»

مک‌گریدی می‌افزاید که این حکم اجازه داد تا ژاندارک وارد تاریخ رسمی فرانسه شود، اما تنها در جایگاه یک شخصیت فرعی و عمدتاً در قالب روایتِ بدرفتاری‌هایی که با او شده بود. بیش از یک قرن طول کشید تا اولین زندگی‌نامه مستقل از زندگی او منتشر شود.

با این حال، اعاده حیثیت برای رسیدن او به مقام قدیس بودن (Canonization) ضروری بود. مک‌گریدی اشاره می‌کند: «یک فرد مرتد نمی‌تواند به قدیس تبدیل شود.» اعلام کلیسا مبنی بر فاسد بودن محاکمه سال ۱۴۳۱، مسیر را هموار کرد، هرچند ژاندارک تا سال ۱۹۲۰ به مقام قدیس بودن نرسید.

منبع: www.history.com

۲۵۹

کد مطلب 2243504

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین