هیچ جای کشور به‌جز خط مقدم آرایش جنگی نگرفته است/ فرزانه: دست فرمان سیاستگذاری اقتصادی غلط است

یک کارشناس اقتصاد سیاسی با انتقاد از روند تصمیم‌گیری اقتصادی هشدار داد، باید دولت در شرایط جنگی فعلی تمرکز بیشتری بر اقتصاد داشته باشد زیرا بدون یک آرایش مناسب، اقتصاد ایران امکان خروج از وضعیت فعلی را ندارد.

به گزارش خبرآنلاین، درگیری ها و حملات نظامی در جنوب ایران در حال تبدیل شدن به یک رویه ثابت است. کمتر از یک ماه از امضای تفاهم نامه اسلام آباد، حالا طرفین هر روز به یکدیگر موشک و پهباد می‌زنند. این در شرایطی است که دوباره تحریم‌های نفت برگشته و اقتصاد ایران حالا باید خود را برای دور تازه‌ای از فشارها تحمل کند. چیزی که از نظر منتقدان شاید ایران برای این دوره آنچنان آماده نباشد.

احسان فرزانه، کارشناس اقتصاد سیاسی، با انتقاد از رویکرد حاکم بر کشور، تاکید دارد بدون گرفتن آرایش جنگی نمی‌توان از این وضعیت خارج شد زیرا ایران در میانه یک مخمصه جهانی میان آمریکا و چین قرار دارد. از نظر این تحلیل‌گر اقتصادی به جای دعواهای جناحی فعلی، باید بر این امر تمرکز شود که با اتخاذ کدام سیاست‌ها کشور می‌تواند به نحوی موفق از این برهه حساس عبور کند.

متن کامل این گفتگو را می‌توانید در ادامه بخوانید.

از زمانی که حمله آمریکا و اسراییل به ایران شروع شده، تا امروز بسیاری از کارشناسان و تحلیل‌گران، نداشتن آرایش جنگی از جمله در اقتصاد را از جمله ضعف‌های برجسته ایران دانستند. در این مدت اما به نظر نمی‌رسد اهتمام خاصی صورت گرفته باشد. آمریکا اکنون پی در پی به جنوب ایران حمله می‌کند اما به نظر می‌رسد این حملات جدی گرفته نمی‌شوند، چرا هنوز در حوزه‌هایی چون اقتصاد تدابیر ضروری وضعیت فعلی، اتخاذ نشده است؟

متاسفانه سیستم عامل و دستگاه پردازش تصمیم‌گیران کلان کشورمان، درکی در ذهن آنها پدید آورده که به باور من از فهم این وضعیت عاجز شده‌اند. درحالی‌که هر روز کشور بمباران می‌شود، در فضای رسانه‌ای هر روز به «تندروها» حمله می‌شود. متاسفانه در این فضا برخی طوری جلوه می‌دهند که گویی همه کسانی که نگرانی از مذاکرات دارند یا فکر می‌کنند ایالات متحده مکارتر از تصورات است، عضو جبهه پایداری هستند حال آن‌که این طور نیست و امروز در سطح جهان اغلب روشنفکران به هیات حاکمه امریکا بی اعتماد و بدبین هستند.

اپوزیسیون سلطنت طلب به همه می‌گوید چپ و در ایران محافل نزدیک به تصمیم‌گیران به همه منتقدان می‌گوید طرفداران جبهه پایداری! به همین دلیل وقتی سراغ رسانه‌های رسمی می‌رویم اغلب طوری جلوه می‌دهند که گویی عامل حمله آمریکا نیست و به جای واشنگتن باید در مقابل دیگران صف بندی کرد.

در ذهنیت مسئولان کدام موضوعات آن طور که باید فهم نشده‌اند؟

من فکر می‌کنم ضعف در فهم تاریخ و شناخت امپریالیسم در مسئولان به حدی نگران کننده رسیده است. دائم این تصور وجود دارد که گویی ما «نخستین گناه» را مرتکب شده‌ایم و اگر رفتارمان را تغییر دهیم، آمریکا دست از سرمان بر می‌دارد. این طور نشان می‌دهند که گویی ایران هم جنگ طلبی داشته حال آن‌که رفتار ایران پس از ۷ اکتبر بیانگر بی میلی تمام به جنگ بود اما جنگ به آن تحمیل شد به نحوی که بخش بزرگی از مسئولان و فرماندهان کشور را از بین برد.

این ضعف موجب شده تا به جای آن‌که در میانه جنگ، کنترل اقتصاد را بیشتر کنند و زمینه حفظ حداقل‌ها را برای اقشار فرودست حفظ کنند، با انتخاب آقای مدنی زاده به عنوان وزیر اقتصاد و نشاندن همتی در صندلی رییس کل بانک مرکزی، سراغ شوک درمانی رفتند. قیمت‌ها هر روز افزایش پیدا می‌کند و در یک فقره دولت به بهانه کمبود منابع ناگهان قیمت نان را در یک شب ۱۰۰ درصد افزایش می‌دهد. انگار نه انگار که کشور درگیر یک جنگ وجودی با ابرقدرت جهان است.

