به گزارش خبرآنلاین، امروز ۲۳ تیر ۱۴۰۵ (۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶)، یازدهمین سالگرد نهایی شدن یکی از پربحثترین اسناد دیپلماتیک قرن بیست و یکم، یعنی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) است. این مناسبت در شرایطی فرارسیده که هشت سال از خروج یکجانبه آمریکا از این توافق و حدود ۹ ماه از تاریخ انقضای رسمی قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت میگذرد؛ نقطهای که قرار بود پایان کامل محدودیتهای هستهای ایران باشد، اما به فصلی جدید از تقابلهای حقوقی مبدل شده است.
در این تکنگاری، نگاهی گذرا به مسیر طیشده این توافق، از شور و شوق دیپلماتیک هتل کوبورگ وین در سال ۱۳۹۴ تا نشستهای پرتنش و بینتیجه شورای امنیت در ماههای اخیر خواهیم داشت.
۱. تولد برجام در وین؛ دیپلماسی در اوج اقتدار
در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۴، وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا)، روسیه، چین، ایالات متحده آمریکا و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پس از ماهها مذاکرات نفسگیر موفق شدند به توافقی جامع بر سر آینده برنامه هستهای ایران دست یابند.
در آن روزهای تاریخی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت ایران، برجام را «تعهدی مشترک به صلح و تلاش برای امنتر کردن جهان» خواند. فدریکا موگرینی نیز از لغو جامع کلیه تحریمهای اقتصادی، مالی، تجاری و انرژی سخن گفت. از نگاه تئوریک و با تکیه بر نظریههای روابط بینالملل، برجام یک نمونه استثنایی بود؛ عقبنشینی اختیاری و محتاطانه کشوری که ظرفیت اتمی شدن را به دست آورده بود، برای جلوگیری از وقوع جنگی ویرانگر در منطقه و خروج از انزوای اقتصادی.
۲. ضربه کاری واشنگتن بر پیکر توافق چندجانبه
خوشبینیهای اولیه دیری نپایید. درست شش روز پس از نهایی شدن توافق، شورای امنیت با تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ بر الزامآور بودن برجام تأکید کرد. با این حال، ایالات متحده آمریکا از همان ابتدای دوره اجرا، با کارشکنیهای متعدد مانع از چشیدن ثمرات اقتصادی کامل برجام توسط مردم ایران شد.
سرانجام در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، دونالد ترامپ رسماً خروج یکجانبه آمریکا از برجام را اعلام کرد. این اقدام از منظر حقوق بینالملل یک بدعت خطرناک بود؛ چرا که برجام یک موافقتنامه سیاسی دوجانبه نبود که یکی از طرفین بتواند به راحتی از آن خارج شود، بلکه توافقی منضم به قطعنامه رسمی شورای امنیت بود. با خروج آمریکا و ناتوانی اروپا در جبران خسارتهای ایران، تهران نیز در پاسخ و در چارچوب حقوق برجامی خود، گامبهگام از تعهدات هستهایاش عقبنشینی کرد.
۳. انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ و جنجال مکانیسم اسنپبک
بر اساس بندهای عملیاتی قطعنامه ۲۲۳۱، ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ (۲۶ مهر ۱۴۰۴) تاریخ نهایی و انقضای کامل این قطعنامه و پایان رسمی بررسی پرونده هستهای ایران در شورای امنیت بود. اما در آستانه این تاریخ، تروئیکای اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) با طرح ادعای «عدم پایبندی ایران به تعهدات»، فرآیند بحثبرانگیز اسنپبک (مکانیسم پسگشت) را فعال کردند تا شش قطعنامه تحریمی لغوشده پیشین را به صورت ادعایی مجدداً فعال کنند.
این اقدام بلافاصله با مخالفت شدید و مشترک ایران، روسیه و چین مواجه شد. پکن و مسکو اعلام کردند که تلاش اروپاییها فاقد وجاهت حقوقی است، زیرا خود آنها تعهداتشان را انجام ندادهاند و قطعنامه ۲۲۳۱ به طور قطعی منقضی شده و از دستور کار شورا خارج است.
۴. شورای امنیت در برزخ؛ تقابل سنگین قدرتها بدون دستاورد
نشستهای اخیر شورای امنیت که پس از تاریخ انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ برگزار شد، عمق شکافها در نظام بینالملل را به نمایش گذاشت. از یک سو، نمایندگان تروئیکای اروپا و آمریکا با استناد به گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر انباشت اورانیوم غنیشده در ایران، مدعی زنده بودن تحریمهای سازمان ملل هستند.
از سوی دیگر، امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، به صراحت تأکید کرد که از تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵، کلیه محدودیتهای موضوع هستهای ایران منقضی شده و شورای امنیت دیگر هیچ دستور کاری تحت عنوان «عدم اشاعه» در مورد ایران ندارد. روسیه و چین نیز با به چالش کشیدن مشروعیت این جلسات، اقدامات غرب را تحریف آگاهانه قطعنامهها و ضربه به دیپلماسی چندجانبه خواندهاند.
میراث برجامی که دیگر زنده نیست
در یازدهمین سالگرد نهایی شدن سند وین، به وضوح مشخص است که بزرگترین دستاورد دیپلماتیک عدم اشاعه در تاریخ معاصر، به پوستهای خالی و زمین بازی برای جنگهای لفظی تبدیل شده است. در حالی که معاون سیاسی دبیرکل سازمان ملل همچنان بر یک راه حل مذاکرهشده به عنوان بهترین گزینه تأکید دارد ، دیوار بلند بیاعتمادی میان ایران و غرب و اصرار اروپا بر تحریمهای فراملی، چشمانداز هرگونه احیای واقعی دیپلماسی را تیرهوتار کرده است.
برجام ثابت کرد که توافقهای بینالمللی بدون تعهد واقعی قدرتهای بزرگ، در برابر طوفانهای تغییرات سیاسی داخلی کشورها تا چه اندازه آسیبپذیرند.
۴۲/۴۲







نظر شما