اگر فراموش نکرده باشید، در بهار ۱۴۰۴ و در حالی‌که ایالات متحده و اسراییل در حال آماده کردن خود برای حمله بودند، برخی آقایان اصلاح طلب و میانه رو با تز سرمایه گذاری هزار میلیارد دلاری و ۲۵۰۰ میلیارد دلاری، به زعم خود راه رفع مشکلات با آمریکا یافتند. این فهم ساده لوحانه امروز تبدیل به یک رویه نهادی مخرب شده است.

سیاستگذار اقتصادی باید در پی کدام اولویت‌ها می‌رفت که نرفته است؟

در زمان جنگ باید منابع را با وسواس بیشتر و به نحوی اختصاص داد که نیازهای اولیه مردم تامین شود و تولید دچار اخلال نشود.باید تورم را کنترل و بیکاری را مهار کرد.باید خصوصی سازی را به نفع تمرکز بیشتر رها کرد و مدیریت و هدایت اقتصاد را به دست گرفت.این اقتصاد سیاسی، این نظام تصمیم‌گیری و این نظم اداری به هر چیزی شباهت دارند جز به ساختاری که در یک جنگ وجودی قرار گرفته است.

به جای این‌کارها لگسوس فروختند، تورم را رها کردند و تماشاگر همه نوع نابسامانی هستند. این آرایش نه تنها جنگی نیست که موجب شده اقتصاد پاشنه آشیل کشورمان باشد. در واقع به جز خط مقدم، هیچ جای کشور آرایش جنگی نگرفته و تنها شعار جنگی می‌دهند.

آن‌چه امروز از تنش‌های موجود جهانی و منطقه‌ای باید فهمیده شود، چیست؟ به زبان ساده‌تر امروز با چه جهانی مواجه شده‌ایم؟

ما در عصر گذار قرار داریم. جهان در دوران گذار با اوج خشونت‌ها و بی‌ثباتی‌ها مواجه می‌شود. به طور مثال زمانی که امپراطوری انگلستان رو به افول رفت، دو جنگ جهانی با بیش از ۱۰۰ میلیون کشته به راه افتاد و پس از آن ایالات متحده جانشین انگلیس شد. ما اکنون در شرایطی قرار داریم که چین در مقام کارخانه جهان ظاهر شده و ایالات متحده قدرت فائقه‌ای است که از اقتصاد خود صنعت زدایی کرده است. امریکا به راحتی عرصه را به چین نمی‌سپرد و حمله به ایران هم در این متن باید فهم شود.

اگر این فهم وجود می‌داشت، به جای دعواهای جناحی سطح پایین داخلی، به جای این نظریه پردازان کم سواد و بحث‌های دست چندم، باید در مورد این صحبت می‌شد که چطور ایران خود را در این مخمصه می‌تواند نجات دهد. هنگامی که مساله ما با آمریکا، لااقل به این شکل حل شدنی نیست، باید زمینه دفاعی موفق را فراهم کرد.

هیچ جای کشور به‌جز خط مقدم آرایش جنگی نگرفته است/ فرزانه: دست فرمان سیاستگذاری اقتصادی غلط است

با این درک، تاکید بر سیاست‌های اقتصادی ضد جریان و ضد نولیبرالی، در کجای مساله «حفظ بقای ایران» قرار دارد؟

این‌ توصیه‌ها را که همگی در راستای دفاع از تولید و حمایت از معیشت عمومی است را باید در چارچوب آرایش دفاعی اقتصاد کشور قرار داد. همانطوری که پدافند، هواپیما، کشتی، زیردریایی، موشک و ... برای دفاع از کشور ضروری است، اتخاذ سیاست‌های اقتصادی که خط دفاعی در شهرها و صنایع کشور را هم تقویت می‌کند، ضروری است.

این‌که تاکید می‌شود جلوی خصوصی‌سازی را بگیرید، از واردات خودرو و کالاهای لوکس جلوگیری کنید، یارانه‌های مردم را حذف نکند، آزادسازی اقتصاد را متوقف کنید، همگی در چارچوب حفظ وحدت و انسجام کشور در نبرد با امپریالیسم آمریکا است. این کارها را در این چند ماه انجام ندادند و در حوزه جهانی هم به جای همسویی با روسیه و چین و بلوک سازی با آن‌ها، منفعل ماندند و حالا جنوب کشورمان، هر روز بمباران می‌شود.

۲۲۳۲۲۹

کد مطلب 2245855

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین